مدلهای مختلف مدیریت منابع انسانی در عصر جهانی شدنشرایط به گونه ای رقم خورده که هیچ شرکتی در زادگاه خود از حاشیه امن برخوردار نیست، در این شرایط، اگر شرکتی خواهان بقاست باید به فکر گسترش کسب و کار خود باشد.
به گزارش سرویس سیاسی برنا، از آنجائیکه محیط رقابتی کسب و کار به سرعت درحال جهانی شدن است، لازم است شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری برای رقابت در این شرایط تنگاتنگ با الگو قرار دادن صحیح ترین مدل مدیریت منابع انسانی به این هدف دست یازند. به گزارش سرویس سیاسی برنا، از آنجائیکه محیط رقابتی کسب و کار به سرعت در حال جهانی شدن است، لازم است شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری برای رقابت در این شرایط تنگاتنگ با الگو قرار دادن صحیح ترین مدل مدیریت منابع انسانی به این هدف دست یازند.
از این رو، در سازمان های جهانی و بین المللی، مدل های مختلف مدیریت منابع انسانی شکل گرفته که عبارتند از: 1 - مدل ملی گرا (ETHNO CENTRISM) : این مدل بر روی حفظ تجانس گروه ها تمرکـــز می کند تا بتواند موجب تضمین عملکرد و بهبود آن شود. این مدل شامل تبعیت از استانداردهایی است که در شرکت مادر مورد استفاده قرار می گیرد و لذا اعضای خارجی گروه را نیز با استانداردهای خود هماهنگ می سازد. چنین رویکردی، مدت های زیادی توسط شرکت های آمریکایی به کار گرفته شده بود که اعمال آن از طریق قوانین رسمی صورت می گرفت. در این طرح، اداره منابع انسانی دارای موجودیتی غیرمتمرکز است و وظیفه آنها، تنها کنترل و اجرا است. مزایای این مدل عبارتند از: الف) گسترش فرهنگ سازمانی منسجم و یکپارچه ب) هماهنگی و یکدستی میان نقش آفرینان سازمان و اما محدودیت های این مدل عبارتند از: الف) این مـــدل دربرگیرنده ویژگیهای فرهنگی - اجتماعی کشورهای مختلف نیست ب) این مدل باعث کاهش تنوع می شود، لذا به تبع آن، کاهش نوآوری را نیز دربردارد 2- مدل چندمرکزی (POLYCENTRIC): هدف اصلی این مدل، استفاده از خط مشی های منابع انسانی برای نیازهای محلی است. لذا مطابق این مدل، واحدهای غیرمتمرکز منابع انسانی از استقلال مدیریتی منتفع می شوند. شعار "جهانی فکر کنید، محلی عمل نمایید" بهترین شعار مصداقی این مدل است. چنین مدل بر مبنای مراوده دو طرفه میان شرکت های مستقل شکل می گیـــرد و حول یک اداره مرکزی تجمع یافته است. اطلاعات در سازمان مرکزی وجود دارد و به طور قانونی اقدامات شرکت های مستقل را ارزیابی می کند. همچنین سازمان مرکزی، مسئول گسترش شیوه های نوآوری است. مزایای این مدل عبارتند از: الف) مدیران منابع انسانی از یک استقلال نسبی برخوردار هستند ب) مشتمل بر محیط کاری چند فرهنگی است و اما محدودیت های این مدل عبارتند از: الف) دارای عدم انسجام خط مشی در منابع انسانی است. زیرا دپارتمان های غیرمتمرکز منابع انسانی دارای خواسته های متفاوتی هستند و این مسئله باعث ایجاد تعارضاتی میان آنها و اداره مرکزی می شود ب) دارای خطر زوال فرهنگ منسجم سازمانی است 3 - مدل اقلیم گرا (GEO CENTRIC): در این مــدل، به شرکت به عنوان شبکه ای نگریسته می شود و به عنوان یک ساختار تخت فرض می گردد. شرکت دارای تعداد زیادی شرکت های دیگر است که دارای تساوی حقوقی هستند. آنها ازطریق جریان های مالی، انسانی و اطلاعاتی با یکدیگر می پیوندند. شرکت هایی که این مدل را به کار می گیرند، استــراتژی های جهانی را به کار می بندند و دارای کارکنانی جهان وطنی هستند. در این مدل، ایده شایستگی موردتاکید است. این ایده، عامل اصلی ارتقا داخلی است. از محدودیتهای این مدل عبارتنداز: الف) تحرک نیروی کار به واسطه یأس و ناامیدی کاهش می یابد ب) تفاوتهای فرهنگی مانع گفتمان میان اعضا می شود ج) اجرای ارزیابی و انتخاب عادلانه مشکل مـی گردد به منظور عملی ساختن این سیستم، مدیران منـــــابع انسانی بایستی موجبات تحرک، رویه های ارزیابی متجانس و برنامه های آموزشی استاندارد را فراهم آورند. 4 - مدل منطقه محور (REGIOCENTRIC): در این مدل، متناسب با استراتژی و مدیریت، جهان به مناطق متجانس محلی تقسیم می شود که حـول ادارات مرکزی محلی مستقل عمل می کند. اداره محلی منابع انسانی، رابطی میان ادارات مرکزی و اعضایش است. این مدل و مدل قبلی دارای ویژگیهای مشترکی هستند. اگر بخواهیم مقایسه ای میان این مدل ها و مدل های اروپایی انجام دهیم& تناظر زیر میان این مدل ها برقرار است که عبارتند از: - شرکت هـــــــای ملی گرا مطابق شرکت های بین المللی هستند؛ این شرکت ها اکثراً چندملیتی هستند و استراتژی هایی در سطح جهانی اجرا می کنند و اروپا تنها بخش کوچکی از این کسب و کار است. این توضیح بیانگر این است که چرا آنها استراتژی اروپایی ندارند. - شرکت های چندمرکزی مطابق شرکت های صرفاً اروپایی است. هدف اولیه این شرکت ها بهبود در رتبه اروپا در کسب و کارهاست. - شرکت های اقلیم گرا مطابق شرکت های فرا - اروپایی است. آنها اروپا را به عنوان یک بعد جدید در جهت گیری هـای استراتـژی یکسان می دانند و این امر به دو دلیـل است: یکـی بـــه خاطر آنکه شرکت های ملی هستند که تـلاش می کنند بازار اروپا را تسخیر کنند. دیگری شرکت های چندملیتی هستند که اکثراً به ابعاد اروپایی توجه دارند. - شرکت های منطقه محور، متناظر با شرکت های فراملی هستند. آنها در تلاش برای حفظ رتبه ملی و بین المللی هستند. بنابراین، در زمان مشابه، استراتژی های آنها ملی و بین المللی است. مدیریت کارکنان در محیطی جهانی - انواع مختلف کارمندان بین المللی: قبل از آنکه وارد بحث شویم لازم است با سه مفهوم کشور مادر، کشور میزبان و کشور ثالث آشنا شویم. کشور مادر (PARENT COUNTRY) کشوری است که دفاتر مرکزی شرکت در آن واقع شده اند. به عنوان مثال، ایالات متحده، کشور مادر شرکت جنرال موتورز است. کشور میزبان (HOST COUNTRY) ، کشوری است که در آن شرکتهای کشور مادر در جستجوی راه اندازی کسب و کارند. لذا، انگلیس کشور میزبان شرکت جنرال موتورز محسوب می گردد، زیرا جنرال موتورز دارای شرکت هایی در این کشور است. کشور ثالث(THIRD COUNTRY) ، کشوری سوای از کشور مادر یا کشور میزبان است و شرکت ممکن است در آن کسب و کاری انجام دهد و یا در آن فعالیتی نداشته باشد. همچنین کارمندان نیز به انواع مختلفی تقسیم می شوند. کارمند مقیم (EXPATRIATE) واژه ای که عموماً برای کارمندانی به کار برده می شود که توسط شرکت متبوع شان به کشوری دیگر فرستاده می شوند تا در آنجا به انجام امور شرکت بپردازند. با گسترش روند جهانی شدن کسب و کار، اکنون ایجاد تمایز میان انواع مختلف کارمندان مقیم مهم و ضروری به نظر می رسد. تبعه های کشور مادر کارکنانی هستند که در کشور مادر متولد شده و در آن زندگی می کنند. تبعه های کشور میزبان، کارکنانی هستند که در کشور میزبان تولد یافتـــه و بزرگ شده اند. نهایتاً تبعه های کشور ثالث، کارکنانی هستند که در کشوری غیر از کشور مادر و یا کشور میزبان متولد شده و رشد یافته اند، اما در کشور میزبان مشغول بکارند. لذا مدیری که در برزیل تولد یافته و بزرگ شده است و در استخدام سازمانی واقع در ایالات متحده است و برای انجام امور شرکت در کشور تایلند منصوب می گردد، «تبعه کشور ثالث» نامیده می شود. سطوح مشارکت درک سطوح مختلف مشارکت در بازارهای بین المللی بسیار مهم است، زیرا هرچه میزان مشارکت یک شرکت در تجارت بین المللی بیشتر گردد، مسائلی که شرکت در زمینه مدیریت منابع انسانی با آنها مواجــــه می گردد، متفاوت خواهند بود. 1 - مشارکت محلی یا فعالیت در داخل کشور: اکثر شرکت ها، فعالیت های خود را در بازارهای داخلی آغاز می کنند. به عنوان مثال، یک فرد کارآفرین ممکن است ایده تولید کالایی را در سر داشته باشد که نیاز خاصی را در بازار ایالات متحده برآورده می سازد. در مرحله بعد، این فرد سرمایه لازم را برای ساخت کارخانه ای برای تولید کالای مذکور، به دست می آورد تا بتواند نیازهای بازاری کوچک را برآورده سازد. این امر نیازمند کارمندیابی، استخدام، آموزش و جبران خدمات تعدادی از افراد است که در فرایند تولید مشغول به کار خواهند شد. این افراد معمولاً از بازار نیروی کار داخل استخدام می شوند. با افزایش شهرت کالای تولید، مالک کارخانه می بایست کارخانه های بیشتری را افتتاح و افراد بیشتری را استخدام و کالای تولیدی خود را به بازارهای مختلف داخلی ارسال کند. در هر مرحله از رشد داخلی مدیریت با مشکلات و مسائل خاصی از منابع انسانی مواجه می گردد. 2 - مشارکت بین المللی: باافزایش ورود رقبا به بازار داخلی، شرکتها سهم بازار خود را از دست خواهند داد. لذا آنها در جستجوی بازارهای دیگری برای تولیدات خود برخواهند آمد. در این صورت، این شرکت ها نیاز دارند که وارد بازارهای بین المللی شوند. شرکت ها این کار را در ابتدا با صادرات کالاها و در نهایت با ساخت کارخانه های تولیدی در سایر کشورها، انجام می دهند. تصمیم ورود به بازارهای بین المللی، مشکلات مختلفی را برای مدیریت منابع انسانی پیش می آورد. در این حالت، شرکت با شرایط کاملاً متفاوتی از لحاظ فرهنگ، سرمایه انسانی، سیستم قانونی - سیاسی و سیستم اقتصادی مواجه می گردد. به عنوان مثال، در کشور فرانسه حداقل دستمزدها نسبتاً بالاست. در آلمان، قانون، شرکت ها را ملزم می سازد که از نظرات کارکنان در مدیریت شرکت استفاده کنند. شرکت هایی که اقدام به تــــاسیس کارخانه هایی در کشورهای دیگر می کنند، ملزم به پذیرش قوانین کشور میزان درباره فعالیت های مدیریت منابع انسانی هستند. لذا شرکت موظف است که با قوانین کشور میزبان کاملاً آشنا گردد. نهایتاً اینکه، به فرهنگ نیز باید توجه خاصی کرد. هرچقدر فرهنگ کشور مادر نسبت به فرهنگ کشور میزبان متفاوت تر باشد، مسائل و مشکلات بیشتری از لحاظ اخلاقی، ارتباطی و... به وجود خواهد آمد. 3 - مشارکت چند ملیتی: شرکت های بین المللی اقدام به ساخت یک و یا چند کارخانه در کشوری دیگر می کنند. این شرکت ها زمانی به شرکت های چندملیتی تبدیل می شوند که در کشورهای مختلف اقدام به ســــاخت کارخانه های مختلف کننــــد و به توزیع هزینه های تولید در مکان های مختلف بپردازند. این شرکت ها سعی می کنند با انتقال کارخانه های تولیدی خود از مکان های پرهزینه به مکان های کم هزینه، هزینه تولید خود را کاهش دهند. مسائل و مشکلاتی که شرکت های چندملیتی در زمینه مدیریت منابع انسانی با آنهــــا مواجه می گردند، مشابه مسائل و مشکلات شرکت های بین المللی است، اما در مقیاسی وسیعتر و گسترده تر. این شرکت ها مجبورند به جای توسعه به سیستم های اقتصادی، قانونی، سرمایه انسانی و فرهنگ یک و یا دو کشور، سیستم های مختلف کشورهای چندی را در نظر داشته باشند. 4 - مشارکت جهانی: سازمان های جهانی بر سر پیشرفته ترین و باکیفیت ترین کالاها و خدمات، با یکدیگر رقابت می کنند و سعی دارند این کار را با حداقل هزینه به انجام رسانند. شــــــرکت های جهانی بیشتر بر انعطاف پذیری و تولید سفارشی انبوه کالاها (MASS CUSTOMIZATION)، تاکید می کنند تا بدین وسیله نیازهای مشتریان خاص را برآورده سازند. این امر، نیازمند آن دسته از سیستم های مدیریت منابع انسانی است که امکان تولید انعطاف پذیر را تقویت می کند. این شرکت ها، دقیقاً فرهنگ ها، سرمایه انسانی، سیستم قانونی - سیاسی و سیستم اقتصادی را مورد توجه قرار می دهند تا مکان هایی را برای استقرار تسهیلات تولیدی خود شناسایی کنند که بتواند برای آنها مزیت رقابتی به بار آورند. شرکت های جهانی، دارای دفاتر مرکزی متعددی در سراسر جهان هستند. این امر سبب کاهش میزان بوروکراسـی در این شرکت ها شده و امکان تمرکز زدایی تصمیم گیری را فراهم می سازد. این امر نیازمند آن است که سیستم های منابع انسانی این شرکت ها، مدیرانی را به استخدام شرکت درآورند که بتوانند در کشورهای مختلف به فعالیت بپردازند. مدیریت کارکنان مقیم - انتخاب مدیران مقیم: یک مدیر مقیم موفق، مدیری است که نسبت به هنجارهای فرهنگی کشور میزبان حساسیت داشته باشد، از انعطاف کافی برای سازگاری با این هنجارها برخوردار باشد و برای مقاومت در برابر شوک فرهنگی وارده به وی براثر تغییر فرهنگ از کشوری به کشور دیگر، به اندازه کافی توانا باشد. به علاوه، خانواده وی نیز باید بتواند با این تغییر فرهنگی، خود را تطبیق دهند. این مهارتهای تطبیقی (سازش پذیری) به سه دسته تقسیم می شوند: 1- بعــــد فردی: مهارتهایی که مدیر را قادر می سازد تا تصویر و ذهنیتی مثبت از خود داشته باشد. 2 - بعد ارتباطی: مهارتهایی که مدیر را قادر می سازند تا باافراد کشور میزبان ارتباط برقرار سازد و 3 - بعد ادراکی: مهارت هایی که مدیر را قادر می سازند تا به درستی شرایط کشور میزبان را ارزیابی و ادراک کند. - آموزش و توسعه کارکنان مقیم: بعد از انتخاب یک مدیر مقیم لازمست که وی برای احراز پست جدید و آشنایی با شرایط تازه آموزش هایی را ببیند. از آنجائی که این افراد، قبلاً مهارت های شغلی را یاد گرفته اند واز این مهارت ها برخوردارند، بیشتر شرکت ها برآموزش میان فرهنگی این افراد تکیه و تمرکز می کنند. تحقیقات نشان داده است که آموزش میان فرهنگی بر اثربخشی تاثیر می گذارد. در این مورد باید به دو نکته توجه داشت: اولاً مدیران مقیم باید فرهنگ کشور خود را به درستی بشناسند و با آن آشنایی کامل داشته باشند. ثانیاً این مدیران باید با ابعاد خاص فرهنگ موجود در محیط کاری جدید، آشنا گردند. نهایتاً اینکه، مدیران مقیم با چگونگی برقراری ارتباط صحیح باید فرهنگ جدید را بیاموزند. به طور کلی، آموزش میان فرهنگی مناسب، امکان انتقال مدیران مقیم را به محیط کاری جدید، تسهیل و از ارتکاب خطاهای پرهزینه، جلوگیری می کند. - جبران خدمات مدیران مقیم: یکی از دردسرسازترین و مشکل ترین ابعاد مدیریت کارکنان مقیم، تعیین میزان پرداختی به آنهاست. برای تعیین میزان حقوق و دریافتی مدیران مقیم باید مسائل مختلفی را در نظر گرفت. یکی از مهمترین مسائل، در نظر گرفتن سطح استاندارد هزینه زندگی در کشور میزبان است که ممکن است با کشور مادر بسیار تفاوت داشته باشد. مورد دیگری که باید به آن توجه کرد، میزان مالیات های پرداختی در کشور میزبان است. یکی دیگر از نکاتی که باید بدان توجه بسیار شود، تعیین میزان پاداش و مشوق های پرداختی به مدیران مقیم است، زیرا یکی از عواملی که سبب ماندگاری این مدیران در کشور میزبان می گردد، میزان پاداش ها و مزایایی است که به آنها تعلق می گیرد. مسائل دیگری که در جبران خدمات مدیران مقیم باید بدانها توجه کرد عبارتند از: اعطای منزل، ماشین و امکانات رفاهی، مسئله آموزش فرزندان این مدیران و... - آماده کردن مدیران مقیم برای برگشت به موطن اصلی خود: آخرین نکته ای که در مورد مدیران مقیم باید بدان توجه کرد، آماده کردن این افراد برای بازگشت مجدد به کشور است. این امرکار چندان ساده ای نیست. در این مرحله نیز، فرد با همان شوک فرهنگی مواجه می شود که در مرحله اعزام به کشور میزبان با آن روبرو شده بود. هنگامی که مدیر در کشوری دیگر مشغول به کار بوده است، افراد موطن اصلی وی تغییر کرده اند، فرهنگ آنها نیز دستخوش تغییراتی شده است. براساس یکی از پژوهشهای انجام شده، 60 تا 70 درصد مدیران مقیم، نمی دانند که در صورت برگشت، جایگاه و پست آنها چه خواهد بود. 20 درصد از افراد بازگشته از کشورهای دیگر، خواهان ترک شرکت شده اند. در یکی از تحقیقاتی که اخیراً انجام گرفت برآورد گردید که 25 درصد از مدیران مقیم. طی همان سال اول بازگشتشان خواهان ترک شرکت بوده اند. نتیجه گیری امروزه شرایط به گونه ای رقم خورده است که دیگر هیچ شرکتی در زادگاه خود از حاشیه امن برخوردار نبوده و بقای وی تضمین شده نیست. رقبای تجاری از سایر کشورها، در کمین بازارهای داخلی نشسته اند و منتظرند تا در اولین فرصت پیش آمده، سهم بازار را از شرکتهای داخلی بگیرند و سیطره خود را براین بازارها بگسترانند. در این شرایط، اگر شرکتی خواهان بقا و ادامه حیات خود است، باید به فکر گسترش کسب و کار خود باشد. برای گسترش کسب و کار و گام نهادن به کشوری دیگر لازم است تا ارزشمندترین سرمایه سازمان یعنی کارکنان آن، با شرایط خاص جدید آشنا گردند. بدین منظور لازم است تا مدیریت سازمان اگر به فکر ورود به بازارهای خارج از کشور و تاسیس شعبه در آن کشورهاست، در وهله اول به چگونگی تامین و آموزش نیروی انسانی مورد نیاز این شعب توجه کند. در این فرایند، مدیر منابع انسانـی می بایست فرهنگ، سرمایه انسانی، سیستم اقتصادی و سیستم قانونی - سیاسی کشور میزبـان را مورد مطالعـه قرار دهد و بااین سیستم ها آشنا گردد تا بتواند با توجه به مسائل خاص کشور میزبان به اتخاذ تصمیم بپردازد. از نکات مهم دیگری که مدیر باید بدانها توجه کند، مسائل مربوط به چگونگی انتخاب، استخدام، آموزش، جبران خدمات و... کارکنان مشغول در کشورهای دیگری باشد. به طور کلی، مدیران منابع انسانی برای موفقیت در عرصه جهانی شدن نیازمند اتخاذ رویکردی جدید نسبت به مسائل و موضوع های منابع انسانی هستند و باید مدیران برای حل این مسائل در جستجوی روش های تازه برآیند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 11:52  توسط داود حمیدی
|
آرمانهای فرهنگ مهدویت در عصر جهانی شدناستفاده درست و منطقی از فرصتهایی که فوق قلمروگرایی فراهم کرده، میتواند راه گشای مسائل و معضلات در مسیر گسترش فرهنگ مهدویت باشد.
۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۵ تیر ساعت 10:18 فوققلمروگرایی، علیرغم چالشهایی که برای گسترش فرهنگ مهدوی به دنبال میآورد، فرصتهایی را نیز به این فرهنگ عطا میکند. گرچه این فرصتها، در مقابل چالشهای برشمرده شده به لحاظ کمّی نا چیز میباشند، اما استفاده درست و منطقی از آنها و غنیمت دانستن زمان، تا حدّ بسیاری میتواند راه گشای مسائل و معضلات پیش رو باشد. فرصتها در حوزه کارکردهای فرهنگ مهدوی در بعد انسجام بخشی مرزهای فرهنگ مهدوی برای جوامع، اعتقادی است. و در میان این مرزهای اعتقادی است که به انسجام درونی پرداخته و میان قلبهای مؤمن پیوند عاطفی ایجاد میشود. گرچه جهانیشدن با ایجاد سیالیت، از انسجام درونی جوامع کنونی میکاهد، امّا، با همین خصوصیت به ایجاد پیوند میان جوامع انسانی یاری میرساند. و این همان چیزی است که فرهنگ مهدوی خواهان آن است. فرهنگ مهدوی با گسترش باورها و ارزشهایی که آنها را منبعث از فطرت پاک انسانها میداند، درصدد ایجاد پیوند میان تمامی انسانهای آزاده در هر گوشهای از جهان میباشد. حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز برای استقرار همین پیوند معنوی است که قیام مینماید. البته این سیالیت آن گاه که از مرزهای عقیدتی فراتر میرود منجر به آسیبهایی جبران ناپذیری خواهد شد، که در بحث چالشها بدان اشاره نمودیم. امّا با اتخاذ یک سیاست فرهنگی درست میتوان هر گونه تهدیدی را به فرصت بدل نمود. در بعد هویت بخشی یکی از مهمترین کارکردهای فرهنگ مهدوی هویتبخشی به جوامع میباشد، قلمروزدایی، از برخی لحاظ، این هویتسازی را مختل مینماید، چرا كه به نزدیک شدن اذهان [و در نتیجه] سیال شدن هویتها میانجامد...به عبارت دیگر ما به دورانی قدم خواهیم نهاد که اساساَ هویتها ثابت نخواهد بود و نسبت میان افراد با گروههای اجتماعی یا ملیتها دائماَ دستخوش دگرگونی است. فرهنگ مهدوی مرزهای میان انسانها را مبتنی بر مرزهای عقیدتی دانسته و مرزهای جغرافیایی را صرفاَ و تنها به دلیل واقعیتهای موجود به رسمیت میشناسد. قلمروزدایی با از بین بردن این مرزها مسیر پیشروی فرهنگ مهدوی را هموار نموده و راه را برای ترسیم هویت مذهبی میگشاید. چراکه، قلمروزدایی «تعلّقات هویتی نسبت به مکان و زمان را از هم میپاشد و فرد برای اولین بار در یک جامعه شبکهای بهم پیوسته قرار میگیرد.» قرآن مؤمنین را به توجّه در تاریخ (زمان) فرا میخواند و بدان توجّه دارد اما آن را عامل هویتی جوامع و مایه فخر و مباهات نداسته است و آن جا که مشرکان به تعداد مردگان خویش مباهات مینمایند، آنان را مورد سرزنش قرار میدهد. هم چنین گرچه اسلام به جهاد در راه خدا و حفظ سرزمینهای اسلامی (مکان) توصیه اکید دارد، اما سرزمین را فارغ از عقیده به هیچ وجه عامل هویت بخشی قلمداد نمیکند. گسترش روابط فوققلمروگرایی که منجر به از میان رفتن تعلقات هویتی مکانی و زمانی میگردد نه تنها از این حیث تهدیدی برای فرهنگ مهدوی قلمداد نمیشود، بلکه باعث تقویت نگرش این فرهنگ در ارتباط با هویت عقیدتی و مذهبی که فراتر از مرزها عمل میکند، میباشد. ضمن آن که در شرایط موجود جهانیشدن که کمکم اندیشههای پستمدرنیستی با رویکردهای نسبیگرایی خود مطرح میگردند. ما با فعال شدن هویتهای حاشیهای مواجه میگردیم. جهانیشدن با فعال شدن هویتهای متفاوت و متکثر همراه میگردد که از آن به ظهور سیاست هویت در عصر جهانیشدن تعبیر میشود. فعال شدن هویتهای به حاشیه رانده شده در دو دهه اخیر، همانند رنگین پوستان، جنبشهای فمینیستی (هویت مبتنی بر جنسیت) و بنیادگرایی دینی (هویتهای مبتنی بر مذهب) نمود بارزی از چنین وضعیتی است. بنابراین این امکان برای هویتهای دینی نیز وجود خواهد داشت که به ابراز وجود پرداخته و ظرفیتهای خویش را آشکار کند. فرصتها در حوزه آرمانهای فرهنگ مهدوی: بسیاری از آنچه که احادیث و آیات الهی در ارتباط با آخرالزمان به انسانهای هزار سال پیش وعده داده بودند در عصر جهانیشدن به برکت تکنولوژی پیشرفته این عصر محقق گردیده است. و این مسئله به نوعی صدق گفتار این مکتب را به خوبی نشان میدهد و چشم اندازی را که این فرهنگ ترسیم مینماید قابل دسترسی میکنند. جهانیشدن با گسترش تکنولوژی و پیشرفت علم در سراسر جهان تا حدّ بسیاری به تکامل فکری و رشد آگاهی انسانها یاری رسانیده است. گسترش آگاهی موجب فهم درست آموزههای مهدوی توسط مؤمنان میشود و چشم انداز وعدهی داده شده فرهنگ مهدوی را به نمایش میگذارد. عصر ما هر چند دچار آفات و انحرافات فکری است اما در مجموع فرصت شناخت بیشتری نسبت به گذشته از جهان داشته است. رشد و پیشرفت علوم با کشف عرصههای جدید دانش در بسیاری موارد موید آموزههای اعتقادی - دینی بوده است و انسانها از طریق سیر آفاقی عرصههای جدیدتری از عظمت خلقت الهی را شاهد بودهاند. هر چند دانش بشری افقهای بسیار گسترده و عظیمی را فتح نموده است، اما چنانکه در روایات ملاحم آمده است علم در عصر ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیشرفت شگرفی خواهد داشت و از سوی دیگر فهم و آگاهی انسانها نیز فزون خواهد یافت. بدین سان، جهانیشدن با تحولاتی که در عرصههای مختلف فنّ ّآوری، و علم و دانش، به وجود آورده است، و با ترسیم یک ماکت کوچک از پیشرفت کمّی وعده داده شده، رسیدن به چنین افقی را مجسّم میکند. ارائه راهکار با آسیبشناسی عملکرد دستگاههای فرهنگی درون جامعه، کاستیهای موجود جامعه مورد ارزیابی قرار میگیرد، آنگاه ارائه راه حل مفید خواهد بود. چالشهای فرهنگ مهدوی، آسیبهایی است که از بیرون متوجه فرهنگ مهدوی شده است. اما در عصر جهانیشدن، برخی چالشها نیز از درون این فرهنگ، و یا بهتر بگوییم از عملکردهای ما متوجه فرهنگ مهدوی میشود. که بررسی آنها بسیار ضروری میباشد. از مهمترین آسیبها، فاصلهگرفتن از فرهنگ اصیل مهدوی مبتنی بر معرفت عمیق به آموزههای قرآنی و احادیث اهل بیت و تبیین نادرست آموزههای مهدوی است که سبب بدفهمی عدّه بسیاری از مردم میشود. کسانی که آموزههای این فرهنگ را از این آموزهها نیاموخته به اشتباه گمان میکنند امام عصر با قیام خویش جهان را به خون میکشاند و همه را از دم تیغ میگذراند. این عدّه برای قیام آن حضرت دعا نمیکنند و آرزو میکنند، امام زمان در زمان حیات آنان ظهور نکند. البته چنین چالشی در قرون پیش نیز وجود داشته است، امّا این بد فهمیها در شرایط جهانی امروز که به ظاهر صحبت از صلح و تسامح و تساهل فرهنگی است، تنشهای فراوانی را میتواند در داخل فضای فرهنگی ایجاد نماید و از گسترش آموزههای مهدوی به فراسوی مرزهای خودی جلوگیری كند. عدم تببین درست آموزههای مهدوی، ما را نسبت به ظرفیتهای بیشمار این فرهنگ در تولید ارزشهای مشترک جهانی، غافل کرده است. «عدم وفاق و خلأ مبانی نظری [است که] بخش عمده چالشهای توسعه فرهنگ دینی (مهدوی) در حال و آینده میباشد.» حقیقت آن است که هنوز اندیشمندان و دانشمندان علوم دینی ما نتوانستهاند به نظریه پردازی جامع در علوم انسانی نائل آیند. و همین ضعف در حوزه نظریه پردازی است که ما را در توسعه فرهنگ دینی و خصوصاَ فرهنگ مهدوی با مخاطرات جدّی روبهرو كرده است. کارشناسی نشدن معضلات و مسائل پیش روی گسترش این فرهنگ از دیگر چالشها است. در این خصوص البته کاستیهای فراوانی احساس میشود که یکی از آنها را میتوان به عدم بهرهمندی از دستاوردهای علمی روز در حل معضلات پیش روی توسعه این فرهنگ، نسبت داد. و این گونه ضعفها، ما را با فقدان استراتژی فرهنگی و عدم برنامه ریزی راهبردی مواجه میگرداند. ناکارآمدی شیوههای تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوی، وعدم آمادگی برای پاسخ گویی به سؤالات نسل جوان و خلأ آموزشی، خصوصاَ در سطح مدارس و دانشگاهها از جمله مهمترین این آسیبها است. که شاید یکی از مهمترین دلایل چنین روندی ناشی از بیتوجهی به رویکرد تربیتی فرهنگ مهدوی در پرورش انسان و جامعه بوده است. تأسیس نهادها و سازمانهای موازی با عملکردهای مشابه این نهادها و مؤسسات با انجام کارهای مشابه، تکراری و جزئی بدون آن که در ارتباط با گسترش آموزههای مهدوی فعالیت قابل قبولی انجام داده باشند منجر به هدر رفتن میزان زیادی از بودجه و منابع انسانی و مالی نیز میگردند. همه این ضعفها از فقدان مدیرت کارآمد فرهنگی نشأت میگیرد. مدیریت کارآمدی که دارای یک استراتژی کلان و برنامه مدوّن برای چشم انداز توسعه این فرهنگ بوده و از متخصصین کارآمد و آگاه، بهره گیرد. این مسئله که عموماَ ازدید برنامهریزان فرهنگی ما نادیده انگاشته میگردد، در درجه اول به شناخت ظرفیتهای فرهنگ خودی نیازمند است. ما باید ابتدا از درون، فرهنگ مهدوی را بشناسیم و به تقویت بنیانهای اعتقادی خویش مبادرت نماییم. آن گاه به ترویج و گسترش این بنیانهای فکری در درون جوامع شیعی و سپس در جوامع اسلامی بپردازیم و در نهایت به توسعه و گسترش آن در سایر جوامع همّت گماریم. در واقع استفاده از امکانات و فرصتهایی که جهانیشدن در اختیار ما قرار میدهد زمانی به کارمان میآید که به شناختی عمیق در رابطه با فرهنگ مهدوی، ظرفیتها، و امکانات آن نائل آمده و حرفی برای گفتن داشته باشیم. متأسفانه سیاست گذاران فرهنگی ما به جای آن که از شرایط به وجود آمده کمال استفاده را كنند و از ابزار تکنولوژی در راستای اهداف خویش بهره گیرند، جهانیشدن را به عنوان امپریالیزم فرهنگی و تکنولوژی جدید و رسانههای جهانی را صرفاَ به عنوان، عامل نفوذ غرب معرفی نموده و سهل انگاریهای موجود در امر سیاستگذاری فرهنگی را به گردن این و آن میاندازند. جهانیشدن به وقوع خواهد پیوست و لذا امکان گریز از آن وجود ندارد و رسانههای ارتباطی به کار خویش ادامه خواهند داد، چه ما آنان را بپذیریم و چه نپذیریم. امّا تنها، نوع رویکردی که ما اتخاذ میکنیم و سیاستهای راهبردی که تدوین مینماییم، و ابتکارهایی که به خرج میدهیم، میتواند ما را در این فرایند، یاریگر باشد. شرایط موجود جهانی حاکی از آن است که مکتبی میتواند در این عصر فراگیر گردد که «از قابلیت و ظرفیت بالایی برخوردار باشد و ضمن استفاده از تجربیات تاریخی بشر و به رسمیت شناختن سایر ادیان در سایه آموزههای دینی و ذات گرایانه خود از سلطه طلبیهای بیبنیاد پرهیز کند.» انتخاب عقلایی، انتخابی است که در شرایط بد و بدتر، بد را انتخاب نماید، و این همان رویکردی است که باید اتخاذ نماییم. تفاوتها را نباید با خشونت و جدل از میان برداریم. فرهنگ جهانی مهدوی در صورتی فراگیر خواهد شد که در شرایط گفتگوی بین فرهنگها بر گزیده گردد. و در موقعیت کنونی، جایگاه فرهنگ مهدوی بستگی به آن دارد که «در مقابل مسائل مهمی از قبیل صلح جهانی و عدالت جهانی چه نکاتی را دنبال میکند. مردمسالاری، حقوقبشر، نفیزور، استقرار صلح و عدالت و رفاه عمومی برای بشر از جمله مسائلی است که تأثیر مستقیم و زیادی بر نقش اسلام [ بطور عام و فرهنگ مهدوی به طور خاص] خواهد گذاشت.» از میان رفتن مرزها و ایجاد روابط فوق قلمروگرایی، شرایطی را ایجاد نموده که امکان حصاربندی فرهنگی را ناممکن ساخته است. ما ناچار از مواجهه با دیگرانیم و در این آوردگاه، نیازمند به تربیت صحیح مهدوی مطابق با فرهنگ آرمانی آن، میباشیم. یکی از مهمترین راه کارهای مناسب و به عنوان اولین گام در این رویارویی، هم چنان که اغلب نظریه پردازان دینی نیز در سالهای اخیر بدان توصیه اکید دارند، گفتگوی بین ادیان الهی میباشد. فرهنگ ما، به لحاظ باورها و اعتقادات ریشهای و بنیادینش، تشابهات فراوانی با ادیان داشته و لذا چنین رویکردی میتواند راه کار مناسبی برای نزدیک شدن به دیگر فرهنگها باشد. در شرایط کنونی که باید با فهم روح زمان همراه باشد باید به مصداق آیه شریف قرآن بر پایه اشتراک بین ادیان که عمدتاَ به توحید، نبوت و معاد و اصول اخلاقی مشترک بر میگردد به وحدتی پایدار رسید. بنابراین در ارتباط با ادیان الهی رویکرد ما باید یک رویکرد مسالمتآمیز و مبتنی بر گفتگوی متقابل و تأکید بر اشتراکات باشد. در فرایند جهانیشدن با فرهنگ مدرن که فرهنگ برگزیده و هژمون غرب میباشد مواجه هستیم. در این ارتباط بهتر آن است که در اولین گام به شناخت هر چه بیشتر این فرهنگ بپردازیم. البته شعارهای فراوانی در این رابطه داده میشود، اما در مرحله عمل هم چنان کاستیهای بسیاری وجود دارد. برخی از نظریهپردازان بر این نکته تأکید دارند که در ارتباط با فرهنگ غرب خصوصاَ اندیشه لیبرال دموکراسی امکان هیچ نوع گفتگویی وجود ندارد. هر نوع گفتوگو مستلزم وجود محورهای مشترک میان دو مکتب یا دو فرهنگ است، در حالی که میان فرهنگ دینی ما با اندیشه لیبرالیسم غرب هیچ گونه اشتراکی وجود ندارد، پس چگونه میتوان این گفتوگو را تحقق بخشید. ما در حوزههای معرفتشناسی، هستیشناسی، انسانشناسی و بسیاری از باورهای زیربنایی با فرهنگ غرب اختلاف دیدگاه داریم و لذا از آنجایی که این مسائل به عنوان لایههای زیرین فرهنگی محسوب میگردند، امکان تساهل و تسامح در این زمینه وجود ندارد. اما تصمیم درست، تصمیمی است که تهدیدات را تبدیل به فرصت نماید، نه اینکه به آنها دامن بزند. آینده فرهنگ مهدوی در شرایط فوق قلمروگرایی، بستگی به نوع پاسخ ما به شبهات موجود و رویارویی منطقی و علمی با فرهنگ غرب دارد، و پاسخ درست تا حدّ بسیاری میتواند راهگشای مسائل پیشروی ما باشد. لذا پاسخ گویی به شبهاتی که این فرهنگ رویاروی ما قرار میدهد، نه تنها باید منطقی و به دور از موضعگیریهای خشونت طلبانه باشد، بلکه باید بر اساس شناخت درست از فرهنگ غرب و نگاه جامعهشناختی به مردمان این خطّه از کره زمین باشد. تنها در این صورت است که میتوان مونولوگ موجود نظام بین الملل را - که بر مبنای چیرگی فرهنگ لیبرال دموکراسی شکل گرفته است - تبدیل به یک دیالوگ چند جانبه نمود. ناگفته پیداست این امر بدون داشتن یک سیاست فرهنگی پویا و جامع، قابل پیگیری نخواهد بود. جهانیشدن فینفسه خنثی است و سیاستهای اتخاذ شده از سوی متولّیان فعلی روند جهانیشدن است که آن را مثبت یا منفی جلوه میدهد. بنابراین، جهانیشدن یک فرایند یک طرفه محسوب نشده و نوع عملکردها و تصمیمات اتخاذ شده از سوی فرهنگهای گوناگون و در یک کلام، نحوه اداره کردن آن از سوی ماست که میتواند آیندهای سرشار از صلح و امنیت و عدالت و گفتگو را به ارمغان آورد. نتیجه گیری بیشترین چالشهایی که پیش روی فرهنگ مهدوی میباشد، نه مربوط به ذات و جوهره پدیده جهانیشدن، بلکه از سیاستهای اتخاذ شده کنونی و مدیریتی است که همینک بر فرایند جهانیشدن مستولی گشته است. این مدیریت که حاصل سیطره اندیشه مدرنیزم خصوصاَ از نوع لیبرال دموکراسی آن است، بیش از همه باورها و وجوه زیربنایی فرهنگ مهدوی را به چالش فرا میخواند، و بنابراین به هیچ وجه قابل اغماض و چشم پوشی نمیباشد. اما فرصتهایی که جهانیشدن پیش روی فرهنگ مهدوی قرار میدهد بیش از همه به نفس فرایند جهانیشدن و شرایط ذاتی آن باز میگردد. و استفاده از این فرصتهاست که ما را در تحقق فرهنگ مهدوی و رسیدن به آرمانهای آن یاری میرساند. اما هم چنان که عنوان نمودیم، این هدف محقق نخواهد شد مگر آن که در ابتدای امر، از درون به بازسازی و آسیبشناسی عملکرد خویش بپردازیم. تا در سایه یک سیاست فرهنگی صحیح گامهای بعدی خویش را برداشته و از شرایط بوجود آمده بیشترین استفاده را کنیم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 11:49  توسط داود حمیدی
|
ولایت پذیری ملاكی مهم برای انتخابات مجلسعلی مرتضوی شریف
۱۳۹۰ دوشنبه ۱۲ دی ساعت 10:40 پس از گذشت سی سال از عمر پر بركت انقلاب اسلامی، ملت ایران در نهم دی ماه 1388 حماسه ای دیگر آفریدند كه در آن بصیرت بالای خود را بر پایه های ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی كه همان عاشورا و ولایت فقیه می باشد را به رخ جهانیان كشیدند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 11:45  توسط داود حمیدی
|
عواطف کودکان و عوامل موثر بر آن
عواطف انسانها مانند هر یک از جنبههای شخصیتیش در نتیجه رشد و نمو ظاهر میشوند و از همان ابتدا به صورت کامل و ساخته و پرداخته در او وجود ندارند. بر اثر رشد بدنی و تکامل ذهنی ، پاسخهای عاطفی طفل دگرگون میشود و پیچیدگی بیشتری پیدا میکند. تاثیر و ارزش محرکهای عواطف گوناگون کودک همیشه یکسان نمیماند. به این معنا که چیزی که زمانی بچه را میترسانده است، ممکن است بعدا کنجکاوی او را برانگیزد و در مرحله دیگری از زندگی اصلا تاثیری در او نکند. در رشد و تکامل عواطف آثار رشد بدنی و یادگیری چنان درهم میآمیزند که گاهی نمیتوان آنها را از هم تمیز داد. کار غدد داخلی نقش مهمی در عواطف دارند. در واقع رفتار عاطفی خاص نوزادان و بچهها از کورتکس سرچشمه گرفته و ثانیا رفتار عاطفی پخته و منظم تابع رشد مراکز کورتکس است. بچه در اثر رشد و تکامل حرکتی- حسی چیزهایی را درمییابد که قبلا درک نمیکرد. بچهای که از لحاظ ذهنی و دستگاه عصبی رشد کرده باشد، مدت طولانی تری به چیزی دقیق میشود. عواطف از یک شخص به شخص دیگر سرایت میکنند و این حقیقت در مورد نوزادان و بچههای بزرگتر هر دو صحیح است. بچهای که ممکن است به دلیل واهی از معلم یا شخص دیگری بدش بیاید، بزودی همه دوستان طفل نیز با آن شخص بد میشوند. کج خلقی معلم سرکلاس در بچهها تاثیر میکند و ممکن است آنها تا وقت خانه رفتن کج خلق باشند. از طرف دیگر بچه مضطرب و بیمزده ممکن است آرامش را از معلم یا دوستی که آرامش دارد، یاد بگیرد. خصایص حالات عاطفی کودک
کودک برخلاف بزرگسالان میتواند بدون مقدمه و آشکارا هیجانات عاطفی خود را بیرون بریزد. به همین علت ، حالات عاطفی او زود گذرهستند. اما با افزایش سن چون رفتارش زیر کنترل عادات و قواعد اجتماعی درمیآید، دیگر نمیتواند با آزادی و سرعت پیشین در مقابل محرکهای عاطفی عکسالعمل نشان دهد.
ظهور ناگهانی عواطف بچه با شدتی همراه است که در بزرگسالان بندرت دیده میشود. پاسخ عاطفی کودک درجات شدت و ضعف نمیشناسد. یعنی واکنش او در مقابل یک امر ناچیز به همان شدت است که در برابر یک امر جدی و مهم. مشاهده این وضع در خردسالان برای بزرگترها که به طبیعت آنها آشنا نیستند، اسباب شگفتی میشود.
عواطف کودکان بطور متوسط بیش از بزرگسالان هستند. زیرا کودک بتدریج یاد میگیرد که ابراز بیباکانه و بیکنترل عواطف با تنبیه و تتبیح دیگران مواجه میشود و در نتیجه در مقابل آنچه قبلا فقط پاسخ عاطفی نشان میداد، راههای دیگری میگزیند و از فراوانی پاسخهای عاطفی کاسته میشود.
