مدل‌های مختلف مدیریت منابع انسانی در عصر جهانی شدن

 
شرایط به گونه ای رقم خورده که هیچ شرکتی در زادگاه خود از حاشیه امن برخوردار نیست، در این شرایط، اگر شرکتی خواهان بقاست باید به فکر گسترش کسب و کار خود باشد.


 

به گزارش سرویس سیاسی برنا، از آنجائیکه محیط رقابتی کسب و کار به سرعت درحال جهانی شدن است، لازم است شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری برای رقابت در این شرایط تنگاتنگ با الگو قرار دادن صحیح ترین مدل مدیریت منابع انسانی به این هدف دست یازند.
از این رو، در سازمان های جهانی و بین المللی، مدل های مختلف مدیریت منابع انسانی شکل گرفته که عبارتند از:
1 - مدل ملی گرا(ETHNO CENTRISM) : این مدل بر روی حفظ تجانس گروه ها تمرکـــز می کند تا بتواند موجب تضمینعملکرد و بهبود آن شود. این مدل شامل تبعیت از استانداردهایی است که در شرکت مادر مورد استفاده قرار می گیرد و لذا اعضای خارجی گروه را نیز با استانداردهای خود هماهنگ می سازد. چنین رویکردی، مدت های زیادی توسط شرکت های آمریکایی به کار گرفته شده بود که اعمال آن از طریق قوانین رسمی صورت می گرفت.

در این طرح، اداره منابع انسانی دارای موجودیتی غیرمتمرکز است و وظیفه آنها، تنها کنترل و اجرا است. مزایای این مدل عبارتند از:

الف) گسترش فرهنگ سازمانی منسجم و یکپارچه
ب) هماهنگی و یکدستی میان نقش آفرینان سازمان

و اما محدودیت های این مدل عبارتند از:

الف) این مـــدل دربرگیرنده ویژگیهای فرهنگی - اجتماعی کشورهای مختلف نیست
ب) این مدل باعث کاهش تنوع می شود، لذا به تبع آن، کاهش نوآوری را نیز دربردارد

2- مدل چندمرکزی(POLYCENTRIC): هدف اصلی این مدل، استفاده از خط مشی های منابع انسانی برای نیازهای محلی است. لذا مطابق این مدل، واحدهای غیرمتمرکز منابع انسانی از استقلال مدیریتی منتفع می شوند.

شعار "جهانی فکر کنید، محلی عمل نمایید" بهترین شعار مصداقی این مدل است. چنین مدل بر مبنای مراوده دو طرفه میان شرکت های مستقل شکل می گیـــرد و حول یک اداره مرکزی تجمع یافته است. اطلاعات در سازمان مرکزی وجود دارد و به طور قانونی اقدامات شرکت های مستقل را ارزیابی می کند. همچنین سازمان مرکزی، مسئول گسترش شیوه های نوآوری است.

مزایای این مدل عبارتند از:

الف) مدیران منابع انسانی از یک استقلال نسبی برخوردار هستند
ب) مشتمل بر محیط کاری چند فرهنگی است

و اما محدودیت های این مدل عبارتند از:

الف) دارای عدم انسجام خط مشی در منابع انسانی است. زیرا دپارتمان های غیرمتمرکز منابع انسانی دارای خواسته های متفاوتی هستند و این مسئله باعث ایجاد تعارضاتی میان آنها و اداره مرکزی می شود
ب) دارای خطر زوال فرهنگ منسجم سازمانی است

3 - مدل اقلیم گرا (GEO CENTRIC): در این مــدل، به شرکت به عنوان شبکه ای نگریسته می شود و به عنوان یک ساختار تخت فرض می گردد. شرکت دارای تعداد زیادی شرکت های دیگر است که دارای تساوی حقوقی هستند. آنها ازطریق جریان های مالی، انسانی و اطلاعاتی با یکدیگر می پیوندند.

شرکت هایی که این مدل را به کار می گیرند، استــراتژی های جهانی را به کار می بندند و دارای کارکنانی جهان وطنی هستند. در این مدل، ایده شایستگی موردتاکید است. این ایده، عامل اصلی ارتقا داخلی است.

از محدودیتهای این مدل عبارتنداز:

الف) تحرک نیروی کار به واسطه یأس و ناامیدی کاهش می یابد
ب) تفاوتهای فرهنگی مانع گفتمان میان اعضا می شود
ج) اجرای ارزیابی و انتخاب عادلانه مشکل مـی گردد

به منظور عملی ساختن این سیستم، مدیران منـــــابع انسانی بایستی موجبات تحرک، رویه های ارزیابی متجانس و برنامه های آموزشی استاندارد را فراهم آورند.

4 - مدل منطقه محور(REGIOCENTRIC): در این مدل، متناسب با استراتژی و مدیریت، جهان به مناطق متجانس محلی تقسیم می شود که حـول ادارات مرکزی محلی مستقل عمل می کند. اداره محلی منابع انسانی، رابطی میان ادارات مرکزی و اعضایش است. این مدل و مدل قبلی دارای ویژگیهای مشترکی هستند.

اگر بخواهیم مقایسه ای میان این مدل ها و مدل های اروپایی انجام دهیم& تناظر زیر میان این مدل ها برقرار است که عبارتند از:

- شرکت هـــــــای ملی گرا مطابق شرکت های بین المللی هستند؛ این شرکت ها اکثراً چندملیتی هستند و استراتژی هایی در سطح جهانی اجرا می کنند و اروپا تنها بخش کوچکی از این کسب و کار است. این توضیح بیانگر این است که چرا آنها استراتژی اروپایی ندارند.

- شرکت های چندمرکزی مطابق شرکت های صرفاً اروپایی است. هدف اولیه این شرکت ها بهبود در رتبه اروپا در کسب و کارهاست.

- شرکت های اقلیم گرا مطابق شرکت های فرا - اروپایی است. آنها اروپا را به عنوان یک بعد جدید در جهت گیری هـای استراتـژی یکسان می دانند و این امر به دو دلیـل است:

یکـی بـــه خاطر آنکه شرکت های ملی هستند که تـلاش می کنند بازار اروپا را تسخیر کنند. دیگری شرکت های چندملیتی هستند که اکثراً به ابعاد اروپایی توجه دارند.

- شرکت های منطقه محور، متناظر با شرکت های فراملی هستند. آنها در تلاش برای حفظ رتبه ملی و بین المللی هستند. بنابراین، در زمان مشابه، استراتژی های آنها ملی و بین المللی است.

مدیریت کارکنان در محیطی جهانی

- انواع مختلف کارمندان بین المللی: قبل از آنکه وارد بحث شویم لازم است با سه مفهوم کشور مادر، کشور میزبان و کشور ثالث آشنا شویم.

کشور مادر (PARENT COUNTRY) کشوری است که دفاتر مرکزی شرکت در آن واقع شدهاند. به عنوان مثال، ایالات متحده، کشور مادر شرکت جنرال موتورز است.

کشور میزبان (HOST COUNTRY) ، کشوری است که در آن شرکتهای کشور مادر درجستجوی راه اندازی کسب و کارند. لذا، انگلیس کشور میزبان شرکت جنرال موتورز محسوب می گردد، زیرا جنرال موتورز دارای شرکت هایی در این کشور است.

کشور ثالث(THIRD COUNTRY) ، کشوری سوای از کشور مادر یا کشور میزبان است و شرکت ممکن است در آن کسب و کاری انجام دهد و یا در آن فعالیتی نداشته باشد.

همچنین کارمندان نیز به انواع مختلفی تقسیم می شوند. کارمند مقیم (EXPATRIATE) واژه ای که عموماً برای کارمندانی به کار برده می شود که توسطشرکت متبوع شان به کشوری دیگر فرستاده می شوند تا در آنجا به انجام امور شرکت بپردازند. با گسترش روند جهانی شدن کسب و کار، اکنون ایجاد تمایز میان انواع مختلف کارمندان مقیم مهم و ضروری به نظر می رسد.

تبعه های کشور مادر کارکنانی هستند که در کشور مادر متولد شده و در آن زندگی می کنند.
تبعه های کشور میزبان، کارکنانی هستند که در کشور میزبان تولد یافتـــه و بزرگ شده اند.
نهایتاً تبعه های کشور ثالث، کارکنانی هستند که در کشوری غیر از کشور مادر و یا کشور میزبان متولد شده و رشد یافته اند، اما در کشور میزبان مشغول بکارند.