مشاهده رفتار کودکان معلوم کرده است که افراد یک گروه وقتی با یک محرک ترسآور یا ناراحت کننده مواجه میشوند، هر یک به نحوی دیگر پاسخ نشان میدهد. این امر نه تنها درباره محرکهای ترسآور بلکه در مورد همه عواطف صدق میکند. هنگام ترس یک بچه از اتاق میگریزد، دیگری پشت مادر پنهان میشود و سومی شاید همان جا میماند و گریه میکند. این تنوع در رفتار عاطفی نتیجه یادگیریها و محیط بچههاست و گرنه نوزادان که از تجارب عاری هستند در برابر یک محرک همه یکسان واکنش نشان میدهند.
یک بزرگسال میتواند احساسات و عواطف خود را پنهان کند و پی بردن به حالات درونی آنها مشکل است. در حالی که در بچهها چنین نیست. گرفتگی ، بیقراری ، خیالبافی ، خیس کردن پی در پی خود ، ناخن جویدن ، انگشت مکیدن، برهم زدن جشن ، بیاشتهایی ، حرکات بچگانه ، پی در پی گریستن، لجبازی و عارضه حمله علائمی هستند که بر عواطف افشا نشده کودک دلالت میکنند. هیجانات درونی عموما در پسران بیشتر از دختران است.
برخی از عواطف در برخی از مراحل زندگی کودک قوی هستند و بعد قدرت اولیه خود را از دست میدهند. بعضی از آنها نیز عکس این هستند. مثلا بچههای کوچک در حضور اشخاص و جاهای ناشناس کمرویی و ترس نشان میدهند، بعد که میفهمند در اینجا هیچ چیز ترس آوری وجود ندارد، ترسشان از میان میرود. ترس در بچههایی که به سن مدرسه نرسیدهاند، به منتهای درجه میرسد. ولی در دورههای بعد هم از شدت ترس و هم از تکرارش کاسته میشود. شدت و ضعف عواطف در مراحل مختلف زندگی تابع تغییر اهمیت محرکها ، رشد و تکامل ذهنی کودک و تغییر علایق اوست.
طفل خردسال در ابراز عواطف خود نه به قضاوت و عیبجویی دیگران میاندیشد و نه به عوافب رفتار خود. رفتار عاطفی کودک فقط از محرکات درونی پیروی میکند و نه چیز دیگر. کودک بعدها در مواجه با گروه های اجتماعی خارج از خانواده درمییابد که عملی که زمانی وسیله موثری برای مقصودش بود، اکنون آن را بچه گانه میخوانند. به این ترتیب تمایل شدید به مقبول واقع شدن در منزل و مدرسه رفتارش را هدایت میکند.
وضع عاطفی انسان چه بزرگسال و چه خردسال از یک زمان به زمان دیگر و برحسب عواملی چون کیفیت مزاجی ، موقع روز و تاثیرات محیطی تغییر مییابد. در پرورش عواطف باید عواملی را که زمینه را برای هیجانات فراهم میسازند، در نظر گرفت و در رفع آنها کوشید.
خستگی که نتیجه استراحت کم ، هیجانات زیاد ، غذای ناکافی و علل درجه دوم دیگری میباشد. طفل و کودک را برای کج خلقی و تندخویی آماده میسازد. گرچه این در تمام مراحل کودکی صادق میباشد، ولی در اوایل زندگی ، یعنی وقتی که طفل خستگی را نمیتواند تشخیص دهد و با آنکه خسته است، بیاعتنا به بازی ادامه میدهد، مخصوصا مهم و قابل توجه است.
ضعف و ناراحتی حاصله از تغذیه بد اختلالات گوارشی ، نقص بینایی ، دندانی ناسالم و هر چیز دیگر که به سلامت مزاج محققا لطمه زند، زمینه را برای تحریکات عاطفی منفی بخصوص خشم آماده میسازد. ناراحتیهای عاطفی در میان کودکی تندرست 7 و 11 سال کمتر است تا در میان کودکان ناتندرست همان سنین و کودکان سالم کوچکتر.
از آنجا که خستگی در برخی از ساعات روز بیشتر از ساعات دیگر است، جای تعجب نیست اگر در آن ساعات تحریکات عاطفی آشکارتر دست دهند. در مورد اطفال و کودکان خردسال موقع قبل از غذا و خواب تظاهرات عاطفی شدت مییابند. به هم خوردن برنامه غذا و خواب نیز باعث بهم خوردن اعتدال عاطفی میشود.
روی هم رفته کودکان کمهوش ، کمتر به کنترل عواطف خود قادرند، در صورتی که کودکان باهوش دارای عواطف وسیعتر و علایق متنوعتر میباشند. و طبعا بیش از کودکان کمهوش دستخوش عواطف گوناگون میشوند. اینها بهتر میتوانند نکات غمانگیز و مضحک زندگی را دریابند، پیشامدهای نامطبوع آینده را احساس کنند و دچار ترس شوند، علایق وسیعتری به هم رسانند که تجاربشان ممکن است برای رسیدن به آنها کافی باشد یا نباشد. خلاصه آنکه تفاوت میزان حساسیت برحسب درجه هوش حتی درباره بچههای خردسال نیز صادق است.
محیط زندگی طفل و کودک اگر پرهیجان و جارو جنجال باشد، اگر والدین آنها غالب اوقات به دعوا و مرافه سرگرم باشند و همچنین تفریحات و سرگرمیهایی که بیش از ظرفیت آنها هیجان انگیز باشد، مانند سینما و رادیو و غیره آرامش عاطفی آنها را به هم میزنند. در خانههایی که آمد و رفت مهمان زیاد بوده و بیش از دو نفر عضو بزرگسال داشتهاند، خشم در اطفال مکررتر دیده میشود. طرز رفتار بزرگسالان و نوع انضباط و محدودیت هایی که برای کنترل رفتار کودکان به کار برده میشود و میزان اشکالی که آنها در کسب خواستههای خود دارند، همگی در وضع عاطفی اطفال موثرند. یکی از علل اساسی ناراحتیهای عاطفی اطفال را باید در طرز رفتار والدین جستجو کرد. در خانوادههایی که پدر و مادر بیشتر اوقات را در خارج خانه و دور از فرزندان به سر میبرند. درباره بچهها بیش از حد نگرانی نشان میدهند، پیوسته راجع به وضع مزاجی و رفتار فرزندان حرف میزنند، بیش از اندازه به اطفال کمک میکنند، مطیع اراده آنها میشوند و یا اینکه آنها را محور حیات خانوادگی قرار میدهند. چنین پدران و مادرانی مقدمه را برای انواع فشارهای عاطفی فرزندان خود آماده میسازند.
گاهی فشار عاطفی کودک نتیجه آن است که پدر و مادر از او انتظاراتی دارند که بیش از توانایی او میباشند و کودک چون از برآوردن این انتظارات عاجز میماند، خود را گناهکار و نالایق پندارد و گاهی نیز این امر نتیجه آروزها و هدفهایی است که خود طفل دارد. اگر نتواند به آروزها و هدفهای خود برسد، خود را بیکفایت تصور کرده و دچار ترس و اندوه و دلواپسی میشود. منبع : www.roshd.ir - رشد
+ نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 13:43  توسط داود حمیدی
|
ویژگی های خانـواده سالـم
نیازی نیست که بر اهمیت نهاد خانواده تاکید کنیم. این نهاد اجتماعی طی تاریخ در همه زمان ها و مکان ها وجود داشته است. حتی در حال حاضر با اینکه در برخی نقاط دنیا، صحبت هایی در مورد نابودی اش به میان می آید همچنان حضور کاملا پررنگی دارد با وجود این، انتظارات از ازدواج و خانواده به خصوص در مقایسه با خانواده های سنتی گذشته، تغییر کرده است... خانواده مهم ترین گروهی است که رشد روان شناختی، تعاملات هیجانی و اعتمادبه نفس هر فرد در آن شکل می گیرد. برای بسیاری از ما خانواده جایی است که نیرومندترین عشق ها و نفرت ها را در آن تجربه می کنیم، از عمیق ترین رضایت ها لذت می بریم و از دردناک ترین دل شکستگی ها رنج می کشیم. برای آنکه خانواده بتواند سالم و طبیعی باقی بماند و کارکرد خود را حفظ کند نیاز دارد ویژگی های ۱۰گانه زیر را داشته باشد: ۱- اعضا به طور متقابل از هم محافظت و حمایت می کنند و نسبت به هم تعهد دارند از مهم ترین کارکردهای خانواده این است که افراد یکدیگر را مورد حمایت قرار می دهند. یک عضو خانواده سالم می تواند حس کند در صورت رخداد هرگونه استرس و فشار روانی افراد خانواده او را حمایت می کنند و به او کمک خواهند کرد. به نظر می رسد خانواده هایی که در آنها به دنبال هر اختلاف بین اعضای خانواده این حمایت و محافظت از بین می رود، نمی توانند این نیاز اعضا را که همان نیاز به پشتوانه احساسی و عاطفی است، تامین کنند. ۲- در حالی که به استقلال و تفاوت های فردی احترام می گذارند رفاه و امکان تکامل اعضا را از کوچک تا بزرگ تامین می کنند گاهی والدین بر این باورند که به ازای امکانات و رفاهی که در اختیار فرزندان خود قرار می دهند فرزندان نیز باید در همه زمینه ها تابع کامل والدین باشند و هیچ اختیار و استقلالی برای آنها در نظر گرفته نمی شود. در خانواده هایی که نیاز استقلال افراد تامین نمی شود فرزندانی وابسته و با اعتمادبه نفس ضعیف تربیت می شوند که در ادامه نمی توانند زندگی مستقلی داشته باشند و با مشکلات جدی روبرو خواهند بود. مهم آن است که حدی از اختیارات افراد با توجه به سن و مسوولیت پذیری شان وجود داشته باشد.
۳- روابط زن و شوهر با احترام و حمایت دوطرفه همراه است و هریک از آنها سهم برابری از قدرت و مسوولیت دارد شاید بهترین کلمه ای که این مفهوم را توضیح می دهد خود کلمه «همسر» باشد. در خانواده سالم هر یک از همسران سهم برابری از قدرت (هر چند در زمینه های متفاوت) دارند و از سوی دیگر به ازای قدرتی که دارند دارای مسوولیت هستند. ۴- والدین برای پرورش، محافظت و اجتماعی شدن بچه ها و مراقبت از دیگر اعضای آسیب پذیرخانواده، اقتدار و رهبری موثری دارند در بسیاری موارد دیده ایم که والدین به بهانه هایی مانند اینکه «با فرزند خود رفیق هستیم» قدرت لازم را برای تربیت و محافظت از دست می دهند و وظایف خود را به عنوان رهبران خانواده از یاد می برند. این سوء تفاهم وجود دارد که والدین نباید قوانین خاصی را در خانه وضع کنند زیرا در آن صورت به عنوان والدینی «زورگو» شناخته می شوند. در حالی که وضع قوانین و داشتن اقتدار لازم برای اجرای آنها لازمه خانواده سالم است. در خانه ای که قانون و اقتدار لازم وجود ندارد، فرزندان نمی توانند به منبع اقتدار تکیه کنند و در نتیجه هیچ گاه احساس امنیت کافی که از ملزومات اصلی رشد فرزندان است نخواهند داشت. نتیجه اجتماعی چنین روش فرزندپروری، افرادی خواهد بود که در جامعه نیز قانون را رعایت نمی کنند. ۵- الگوهای روابط بین فردی از ثبات، شفافیت و نیز پیش بینی پذیری برخوردار است بسیار مهم است که روابط اعضای خانواده از ثبات و امکان پیش بینی پذیری برخوردار باشد. حتما با مواردی که در آن چنین نیازی نادیده گرفته می شود مواجه شده اید. پدری که خسته است به خاطر بی حوصلگی به رفتارهای صحیح فرزند خود با عدم توجه و حتی پرخاشگری واکنش نشان می دهد. در حالی که در روز دیگری که به اصطلاح «سرحال» است حتی رفتارهای اشتباه فرزندش را نادیده می گیرد و هیچ واکنشی در قبال آنها ندارد. در چنین شرایطی فرزند نمی تواند رفتار پدر را در برابر رفتارهای خود پیش بینی کند و در نهایت جوی از عدم آرامش بر روابط بین فردی حاکم می شود. ۶- خانواده سالم به میزانی انعطاف پذیری دارد که می تواند پاسخگوی نیاز به تغییر باشد، به طور موثری از عهده مشکل ها و استرس ها برآید و دشواری هایی را که حین عبور از مراحل مختلف چرخه زندگی پدید می آید، مدیریت کند در مراحل متفاوت، نیازهای خانواده تغییر پیدا می کند. برای مثال در مرحله ای فرزندان به تدریج زندگی مستقلی پیدا می کنند، ازدواج می کنند و از خانواده جدا می شوند. دوباره زن و شوهر وقت بیشتری با یکدیگر خواهند داشت. در حالی که شاید برای سال ها به علت وجود فرزندان چنین فرصتی را نداشته اند. بدیهی است در چنین شرایطی نیازهای خانواده تغییر می کند و خانواده دیگر نمی تواند همان روش هایی را به کار ببرد که در چند سال گذشته انجام می داده است. خانواده سالم این انعطاف پذیری را دارد که در هر مرحله خاص با توجه به نیازهای همان مرحله روش های خود را تغییر دهد. ۷- ارتباطات بین افراد خانواده، بسته نیست و با قوانین و توقعات روشن و تعاملات لذت بخش همراه است. این ارتباطات دارای حدی از ابراز احساسات و پاسخدهی همدلانه هستند بسیار مهم است که خانواده بتواند بستری فراهم کند که در آن اعضای خانواده با احساس امنیت، بتوانند احساسات خود را بروز دهند. از مهم ترین عواملی که این امکان را فراهم می کند پاسخ های همدلانه ای است که دیگر اعضای خانواده به احساسات فرد می دهند. این موضوع که افراد به صحبت های یکدیگر گوش می دهند، قضاوت نمی کنند، سرزنش نمی کنند و به دنبال یافتن مقصر نیستند در ایجاد جو همدلی و در نتیجه وجود تعاملات لذت بخش نقش بسزایی دارد. در خانواده سالم، در مقایسه با جامعه، تحمل بیشتری برای ابراز احساسات افراد وجود دارد. ۸- حل مساله و فرآیند رفع تعارض ها به نحو موثری صورت می گیرد فرآیند حل مساله به خصوص در مواردی که خانواده با مشکلی مواجه شده بسیار حیاتی است. خانواده سالم دارای سازوکارهایی است که به کمک آنها می تواند تعارض بین اعضا، حتی تعارضاتی جدی و در ظاهر حل نشدنی را رفع کند. درحالی که در خانواده هایی که چنین امکانی وجود ندارد حتی مشکلاتی ساده و به ظاهر بی اهمیت ممکن است تبدیل به گره هایی باز نشدنی شود و فشارهای روانی بسیار جدی بر اعضای خانواده وارد می کند. ۹- بین همسران، یک سیستم مشترک فکری آنها را قادر می سازد اعتماد متقابل پیدا کنند، مشکلات را مدیریت و با نسل قبل و بعد ارتباط برقرار کنند، ارزش های اخلاقی را محترم بدانند و به جامعه خود اهمیت دهند سیستم فکری نسبتا مشترک بین همسران به ایجاد خانواده ای سالم کمک شایانی می کند. خانواده، حاصل یک قرارداد اجتماعی (یعنی ازدواج) است. ماهیت اجتماعی (و نه انفرادی) این قرارداد منجر می شود که خانواده های هر یک از همسران نقش مهمی در حفظ و ادامه چنین قراردادی داشته باشند. به همین دلیل، داشتن ارتباطی موثر با خانواده همسر، به خصوص در جوامعی که سنت، نقش پررنگ تری دارد کمک زیادی به سلامت خانواده می کند. این برداشت که «من می خواهم با او ازدواج کنم و با پدر و مادرش که کاری ندارم!» باوری ناکارآمد است که می تواند آرامش و حیات خانواده را با خطرات جدی مواجه کند. ۱۰- خانواده سالم منابع مالی برای ایجاد امنیت اقتصادی پایه دارد و از خویشاوندان، شبکه دوستان، جامعه و سیستم های بزرگ تر اجتماعی حمایت روانی اجتماعی دریافت می کند خانواده برای آنکه بتواند کارکرد خود را حفظ کند باید منابع مهمی در زمینه های متفاوت داشته باشد. منابع مالی کافی برای حس امنیت اقتصادی در اختیار دارد. منابع حمایتی لازم را از شبکه دوستان و دیگر واحدهای اجتماعی دریافت می کند. در واقع شبکه ارتباطی گسترده خانواده با جامعه به حفظ تعادل و عملکردهای آن کمک شایانی می کند. در مجموع خانواده ای را می توان کارآمد و موفق دانست که ویژگی های فوق را هر چه بیشتر داشته باشد دکتر نوید هنربخش
+ نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 13:40  توسط داود حمیدی
|
اشتباه در پرداخت يارانه نقدي كاهش نرخ سود بانكي خطرناك است تئوریسین هدفمندی یارانهها تحلیل کرد
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۰ساعت 13:41  توسط داود حمیدی
|
در راهپيمايي و اجتماعات پس از اقامه نماز جمعه در سراسر كشور ابراز شد فوران خشم و نفرت ايرانيان از سران فتنه ملت ايران با شعارهاي رهبر معظم انقلاب ابلاغ كردند متن كامل سياستهاي كلي نظام گروه سياسي مقام معظم رهبري سياستهاي كلي نظام در امور ترويج و تحكيم فرهنگ ايثار و جهاد و ساماندهي امور ايثارگران، شهرسازي، مسكن، تشويق سرمايهگذاري، پدافند غيرعامل و امنيت فضاي توليد و تبادل اطلاعات (افتا) را ابلاغ فرمودند. سياستهاي كلي پدافند غيرعامل فوران خشم و نفرت ايرانيان از سران فتنه گروه سياسي مردم اقصي نقاط ايران اسلامي ديروز در پايان مراسم نماز جمعه با برگزاري راهپيمايي جنايات سران فتنه در 25 بهمن را محكوم و بر محاكمه سريع سران فتنه تأكيد كردند. فریاد خشم مردم ایران بر سر سران فتنه شعار «مرگ بر موسوي، كروبي و ...» در كشور طنينانداز شد گروه «ايران زمين» ملت بصير ايران ديروز پس از اقامه نمازجمعه در سراسر كشور، با برگزاري راهپيمايي و تجمعاتي تنفر و انزجار خود را از جنايت سران فتنه و منافقان كوردل اعلام كردند. سال فرصتطلبي 1- باقيمانده پرونده ساواك ميرحسين موسوي و زهره كاظمي (زهرا رهنورد) را كه نگاه ميكني چند نكته جالب در آن وجود دارد. اول اين كه اسناد مشكوكي در اين پرونده مبني بر همكاري اين دو نفر با دستگاه امنيت رژيم پهلوي وجود دارد، مثلاً زهرا رهنورد ارتباطات امام موسيصدر را به مخبرين ساواك گزارش ميكرده و يا ساواك مجوز عضويت هيأت علمي دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) را براي موسوي صادر كرده است. ماه پيش رهبر انقلاب به سران فتنه كه شنيده نشد كشتهسازي يكي از پروژههايي است كه از ابتداي آشوبهاي خياباني سال گذشته از سوي جريان ضدانقلاب داخلي مورد استفاده قرار گرفته است؛ پروژهاي كه اصولاً يكي از ويژگيهاي ثابت تمامي كودتاهاي مخملي است كه تاكنون در كشورهايي مانند ونزوئلا هم اجرا شده است. حذف سياستمداران حامي فتنه از صحنه سياست حجت الاسلام عليرضا پناهيان در جمع انبوهِ تظاهركنندگان و تشييع كنندگان پيكر شهيد «صانع ژاله» كه در روز 25 بهمن ماه و در جريان آشوبِ فتنهگران به شهادت رسيد، طي سخناني شهادت اين عزيز را مُهر ابطالي بر فتنه آشوبگران و سبب رسوايي منافقين دانست. مشروح اين سخنان، كه روز چهارشنبه 27 بهمنماه در دانشگاه تهران و در جمع انبوه تشييع كنندگان ايراد شده است، در پي ميآيد: باراك اوباما – رئیس جمهور ایالات متحده امريكا يك حرف از هزاران پيش لمس كرده بودند و در سالهاي اخير تيزي خنجر زهر آلود
+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن ۱۳۸۹ساعت 11:12  توسط داود حمیدی
|