لذا مدیری که در برزیل تولد یافته و بزرگ شده است و در استخدام سازمانی واقع در ایالات متحده است و برای انجام امور شرکت در کشور تایلند منصوب می گردد، «تبعه کشور ثالث» نامیده می شود.

سطوح مشارکت
درک سطوح مختلف مشارکت در بازارهای بین المللی بسیار مهم است، زیرا هرچه میزان مشارکت یک شرکت در تجارت بین المللی بیشتر گردد، مسائلی که شرکت در زمینهمدیریت منابع انسانی با آنها مواجــــه می گردد، متفاوت خواهند بود.

1 - مشارکت محلی یا فعالیت در داخل کشور: اکثر شرکت ها، فعالیت های خود را در بازارهای داخلی آغاز می کنند. به عنوان مثال، یک فرد کارآفرین ممکن است ایده تولید کالایی را در سر داشته باشد که نیاز خاصی را در بازار ایالات متحده برآورده می سازد. در مرحله بعد، این فرد سرمایه لازمرا برای ساخت کارخانه ای برای تولید کالای مذکور، به دست می آورد تا بتواند نیازهای بازاری کوچک را برآورده سازد.

این امر نیازمند کارمندیابی، استخدام، آموزش و جبران خدمات تعدادی از افراد است که در فرایند تولید مشغول به کار خواهند شد. این افراد معمولاً از بازار نیروی کار داخل استخدام می شوند. با افزایش شهرت کالای تولید، مالک کارخانه می بایست کارخانه های بیشتری را افتتاح و افراد بیشتری را استخدام و کالای تولیدی خود را به بازارهای مختلف داخلی ارسال کند. در هر مرحله از رشد داخلی مدیریت با مشکلات و مسائل خاصی از منابع انسانی مواجه می گردد.

2 -
مشارکت بین المللی: باافزایش ورود رقبا به بازار داخلی، شرکتها سهم بازار خود را از دست خواهند داد. لذا آنها در جستجوی بازارهای دیگری برای تولیدات خود برخواهند آمد. در این صورت، این شرکت ها نیاز دارند که وارد بازارهای بین المللی شوند. شرکت ها این کار را در ابتدا با صادرات کالاها و در نهایت با ساخت کارخانه های تولیدی در سایر کشورها، انجام می دهند. تصمیم ورود به بازارهای بین المللی، مشکلات مختلفی را برای مدیریت منابع انسانی پیش می آورد. در این حالت، شرکت با شرایط کاملاً متفاوتی از لحاظ فرهنگ، سرمایه انسانی، سیستم قانونی - سیاسی و سیستم اقتصادی مواجه می گردد. به عنوان مثال، در کشور فرانسه حداقل دستمزدها نسبتاً بالاست. در آلمان، قانون، شرکت ها را ملزم می سازد که از نظرات کارکنان در مدیریت شرکت استفاده کنند.

شرکت هایی که اقدام به تــــاسیس کارخانه هایی در کشورهای دیگر می کنند، ملزم به پذیرش قوانین کشور میزان درباره فعالیت های مدیریت منابع انسانی هستند. لذا شرکت موظف است که با قوانین کشور میزبان کاملاً آشنا گردد. نهایتاً اینکه، به فرهنگ نیز باید توجه خاصی کرد. هرچقدر فرهنگ کشور مادر نسبت به فرهنگکشور میزبان متفاوت تر باشد، مسائل و مشکلات بیشتری از لحاظ اخلاقی، ارتباطی و... به وجود خواهد آمد.

3 -
مشارکت چند ملیتی: شرکت های بین المللی اقدام به ساخت یک و یا چندکارخانه در کشوری دیگر می کنند. این شرکت ها زمانی به شرکت های چندملیتی تبدیل می شوند که در کشورهای مختلف اقدام به ســــاخت کارخانه های مختلف کننــــد و به توزیع هزینه های تولید در مکان های مختلف بپردازند. این شرکتها سعی می کنند با انتقال کارخانه های تولیدی خود از مکان های پرهزینه به مکان های کم هزینه، هزینه تولید خود را کاهش دهند.