احمدي نژاد اعلام كرد: آغاز اجراي هدفمندي يارانه ها از ۲۸ آذر ماه جام جم آنلاين: رئيس جمهور از اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها از۲۸ آذر خبر داد.آقاي محمود احمدي نژاد با بيان اينکه مردم براي برداشت پول يارانه عجله نکنند، گفت: اکنون که قرار است از امروز اين طرح شروع شود، مردم بايد براي استفاده از پول يارانه ها برنامه ريزي کنند. وي اضافه کرد: در بخشهاي مختلف از جمله صنعت، خدمات، بانکها و بازار بسته هاي خوبي پيش بيني شده و در برخي بخشها قرار است قيمتها پايين بيايد و خريد و فروش تسهيل شود. به گزارش واحد مرکزي خبر ، آقاي محمود احمدي نژاد در گفتگوي زنده تلويزيوني با شبکه يک سيما و راديو ايران گفت: با اجراي قانون هدفمندکردن يارانه ها با محاسباتي که ما انجام داده ايم از همان روز اول وضع شش دهک جامعه به لطف خدا بهتر مي شود. وي اضافه کرد: بالاخره خيلي زندگي مرفه و باز و بدون هيچ کنترلي دارند اينکه خوب نيست به نفع خودشان هم نيست اين را بايد کمي کنترل کنند و هزينه و مصرفشان را محدود کنند گرچه با اصلاحات اساسي که در اقتصاد انجام خواهد شد همه سود مي برند. چهار برابر متوسط دنيا انرژي مصرف مي کنيم رئيس جمهور گفت: مطالعات قانون هدفمندکردن يارانه ها از پنج سال قبل و اجراي آن در واقع از سه سال قبل آغاز شد. آقاي احمدي نژاد اين طرح را بزرگ ترين و مردمي ترين طرح اقتصادي کشور دانست و افزود: انرژي و ثروت کشور متعلق به مردم است و معتقديم بهترين حالت براي مديريت ثروت ملي، مديريت عمومي مردم و مشارکت مردم در مديريت ثروت ملي است. وي با بيان اينکه بخش انرژي يکي از بخشهايي است که يارانه بسيار زيادي به آن تعلق مي گيرد گفت: انرژي يک نعمت خدادادي و براي همه ملت و نسلهاي کشور است و بايد به بهترين نحو از آن استفاده کرد که امروز از آن درست استفاده نمي شود و آثار سازنده اي ندارد. رئيس جمهور افزود: امروز معادل شش و نيم ميليون بشکه نفت و گاز در کشور توليد و دو ميليون و سيصد هزار بشکه صادر و چهار ميليون و دويست هزار بشکه در داخل مصرف مي شود. وي گفت: با احتساب هر بشکه نفت معادل 85 دلار در چهار ميليون و دويست هزار بشکه در 365 روز سالانه 120هزار ميليارد تومان مصرف انرژي در داخل داريم که اين چهار برابر متوسط مصرف دنياست. احمدي نژاد افزود: اين در حالي است که ما بيش از چهار برابر متوسط دنيا رفاه نداريم و رفاه ما تقريبا معادل متوسط دنياست و اين انرژي بايد در خدمت رفاه مردم باشد. رئيس جمهور گفت: چند اشکال وجود دارد اول اينکه اسراف زياد است و با مصرف کمتر نيز مي توان همين سطح رفاه را حفظ کرد. احمدي نژاد افزود: اشکال ديگر اين است که بهينه مصرف نمي کنيم و مصرف لوازم خانگي، خودرو، دستگاههاي گرمايشي و سرمايشي ما بالاست. وي گفت: اشکال ديگر اين است که همين مقدار مصرف نيز عادلانه توزيع نمي شود و بعضيها 30 برابر ديگران مصرف مي کنند و باعث ايجاد فاصله طبقاتي مي شوند در حالي که ما يارانه مي دهيم تا عدالت برقرار شود. رئيس جمهور افزود: مي توانيم با صرفه جويي يک چهارم همين 120 هزار ميليارد تومان، ميزان رفاه کنوني را حفظ کنيم. واريز 4 هزار تومان براي هر نفر در ماه بابت نان رئيس جمهور گفت: 4 هزار تومان براي هر نفر در ماه بابت هزينه نان به حساب مردم واريز مي شود. وي گفت: البته بخشي از هزينه نان در مرحله اول ديده شده است اما مي خواهيم مردم نان خوب بخورند. اصلاح قيمت ها از فردا رئيس جمهور گفت: اصلاح قيمت ها از ابتداي روز يکشنبه 28 آذر آغاز مي شود. رئيس جمهور گفت: در اين مرحله آزادسازي قيمت نداريم بلکه قيمت ها اصلاح مي شود. آقاي احمدي نژاد در عين حال اظهار داشت: قانون هدفمند کردن يارانه ها از مدت ها قبل آغاز شده است. رسانه ملي در اطلاع رساني به مردم خوب عمل مي کند رئيس جمهور گفت: يک چهارم صد و بيست هزار ميليارد تومان سي هزار ميليارد تومان مي شود که اگر مردم مصرف نکنند ما هم آن را صادر مي کنيم، وقتي صادر شد پولش مال ملت است. وي گفت: بودجه عمراني ما در سال گذشته در تاريخ کشور بي نظير بود. رئيس جمهور افزود: در سال گذشته دولت اقدام به ساخت راه آهن، مدرسه، بيمارستان، بندر، شهرسازي، آسفالت راه روستايي، جاده ها و بزرگراه ها کرد و اين بيشترين حجم کار عمراني تاريخ کشور بود. وي اضافه کرد: همه بودجه عمراني سال گذشته ما بيست هزار ميليارد تومان بود يعني اگر همت کنيم و يک چهارم (120 هزار ميليارد تومان) را صرفه جويي کنيم بودجه عمراني دو و نيم برابر خواهد شد. احمدي نژاد گفت: اگر اين سي هزار ميليارد تومان را در بخش مسکن استفاده کنيم و در بانک بگذاريم و بگوييم وام صفر درصد به مردم بدهيد، حداقل يک ميليون و چهارصد تا پانصد هزار مسکن شهري و روستايي با شرايط قرض الحسنه ساخته خواهد شد. وي افزود: اين ميزان ساخت علاوه بر ساخت سالانه يک ميليون و سيصد تا چهارصد هزار مسکني است که هم اکنون ساخته مي شود و با اين اقدام، ديگر کسي بدون مسکن نخواهد ماند و بافت فرسوده اي باقي نمي ماند. رئيس جمهور گفت: اگر اين را به بخش کشاورزي ببريم مطمئنا زميني نمي ماند که تحت کشت آبياري تحت فشار نباشد. احمدي نژاد افزود: يکپارچه سازي اراضي کشت، داشت و برداشت همه اش مکانيزه خواهد شد و توليد ما در واحد سطح به دو برابر خواهد رسيد. وي گفت: در نتيجه، آب کشاورزي را تامين مي کنيم و همه سدهاي کشور و شبکه هاي آبياري به اتمام خواهد رسيد و اين تنها با يک سال به دست مي آيد. رئيس جمهور افزود: اگر اين ميزان را در صنعت صرف کنيم همه طرحهاي نيمه تمام به اتمام خواهد رسيد و به همان اندازه بايد ساخته شود. وي اضافه کرد: اگر آن را به عمران شهري و حمل و نقل ببريم همه بزرگراه هاي شهري، متروها، اتوبوس ها و تاکسي ها نوسازي مي شود و اضافه هم مي آيد. احمدي نژاد گفت: اگر اين مبلغ را وارد حمل و نقل برون شهري و راه آهن سازي کنيم؛ ما اکنون دوازده هزار کيلومتر راه آهن در دست ساخت داريم يعني 25درصد بيش از کل تاريخ راه آهن کشور، يعني هر چه راه آهن داريم يک ماه از 25صدم اضافه بر آن درست کنيم به سي هزار ميليارد تومان نمي رسد. وي افزود: همه آزادراه هاي کشور را با اين مبلغ به بهره برداري مي رسانيم و 7500 کيلومتر آزادراه را مي توان با آن به بهره برداري رساند. رئيس جمهور با بيان اينکه اگر مردم به اين ثروت ملي توجه کنند و يک چهارمش را صرفه جويي کنيم به راحتي قابل وصول است. احمدي نژاد افزود: خوشبختانه الآن صدا و سيما کار خوبي مي کند و آموزش مي دهد البته اين بايد وارد درس مدارس و دانشگاه ها شود چرا که اين ثروت ملي است. وي گفت: در دنيا براي هزار ميليارد تومان کلي برنامه ريزي مي کنند اين تنها سي هزار ميليارد تومان است، کمي همت کنيم سيستم و روش کار را عوض کنيم، نصفش را مي شود صرفه جويي کرد. رئيس جمهور افزود: اگر اين اقدام صورت گيرد آن وقت ايران به کجا خواهد رسيد؟ ايران به پيشرفته ترين کشور دنيا تبديل خواهد شد و اين شدني است. وي اضافه کرد: به خاطر اهميت اين موضوع دولت وقت زيادي روي آن گذاشت و سعي کرديم همه توان کارشناسي کشور را در چند سال گذشته بسيج کنيم چرا که اگر بخواهيم هدفمند کنيم و در اختيار مردم بگذاريم و بگوييم اين مال شما و خود شما مديريت کنيد و تصميم بگيريد همه اين جهات را ديده ايم و تسريع در حمل و نقل، کشاورزي، صادرات، توليد، صنعت و در زندگي تک تک مردم و دهک هاي درآمدي در روستا و شهر، دامداري، کشاورزي و کارگر سطحي، کارمند و همه اينها را بررسي کرده ايم. احمدي نژاد افزود: دولت يک برنامه ريزي جامع تهيه کرده است، بسته هاي گوناگون تا به حال تهيه کرده ايم. رئيس جمهور گفت: مشغول مذاکره هستم تا کارها را با صنعت، بازرگانان، کسبه، کشاورزان، دامداران،تجار، صادر کنندگان، حمل و نقل درون شهري و برون شهري جلو ببريم براي اينکه اين طرح به خوبي شروع شود و کمترين شوک و تنش در زندگي مردم ايجاد نشود. احمدي نژاد افزود: البته در اجراي اين طرح همه پيروزند، ما يک کار اضافي هم انجام داده ايم مثلا يک ماه بنزين اضافي اعلام شد البته مقداري کم کرديم و 60 ليتر بنزين به 50 ليتر بنزين رسيد. وي گفت: براي شبکه حمل و نقل برون شهري وآنهايي که نفت گاز مصرف مي کنند برايشان ده روز با قيمت قبلي در کارتشان شارژ مي شود. رئيس جمهور افزود: سهميه جديد را هم گفته ايم که دو ماهه شارژ کنند. وي اضافه کرد: پمپ بنزين ها و پمپ گازهاي کشور به سيستم هاي کارت خوان مجهز شده اند و مردم لازم نيست براي پرداخت ها پول حمل کنند يعني سيستم هاي اداري کشور با اجراي قانون هدفمندکردن يارانه ها عوض مي شود. احمدي نژاد گفت: براي آب و برق و گاز يک کار پلکاني کرده ايم يعني همه تشويق بشوند بيايند پايين و هر کس يک پله پايين بيايد اثرش را در زندگي ببيند. وي افزود: در ادامه حساب ها باز شد و اين يک پروسه پرحجم، گسترده و پيچيده اي بود که به سرانجام رسيد. رئيس جمهور گفت: الان دو ماه هم در حساب مردم پول هست و همه بانک ها آماده هستند سيستم دولت آماده باش است تا بتوانيم اين کار را به خوبي انجام دهيم و شيريني آن براي مردم بماند. احمدي نژاد افزود: اما با اجراي اين قانون چه اتفاقي در زندگي مردم مي افتد؟ وي گفت: با محاسبات ما شش دهک از همان روز اول به لطف خدا وضعشان بهبود خواهد يافت. هدفمندسازي يارانه ها نخستين طرحي است که مال مردم است رئيس جمهور در ادامه سخنان خود در باره اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها که از شبکه يک سيما پخش مي شد گفت: دو دهک بايد مقداري صرفه جويي کنند دو دهک هم بايد بيشتر صرفه جويي کند بالاخره خيلي زندگي مرفه باز و بدون هيچ کنترلي دارند که خوب نيست به نفع خودشان هم نيست. وي ادامه داد: البته آنها هم به اين جرگه مي پيوندند. رئيس جمهور افزود: اگر چه با اصلاحات اساسي که در اقتصاد صورت مي گيرد همه سود مي برند و با اين سيستم صنعت ما بهينه مي شود و قيمت تمام شده در صنعت مي تواند با قيمتهاي جهاني رقابت کند. احمدي نژاد گفت: الان اين رقابت وجود ندارد براي اينکه هزينه تمام شده بالاست؛ چرا بالاست؟ براي اينکه انرژي ارزان بوده کسي فکر را به کار نينداخته، فکرها کم به کار افتاده آن هم فکر و هوش ايراني که دنيا را زير و رو مي کند. وي افزود: ايراني که يک فرصت پيدا مي کند ماهواره به فضا پرتاب مي کند و هزاران دانشمند تحويل مي دهد اين فکر معطل شده به خاطر اينکه يارانه ارزان آمده و تمام چاله و چوله ها را پر کرده است. رئيس جمهور گفت: الان مي خواهيم بگوييم نخير، چاله چوله ها را بايد با همت و فکر پر کنيم، بايد با بهينه سازي، سيستم ها و مديريت را پر کنيم تا بعد بتوانيم در دنيا رقابت کنيم. احمدي نژاد افزود: صنعت و رفتار اقتصادي متحول خواهد شد. در ادامه، مجري در سؤالي از رئيس جمهور پرسيد: آيا اين محاسبات بر مبناي يک چهارم صرفه جويي است که وي پاسخ داد: نه اصلاً، ما گفتيم فرض کنيد، اين ديگر همت مردم است عرض خواهم کرد مردم نصفش را صرفه جويي کنند. رئيس جمهور افزود: کسي که صرفه جويي مي کند دو سود مي برد اول منابعي که به او داده ايم در جيبش مي ماند، دوم آن مقدار صرفه جويي را صادر مي کنيم پولش دوباره به اقتصاد برمي گردد و همه مردم سود مي برند. مجري پرسيد: آيا هنگامي که واژه مردم را به کار مي بريد منظورتان نهادهاي دولتي هم که انرژي بر هستند نيز مي باشد؟ آقاي احمدي نژاد در پاسخ گفت: همه، البته ما براي بخش دولتي و مصارف عمومي مثل دولت از همان اول کار، قيمتها را آزاد کرديم. وي افزود: ما بيشترين فشار را به دولت و کمترين فشار را به مردم وارد کرديم براي اينکه طرح مال مردم است هم اينها بايد صرفه جويي کنند و هم آنها. رئيس جمهور در ادامه گفت: برگرديم به آن بحث اول؛ ما معادل 4 ميليون و 200 هزار بشکه انرژي مصرف مي کنيم هر قدر کمتر مصرف شود چه اتفاقي مي افتد؟ صادر مي شود و مي آيد در اقتصاد ملي. احمدي نژاد افزود: بنا بر اين هر کس حتي آن کس که آزاد مصرف مي کند بگويد من ليتري فلان مقدار مي دهم مي خواهم هر قدر دلم مي خواهد مصرف کنم، چرا هر قدر مصرف کنيم؟ مي سوزد و مي شود آلودگي تهران. وي گفت: بايد دو برابر هزينه بدهيم آلودگي را برطرف کنيم مي شود ترافيک هاي سنگين. رئيس جمهور افزود: هر کس هر جا هست هر مقدار مي تواند صرفه جويي کند دو تا سود مي برد اولاً يارانه اي که به حساب او واريز شده مقدار بيشتري در جيبش مي ماند که مال خودش و ثروتش است دوم صرفه جويي صادر مي شود. احمدي نژاد گفت: با آن سي هزار ميليارد تومان اگر نصفش را صرفه جويي کنند اتفاقهاي بزرگي مي افتد. وي افزود: اين طرح نخستين طرحي است که مال مردم است و همه مردم خواهان اجراي آن هستند براي اينکه مردم آگاه و هوشيارند و منافع اين طرح را مي فهمند و فشار مي آورند که طرح را اجرا کنيد و ما پذيرفته ايم. رئيس جمهور گفت: جالب است وقتي مردم بپذيرند ديگر تبعات منفي ندارد و يا به حداقل خواهد رسيد. کشور وارد شرايط جديد اقتصادي مي شود رئيس جمهور گفت: اين راهي است که ما شروع کرديم؛ با اين اقدام گام آخر مرحله اول برداشته شده و ما وارد شرايط جديد اقتصادي مي شويم. وي گفت: بايد برسيم به نقطه اي که رفتار توليد کننده،حمل و نقل کننده، مدير و مصرف کننده ما کاملا دگرگون بشود. احمدي نژاد افزود: بايد قدر ثروت و نعمت الهي را تا قطره آخرش دانست و اين همان چيزي است که دردنيا وجود دارد. وي گفت: ما کشور کم بارش و کم آبي هستيم ؛ امسال هم بارش کم داريم که اميدواريم خداوند متعال برساند اما همين 250 ميليمتر را درست استفاده نمي کنيم و حداکثر راندمان ما يک سوم است . رئيس جمهور افزود:با همين آب مي توانيم سه برابر توليد فعلي توليد داشته باشيم و اين توليد چه رفاه و آينده اي براي فرزندان ما درست مي کند. احمدي نژاد تاکيد کرد: اين واقعا شدني است ؛ برخي فکر مي کنند که نشدني است و مرتب آن را متوقف کردند در حالي که اين کار شدني است و مردم مي توانند کارهاي بزرگي کنند. وي افزود: تازه کار را شروع کرده ايم اما مي خواهم نکاتي را از مردم درخواست کنم. رئيس جمهور گفت: اولين خواهش من از مردم اين است که ما بايد با هم باشيم، ما يک خانواده و ملتيم؛ زيبايي زندگي و سعادت در اين است که همه همديگر را دوست داشته باشيم و با هم با رحمت برخورد کنيم تا رحمت خداوند نيز نازل شود. وي افزود: اگر ملتي با هم رحيم باشند و يکديگر را دوست داشته باشند و مراعات هم را بکنند خداوند هم مراعات مي کند و باران و برف ونعمت و برکت خواهد آمد. رئيس جمهور گفت: خيلي بد است کسي فقط به فکر خودش باشد ؛کجا مي خواهد برود ؛ چه کار مي خواهد بکند ؛بدتر از آن کسي که به فکر خودش است آن کسي است که مي خواهد از خلأها و تحولات سوء استفاده کند؛کجا مي خواهيد برويد؟ ما که از يک ساعت آينده خبر نداريم. احمدي نژاد افزود: زيبايي زندگي به انباشتن نيست به درست استفاده کردن است؛ زيباترين زندگي را کساني کردند که براي ديگران زندگي کردند؛ امام حسين عليه السلام همه وجودش را براي جامعه فدا کرد و بالاترين زندگي و عشق را انجام داد؛ انسانهاي وارسته از همه چيز زندگي استفاده مي کنند و لذت مي برند. وي گفت: مقياس ما بايد ملي باشد ؛ببينيم اگر 75 ميليون مي خواهند انجام بدهند چه اتفاقي مي افتد و انعکاس کار ما و برگشت آن به زندگي چه مي شود. احمدي نژاد افزود: اين پولي که به حساب مردم ريختيم پول ويژه است؛ مملکت ما مملکت امام زمان (عج) است همه چيز متعلق به امام زمان و بيت المال است. وي تاکيد کرد: اين پول امام زمان و بابرکت است اين پول زمينه رشد جامعه است و پول حلال و پاک است بنابراين مراقب باشيم که اين پول خراب نشود که ديگر اثر ندارد. احمدي نژاد گفت: ما معتقد به برکت هستيم برکت از عدالت مي آيد هر جا عدالت بشود برکت مي آيد؛ برکت يعني اينکه هر پديده در جاي خود قرار بگيرد و شکوفا شود و همه استعدادها را بروز دهد. وي با آوردن مثالي افزود: مي خواهيم نهالي بکاريم و اين را در زميني مي بريم که با اين نهال سنخيت ندارد و آب ، نور و نگهداري آن مناسب نيست پس اين نهال ثمر نمي دهد و به جاي اينکه 100 کيلو ميوه خوب بدهد 20 کيلو ميوه پلاسيده مي دهد اما اگر اين نهال را در زميني که سنخيت دارد بکاريم و نور،آب و نگهداري آن مناسب باشد اين نهال همه استعدادهاي خود را بيرون مي ريزد و در فصل شکوفايي، زيباترين و در فصل ميوه دادن بهترين ميوه ها را مي دهد. رئيس جمهور گفت: عدالت يعني اينکه هر چيز سر جاي خود باشد ؛ اين پول مال مردم و يک گام بلند در جهت عدالت است. مردم براي دريافت يارانهها عجله نکنند رئيس جمهور در ادامه سخنان خود از شبکه يک سيما از مردم خواست براي دريافت يارانههاي واريز شده به حسابهاي بانکيشان "بلافاصله به بانک مراجعه نکنند". وي افزود: اين طرح مال مردم است و نسلهاي پياپي از آن استفاده خواهند کرد؛ پس اولا عجله نکنند. اين شش ماه اول مهم است. اگر مردم زود اين پول را دريافت کنند، وارد بازار ميشوند، اين بازار را به هم ميزند و ضرر اين کار به مردم وارد ميشود. رئيس جمهور گفت: فکر کنيد اين پول مال خودتان است، نگه داريد. صنعت، خدمات، بانکها، بخشاي گوناگون و بازار بستههاي خوبي را پيش بيني کردهاند. وي افزود: بعضي بخشها قرار است قيمتها را پايين آورند و خريد و فروش را تسهيل کنند. مردم حوصله کنند، ما در خدمتشان هستيم با هم جلو ميرويم. آقاي احمدي نژاد تاکيد کرد: مردم عجله نکنند، به خصوص الان که از فردا ميخواهد شروع شود، آخر ماه است، کارمندان ميخواهند حقوق بگيرند، ممکن است مردم در صف بانکها بايستند. اين در حسابتان هست. بالاترين ناظر خود مردم هستند رئيس جمهور در ادامه سخنان خود از مردم خواست براي استفاده از يارانههاي واريزي، برنامهريزي کنند. وي افزود: گام بعدي را ان شاءالله سال آينده اجرا ميکنيم. يکي از همکاريهاي خوب را نمايندگان مجلس با ما کردند. انشاءالله در بودجه سال آينده همراهي ميکنند و ما گام بعدي را براي افزايش يارانهها بر ميداريم. رئيس جمهور گفت: اگر قوانين اجازه دهد و راه باز شود، آنچه در نيت من است، بيش از آن خواهد شد. آقاي احمدينژاد افزود: فکر ميکنيم ثروت را دست مردم بدهيم، بهتر از دولت مديريت مي کنند، زيرا در سيستم دولت هزينه ها بالا ميرود و بهره پايين ميآيد. دست مردم باشد، خودشان توليد و سرمايه گذاري ميکنند. وي از مردم خواست اين پول را نگه دارند. بخشي را براي آينده بچههايشان پس انداز کنند. بورس، بانک، صنعت، سرمايهگذاري قرار است بستههايي بدهند. رئيس جمهور گفت: مردم حوصله کنند. اصلا دو ماه دست نگه دارند قبض برق، آب و گاز بيايد، حساب و کتاب کنند. براي کاهش مصرف خود مديريت تنظيم کنند. همه اعضاي خانواده دور هم بنشينند و مشورت کنند تا مصرف برق، گاز، آب و بنزينشان پايين بيايد. بگذاريم بچه ها در خانه مديريت اقتصادي را ياد بگيرند. آقاي احمدينژاد همچنين خبر داد: مردم توجه داشته باشند واريز دوم يارانهها در همين مرحله اول صورت ميگيرد و براي نان است. چون نان مهم است و ميخواهيم مردم نان خوب بخورند. وي افزود: انشاءالله نفري 4000 تومان به ازاي هر ماه در همين هفته واريز ميکنيم و براي دو ماهه 8000 تومان نفري خواهد شد. رئيس جمهور با بيان اينکه اکنون دولت بيش از 4000 ميليارد تومان يارانه نان مي دهد و مردم هم بيش از اين مقدار پول خريد نان مي دهند، افزود: تجميع اين دو با هم موجب ميشود مردم بهترين نان را بخورند. تازه بخشي هم اضافه ميآيد، اتلاف نان از بين مي رود و ما ميتوانيم گندم را صادر کنيم. آقاي احمدينژاد گفت: توصيه ام به مردم عزيز اين است که همان طور که تا الان به ما اعتماد کردند، اعتماد کنند. ستاد در مرکز و همه استانها و شهرستانها هست، در کنار شما هستيم؛ اطلاعيه ميدهند، فقط به اطلاعيهها توجه کنيد. وي افزود: اگر کسي گفت فلان جنس قرار است قيمتش آن قدر بشود، درست نيست. عدالت، در داخل و خارج مخالف دارد. برخي رسانههاي بيگانه عليه اين طرح داد سخن دادهاند. رئيس جمهور گفت: ناراحت هستند. نمي خواهند ايران پيشرفت کند و به الگويي تبديل شود که در آن فقير نباشد، کشوري که در آن همه شاد و مرفه باشند. آقاي احمدينژاد تصريح کرد: ممکن است بخواهند مردم را نگران و فضاسازي کنند، شايد برخي متوجه نباشند و تحريک شوند اقدامي در اقتصاد انجام دهند. وي در پاسخ به اين سوال که چه نظارت هايي روي صنوف صورت ميگيرد گفت: خوشبختانه اصناف همکاري خوبي داشتند. ستاد درست کردند و در حال همکاري هستند. آموزش دادند. تشريح کردند. سوالات پاسخ داده شده است. خود صنوف، واحد نظارت تاسيس کرده اند. نظارتي هم وزارت بازرگاني دارد و نظارت خواهد کرد. رئيس جمهور افزود: بالاترين ناظر خود مردم هستند. هر جا جهشي اتفاق افتاد، مردم دست نگه دارند، خريد نکنند، اطلاع دهند. ماموران ما ميآيند اگر ناشي از کمبود کالا باشد، جبران مي کنند و اگر خداي ناکرده رفتار نامناسبي باشد، با آن هم برخورد ميکنند. وي درباره وظيفه رسانه ها در اجراي هدفمند کردن يارانهها گفت: همه در اجراي اين طرح مهم هستند. صنعتگران، کارگران، دامداران، کشاورزان، تجار و بازرگانان، کسبه و پيشهوران، معلمان و فرهنگيان، دانشگاهيان و دانشآموزان همه مهم هستند. رئيس جمهور افزود: اهالي رسانه هم خيلي مهم هستند. دنيا الان در حال نگاه کردن به ماست. ما ايراني هستيم، ما با ديگران فرق ميکنيم. تحولات ايران مورد توجه همه دنياست. آينده قضاوت خواهد کرد، ما امروز داريم تاريخ فردا را مي سازيم. بايد از خود اثر ماندگار قابل دفاع جا بگذاريم. آقاي احمدينژاد سپس به تشريح کارهاي رانندگان درون شهري و برون شهري پرداخت و با بيان اينکه اين قشر "از زحمتکش ترين و پاک ترين قشرهاي جامعه" است، از آنان تقدير کرد. هيچ مشکلي در جريان هدفمندي يارانه ها غيرقابل حل نيست رئيس جمهور گفت: در زمان اجراي هدفمند کردن يارانه ها هر جايي که مشکلي پيش آيد مردم اطلاع دهند گروههاي تخصصي پيش بيني کرده ايم که مشکل را حل مي کنند. وي افزود: تا جايي که توانسته ايم در جزئيات پيش رفته ايم اما اقتصاد کشور با 75 ميليون نفر جمعيت اقتصاد بزرگي است و ممکن است مشکلي پيش بيايد اما از اين به بعد هيچ مشکلي نيست که در قضيه هدفمند کردن يارانه ها نتوانيم آن را حل کنيم. آقاي احمدي نژاد گفت: در اين خصوص اگر کسي اقدام نامناسبي انجام دهد انگيزه اش اقتصادي نيست. وي افزود: يک آماده باش براي کل استانداران ، فرمانداران و مديران داريم و همگي آموزش ديده و پاي کار هستند. رئيس جمهور گفت: از همه اصناف ، صنعتگران و راننده ها مي خواهيم همان طور که با هم قول و قرار گذاشتيم پيشگام اوليه اين طرح باشند و همگي در اين افتخار شريک هستند؛ کاري که ديگران براي اجراي آن، بخشي از مردم خود را از دست دادند و فقر در جامعه آنان اضافه شد، اما ما مي خواهيم فقر و تورم ريشه کن شود و اقتصاد کشور شکوفا و همبستگي و دلبستگي مردم اضافه شود زيرا مي خواهيم آن را عادلانه اجرا کنيم. وي با بيان اينکه رسانه ها و سياسيون بايد همکاري کنند افزود: اين طرح مال احمدي نژاد و اين دولت و آن دولت نيست بلکه مال همه ملت و تاريخ ملت است و همه بايد کمک کنند که اين کار جلو برود و همه برنده ايم. رئيس جمهور با بيان اينکه فقط ايراد گرفتن کار را درست نمي کند گفت: برخي افراد همه کارها را مسخره مي کنند بدون اينکه پيشنهادي بدهند. وي با اشاره به آلودگي هواي تهران افزود: به طور کم سابقه اي 25 روز هواي تهران متوقف شد اما همه مردم براي حل اين مشکل همکاري کردند. احمدي نژاد اضافه کرد: مسئولان نيز مال همه مردم هستند و سه سال ديگر کس ديگري مي آيد اما زمان و فرصت مال ملت است و همه بايد براي اين کار کمک کنند. وي در پاسخ به اين سؤال که آيا از يارانه نقدي چيزي براي پس انداز مردم باقي مي ماند گفت: دهک اول درآمدي که پايين ترين درآمدها را دارند متوسط ماهانه 135 هزار تومان درآمد دارند که بخش عمده آنها تحت پوشش نهادهاي حمايتي هستند و متوسط خانوارهاي آنان چهار نفره است. وي افزود: براي اين خانوارها به طور متوسط ماهانه 162 هزار تومان يارانه ريخته شده است که مصرف آب و برق و گاز آنان حداقل است و ما مي خواهيم حتي برخي از اين افراد مصرف خود را بيشتر کنند و گوشت و ميوه بخورند و به سلامت و بهداشت خود برسند. رئيس جمهور گفت: پيش بيني ما اين است که افزايش هزينه اين دهک که بيشترين افزايش است حدود 10 درصد خواهد بود و 13 هزار تومان به هزينه هاي فعلي آنان اضافه مي شود و 150 هزار تومان ديگر مي ماند که بايد خرج هاي ديگري کنند. وي افزود: اين ميزان با محاسبه تأثير هدفمندي در ساير کالاها نيز بوده است و هر چه دهک ها بالاتر مي رود اين فاصله کمتر مي شود و تا دهک ششم اين تأثير مثبت است. رئيس جمهور گفت: در دهکهاي هفتم و هشتم نيز با مختصري صرفه جويي اين تأثير مثبت مي شود و دو دهک آخر که بالاترين درآمد جامعه را دارند نيز رفاهشان کم نمي شود و بايد کمي خود را جمع کنند. وي افزود: اين دهک هاي آخر نيز وقتي اقتصاد شکوفا شد و توليد و سرمايه گذاري افزايش يافت آنها نيز سود خواهند برد. رئيس جمهور گفت: اگر همه به قول و قرارهاي خود عمل کنند همه سود مي برند و هيچ کس ضرر نخواهد کرد. وي افزود: اگر در جريان اجراي قانون، قشري آسيب ببيند آن را به ما اطلاع بدهند ما پشتيباني خواهيم کرد و در عوامل و نهاده هاي توليد و خدمات کمک مي کنيم که آنها نيز به سوددهي برسند اما نبايد سرخود قيمت ها را بالا ببرند. احمدي نژاد گفت: وقتي طرحي 50 سال ناعادلانه اجرا شده است دو دهک جامعه 30 برابر مصرف کرده اند در واقع اين دو دهک نيز مقصر نبوده اند بلکه سيستم اقتصادي به اين شکل بوده است. وي افزود: امروز در تهران خانه اي داريم که بر اساس قبض گاز ماهانه 6 هزار متر مکعب مصرف مي کند و در کشور کساني را داريم که در ماه 50 متر مکعب نيز نمي توانند مصرف کنند. رئيس جمهور گفت: متوسط مصرف گاز در تهران در 4 دهک پايين ماهانه 200 متر مکعب و در زمستان تا 300 متر مکعب است و اين باعث اختلاف طبقاتي مي شود. وي افزود: با اجراي اين سياست ناعادلانه يارانه ها طي 50 سال 70 درصد يارانه به 30 درصد جامعه رسيده و 30 درصد جامعه دو و نيم برابر حق خود و 70 درصد جامعه 4 دهم برابر حق خود از يارانه ها استفاده کرده اند که اين امر باعث ايجاد يک دره عميق فاصله طبقاتي مي شود. رئيس جمهور گفت: من اين فاصله ها را ديده ام و شايد تنها مسئولي هستم که در تاريخ کشور همه جاي ايران را ديده ام و کساني را ديده ام که 25 سال يا 40 سال ميوه نخورده اند. وي افزود: بچه اي 12 ساله مي دويد که خود را به من برساند ديدم که لباس و کفش ندارد، نگفت که به من کمک کن و خانواده ما فقير است بلکه گفت سقف مدرسه ما دارد مي ريزد و من حاضر بودم جان خود را بدهم که وضع زندگي او عوض شود. رئيس جمهور گفت: اگر آن يک چهارم را صرفه جويي بکنيم و آن شخص به جاي 6 هزار متر مکعب ، 2 هزار متر مصرف کند مشکل حل مي شود ، لازم نيست هر روز استخرت را گرم کني، هفته اي يک روز گرم کن، زيبايي زندگي اين است که با هم باشيم زيرا ما مسلمان و پيرو پيامبر (ص) و حضرت علي (ع) هستيم. حل مسئله مسکن و اشتغال؛ قبل از پايان دولت دهم رئيس جمهور گفت: پس از آنکه اين مرحله تمام شد تقريباً مراحل بعدي هم انجام خواهد شد زيرا تمام زيرساختها آماده است. وي در تشريح اين سه بخش گفت: اصلاح سيستم بانکي، اصلاح سيستم مالياتي و ايجاد اشتغال براي جوانان گامهاي بعدي است که مي خواهيم از اول سال آينده و تا قبل از پايان دولت دهم مسئله يارانه ها، مسکن و اشتغال در کشور حل شود و سيستم بانکي ، ماليات و گمرک اصلاح شود و اصلاح شدني است. رئيس جمهور افزود: مهم ترين و سنگين ترين اين موارد به لحاظ وقت و انرژي اين مرحله بود که با همت ملت ايران ان شاء الله تا قبل از پايان سال انجام مي شود و قبل از پايان سال نيز در اواخر بهمن دوباره به شکل دو ماه، دو ماه مبالغي به حسابها واريز خواهد شد. الان آزادسازي نداريم مقداري اصلاح قيمت ها داريم رئيس جمهور گفت: يک ميليون خانه روستايي بازسازي شده اما هنوز دو ميليون خانه نوسازي نشده است. وي ادامه داد: گفتيم فقط با يک چهارمش يعني 30 هزار ميليارد تومان، ايران ظرف 5 تا 6 سال خودش را به پاي کشورهاي پيشرفته دنيا مي رساند؛ در صنعت ، اقتصاد ، کشاورزي و آباداني مي تواند برسد اما هم اکنون اين وضع ناعادلانه است و بايد اصلاح شود. رئيس جمهور گفت: همه بايد برابر ببرند اگر بخواهيم عدالت واقعي را اجرا کنيم و اگر مي توانستيم اجرا کنيم که چقدر شخصش را شناسايي کنيم و اينکه چقدر برده بايد پنجاه سال معکوس عمل مي کرديم. وي افزود: بگذاريد کشورمان آباد شود و در ايران با اين همه پيشرفت نبايد يک جوان دنبال کار بگردد و نبايد لنگ مسکن باشد. احمدي نژاد گفت: نبايد مريضي يک خانواده را ساقط کند بايد همه بيمه شوند، بيمه تکميلي و طلايي. وي افزود: ثروت را داريم اما بي جهت آن را مي سوزانيم در حالي که در کنارش رفاهي نداريم. رئيس جمهور گفت: همان اضافه سوخت را کنترل کنيم و بگذاريم مشکلات کشور حل شود. وي در پاسخ به سوالي درباره ساعت و زمان دقيق اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها افزود: قانون از مدت هاست که بخش عمده اش اجرا شده است. احمدي نژاد گفت: الان آزادسازي نداريم مقداري اصلاح قيمت ها داريم. وي افزود: آزادسازي در مرحله نهايي است چرا که هنوز بايد چند مرحله جلو برويم اما به اندازه اي که امسال در بودجه پيش بيني شده و ان شاء الله ستاد که مستقر هستند اطلاعيه اش را آماده کرده و بعد از ا ين گفتگوي ما اطلاعيه ها را خواهند داد. رئيس جمهور گفت: از ابتداي يکشنبه 28 آذر يعني زماني که امشب تمام شد از آخر شب، امشب کار را شروع مي کند. احمدي نژاد افزود: سهم بنزين هم ريخته شده هم با قيمت جديد سهميه شارژ شده و هم با قيمت قبلي يک ماه اضافه داده ايم گازوئيل هم داده ايم. وي گفت: نياز نيست به اينکه کسي بخواهد 50 تا 200 ليتر در خانه ذخيره کند. رئيس جمهور افزود: نمي ارزد در بين 70 ميليون خداي ناکرده در يک گوشه اي يک حادثه اي پيش بيايد و يک نفر يک لکه روي دستش بيفتد. طرح هدفمندسازي يارانه ها بلندمدت است رئيس جمهور گفت: اگر کسي 500 ليتر بنزين را ذخيره و مصرف کند خوب چه اتفاقي مي افتد؟ اين تنها براي چند ماه مصرفش به کار مي رود اما بعدش چه مي شود؟ احمدي نژاد افزود: اين طرح، طرح بلندمدتي است و همه با هم جلو مي رويم، همه به حق خودمان قانع شويم که سهم هر کدام اندازه اي است که تعيين شده است و اينکه بايد به سهم خودمان قانع باشيم. وي گفت: قانع شدن به سهم خود در کشور برکت، امنيت، آرامش و دلخوشي را همراه خواهد داشت. رئيس جمهور افزود: چرا بايد بيمارستان هاي ما پر از مريض باشد؟ اگر هم به حق خودمان قانع باشيم و عدالت را اجرا کنيم واقعا اين اندازه بيمارستان نياز داريم؟! به خدا نداريم اين سنت خداست. وي گفت: پول را جمع کنيم بعد چرا خرج بيمارستان کنيم؟ اما البته جايي هم که لازم است بايد خرج کنيم و دولت هم بايد بيايد کمک کند و ممکن است کسي براي سلامتش 50 ميليون نياز باشد اين حوادث و مريضي است. احمدي نژاد افزود: بسياري از اينها ناشي از اين است که ما به حق و حقوقمان راضي نيستيم و عدالت را رعايت نمي کنيم. وي اضافه کرد: مثلا فردي که ذخيره مي کند از کجا مي داند اين را داخل ماشين کرده و بيرون چه اتفاقي برايش مي افتد. رئيس جمهور گفت: آن چيزي که عادلانه است و خدا هم همان را مي خواهد اين است که همين زندگي طبيعي را داشته باشيم راحت زندگي کنيم ضمن اينکه اين طرح براي همه است. وي افزود: ان شاءالله با اجراي اين طرح وضع همه خوب خواهد شد تا روزي که بنده در خدمتگزاري مردم هستم طرفدار مردم و پاي مردم هستم و فلسفه اين دولت همين است. احمدي نژاد گفت: جمهوري اسلامي هم يعني اينکه پاي مردم بودن و با مردم بودن و براي مردم زندگي کردن. وي افزود: اگر چيزي کم آمد دوباره مي ريزيم اين طرح مال مردم است و با خود مردم مشورت مي کنيم و بيشترين آن، اين است که اين طرح را همه با هم چه آنهايي که ثبت نام کرده و چه آنهايي که ثبت نام نکرده اند با هم همکاري کنيم تا ايران را به بالا ببريم. رئيس جمهور گفت: ايران مي تواند بالا برود و ايران بايد بالاترين نقطه دنيا باشد چرا که اين شايستگي مردم است. وي افزود: نبايد ضعفي در اين کشور باشد که ديگران با آن ضعف ما را تمسخر کنند و ما را در دنيا دست کم بگيرند. احمدي نژاد گفت: چرا دست کم بگيرند؟ اين ايران است هيچ کشوري در دنيا به اندازه ايران تمدن، فرهنگ و دانشمند خلق و هيچ کشوري به اندازه ايران به انسانيت و ارزش هاي الهي و انساني خدمت نکرده است. وي افزود: نمي شود بنشينيم و ديگران براي ما حرف بزنند ما بايد اقتصاد اول دنيا باشيم و مي توانيم و اين ثروت ماست که من يک چهارمش را مثال زدم. رئيس جمهور گفت: اگر مردم همت کنند و مطمئنم که همت خواهند کرد مطمئنا در گام دوم به گام سوم نرسيده کارخانه هاي ما اصلاح خواهند شد و کاميون هاي فرسوده کنار زده مي شود و جاي آنها را کاميون هاي نو خواهند گرفت. احمدي نژاد افزود: اتوبوس ها و ميني بوس هاي سالم وارد شبکه حمل و نقل و تاکسي ها نيز درست خواهد شد. وي گفت: سيستم هاي گرمايشي و سرمايشي منازل و ادارات نيز درست خواهد شد. رئيس جمهور افزود: اين ملت ايران است و اين ملت وقتي مطلبي را بگيرد تا ثريا خواهد رفت و اين را همه دنيا مي داند. وي اضافه کرد: اگر بتوانيم نصف اين را صرفه جويي کنيم نمي گوييم از زندگي و رفاه مردم بزنيم بلکه اگر صرفه جويي کنيم ايران ظرف پنج سال در دنيا گلستان مي شود. احمدي نژاد گفت: ما 20 هزار ميليارد تومان کار عمراني کرديم اين در دنيا کار بي نظيري است و اگر شما اين را به 40، 50 و 70 هزار ميليارد تومان برسانيد چه اتفاقي در ايران خواهد افتاد؟ وي افزود: يک گوشه اي از بودجه را در فناوري فضايي گذاشته ايم الان چه اتفاقي افتاده است؟ الان حضور خودمان را در فضا ثبت کرده ايم و اگر کمي اين را چرب کنيم فرزندان ما ظرف 3 الي 4 سال آينده موجود زنده را حتما به آسمان مي فرستند. رئيس جمهور گفت: اينها بچه هاي ايران و همه شان علوي و حسيني هستند. احمدي نژاد افزود: همه دست به دست هم دهيم چرا که اين کار بايد به زيبايي و به نام ملت ايران ثبت شود. وي گفت: امثال ماها که پاي ملت ايران رفتني هستيم اما نامي که باقي مي ماند نام ملت ايران است. وي اضافه کرد: اگر همه گوشه و کنار و کسي سوالي دارد سايت ها آماده پاسخگويي به سوالات هستند و من هم حاضر هستم بنشنيم همه سوالات را پاسخ دهم. افزايش نرخ آب، برق و گاز پلکاني است رئيس جمهور گفت: اين طرح از نخستين ساعت يکشنبه 28 آذر اجرا مي شود و در مرحله اول تکميل خواهد شد. وي گفت: کسي نمي خواهد از دست کسي در برود نه ملت نمي تواند در برود و نه دولت. رئيس جمهور افزود: نه کسي درون ملت خيال کند زيرآبي برود و دربرود؛ کجا مي خواهي بروي؟ در اين جامعه در درون اين ملت زندگي کني و در اين دنيا قرار داري تحت حاکميت خدايي. وي اضافه کرد: خدا که مي بيند و خدا هم که رها نمي کند هر کاري کني و از هر دستي بدهي از آن دست مي گيري و اين سنت خداست. احمدي نژاد گفت: بايد با همديگر با لطف و محبت رفتارکنيم که در اين صورت زندگي زيبا مي شود من مراعات راننده تاکسي را بکنم، راننده تاکسي هم مراعات من را بکند، من مراعات مغازه دار و مغازه دار هم مراعات من را بکند. وي افزود: توليدکننده، واسطه، بازاري، تاجر، آن که خدمات مي دهد آن که مي خواهد ماشين را بشويد و يا مي خواهد ماشين را ببرد ماشين شويي احترام بگذاريد، دوست داشته باشيم، کمک بدهيم تا ان شاء الله اين طرح جلو برود. رئيس جمهور گفت: در اطلاعيه هايي هم که ستاد خواهد داد قيمت ها اعلام خواهد شد، قيمت ها هم اعلام خواهد شد. وي افزود: قيمت هاي جديد کالاهاي مختلف براي آب هم ما ديديم منتهي شيب خيلي ملايم است. رئيس جمهور گفت: باز تاکيد مي کنم آب، برق و گاز که در تمام جاها تقريبا الان روستاها جمعيتش از 50 درصد گذشته که روستاها را هم تکميل خواهيم کرد و افزايش قيمت ها پلکاني خواهد بود. احمدي نژاد افزود: آنهايي که مصرفشان پايين است قيمت خيلي ارزان است و هر قدر مصرف بالا برود ما به التفاوت اضافه مي شود و حتي اين طور نيست که اگر کسي به عنوان مثال هزار متر مکعب گاز مصرف کرد براي او از ابتدا محاسبه شود بلکه بهاي گاز پلکاني محاسبه خواهد شد که اين هم براي تشويق مردم براي مصرف کمتر است. وي در ادامه گفت:خيلي ها در روستاها نفت سفيد مصرف مي کنند و براي پخت و پز از کپسول گاز استفاده مي کنند براي آنها کوپن پيش بيني کرده ايم تا زماني که قيمت به شکل کامل آزاد نشده از کوپن استفاده کنند در شهر گاز لوله کشي شده است ولي در روستاها ندارد نبايد در حقش اجحاف شود. رئيس جمهور گفت: به مقدار مصرف کوپن هم در اختيار دارد کپسول گاز و هم نفت که بتواند زندگي کند، جاهايي هم که جنگلي است، جنگل را محافظت کند و کسي نخواهد به جنگل آسيبي برساند همه اينها از همه جهات بررسي شده است. احمدي نژاد افزود: صيادان به ويژه که اينها مصرف دارند و در برخي فصول نمي توانند کار کنند علاوه بر آنها مقداري نفت و گاز در اختيار فرمانداري ها قرار دارد براي موارد اضطراري و پيش بيني نشده که کسي درجاده مانده و يا کارتش را گم کرده و يا مالکان چاه هاي کشاورزي که هنوز نرسيده اند که بروند مدارکشان را تکميل کنند به آنها قرض مي دهيم و بعدا از سهميه شان کسر خواهد شد. وي گفت: سعي کرده ايم همه جهات را ببينيم که اين طرح به خوبي اجرا و افتخار ملت ايران بشود. رئيس جمهور افزود: مي خواهم از ملت ايران به خاطر عملکرد بسيار عالمانه شان تشکر کنم زيرا ما مطالعه کرديم کشورهايي را که اين کار را کردند در بخش اول قانون که پرحجم ترين بخش بوده است و ما اين بخش را انجام داديم در همين بخش در برخي از کشورها به هم ريختگي مشاهده مي شد، شناسايي نشدن قشرها و بروز مشکلات و عده اي از مردم از نظر اقتصادي نابود شدند اما مردم ما بسيار قشنگ و متين عمل کردند خيلي زيبا نه تنها مشکلي نبود بلکه کار بسيار روان انجام شد. وي افزود: از افرادي که ثبت نام کردند و افتتاح حساب داشتند و آنهايي که ثبت نام نکردند تشکر مي کنم که اين افراد نزديک به دو دهک جامعه مي شوند و به 14تا 15 ميليون نفر مي رسند که نشان دهنده فرهنگ ايراني و اسلامي ماست. احمدي نژاد گفت: حتي امکان دارد يک عده بعد از اين بروند و انصراف بدهند کساني که ماهي 5 ميليون، 4 ميليون، 10 ميليون تومان خرج مي کنند حتي در ايران با 2 ميليون تومان خوب مي شود زندگي کرد بروند و انصراف بدهند و بگذارند اين برسد به اين طبقات. وي افزود: از کشاورزان،دامداران، کارگران و صنعتگران که بسته پيشنهادي دادند و گفتند بهاي کالاها را اقساطي مي کنيم، کسبه، بازاريان، فرهنگيان، دانشگاهيان،دانشجويان، دانش آموزان و رانندگان تشکر مي کنيم. رئيس جمهور گفت: از رسانه ملي که انصافا خوب و هوشمندانه کار کرد و از اين پس کارش بيشتر هم خواهد شد تشکر مي کنيم زيرا زماني که وارد مرحله آخر مي شويم مردم براي اصلاح رفتارها نيازمند الگو، راهنمايي و اطلاع رساني خوب هستند. احمدي نژاد افزود: همچنين از همکاران خودم که شبانه روز با عشق و اميد کار کردند تشکر مي کنم. وي گفت: از رهبري عزيز که از اين طرح حمايت قاطع و توصيه هايي به مجلس کردند تشکر مي کنم و به ما گفتند برويد اين طرح را اجرا کنيد. رئيس جمهور افزود: همچنين از نمايندگان مجلس که در روستاها و شهرها رفتند و براي مردم سخنراني کردند تشکر مي کنم از اين پس هم در قانون بودجه همکاري خواهند کرد. نکات مثبت مذاکرات ژنو رئيس جمهور در ابتداي در گفتگوي مستقيم تلويزيوني خود با مردم و قبل از اعلام آغاز اجرايي شدن قانون هدفمندي يارانه ها با اشاره به مذاکرات هستهاي با گروه 1+5 گفت: بهترين راه براي همه، حرکت به سمت همکاري است. وي افزود: تقابلي بود بين نظام سلطه و دنياي سرمايه داري با انديشه انساني و توحيدي و ملت؛ ايران در محور جبهه توحيدي قرار دارد و داشته است. رئيس جمهور گفت: بهانه هستهاي، فرصتي بود که ميخواستند از پيشرفت ملت ايران جلوگيري کنند. آقاي احمدينژاد با بيان اينکه درباره موضوع هستهاي تاکنون مباحث بسياري مطرح شده است، ادامه داد: اما من ميخواهم فضاي جديدي در اين باره باز کنم. وي افزود: در سالهاي اخير همه تلاشهاي دنياي غرب جلوگيري از هسته اي شدن ايران بود که اين سياست شکست خورد و ايران هسته اي شد. رئيس جمهور گفت: اکنون دو راه مقابل کساني قرار دارد که آن سياستها را اعمال کردند که يکي ادامه دادن به اين سياستهاست که قطعا به شکست منجر مي شود. آقاي احمدينژاد با تصريح اينکه "در اين مقطع، ما پيروز و هستهاي شديم" افزود: تحريمها و قطعنامهها اثر نکرد، بلکه به فرصت و انگيزه حرکت تبديل شد و سرعت پيشرفت ايران را مضاعف و بيشتر کرد. وي ادامه داد: راه دوم اين است که تقابل به تعامل و همکاري تبديل شود؛ ما از اول دنبال اين راه بوديم و ميگفتيم در همه زمينه هاي هستهاي و اقتصادي و مسائل بين المللي که موضوعات جهاني و پيامدهاي آن مشترک است، با هم همفکري و مسائل را حل کنيم. رئيس جمهور گفت: مذاکرات ژنو، مذاکرات خوبي بود، نماينده ايران حرفها را درست و بجا و قاطع زد، اما در مجموع جلسات مذاکره خوب بود. آقاي احمدي نژاد افزود: من با دقت صورت مذاکرات را مطالعه کردم و در آن نکات مثبت ديدم؛ به نظر من وقت آن شده است که سياست تقابلي آنها به سياست تعاملي تبديل شود، زيرا اين به نفع همه است. وي اضافه کرد: با رفتن به سمت سياست تعامل، همه برنده خواهند بود؛ ما از اول مي خواستيم در همکاري سازنده همه برنده و پيروز باشند. رئيس جمهور با بيان اينکه "چرا وارد عرصه تضييع حق ملتها و در عين حال نتيجه نگرفتن شويم؟ چنين رويکردي محکوم و شکست خورده است" افزود: حالا که شرايط عوض و شکست سياست آنها مشخص شد، بايد بپذيرند بهترين راه براي همه، حرکت به سمت همکاري است. آقاي احمدينژاد گفت: اميدوارم در گفتگوهاي استانبول، بعد برزيل و بعد تهران به چارچوب همکاري برسيم؛ اين به نفع همه است و حيثيت همه هم حفظ ميشود؛ عدالت، قانون و حق هم همين است. وي با بيان اينکه "بالاخره يک ملت بايد از حقوق خود استفاده کند و البته از اين حقوق استفاده کرد و خواهد کرد" افزود: استفاده از اهرمهاي غيرقانوني، شوراي امنيت و اقتصاد، کار درستي نيست؛ آن هم در برابر ملت بزرگي مثل ايران. رئيس جمهور با ابراز اميدواري براي رفتن دو طرف به سوي همکاري گفت: ملت ايران حتما از همکاري استقبال خواهد کرد؛ اين انرژي که آنها صرف تقابل کردند، اگر براي همکاري صرف مي کردند سود بيشتري مي بردند. آقاي احمدينژاد افزود: امروز به آنها توصيه ميکنم که به سمت تعامل بيايند، ما آمادهايم اين روند به نفع همه تغيير کند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۹ساعت 13:15  توسط داود حمیدی