مسائل و مشکلاتی که شرکت های چندملیتی در زمینه مدیریت منابع انسانی با آنهــــا مواجه می گردند، مشابه مسائل و مشکلات شرکت های بین المللی است، اما در مقیاسی وسیعتر و گسترده تر.

این شرکت ها مجبورند به جای توسعه به سیستم های اقتصادی، قانونی، سرمایه انسانی و فرهنگ یک و یا دو کشور، سیستم های مختلف کشورهای چندی را در نظر داشته باشند.

4 -
مشارکت جهانی: سازمان های جهانی بر سر پیشرفته ترین و باکیفیت ترین کالاها و خدمات، با یکدیگر رقابت می کنند و سعی دارند این کار را با حداقلهزینه به انجام رسانند. شــــــرکت های جهانی بیشتر بر انعطاف پذیری و تولید سفارشی انبوه کالاها (MASS CUSTOMIZATION)، تاکید می کنند تا بدینوسیله نیازهای مشتریان خاص را برآورده سازند. این امر، نیازمند آن دسته از سیستم های مدیریت منابع انسانی است که امکان تولید انعطاف پذیر را تقویت می کند. این شرکت ها، دقیقاً فرهنگ ها، سرمایه انسانی، سیستم قانونی - سیاسی و سیستم اقتصادی را مورد توجه قرار می دهند تا مکان هایی را برای استقرار تسهیلات تولیدی خود شناسایی کنند که بتواند برای آنها مزیت رقابتی به بار آورند. شرکت های جهانی، دارای دفاتر مرکزی متعددی در سراسر جهان هستند. اینامر سبب کاهش میزان بوروکراسـی در این شرکت ها شده و امکان تمرکز زدایی تصمیم گیری را فراهم می سازد. این امر نیازمند آن است که سیستم های منابع انسانی این شرکت ها، مدیرانی را به استخدام شرکت درآورند که بتوانند درکشورهای مختلف به فعالیت بپردازند.

مدیریت کارکنان مقیم
- انتخاب مدیران مقیم: یک مدیر مقیمموفق، مدیری است که نسبت به هنجارهای فرهنگی کشور میزبان حساسیت داشته باشد، از انعطاف کافی برای سازگاری با این هنجارها برخوردار باشد و برای مقاومت در برابر شوک فرهنگی وارده به وی براثر تغییر فرهنگ از کشوری به کشور دیگر، به اندازه کافی توانا باشد. به علاوه، خانواده وی نیز باید بتواند با این تغییر فرهنگی، خود را تطبیق دهند.

این مهارتهای تطبیقی (سازش پذیری) به سه دسته تقسیم می شوند:
1- بعــــد فردی: مهارتهایی که مدیر را قادر می سازد تا تصویر و ذهنیتی مثبت از خود داشته باشد.
2 - بعد ارتباطی: مهارتهایی که مدیر را قادر می سازند تا باافراد کشور میزبان ارتباط برقرار سازد و
3 - بعد ادراکی: مهارت هایی که مدیر را قادر می سازند تا به درستی شرایط کشور میزبان را ارزیابی و ادراک کند.

- آموزش و توسعه کارکنان مقیم: بعد از انتخاب یک مدیر مقیم لازمست که وی برای احراز پست جدید و آشنایی با شرایط تازه آموزش هایی را ببیند. از آنجائی که این افراد، قبلاً مهارت های شغلی را یاد گرفته اند واز این مهارت ها برخوردارند، بیشتر شرکت ها برآموزش میان فرهنگی این افرادتکیه و تمرکز می کنند.

تحقیقات نشان داده است که آموزش میان فرهنگی بر اثربخشی تاثیر می گذارد. در این مورد باید به دو نکته توجه داشت: اولاً مدیران مقیم باید فرهنگ کشور خود را به درستی بشناسند و با آن آشنایی کامل داشته باشند. ثانیاً اینمدیران باید با ابعاد خاص فرهنگ موجود در محیط کاری جدید، آشنا گردند. نهایتاً اینکه، مدیران مقیم با چگونگی برقراری ارتباط صحیح باید فرهنگ جدیدرا بیاموزند.

به طور کلی، آموزش میان فرهنگی مناسب، امکان انتقال مدیران مقیم را به محیط کاری جدید، تسهیل و از ارتکاب خطاهای پرهزینه، جلوگیری می کند. - جبران خدمات مدیران مقیم: یکی از دردسرسازترین و مشکل ترین ابعاد مدیریت کارکنان مقیم، تعیین میزان پرداختی به آنهاست. برای تعیین میزان حقوق و دریافتی مدیران مقیم باید مسائل مختلفی را در نظر گرفت. یکی از مهمترین مسائل، در نظر گرفتن سطح استاندارد هزینه زندگی در کشور میزبان است که ممکن است با کشور مادر بسیار تفاوت داشته باشد. مورد دیگری که باید به آن توجهکرد، میزان مالیات های پرداختی در کشور میزبان است.

یکی دیگر از نکاتی که باید بدان توجه بسیار شود، تعیین میزان پاداش و مشوق های پرداختی به مدیران مقیم است، زیرا یکی از عواملی که سبب ماندگاری این مدیران در کشور میزبان می گردد، میزان پاداش ها و مزایایی است که به آنهاتعلق می گیرد.

مسائل دیگری که در جبران خدمات مدیران مقیم باید بدانها توجه کرد عبارتند از: اعطای منزل، ماشین و امکانات رفاهی، مسئله آموزش فرزندان این مدیران و...

-
آماده کردن مدیران مقیم برای برگشت به موطن اصلی خود: آخرین نکته ای که در مورد مدیران مقیم باید بدان توجه کرد، آماده کردن این افراد برای بازگشت مجدد به کشور است. این امرکار چندان ساده ای نیست. در این مرحله نیز، فرد با همان شوک فرهنگی مواجه می شود که در مرحله اعزام به کشور میزبان با آن روبرو شده بود. هنگامی که مدیر در کشوری دیگر مشغول به کار بوده است، افراد موطن اصلی وی تغییر کرده اند، فرهنگ آنها نیز دستخوش تغییراتی شده است. براساس یکی از پژوهشهای انجام شده، 60 تا 70 درصد مدیران مقیم، نمی دانند که در صورت برگشت، جایگاه و پست آنها چه خواهد بود. 20 درصد از افراد بازگشته از کشورهای دیگر، خواهان ترک شرکت شده اند. در یکی از تحقیقاتی که اخیراً انجام گرفت برآورد گردید که 25 درصد از مدیران مقیم. طی همان سال اول بازگشتشان خواهان ترک شرکت بوده اند.

نتیجه گیری
امروزه شرایط به گونه ای رقم خورده است که دیگر هیچ شرکتی در زادگاه خود از حاشیه امن برخوردار نبوده و بقای وی تضمین شده نیست. رقبای تجاری از سایرکشورها، در کمین بازارهای داخلی نشسته اند و منتظرند تا در اولین فرصت پیش آمده، سهم بازار را از شرکتهای داخلی بگیرند و سیطره خود را براین بازارها بگسترانند.

در این شرایط، اگر شرکتی خواهان بقا و ادامه حیات خود است، باید به فکر گسترش کسب و کار خود باشد. برای گسترش کسب و کار و گام نهادن به کشوری دیگر لازم است تا ارزشمندترین سرمایه سازمان یعنی کارکنان آن، با شرایط خاص جدید آشنا گردند. بدین منظور لازم است تا مدیریت سازمان اگر به فکر ورود به بازارهای خارج از کشور و تاسیس شعبه در آن کشورهاست، در وهله اول بهچگونگی تامین و آموزش نیروی انسانی مورد نیاز این شعب توجه کند. در این فرایند، مدیر منابع انسانـی می بایست فرهنگ، سرمایه انسانی، سیستم اقتصادی و سیستم قانونی - سیاسی کشور میزبـان را مورد مطالعـه قرار دهد و بااین سیستم ها آشنا گردد تا بتواند با توجه به مسائل خاص کشور میزبان به اتخاذ تصمیم بپردازد. از نکات مهم دیگری که مدیر باید بدانها توجه کند، مسائل مربوط به چگونگی انتخاب، استخدام، آموزش، جبران خدمات و... کارکنان مشغول در کشورهای دیگری باشد. به طور کلی، مدیران منابع انسانی برای موفقیت در عرصه جهانی شدن نیازمند اتخاذ رویکردی جدید نسبت به مسائل و موضوع هایمنابع انسانی هستند و باید مدیران برای حل این مسائل در جستجوی روش های تازه برآیند.