|
شهریار ... شاعری که فرهنگ اصیل آذری داشت... زندگینامه شهریار سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای «خوشکناب » آذربایجان متولد شده است. او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود. شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا)) گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد. شعر شهریار محمد حسین شهریاردر سرودن انواع شعر سنتی فارسی از قصیده و مثنوی گرفته تا غزل و قصیده و رباعی مهارتی داشت .گذشته از این در طریق نیمائی نیز طبع آزمائی کرد و قطعات زیبائی چون ای وای مادرم دو مرغ بهشتی مومیائی و پیام به انیشتین را از خود به یادگار گذاشت در اشعار نیمائی او به ویژه در پیام به انیشتین روح انسان دوستی و همدردی با جهان انسانی گرفتار در چنگال تمدن صنعتی موج میزند تا حدی که زبان او گاهی به مرز شعار نزدیک می شود . در کنار همه اینها شهریار به زبان مادری خود ترکی اذربایجانی اشعار نغزی سروده است منظومه سلام به حیدر بابای او که به فارسی هم ترجمه شده از شاه کارهای ادبیات ترکی اذربایجانی است.عنوان ترکی منظومه حیدر بابائه سلام است و شاعر در آن با دلدادگی تمام از اصالت و زیبائی های روستا وفرهنگ روستائی که خود بدان متعلق بود یاد کرده است . این منظومه با جان و روح واحساس شاعر پیوند خورده ودر واقع جوهر شعر و حاصل یک عمر تاملات عاطفی او را در خود انعکاس داده است . به همین اعتبار می توان شهریار را شاعر حیدر بابا و شاعر شکوه روستا نام نهاد . شهریار به شاعران طراز اول فارسی یعنی فردوسی سعدی مولوی و حافظ عشقمی ورزید این عشق را در دو غزل وداع با حافظ و حافظ جاودان بیشتر و ژرف تر می توان دید . بیشترین لطایف طبع شهریار در قالب غزل نمودار گشته است . غزلهای ارگار دوران جوانی و روزگار پختگی شاعرند به ویژه از لحاظ زبان و احساس در اوج قرار دارند . گوئی او در غزل سرائی از تجربیات سه شاعر بزرگ و غزل شرای نامی ایران مولوی سعدی وحافظ بهرمند شده است . در شعر شهریار اندیشه های دینی در قالب نیایش و دلدادگی هائی که مخصوصا نسبت به حضرت علی از خود نشان داده است بسیار به چشم می خورد .درعین حال روی هم رفته او را شاعری شاد و صاحب طبع و بذله گوئی می یابیم. شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب درکنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است. طبع توانای شهریارتوانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند. شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد. شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه ی طب تحـصیل کردو در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد . شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است. از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان اسم بـرد. وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع: «که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد» و بار دیگر «روم به شهر خود و شهریار خود باشم» آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد. اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است. شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت: "پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!" این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود. سیری در آثار شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند. منظومه «حیدر بابا سلام» در سال 1322 منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت. "حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود. این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است. شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است. منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحدهآمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است. شعار ولایی عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیهالسلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست. او در نعت حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم می فرماید: ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد------- ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی------- پرنده پر نتوان زد به بام محمد به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن-------- که نقش مهر نبوت بود بنام محمد... شهریار در شعر یا علی علیهالسلام در مورد حضرت امیر المومنین علیهالسلام می فرماید: مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی------- دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی بندی زندان روباهانم ای شیر خدا------- می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیهالسلام است. ویژگی سخن شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است. او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است. در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد. عشق شهریار به حدیست که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در گرو عشقی نا فرجام می گذارد. دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت اما این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی می گشاید. قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است! سالها شمع دل افروخته و سوخته ام -------- تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید. این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ----- بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟ شهریارهمانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی و فارسی سروده است: گویند من آن جنین که مادر ------- از خون جگر بدو غذا داد تا زنده ام آورد به دنیا ---------- جان کند و به مرگ خود رضا داد هم با دم گرم خود دم مرگ --------- صبرم به مصیبت و عزا داد من هرچه بکوشمش به احسان ------ هرگز نتوانمش سزا داد جز فضل خدا که خواهد اورا --------- با جنت جاودان جزا داد شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است! عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است. شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی است . سبک شناسی آثار اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه زندگی او نزدیک است. عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی....... و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد. محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ جرس کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ زفاف شاعر و سرنوشت عشق بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل: حیدربابا: مومیای و افسانه شب به نظر میرسد. در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره مندست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست . قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است. شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست. شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه های متنوع شعر گفته است شعرهایی که در موضوعات وطنی و اجتماعی و تاریخی و مذهبی و وقایع عصری سروده, نیز کم نیست. تازگی مضمون, خیال, تعبیر, حتی در قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران عصر متمایز کرده است. اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست که شاعر همه جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی کند و تنها وصف حال زمان است که شعر اورا از اشعار گویندگان قدیم مجزا میکند. وفات سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای آذربایجان غروب کرد. اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها،میدان،خیابان،مرکز فرهنگی،بوستان و ... در کشورمان ونیز در ممالک حوزه های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد. 27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است. در آنروز پیکرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد روز ملی شعر و ادب بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی " روز ملی شعر و ادب " نامیده شده است.
اشتغال و توسعه صنعتي تاكيدي كه دولتمردان و چهره هاي سياسي كشور بر موضوع اشتغال دارند،نشان از وجود گرهي مي دهد كه هنوز گشوده نشده و راه حل جامعي براي آن ارائه نگرديده است . به جز رجال سياسي ، كارشناسان و اهل نظر هم به اين امربسيار پرداخته اند، به طوري كه مشكل اشتغال در مواردي سوژه جرايد بوده و ياموضوع بحث بسياري از برنامه هاي راديو تلويزيوني قرار داشته است . اگر به گوشه هايي از ديدگاهها يا باورهاي صاحبنظران نگاه كنيم ، راه حلهاي موردنظرآنها نيز قابل رديابي است . به طور مثال اگر صحبت از حضور چندميليون پناهنده و مهاجر در كشور مي شود، گوياي آن است كه عمده بيكاران را بايد درطيف و قشري خاص از جامعه جستجو كرد. يااينكه وقتي بحث خروج نخبگان و دانش آموختگان از كشور مي شود - اگر اين سوژه بااشتغال پيوندبخورد - سر ديگر طيف ديدگاهها نمودار مي گردد. در اين سخن كوتاه به هيچ روي قصد ارائه راهكار جامع براي مساله اشتغال در بين نيست . آنچه بيشتر مي تواند به عنوان هدف بحث مطرح شود،طرح مدلي است كه تا حدي بتواند از زاويه اي خاص به موضوع بنگرد ووضعيت را به شكلي ديگر تبيين نمايد. وقتي اشتغال به عنوان يك مساله مطرح مي شود، بدون شك اين حاصل رابه همراه دارد كه كشور از جهت منابع انساني به صورت بالقوه و حداقل از حيث كميت با مشكل مواجه نيست ، لذا اگر ترتيباتي فراهم آيد تا طرحها وبرنامه هايي در مسير توسعه اقتصادي كشور به اجرا درآيد (و به تبع آن نهادهاي مرتبط شكل گرفته و به فعاليت بپردازند) خود به خود مساله اشتغال تا حدزيادي تخفيف خواهد يافت . در پي جدي شدن بحث توسعه در كشورهاي مختلف ، تعاريف و تعابيرگوناگوني براي آن نقل شده است كه بعضي از آنها قابل تامل بوده و مي تواندراهگشا باشد. به طور نمونه اينكه توسعه مساوي <افزايش سريع توليد ملي >است و يا توسعه عبارت از <بهينه سازي در استفاده از نيروهاي بالقوه مادي وانساني يك جامعه > مي باشد را مي توان ذكر كرد. بدين ترتيب و باعنايت به شرايطي كه در برخي از كشورها و از جمله دركشور ما حاكم است ، پرداختن به صنعت و قبول اينكه توسعه صنعتي موتورمحرك براي توسعه اقتصادي است محل مناقشه قرار نمي گيرد. به طور قطع درشرايط امروز پرداختن به صنعت و حركت در جهت نوسازي و توسعه صنعت مي تواند بستري براي توسعه همه جانبه فراهم آورد كه در نهايت مشكل اشتغال به عنوان بخشي از موانع توسعه در آن قابل رفع خواهد بود. طرح اين موضوع و پرداختن به صنعت و توسعه نبايد اين ذهنيت را تقويت كند كه هدف ، ورود بيشتر دولت به عرصه اقتصاد و رواج يافتن رانت و غير آن مي باشد; به عكس آنچه كه مطمح نظر قرار دارد، اصل حركت توسعه اي است كه جايگاه و نقش دولت در آن به شكل قابل قبول مي تواند تبيين شده و عملي گردد. آنچه در سالهاي اخير در رفتار و عملكرد برخي از مديران نهادهاي صنعتي وابسته به دولت مي توان مشاهده كرداجراي طرحهاي متنوعي است كه هدف اصلي آن عمدتا اقتصادي كردن و سودآور نمودن موسسات مربوط به آنها بوده است . نمونه هايي از اين گونه اقدامات در صنايع بزرگ نيز قابل پيگيري است كه از آن جمله تقسيم سازمانها به شركتهاو واحدهاي كوچكتر و تسهيل مبادله و دادوستد ميان اين شركتها، ايجاد واحدها و تشكلهاي خودگردان ، تشويق به ايجاد موسسات خصوصي و نيمه خصوصي با مشاركت مديران را مي توان نام برد. به نظر مي رسد اين حركات درنهايت نوعي تقسيم امكانات موجود بوده و توسعه را در شكل كلان آن كه رسالت دولت مي تواند باشد، هدف قرارنداده است . اين امور و اين گونه اقدامات اگر هر نتيجه اي داده باشد لااقل برخي از وظايف دولت همچون توسعه صنعتي و اشتغال مولد را كه ازطريق ايجاد مراكز صنعتي بزرگ ميسر مي شود، به طور بارز محقق نساخته است . واقع آن است كه صنايع و سازمانهاي بزرگ صنعتي دستاوردهايي دارند كه مهمترين آنها ايجاد محيط و فضاي صنعتي ، تربيت نيروهاي متخصص و كارآزموده ، تربيت مديران برجسته صنعتي ، ايجاد محيط مساعد نوآوري وخلاقيت ، كارآفريني ، تسهيل رابطه دانشگاه و صنعت ، زمينه سازي براي ايجاد طيف گسترده اي از صنايع كوچك ومتوسط خصوصي و درنهايت جهت دهي صنعت در كشور است . از بعد ديگر و درمورد فارغ التحصيلان دانشگاهها و مراكز آموزش عالي ، مشكل صرفا كار و اشتغال نيست . بلكه بحث بر سرفضاي واسطه براي انتقال از محيط آموزشي به محيطي است كه به واقع كار آنها بازده مشخص اقتصادي داشته باشد. اگر شرايط لااقل براي حضور اوليه آنها در محيط كار فراهم شود به طوري كه جهت شغلي پيدا كنند وبراي ايفاي وظيفه ، اعتماد به نفس بيابند، خود به خود به عنوان عناصري كارآمد در بخشهاي وسيع بازار كار جذب مي شوند و خود نيز ايجادكننده و توسعه دهنده مشاغل براي سايرين خواهندبود. اگر قرار است كار توليد شود، به كارآفرين نياز است و كارآفرين در دنياي امروز قطعا از ميان قشر تحصيلكرده و مديران انديشمند و با تجربه ظهورمي كند. پس بايد شرايطي براي آزمون و خطا فراهم آوريم . حال اگر كشور مي خواهد چنين مكان و امكاني را فراهم كند - به طوري كه اين نيروها هم خود مفيد و موثر باشند و هم منشاء گسترش و توسعه صنعت كشور شوند - چگونه ودر چه ميداني بايد اين اتفاق عملي گردد. صنايع مادر و صنايع بزرگ كشور - چه آنها كه وجود دارند و چه طرحهايي كه در آينده اجرا مي شود - مي بايست ميدان حضور نيروهاي تحصيلكرده شوند تا اينان با پريدن از اين سكوها، هم جمع بزرگي از مديران براي اداره موسسات كشور را مهيا سازند و هم اين افراد مجرب و كارآزموده در صورت خروج از اين صنايع و سازمانها، خودايجادكننده و يا توسعه دهنده ديگر موسسات كوچك و بزرگ شوند. تاكيد بر اينكه موسسات صنعتي بزرگ بايد راهگشاي توسعه صنعتي و توسعه نيروي انساني صنعتي در كشورباشند، ديدگاهي درجهت غيراقتصادي كردن اين موسسات نيست ، بلكه آنچه به طور بارز موردتوجه است اين نكته مي باشد كه نبايد و نمي شود صرفا سودآوري و انتفاع را بين مديران و كاركنان تقويت كنيم ، كه اين روند نتيجه اي درراستاي توسعه صنعتي به همراه نخواهد داشت . به اين ترتيب صنايع بزرگ بايد نقش محوري در هر توسعه بازي كنند. آنها مي توانند با پذيرش مسئوليت صنعتي شدن كشور، مسير توسعه صنعتي را هموار سازند. اين كانونهاي صنعتي جهت هاي صنعتي شدن كشور را مشخص مي سازند و نيروي كارآمد و مديران مناسب در اين جهات را نيز تربيت كرده و به جامعه صنعتي تحويل مي دهند. بانگاهي به صنايع موجود با اين خصوصيات ، به نظر مي آيد مواردي وجود دارد كه قابليت تبديل شدن به كانونهاي توسعه را دارد و طرحهاي ديگري نيز بايد از طريق دولت و يا ساماندهي ازطرف دولت اجرا شود. به منظور نتيجه گيري از بحث ، خوب است نقش و وظيفه دولت را در مسير توسعه صنعتي ، مشابه نقش دولت درايجاد راهها و آزادراهها بدانيم . به جز بركاتي كه در اجراي اين گونه پروژه ها عايد كشور مي شود، بهره برداري از آن نيزگشودن مسيرهاي بسياري را در بخشهاي مختلف زندگي اقتصادي و اجتماعي مردم به همراه مي آورد، اين درواقع نقش دولت در توسعه است . پس اگر دولت در صنعت نيز پاي مي گذارد بايد اين اقدام ، همواركننده مسير براي توسعه صنعتي كشور باشد. به منظور نتيجه گيري از بحث ، خوب است نقش و وظيفه دولت را در مسير توسعه صنعتي ، مشابه نقش دولت درايجاد راهها و آزادراهها بدانيم . به جز بركاتي كه در اجراي اين گونه پروژه ها عايد كشور مي شود، بهره برداري از آن نيزگشودن مسيرهاي بسياري را در بخشهاي مختلف زندگي اقتصادي و اجتماعي مردم به همراه مي آورد، اين درواقع نقش دولت در توسعه است . پس اگر دولت در صنعت نيز پاي مي گذارد بايد اين اقدام ، همواركننده مسير براي توسعه صنعتي كشور باشد.