به گزارش سرویس سیاسی برنا، از آنجائیکه محیط رقابتی کسب و کار به سرعت در حال جهانی شدن است، لازم است شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری برای رقابت در این شرایط تنگاتنگ با الگو قرار دادن صحیح ترین مدل مدیریت منابع انسانی به این هدف دست یازند.
از این رو، در سازمان های جهانی و بین المللی، مدل های مختلف مدیریت منابع انسانی شکل گرفته که عبارتند از:
1 - مدل ملی گرا (ETHNO CENTRISM) : این مدل بر روی حفظ تجانس گروه ها تمرکـــز می کند تا بتواند موجب تضمین عملکرد و بهبود آن شود. این مدل شامل تبعیت از استانداردهایی است که در شرکت مادر مورد استفاده قرار می گیرد و لذا اعضای خارجی گروه را نیز با استانداردهای خود هماهنگ می سازد. چنین رویکردی، مدت های زیادی توسط شرکت های آمریکایی به کار گرفته شده بود که اعمال آن از طریق قوانین رسمی صورت می گرفت.

در این طرح، اداره منابع انسانی دارای موجودیتی غیرمتمرکز است و وظیفه آنها، تنها کنترل و اجرا است. مزایای این مدل عبارتند از:

الف) گسترش فرهنگ سازمانی منسجم و یکپارچه
ب) هماهنگی و یکدستی میان نقش آفرینان سازمان

و اما محدودیت های این مدل عبارتند از:

الف) این مـــدل دربرگیرنده ویژگیهای فرهنگی - اجتماعی کشورهای مختلف نیست
ب) این مدل باعث کاهش تنوع می شود، لذا به تبع آن، کاهش نوآوری را نیز دربردارد

2- مدل چندمرکزی (POLYCENTRIC): هدف اصلی این مدل، استفاده از خط مشی های منابع انسانی برای نیازهای محلی است. لذا مطابق این مدل، واحدهای غیرمتمرکز منابع انسانی از استقلال مدیریتی منتفع می شوند.

شعار "جهانی فکر کنید، محلی عمل نمایید" بهترین شعار مصداقی این مدل است. چنین مدل بر مبنای مراوده دو طرفه میان شرکت های مستقل شکل می گیـــرد و حول یک اداره مرکزی تجمع یافته است. اطلاعات در سازمان مرکزی وجود دارد و به طور قانونی اقدامات شرکت های مستقل را ارزیابی می کند. همچنین سازمان مرکزی، مسئول گسترش شیوه های نوآوری است.

مزایای این مدل عبارتند از:

الف) مدیران منابع انسانی از یک استقلال نسبی برخوردار هستند
ب) مشتمل بر محیط کاری چند فرهنگی است

و اما محدودیت های این مدل عبارتند از:

الف) دارای عدم انسجام خط مشی در منابع انسانی است. زیرا دپارتمان های غیرمتمرکز منابع انسانی دارای خواسته های متفاوتی هستند و این مسئله باعث ایجاد تعارضاتی میان آنها و اداره مرکزی می شود
ب) دارای خطر زوال فرهنگ منسجم سازمانی است

3 - مدل اقلیم گرا (GEO CENTRIC): در این مــدل، به شرکت به عنوان شبکه ای نگریسته می شود و به عنوان یک ساختار تخت فرض می گردد. شرکت دارای تعداد زیادی شرکت های دیگر است که دارای تساوی حقوقی هستند. آنها ازطریق جریان های مالی، انسانی و اطلاعاتی با یکدیگر می پیوندند.

شرکت هایی که این مدل را به کار می گیرند، استــراتژی های جهانی را به کار می بندند و دارای کارکنانی جهان وطنی هستند. در این مدل، ایده شایستگی موردتاکید است. این ایده، عامل اصلی ارتقا داخلی است.

از محدودیتهای این مدل عبارتنداز:

الف) تحرک نیروی کار به واسطه یأس و ناامیدی کاهش می یابد
ب) تفاوتهای فرهنگی مانع گفتمان میان اعضا می شود
ج) اجرای ارزیابی و انتخاب عادلانه مشکل مـی گردد

به منظور عملی ساختن این سیستم، مدیران منـــــابع انسانی بایستی موجبات تحرک، رویه های ارزیابی متجانس و برنامه های آموزشی استاندارد را فراهم آورند.

4 - مدل منطقه محور (REGIOCENTRIC): در این مدل، متناسب با استراتژی و مدیریت، جهان به مناطق متجانس محلی تقسیم می شود که حـول ادارات مرکزی محلی مستقل عمل می کند. اداره محلی منابع انسانی، رابطی میان ادارات مرکزی و اعضایش است. این مدل و مدل قبلی دارای ویژگیهای مشترکی هستند.

اگر بخواهیم مقایسه ای میان این مدل ها و مدل های اروپایی انجام دهیم& تناظر زیر میان این مدل ها برقرار است که عبارتند از:

- شرکت هـــــــای ملی گرا مطابق شرکت های بین المللی هستند؛ این شرکت ها اکثراً چندملیتی هستند و استراتژی هایی در سطح جهانی اجرا می کنند و اروپا تنها بخش کوچکی از این کسب و کار است. این توضیح بیانگر این است که چرا آنها استراتژی اروپایی ندارند.

- شرکت های چندمرکزی مطابق شرکت های صرفاً اروپایی است. هدف اولیه این شرکت ها بهبود در رتبه اروپا در کسب و کارهاست.

- شرکت های اقلیم گرا مطابق شرکت های فرا - اروپایی است. آنها اروپا را به عنوان یک بعد جدید در جهت گیری هـای استراتـژی یکسان می دانند و این امر به دو دلیـل است:

یکـی بـــه خاطر آنکه شرکت های ملی هستند که تـلاش می کنند بازار اروپا را تسخیر کنند. دیگری شرکت های چندملیتی هستند که اکثراً به ابعاد اروپایی توجه دارند.

- شرکت های منطقه محور، متناظر با شرکت های فراملی هستند. آنها در تلاش برای حفظ رتبه ملی و بین المللی هستند. بنابراین، در زمان مشابه، استراتژی های آنها ملی و بین المللی است.

مدیریت کارکنان در محیطی جهانی

- انواع مختلف کارمندان بین المللی: قبل از آنکه وارد بحث شویم لازم است با سه مفهوم کشور مادر، کشور میزبان و کشور ثالث آشنا شویم.

کشور مادر (PARENT COUNTRY) کشوری است که دفاتر مرکزی شرکت در آن واقع شده اند. به عنوان مثال، ایالات متحده، کشور مادر شرکت جنرال موتورز است.

کشور میزبان (HOST COUNTRY) ، کشوری است که در آن شرکتهای کشور مادر در جستجوی راه اندازی کسب و کارند. لذا، انگلیس کشور میزبان شرکت جنرال موتورز محسوب می گردد، زیرا جنرال موتورز دارای شرکت هایی در این کشور است.

کشور ثالث(THIRD COUNTRY) ، کشوری سوای از کشور مادر یا کشور میزبان است و شرکت ممکن است در آن کسب و کاری انجام دهد و یا در آن فعالیتی نداشته باشد.

همچنین کارمندان نیز به انواع مختلفی تقسیم می شوند. کارمند مقیم (EXPATRIATE) واژه ای که عموماً برای کارمندانی به کار برده می شود که توسط شرکت متبوع شان به کشوری دیگر فرستاده می شوند تا در آنجا به انجام امور شرکت بپردازند. با گسترش روند جهانی شدن کسب و کار، اکنون ایجاد تمایز میان انواع مختلف کارمندان مقیم مهم و ضروری به نظر می رسد.

تبعه های کشور مادر کارکنانی هستند که در کشور مادر متولد شده و در آن زندگی می کنند.
تبعه های کشور میزبان، کارکنانی هستند که در کشور میزبان تولد یافتـــه و بزرگ شده اند.
نهایتاً تبعه های کشور ثالث، کارکنانی هستند که در کشوری غیر از کشور مادر و یا کشور میزبان متولد شده و رشد یافته اند، اما در کشور میزبان مشغول بکارند.