كارآفريني و ايجاد اشتغال كارآفرينان از عوامل ضروري تغيير در يك اقتصاد مبتني بر بازارند، آنها امكان استفاده موثر و فزاينده از منابع را فراهم مي آورند و دادوستد بين بخشهاي مختلف با امكانات واولويتهاي متفاوت را تسهيل مي سازند. همچنين رفتار كارآفرينانه ، عامل شتاب دهنده توليد، انتشار و كاربرد ايده هاي نوآورانه است و در جوامع دستخوش تغييرات سريع اقتصادي نيز، كارآفريني تاثيرات زيانبار اجتماعي را ازطريق ايجاد فرصتهاي شغلي تعديل مي بخشد. به طوركلي كاركرد كارآفرينانه هم به روي نرخ رشد بنگاههاي جديد تاثير دارد وهم شانس بقا و رشد بنگاههاي موجود را افزايش مي دهد. اما به دلايل بسياري ، ايجاد يك ارتباط آماري بين كارآفريني و ميزان استخدام آسان نيست . كارآفريني را نمي توان مستقيما اندازه گرفت زيرا غالبا پنهان است و حضور آن دررفتاري است كه نمايانگر كارآفريني است حتي اينكه كارآفريني چگونه بروز مي كند، خودموضوعي است كه همواره درحال تغيير است . حتي اگر در مواردي مستقيما قابل اندازه گيري باشد بازهم براي ايجاد چنين ارتباطي ، مشكلات وجود خواهد داشت . براي مثال ، تحليلگران با مشكل تفكيك تاثير كارآفريني از ساير متغيرها مانند سياستهاي بازاركار و غيره مواجه خواهندبود. به علاوه ، رابطه علت و معلولي بين كارآفريني و استخدام يك رابطه يك طرفه نيست . براي مثال هنگام بيكاري و كاهش نرخ حقوق و دستمزد، هزينه فرصت كارآفريني پايين است . درهر صورت واضح است كه كارآفريني شرط واجب پيشرفت اقتصادي دريك اقتصاد مبتني بر بازار است و مشكلات مربوط به اندازه گيري آن نبايد تلاش در جهت ترويج آن را، به عنوان بخشي از راه حل معضل بيكاري ، كاهش دهد. از آنجايي كه بيكاري و فقر به طور فزاينده اي غالبا در مناطق شهري پرآشوب و ناآرام متمركز و رويكرد دولتها براي تهييج و تشويق كارآفريني به سوي سياستهاي جغرافيايي جهت گيري مي شود، خوداشتغالي و تاسيس بنگاه مي تواند يك اقتصاد محلي را كه متاثراز ركود اقتصادي است ، دگرگون سازد. در برخي از كشورها مانند كانادا، سهم عمده اي از رشد مشاغل جديد در 5 سال اول دهه 1990 ناشي از خوداشتغالي وتاسيس شركتهاي كوچك بوده است . در ايالات متحده ، براي مثال بنگاههاي اقتصادي كوچك ، آنهايي كه داراي 2 تا 4 نفر پرسنل بوده اند،در سال 1995 450000 شغل جديد ايجاد كرده اند. بنابراين عجيب نيست كه دولتهامشتاق كمك به چنين بنگاههايي بوده اند و موسساتي هم در اين رابطه در اواخر اين دهه ظهور كرده اند. برنامه توسعه اشتغال واقتصاد محلي (LEED) در سازمان همكاري اقتصادي وتوسعه (OECD) به مدت 10 سال فعاليت اين موسسات را ارزيابي كرده است و شواهدحاكي از آن است كه اتخاذ چنين سياستهاي استخدامي كارساز بوده است . با وجود اين ،هنوز سهم اين سياستها در كل اشتغال اندك است به خصوص در كشورهايي ازقبيل دانمارك و نروژ كه فعاليت هنري و صنايع دستي تقريبا از بين رفته است . از اين گذشته ، امروزه فشار بر خزانه عمومي به قدري است كه مداخله دولت فقط درمواردي ازقبيل زيانهاي مرده (DEAD WEIGHT)، انحراف (DISTORTION) وجابجايي (DISPLACEMENT) مجاز است . زيانهاي مرده مي تواند مربوط به زماني باشدكه ماليات دهندگان مجبورند از يك كارآفرين بالقوه كه مي خواهد كار جديدي را آغاز كند،حمايت مالي به عمل آورند. تقويت كسب وكارهاي جديد هم اگر به ايجاد يك مزيت رقابتي ناعادلانه براي برخي از بنگاهها منجر شود نيز ممكن است موجب انحراف دربازار گردد. همچنين وجود موسسات جديد ممكن است به سادگي موجب ازبين رفتن و ياجابجايي مشاغل جديد با مشاغل قبلي شود. كاربرد اين معيارها در سطوح محلي يامنطقه اي ساده تر است زيرا تاثير و كارايي اين برنامه مي تواند به روشني ارزيابي شود.OECD پيشگام اشكال جديدي از برنامه هاي بازنگري و ارزيابي مشاغل جديد، هم دربعد ملي (براي مثال در استراليا، ايرلند و جمهوري چك ) و هم در بعد منطقه اي (ويتوريادر اسپانيا و سستوسان جيواني در ايتاليا) بوده است . گامهاي حمايتي دولتها نقشهاي متعددي را درحمايت از كارآفريني ايفا مي كنند. اولين قدم انجام ندادن برخي كارها به جاي انجام دادن آنها است . ابزارهاي كلاسيك دولتي - ماليات و مقررات - به روشني بر روي فعاليتهاي كارآفرينانه تاثير مي گذارد. هنگامي كه ميزان ماليات سنگين است و يا نياز به ارائه گزارشهاي پيچيده متعدد است ، كارآفرينان از سيستم مالياتي فرارمي كنند و اقتصاد زيرزميني يا بازار كار غيرقانوني توسعه مي يابد. زمينه ديگري كه دولتها مي توانند به توسعه كارآفريني كمك كنند تداركات دولتي (PUBLIC PROCUREMENT) است . معمولا شركتهاي كوچك از تاخير پرداختهاي سازمانهاي بزرگ دولتي رنج مي برند. در برخي از كشورها همين تاخير در پرداختهاموجب ازبين رفتن تعداد زيادي از اين شركتها مي شود. اين موسسات گاهي مجبورمي شوند در دوره اي كه منتظر دريافت مطالبات خود از اين سازمانها هستند از ديگران وام بگيرند كه درنتيجه سود حاصله صرف بازپرداخت بهره به بانكها مي شود. آژانس هاي توسعه مي توانند مشوقهاي محلي را ازطريق ايجاد اشكال جديدي ازمشاركت دولتي - خصوصي به كار گيرند. در ايرلند، براي مثال 35 مورد از اين نوع مشاركت ، سهم برجسته اي را در ارتقا كارآفريني و كاهش بيكاري داشته است . در اين رابطه چنين موسساتي مي توانند نوآوري و كارآفريني را با استفاده از ساختارهاي حمايتي ، دربين جمعي از موسسات كوچك محلي (به صورت خوشه اي يا شبكه اي )ترويج و آنها را در يافتن شرايط مناسب براي كسب وكار خود ياري كنند. ايجاد انكوباتورها (پرورشگاههاي ) كسب وكار هم روش ديگري براي توسعه كارآفريني و ايجاد اشتغال است . اين پرورشگاهها با دراختيار قرار دادن كارگاههايي براي موسسات تازه تاسيس ، تخصيص منابع و تجهيزات موردنياز و عرضه آب و برق ازكارآفرينان حمايت مي كنند. تحقيقات اخير دال بر آن است كه در مناطق محروم وجودفرهنگ وابستگي و يا ضدكارآفريني از اهميت خاصي نه فقط به دليل تاثيرات اقتصادي غيرمستقيم بلكه به دليل ارتباط سياستهاي اجتماعي با توسعه ، برخوردار است . تنوع فزاينده و حجم فعاليتهاي اقتصادي كه توسط اين انكوباتورها صورت مي گيرد، كمك موثري نيز در انسجام اجتماعي خواهدبود. سيستم هاي تشويق كارآفريني ، با سياستهاي سنتي ايجاد اشتغال كه هدفشان ايجادشغل در فعاليتهاي موجود به جاي ايجاد فعاليتهاي جديد و حمايت مستقيم از موسسات كوچك و متوسط (SMES) است ، تفاوت دارد زيرا آنها فقط بر مراحل اوليه كسب وكارموسسات جديد تمركز مي كنند. آنها دريافته اند كه نه همه موسسات كوچك و متوسطنوآورند و نه همه آنها مهياي رشد و حتي براي بسياري از اين موسسات ممكن است بهترباشد كه كوچك باقي بمانند. به علاوه از آنجايي كه در انكوباتورها ديد وسيع تري نسبت به <آنچه كه يك شركت هست > وجود دارد آنها پيشنهاد مي كنند كه يك <فرهنگ كارآفرينانه > مي تواند در بين بخش وسيعي از جمعيت به وجود بيايد. بنابراين دولتها مي توانند به شكل موثري نه تنهاابزارهاي عملي براي ترويج كارآفريني را به كار گيرند بلكه مي توانند فرهنگ كارآفرينانه رانيز ازطريق سيستم هاي آموزشي در جامعه به شكل يك كل ارتقا دهند. آنها مي توانند باكاهش نرخ مرگ ومير كسب وكارهاي جديد و كوچك با هزينه كم ، بقاي اينگونه شركتها رادر عبور از مراحل اوليه به ديگر مراحل تضمين كنند. ويژگيهاي موفقيت در مناطق پويايي مانند كمبريج شاير انگلستان يا شمال شرقي ايتاليا نه تنها برسرمايه گذاريهاي مستقيم خارجي ازطريق شركتهاي موجود تاكيد مي شود بلكه اهميت قابل ملاحظه اي نيز به تشويق كسب وكارهاي جديد داده مي شود. اين حركتها فارغ ازسياستهاي مبتني بر سوبسيد كه در چهار دهه پس از جنگ جهاني معمولا موردعلاقه دولتها بوده است ، صورت مي گيرد. اگرچه غالب حمايتهاي عالي از طريق تزريق وجوه مالي و موسسات سرمايه گذاري است اما سرمايه گذاري بر روي شركتهاي تازه تاسيس عمدتا يك پديده محلي است ،جايي كه نوع جديدي از كارآفرينان مالي بر روي ايده هاي جديد و نوآورانه با ديدسودآوري بلندمدت ، سرمايه گذاري مي كنند. با وجود اين ، تفاوت بين اروپا و آمريكا آشكارا مشهود است . در اروپا بيشترسرمايه گذاري بر فروش به مديران (MANAGEMENT BUY-OUTS) و يا درجهت توسعه كارخانجات متوسط انجام مي شود درحالي كه در آمريكا سهم عمده سرمايه گذاريها درجهت رشد كسب وكارهاي جديد متمركز است . دسترسي به سرمايه مي تواند تاحد زيادي مربوط به خصوصيات اقتصادي -اجتماعي منطقه اي باشد. در حدود 14 از موسسات موجود در سيليكون ولي كاليفرنيا در20 سال اخير توسط مهاجران اروپايي و بيشتر آسيايي ايجاد شده است ، كه آن منطقه رامحلي مناسب براي سرمايه گذاري خارجي يافته بودند. اعتماد نيز عامل مهمي در نشركارآفريني است . چرخش اعتبار درميان انجمنهاي مهاجران موفق بسيار مرسوم است (براي مثال چيني ها). در حقيقت اين سازمانها چيزي بيشتر از يك اعتبار ساده را فراهم مي كنند. آنها ازطريق روابط دوستانه و كارگروهي و ايجاد سازمانهاي غيرانتفاعي داوطلبانه ، طيف وسيعي از نيازمنديهاي موسسات تازه تاسيس را پوشش و اتحاد قومي را به عنوان يك سكوي پرشي براي شكل جديدي از همبستگي تشويق مي كنند. كارآفريني به عنوان يك مفهوم ، به دليل داشتن محتواي اجتماعي و تاثير تجمعي كه بر تلاشهاي فردي دارد، عامل تغيير است . به طور متوسط اغلب موسسات جديد در اروپاو آمريكا به جاي افراد توسط تيم هاي كاري تاسيس شده و فعاليتهاي مبتني بر كارگروهي احتمالا يكي از معمول ترين اشكال روند جديد كارآفريني است تا جايي كه دربين گروههاي جوانان ، زنان و گروههاي اقليت نيز مشاهده مي شود. كارآفريني ازطريق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل يادگيري است . اما ترويج آن آسان نيست .اغلب خصوصيات تعيين كننده كارآفريني از قبيل قابليت استفاده از فرصتهاي جديد، جلب اعتماد، ايجاد شبكه هاي كار و انجام كار پروژه اي ، خصوصيات نامحسوسي هستند و به راحتي نمي توان آنها را درك و تبديل به توصيه و دستورالعمل كرد. درعين حال ، به طور روزافزوني ، موسسات آينده و همچنين مشاغل آينده براساس شبكه هاي به هم پيوسته و منعطف ازطريق مكانيسم هاي وفاداري و اعتماد - سرمايه اجتماعي - كه از ويژگيهاي كارآفريني است ، شكل خواهندگرفت و مشاغل جديد براي نسل جوان بيشترو بيشتر از توانايي موسسات ، مناطق و كشورها در نوآوري و استفاده از فرصتهاي جديددر يك اقتصاد جهاني نشات خواهدگرفت . كارآفريني ازطريق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل يادگيري است . اما ترويج آن آسان نيست .اغلب خصوصيات تعيين كننده كارآفريني از قبيل قابليت استفاده از فرصتهاي جديد، جلب اعتماد، ايجاد شبكه هاي كار و انجام كار پروژه اي ، خصوصيات نامحسوسي هستند و به راحتي نمي توان آنها را درك و تبديل به توصيه و دستورالعمل كرد. درعين حال ، به طور روزافزوني ، موسسات آينده و همچنين مشاغل آينده براساس شبكه هاي به هم پيوسته و منعطف ازطريق مكانيسم هاي وفاداري و اعتماد - سرمايه اجتماعي - كه از ويژگيهاي كارآفريني است ، شكل خواهندگرفت و مشاغل جديد براي نسل جوان بيشترو بيشتر از توانايي موسسات ، مناطق و كشورها در نوآوري و استفاده از فرصتهاي جديددر يك اقتصاد جهاني نشات خواهدگرفت . راستی دوستان منبع مطلب قبلی (راه های مقابله با افسردگی شغلی) NATIONAL MENTAL HEALTH ASSOCIATION مترجم: امير ديوانی
راههاي مقابله با افسردگي شغلي
براي بسياري، شغل يك منبع درآمد و عامل شناسايي است و محل كار، جايگاهي است كه تقريباً نيمـي از عمــر خــود را در آن سپري مي كنيم. در اين باره بينديشيد. اكثر ما روزي هشت ساعـت از وقتمــان را در محــل كار مي گذرانيم. اگر ساعتهايي را حساب كنيم كه صرف رفت و آمد و اضافه كاري مي شود، اين زمان شايد روزانه به 10 يا حتي 12 ساعت هم برسد. 10 - به فكر تغيير يا ترك شغل خود باشيد: گرچه اين آخرين راه چاره است، ولي با اين همه شق ديگـري برايتان پيش مي آيد. چنانچه وضع مالي تان پرداختن به اينگونه تصميمات را ناممكن مي سازد، در اين صورت حواس خود را جمع زندگي داخلي تان كنيد. اگر زندگي خصوصي تان پرثمرتر، مهيج تر و مفرح تر باشد، احتمال دارد پاره اي از درد و رنج وضع ناشاد كاري را برطرف سازد.
در زندگی انتخاب و فکر اين که چه کاری کنيد خيلی مهمه ... من خود در زندگی نا کامی های زيادی داشتم که همش به خاطر تصميماتی بوده که گرفتم... البته موفقيت هايی هم داشتم... در حال حاضر مدرک کاردانی مديريت دارم و در دوره فراگيری دانشگاه پيام نور در رشته کارشناسی مديريت به عنوان دانشپذير ثبت نام کردم... يکی از نا کامی های من هم در تحصيل بوده که نتونستم اونطور که بايد و شايد فرهنگ تحصيل و مطالعه را در خود پياده کنم... می خوام نظرتون رو درباره خودم بدونم... به نظرتون ادامه تحصيل بدم يا کار کنار پدر... ۲۲ سال هم دارم... البته الان ورزش و کار و تحصيل و تفريح همه را نصفه نيمه انجام می دم... از همه سخت ترمطالعه هست که می خوام بی خيالش بشم تا بتونم با استفاده از وقتی که از ترک اين کار به دست می آورم به کارهای ديگه برسم... نظرتون درباره من چيه؟
بعضي مقوله ها اين اعتبار را دارند كه هيچكس نسبت به ضرورت و مطلوبيت آنها شك و تـرديد روا نمــي دارد و في نفسه موردتائيد و موافقت همگان قرار مي گيرند. ازجمله اينها آموزش است و قطعاً آموزش در زمينه مديريت و نيز آموزش مديران به تبع اعتبار عمومي آموزش، از هر سمت و سو با تائيد و تشويق همراه است. بازآموزي نيز به لحاظ محتوا و برداشتي كه از آن مي شود در زمره آموزش قرار مي گيرد، ليكن پرورش ماهيتي متفاوت دارد. پرورش مي تواند آموزش را نيز دربربگيرد وليكن خود مفهوم جامعتري داشته و گستره وسيعتري را شامل مي شود. پرورش درواقع مجموعه اقداماتي است كه تغيير بينش، دانش، مهارت و درنتيجه توانمندي افراد را درجهت الگويي مطلوب باعث شده و نهايتاً هدف موردانتظار را به دست مي دهد. بنابراين پرورش مدير، مفهومي كامل با مراحلي چندگانه است كه حركت در مسير آن برنامه اي فراتر از برنامه هاي آموزشي را طلب مي كند. هر سه مقوله به ترتيبي كه اشاره رفت، چارچوب خاص و نتايجي متفاوت دارند كه سعي مي شود در اين مجال اندك جايگاه و ضرورت هريك تاحدي روشن گردد. سمت گيري ديدگاهي كه بر كل مجموعه بحث سايه افكنده است، به طرف مديران و سازمانهاي متقاضي برنامه هاي آموزشي اعم از آموزش، بازآموزي و پرورش مدير است. درواقع مخاطبان نوشتار، مديران و تصميم گيران در سازمانها و خصوصاً سازمانهاي بزرگ هستند كه به برنامه هاي آموزشي خود و همكاران تأمل و دقت بيشتري روا دارند تا نهايتاً برنــامــه هــاي آمـوزشي، به تناسب، داوطلبان مرتبط و منتسب به خود را پذيرا شوند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۹ساعت 7:32  توسط داود حمیدی
|
آشنايي با پنج روش ویژه برای کاریابی
خلاصه:اگر به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده اید و در جستجوی نخستین تجربه شغلیتان هستید ، و یا یک دانش آموز دبیرستانی که برای دوره تا بستانی بدنبال شغلی است که هم اوقات فراغتش را پر کند و هم حرفه ای بیاموزد ، با ما همراه شوید تا روشهای مختلف فنون کاریابی را بیاموزید . کلمات کلیدی: بازار کار یافتن کار
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 9:50  توسط داود حمیدی
|
رهبر معظم انقلاب در اجتماع 110 هزار نفري بسيجيان: بسيج در روزهاي دشوار گشاينده مشكلات كشور است در حوادث پیچیده سال 88 فتنهگرانی برای دست یافتن به قدرت، مصلحت کشور را نادیده گرفتند و به حقانیت روشن یک راه پشت کردند، به گونهای که دشمنان درجه یک ملت از اقدامات آنان به هیجان و شوق آمدند و از آنان حمایت کردند رهبر معظم انقلاب در اجتماع 110 هزار نفري بسيجيان: بسيج در روزهاي دشوار گشاينده مشكلات كشور است در حوادث پیچیده سال 88 فتنهگرانی برای دست یافتن به قدرت، مصلحت کشور را نادیده گرفتند و به حقانیت روشن یک راه پشت کردند، به گونهای که دشمنان درجه یک ملت از اقدامات آنان به هیجان و شوق آمدند و از آنان حمایت کردند
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 8:34  توسط داود حمیدی
|
+ نوشته شده در شنبه یکم آبان ۱۳۸۹ساعت 11:19  توسط داود حمیدی
|
در طول روز به چشم هاي يكديگر زل مي زنيم و لبخند زنان پاي حرف هاي همديگر مي نشينيم. با همين لبخند همديگر را به باد انتقاد مي گيريم و با همين لبخند از هم تعريف مي كنيم. خداحافظي مي كنيم و بعد همه چيز تمام مي شود. وقتي با خود تنها مي شويم نه به آن تعريف ها دل خوش مي كنيم و نه انتقادات را جدي مي گيريم. چون همه اينها در آستانه لبخند بيرون آمده اند و لبخند يعني هر چيز غير جدي. و اين در كشوري اتفاق مي افتد كه ساكنان آن به لبخند، خنده و شوخي كمترين سهم از زندگي را بخشيده اند. براي ما متين بودن با نخنديدن همراه بوده است. گفت و گو: سولماز نراقي يكديگر زل مي زنيم و لبخند زنان پاي حرف هاي همديگر مي نشينيم. با همين لبخند همديگر را به باد انتقاد مي گيريم و با همين لبخند از هم تعريف مي كنيم. خداحافظي مي كنيم و بعد همه چيز تمام مي شود. وقتي با خود تنها مي شويم نه به آن تعريف ها دل خوش مي كنيم و نه انتقادات را جدي مي گيريم. چون همه اينها در آستانه لبخند بيرون آمده اند و لبخند يعني هر چيز غير جدي. و اين در كشوري اتفاق مي افتد كه ساكنان آن به لبخند، خنده و شوخي كمترين سهم از زندگي را بخشيده اند. براي ما متين بودن با نخنديدن همراه بوده است. جمع و جور كنيم بعد به آستانه اخم مي رسيم و بعد يادمان مي رود كه درباره خنده حرف مي زده ايم. تاليفات و مقالات زيادي در زمينه مغز و اعصاب است. وي يكي از علاقه مندان به سينما و ديگر مقولات هنر است و ضمن تاكيد بر اهميت علوم ميان رشته اي مي كوشد پيوندهايي ميان علم و هنر برقرار كند. تحليل قرار مي دهد. كه مي تواند منتقدانه يا ملتمسانه باشد. از خودم مي پرسم آيا منظور واقعي مرا فهميده است. شما چطور آن را برداشت مي كنيد و بعد مي پرسم مرا جدي گرفته ايد يا نه، نظر شما چيست. آيا شما خنده و شوخي مرا جدي تلقي كرده ايد؟ باز هم معني دار ...) بله اين نكته جالبي ست. تمام آنچه كه طي 2000 سال تمدن بشر درباره شوخي و خنده گفته شده تصورات و حدسياتي بيش نبوده است. پيش به اين طرف، بحث بر سر موضوع خنده به شكلي جدي تر دنبال شد و تئوري هايي درباره مكانيزم شكل گيري خنده در مغز مطرح گرديد. ولي ما حتي امروز هم نمي دانيم كه قلقلك چيست؟ و چگونه ما با قلقلك به خنده مي افتيم؟ چرا فقط وقتي كس ديگري ما را قلقلك مي دهد ما مي خنديم اما خودمان قادر به خنداندن خود به اين شيوه نيستيم؟ درحالي ست كه از قديم ترين ايام تاكنون مطالب بي شماري درباره انواع افسردگي، اضطراب و مشكلات هيجاني، عاطفي گفته شده و علل و عوامل آنها مورد بررسي قرار گرفته است. واقعا چرا چنين است؟ يك فرضيه اين است كه شايد چون هيجانات مثبت نيازي به درمان ندارند كمتر مورد مطالعه قرار مي گيرند در حالي كه هيجانات منفي اعم از اضطرابات و افسردگي ها همواره موضوع بحث پزشكان و درمانگران بوده اند. ديگر در برخي جوامع و فرهنگ ها هيجانات مثبت كه خنده از بروزات آن است ناپسند و قبيح تلقي مي شوند يا به عبارت ديگر داراي بار اخلاقي منفي هستند. مردم غالبا به اندوه ارج بيشتري مي گذارند، و خنديدن را رفتاري سبك سرانه و سطحي مي دانند. خوب قطعا در چنين جوامعي خنده كمتر مورد توجه قرار مي گيرد. جدي اي كه راجع به خنده گفته شده بگوييد. آيا تئوري هايي در اين باره وجود دارد؟
به كوشش هايي براي كشف راز خنده زدند تئوري هاي متعددي در اين باره شكل گرفت. يكي از قديمي ترين تئوري هايي كه درباره خنده و شوخ طبعي وجود دارد تئوري «فراي و بترسون» (Fry & Baterson ) است. اين تئوري بر آن است كه «شوخي نوعي حل پارادوكس هاي دروني است». اما اين تئوري نظريه اي دقيق و همه جانبه نيست و نه تنها به چگونگي شكل گيري خنده و فرايند ايجاد آن نپرداخته بلكه از توجيه برخي موارد مثل جوك هاي آزارنده، يا جوك هاي جنسي و ... به وسيله فرضيه حل پارادوكس ها ناتوان بوده است. نظريه ديگر «نظريه رفتارگرايانه كلاسيك» است. بر اساس اين نظريه «شوخي لذت انگيز است چرا كه اميال اوليه تهاجم در رفتار جنسي را كاهش مي دهد.» روانكاوي فرويد نيز «اميال سركوب شده انسان كه در واقعيت اقناع و ارضا نمي شوند به وسيله شوخي و خنده تحقق مي يابند.» البته اين عقيده ايست كه خود فرويد هم به آن باور قطعي نداشته است. فرويد بر آن است كه ميل به شوخي، ريشه در بازي هاي دوران كودكي ما دارد. و ما مي كوشيم به آزادي دوران كودكي نزديك شويم يا به عبارتي كودك درون خود را زنده كنيم. در حقيقت آنچه فرويد از آن تحت عنوان سوپرايگو super ego يا «من برتر» ياد مي كند (كه همان وجدان سخت گير انسان است) در اين لحظات كنار مي رود و من عريان مجال پيدا مي كند كه خودش را نشان دهد. آخر رواج و درخشش روانكاوي، مطرح شد «تئوري ميلر» بود. كه وي آن را در سال هاي 1985 يا 1986 در دانشگاه شيكاگو ارايه كرد. در اين نظريه براي نخستين بار به مكانيزم هاي مغزي توليد خنده اشاره مي شود. تا پيش از آن و در زمان فرويد اين مكانيزم ها ناشناخته بودند و درست به همين سبب تئوري هاي خنده يك مشت حدسيات و تصورات ذهني و بدون پشتوانه علمي بود. اما نكته جالب توجه اينجاست كه تئوري ميلر به زماني برمي گردد كه دانشمندان هيجان و عاطفه را از منطق جدا مي دانستند و آن دو را در حال يك پيكار دايمي با يكديگر تلقي مي كردند. آنها معتقد بودند كه از نظر تكاملي هيجان و عاطفه بخش قديمي تر يا به تعبيري «پيشيني» تر مغز است و عقل و منطق در مراحل بعدي بر آن سوار مي شود. خنده پيروزي عقل بر احساس است به اين ترتيب كه در شوخي محتواي شناختي انسان به ناگهان تغيير مي كند. به عنوان مثال زماني كه حادثه يا رخداد خاصي منجر به تحريك هيجانات منفي در فرد مي شود او براي فرار از آن موقعيت پر فشار عاطفي دست به تغيير شرايط موجود در ذهن خود مي زند و به آن صورتي مضحك مي بخشد. با اين كار او مي تواند از فشار روحي _ رواني خود بكاهد و به جاي مقهور شرايط شدن بر آن چيرگي يابد. اين يك مكانيزم فرافكنانه است كه طبق نظريه ميلر زماني رخ مي دهد كه عقل وارد عمل مي شود. حتي بسياري معتقدند افرادي كه داراي قدرت تغيير دادن محتواي شناختي خود هستند از هوش و ذكاوت بيشتري برخوردارند. تئوري و نظريه اي در هنر كه معتقد است كمدي انتهاي تراژدي ست نسبتي برقرار كرد. اين نظريه بر آن است كه فرد هنگامي كه به درك عميقي از موقعيت تراژيك مي رسد براي فرار از «مخمصه»اي كه تراژدي با آن تعريف مي شود (انتخاب بين بد و بدتر) به كمدي مي گريزد. حتي روايتي هست كه مي گويند چارلي چاپلين در پايان اجراي صحنه هاي كميك خود در سينما و تئاتر به پشت پرده مي رفت و مي گريست. اين مصداق بارز مكانيزم فرافكنانه خنده است. اين طور فكر نمي كنيد؟ يا به قول شما موقعيت هاي تراژيك هيجان به نقطه اوج خود مي رسد و تنها با خنده است كه از آن آستانه فرو مي افتد و درهم مي شكند. و اين يك جور تخليه عاطفي است. كمال عقل است كه ما بتوانيم واكنش هاي اين چنيني در برابر وضعيت هاي آنچناني نشان بدهيم. در حقيقت شوخي و خنده مكانيزمي است براي انساني كه عاقل شده. همين است كه در تعريف منطق «انسان حيوان ضاحك است»؟ فقط در انسان است و غالبا حيوانات ديگر كه از شعور انساني بي بهره اند نمي خندند. حتي تحقيقات نشان مي دهد ناحيه اي از مغز كه به زبان آموزي مربوط مي شود نزديك به قسمتي ست كه به خنده مربوط است. و حتما مي دانيد كه اين تنها انسان است كه به اين شيوه سخن مي گويد و زبان خلق مي كند. خنده در مغز و قسمت هاي مربوط به آن به چه نتايجي رسيده اند؟ پيشرفت هاي جالبي در اين خصوص رسيده است. امروزه دانشمندان مي توانند به كمك تكنيك هاي جديد از مغز انسان درحال خنديدن يا لذت بردن عكس برداري كنند. و با اين شيوه به فعل و انفعالاتي كه در مغز حين خنده رخ مي دهد پي ببرند. تحقيقات جالبي در اين زمينه وجود دارد. يكي از آنها مربوط به پزشكي ست كه براي تشخيص كانون صرع يك دختر جوان اقدام به تحريك نواحي مختلف مغز او مي كند. و حين اين تحريكات در منطقه خاصي از مغز، دختر بدون دليل شروع به خنديدن مي كند. در واقع از همان تاريخ است كه دانشمندان پي مي برند كدام ناحيه از مغز به خنده مربوط مي شود. اين نقطه در قطعه قدامي يا پيشاني (frontal) مغز جلوي قسمت مربوط به حركات پيكري اوليه قرار دارد كه به آن ناحيهaccessory يا ضميمه حركتي مي گويند. و اين قسمت همان جايي ست كه به ناحيه مربوط به «توانايي هاي زباني» نزديك است. ناحيه پيشاني همچنين قسمتي از مغز است كه تصميم گيري هاي جدي و اجتماعي _ هيجاني انسان در شرايط پيچيده به كمك آن صورت مي گيرد. كه در قسمت تحتيني _ مياني قطعه پيشاني قرار دارد. و اين همان قسمتي است كه موقع شنيدن يك لطيفه به كمك منطقه زباني مغز در نيمكره چپ، ما را ياري مي كند كه ميان اجزاي روايي آن ربط منطقي پيدا كنيم و يا به عبارتي منطق روايي جوك را دريابيم. درست در اين موقع هيجانات ما تحريك و سپس تخليه مي شود. فعاليت هاي اين ناحيه همچنين نشان مي دهد كه احساس و عاطفه اساس عقل و منطق ما را تشكيل مي دهد كه شوخي و خنده هم در قلمرو آن جاي مي گيرد. آنهايي را كه به زحمت به چيزي مي خندند و كمتر موضوعي ست كه آنان را واقعا بخنداند و آدم هايي كه اصطلاحا به آنها «خوش خنده» مي گوييم، تحليل و توجيه كنيم؟ بله! كاملا. اين موضوع ربط مستقيمي با نوع فعاليت هاي مغزي انسان دارد. البته آدم ها در اين زمينه با يكديگر متفاوتند. بعضي ها مي توانند ديگران را بخندانند، اما خودشان نخندند. راز موفقيت امثال باستر كيتون يا مستر بين در همين است. بسياري از طنزپردازان يا بازيگران موفق كمدي كساني هستند كه ظاهري جدي دارند. اما خيلي ها به قول شما آدم هاي خوش خنده اي هستند، بعضي ها هم توي دلشان مي خندند، و البته كساني هم هستند كه اصلا نمي خندند يا خيلي كم مي خندند. بعضي از افراد به هيچ عنوان دركي از منطق روايي جوك كه ايجاد هيجان مي كند ندارند. به نظر مي رسد كه اين آدم ها در ناحيه frontal مغزشان دچار اختلال هستند. براي نمونه كساني كه از بيماري افسردگي رنج مي برند خيلي سخت مي خندند، بسياري از بيماران اسكيزوفرني هم هيچ نوع دركي از بافت شوخي ندارند. ولي دسته اي از بيماران هستند كه اختلال خنده دارند و خنده آنها نوعي تشنج است كه به آن ( (gelastic seizureمي گويند. به هر حال همه اين ها به كاركردهاي مغزي مربوط مي شود و به اين وسيله قابل توجيه است. يادآوري كنم كه خنده پديده اي به شدت وابسته به بافت فرهنگي و اجتماعي است. كودك خنديدن را از 3 ماهگي شروع مي كند. خنده مكانيزم اوليه اجتماعي شدن انسان، قبل از شكل گيري زبان است. كودك در واكنش به رفتارهاي مادر و شكلك ها يا صداهايي كه او ايجاد مي كند مي خندد. حتي امروزه قلقلك را هم اينگونه توجيه مي كنند. آنچه ما را درقلقلك به خنده مي اندازد يك نوع افتراق خود از ديگري ست. وقتي ما خودمان را قلقلك مي دهيم يا كس ديگري اين كار را مي كند تحريكات از يك راه نخاعي و مغزي وارد مي شوند. ولي چطور مي شود كه مغز ما خودي را از ديگري افتراق مي دهد و ما به قلقلك ديگري واكنش نشان مي دهيم اين هم نوعي مكانيزم مغزي نياز دارد و تاكيدي بر جنبه هاي اجتماعي خنده است. به هر حال آنچه گاهي به شخصيت افراد شكل مي دهد و بر عملكردهاي مغزي آنها تاثير مي گذارد. نوع تربيت اجتماعي آنهاست كه باعث مي شود خود را هميشه در موقعيت هاي خنده دار كنترل كنند. ميزان كنترلي كه ما بر خودمان در موقعيت هاي خنده دار اعمال مي كنيم كاملا به تربيت اجتماعي و حتي مذهبي ما وابسته است.
ها در لحظاتي از فشارهاي شديد روحي خنده هاي عصبي مي كنند و در نتيجه از خنديدن خود هيچ لذتي نمي برند. اين نكته را چگونه مي توان توجيه كرد؟ نمي توان از اين نكته غافل شد كه خنده در آنجا هم يك جور تخليه عاطفي و نوعي مكانيزم دفاعي براي بقاست. ما مي خنديم تا شايد بتوانيم راه حلي براي نجات از مهلكه اي كه گرفتار آنيم در چارچوب هاي غير جدي پيدا كنيم. در واقع فرد با اين روش به خود مجال مي دهد كه احساسات آزارنده و مزاحم را از خود دور كند و در شرايط بهتري تصميم بگيرد. حتي اگر از خنديدن خود لذت نبرد. به هر حال در شرايط استرس كه سيستم عصبي منقلب شده است و عضلات دچار اسپاسم يا گرفتگي عصبي شده اند خنده بدن را در حالت آزادتري قرار مي دهد. آن است. خنده در نوع خود تاثير شگرفي بر سيستم ايمني بدن دارد. وقتي ما مي خنديم ترشحات زيان بار حاصل از فشارهاي عصبي به طرز فاحشي كم مي شود و اختلال سيستم ايمني بدن را رفع مي كند. به اين ترتيب شوخي و خنده براي سلامتي ما سودمند است. «خنده» را جمع و جور كنيم و كمي از «جوك» حرف بزنيم. ذهن انسان چگونه جوك را مي سازد و درك مي كند؟ ياد كرديم و در جوك و خنده دخالت دارند منطقه عمقي تري نيز كه باعث سرخوشي مي شود در جوك سازي مغز ما دخالت دارد. همچنين مغز ما درست در همين ناحيه قدامي داراي يك توانايي ويژه است كه به آن working memory يا حافظه كاري مي گويند. اين حافظه به ما كمك مي كند تا اطلاعات مختلفي را در ذهن خود با يكديگر جابه جا كنيم. ما در ايجاد و فهم جوك از اين حافظه خود براي ربط دادن اطلاعات و تداعي آنها استفاده مي كنيم. و شايد به همين دليل است كه طنز و هجو و هزل و انواع و گونه هاي جوك با ادبيات پيوند و نزديكي بسيار دارد چون ما در شعر و ادبيات هم از اين حافظه كمك مي گيريم تا نقاط دور تداعي مان را كه شامل اطلاعات پراكنده درون مغزمان است به هم ربط دهيم و در نرم معمول زبان تصرف كنيم تا چيز تازه اي بسازيم. در هنر هم چنين است. اگر بخواهم به يك نمونه عالي درهنر اشاره كنم بايد بگويم كه شاگال نقاش معروف روسي الاصل بيش از ديگران اين تصرف طنزآميز را در آثارش بروز داده است. بتوان گفت كه جوك بيش از هر چيز با توانايي خلاقيت و آفرينش ذهن انسان سروكار دارد. هر چه اين توانايي بيشتر باشد قدرت ما در پروراندن و روايت جوك بيشتر خواهد بود. البته بگذاريد به اين نكته اشاره كنم كه توانايي آدم ها در جوك به 2 شيوه بروز مي كند: برخي توانايي شفاهي دارند و فقط مي توانند خوب جوك بگويند و در لحظه اطلاعاتشان را جابه جا كنند. اين آدم ها از ظاهري شوخ طبع برخوردارند. اما برخي طنز نويسان متبحري هستند يعني توانايي نوشتاري دارند حتي اگر ظاهرا شوخ و بذله گو نباشند. پس بايد به شكل هاي متعدد بروز اين استعداد نيز توجه كرد. روايتي است كه در قالب يك رفتار زباني متفاوت با تداعي هاي غيرقابل پيش بيني و خنده آفرين طرح مي شود و پس پشتش «عالَم مُثُلي» به نام فرهنگ پنهان است. شما فكر مي كنيد شرايط شكل گيري جوك يا لطيفه و چيزهايي از اين دست در ذهن يك جامعه و دلايل افت و خيزهاي كمي و كيفي آن چيست؟ توانيم مساله جوك را نيز توضيح دهيم. فرايند ساختن جوك در واقع همان مكانيزم تغيير محتواي شناختي ست، كه براي رهايي از مخمصه اي كه درباره اش سخن گفتيد صورت مي گيرد. اما شرايط شكل گيري آن متفاوت و متعدد است. يكي از آنها در برابر قدرت است. با زبان طنز مي توان بر قدرت يا قدرت هايي فايق آمد كه نمي توان به زبان جدي آنها را نقد كرد. ما هرگز در برابر يك آدم ضعيف متوسل به ساختن جوك نمي شويم. مي توانيم او را مسخره كنيم اما درباره اش جوك نمي سازيم. هر چه اين قدرت غير قابل نفوذ تر و نقدناپذيرتر باشد جوك نيز فعال تر مي شود. شما نگاه كنيد در جوامعي كه دموكراسي بر آن كمتر حاكم است و فشار سانسور شديدتر است مردم مدام در حال جوك گويي هستند. چون مي خواهند به اين وسيله قدرت را درهم بشكنند. شايد براي همين است كه جوك هاي شرقي پيچيده تر و تلخكامانه تر اند. البته فرقي نمي كند اين قدرت مي تواند خانوادگي باشد. مثلا زن ها در برابر مردها يا برعكس، مردها در برابر زن ها و فرزندان براي والدين خود جوك مي سازند. بستگي به موقعيت هاي فرهنگي و اجتماعي در هر زماني دارد.
هايي كه تحت فشار اخلاق و عرف به وجود آمده اند و بوسيله جوك جديت شان زير سوال مي رود را هدف قرار دهد. به عنوان مثال يكي از تِم (theme)هاي مهم جوك در دنيا، جوك هاي جنسي duirty jocks و به ويژه در ايران جوك هاي ناموسي است. حتي غالب جوك هاي فارسي كه براي قوميت ها و فرهنگ هاي مناطق مختلف ساخته شده اند نيز با اين موضوع گره خورده اند. البته جوك ها و به ويژه جوك ها انتقادي و اجتماعي به طرح يك مساله ناخوشايند مي پردازند و اين پرداخت كميك، گاه بسيار تلخ و گزنده است و به همان نسبت طعم تلخي را به جا مي گذارد. در هنر و ادبيات به اين نوع طنزها طنز تلخ يا طنز سياه مي گويند. به وسيله مغز بود. حالا اگر بخواهيم به خود جک به عنوان يک ابژه قابل بررسي نگاه کنيم آيا مي توانيم قايل به ويژگي هايي شويم که خنده دار بودن يک پديده يا حادثه را تعيين مي کنند؟ آن به بررسي اين نکته پرداختم. اينکه چه عناصري در تصوير، کلام صدا يا رفتار ايجاد خنده مي کنند يا يک موقعيت خنده دار را به وجود مي آورند؟ چه چيز آنها را خنده دار مي کند؟ يکي از اين ويژگي ها غير منتظره بودن است که در جک نيز يک مشخصه اصلي به شمار مي رود. يعني مقدماتي که در نُرم طبيعي واکنش مشخصي دارند، در جک يا موقعيت کُميک به يک نتيجه غير معمول مي انجامند. در بسياري از صحنه ها بازيگر دست به اقدامات مخاطره آميزي مي زند كه انتظار مي رود به فاجعه اي بزرگ بيانجامد اما بيننده كمدي به مرور مي فهمد كه هيچگاه فاجعه اي رخ نمي دهد و كمدين هرگز نمي ميرد.
كمدين در عالم فانتزي يا عالم خيال شرايطي را به وجود مي آورد كه با وجود گزندها و آسيب هايي كه وي را تهديد مي كند چيزي براي از دست دادن نداشته باشد و از اين حادثه لطمه جدي نخورد. نافُرم شدن و از شكل افتادن است. كه نمونه آن را در انواع شكلك درآوردن و چيزهايي از اين دست مي توان ديد. در حقيقت اين وضعيت هاي نامتعادل و ناموزون هستند كه توليد خنده مي كنند. اما بايد به اين نكته توجه كرد كه خنده دار بودن جوك ها به شدت وابسته به بافت فرهنگي جامعه اي ست كه جوك در آن شكل مي گيرد. ممكن است يك حركت، حالت يا گفتار در جامعه اي خنده دار باشد و در جامعه ديگر خيلي خنك و بي مزه به نظر بيايد. شايد بتوان گفت كه خنده دار بودن يك مفهوم نسبي و كاملا اجتماعي است.
فرهنگ و شناخت ويژگي هاي فرهنگي و قومي دارد. اين در حالي ست كه هنوز هم در جامعه ما برخورد جدي اي با اين مقوله نشده است. به هر حال فكر مي كنم ما بايد اميدوار باشيم كه مقولات اين چنيني را دست كم جامعه علمي و فرهنگي جدي تر بگيرد. بله، به گمانم همين طور است! (بعد هم يك لبخند معني دار ديگر!)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۹ساعت 10:39  توسط داود حمیدی
|
|