لذا مدیری که در برزیل تولد یافته و بزرگ شده است و در استخدام سازمانی واقع در ایالات متحده است و برای انجام امور شرکت در کشور تایلند منصوب می گردد، «تبعه کشور ثالث» نامیده می شود.

سطوح مشارکت
درک سطوح مختلف مشارکت در بازارهای بین المللی بسیار مهم است، زیرا هرچه میزان مشارکت یک شرکت در تجارت بین المللی بیشتر گردد، مسائلی که شرکت در زمینه مدیریت منابع انسانی با آنها مواجــــه می گردد، متفاوت خواهند بود.

1 - مشارکت محلی یا فعالیت در داخل کشور: اکثر شرکت ها، فعالیت های خود را در بازارهای داخلی آغاز می کنند. به عنوان مثال، یک فرد کارآفرین ممکن است ایده تولید کالایی را در سر داشته باشد که نیاز خاصی را در بازار ایالات متحده برآورده می سازد. در مرحله بعد، این فرد سرمایه لازم را برای ساخت کارخانه ای برای تولید کالای مذکور، به دست می آورد تا بتواند نیازهای بازاری کوچک را برآورده سازد.

این امر نیازمند کارمندیابی، استخدام، آموزش و جبران خدمات تعدادی از افراد است که در فرایند تولید مشغول به کار خواهند شد. این افراد معمولاً از بازار نیروی کار داخل استخدام می شوند. با افزایش شهرت کالای تولید، مالک کارخانه می بایست کارخانه های بیشتری را افتتاح و افراد بیشتری را استخدام و کالای تولیدی خود را به بازارهای مختلف داخلی ارسال کند. در هر مرحله از رشد داخلی مدیریت با مشکلات و مسائل خاصی از منابع انسانی مواجه می گردد.

2 - مشارکت بین المللی: باافزایش ورود رقبا به بازار داخلی، شرکتها سهم بازار خود را از دست خواهند داد. لذا آنها در جستجوی بازارهای دیگری برای تولیدات خود برخواهند آمد. در این صورت، این شرکت ها نیاز دارند که وارد بازارهای بین المللی شوند. شرکت ها این کار را در ابتدا با صادرات کالاها و در نهایت با ساخت کارخانه های تولیدی در سایر کشورها، انجام می دهند. تصمیم ورود به بازارهای بین المللی، مشکلات مختلفی را برای مدیریت منابع انسانی پیش می آورد. در این حالت، شرکت با شرایط کاملاً متفاوتی از لحاظ فرهنگ، سرمایه انسانی، سیستم قانونی - سیاسی و سیستم اقتصادی مواجه می گردد. به عنوان مثال، در کشور فرانسه حداقل دستمزدها نسبتاً بالاست. در آلمان، قانون، شرکت ها را ملزم می سازد که از نظرات کارکنان در مدیریت شرکت استفاده کنند.

شرکت هایی که اقدام به تــــاسیس کارخانه هایی در کشورهای دیگر می کنند، ملزم به پذیرش قوانین کشور میزان درباره فعالیت های مدیریت منابع انسانی هستند. لذا شرکت موظف است که با قوانین کشور میزبان کاملاً آشنا گردد. نهایتاً اینکه، به فرهنگ نیز باید توجه خاصی کرد. هرچقدر فرهنگ کشور مادر نسبت به فرهنگ کشور میزبان متفاوت تر باشد، مسائل و مشکلات بیشتری از لحاظ اخلاقی، ارتباطی و... به وجود خواهد آمد.

3 - مشارکت چند ملیتی: شرکت های بین المللی اقدام به ساخت یک و یا چند کارخانه در کشوری دیگر می کنند. این شرکت ها زمانی به شرکت های چندملیتی تبدیل می شوند که در کشورهای مختلف اقدام به ســــاخت کارخانه های مختلف کننــــد و به توزیع هزینه های تولید در مکان های مختلف بپردازند. این شرکت ها سعی می کنند با انتقال کارخانه های تولیدی خود از مکان های پرهزینه به مکان های کم هزینه، هزینه تولید خود را کاهش دهند.

مسائل و مشکلاتی که شرکت های چندملیتی در زمینه مدیریت منابع انسانی با آنهــــا مواجه می گردند، مشابه مسائل و مشکلات شرکت های بین المللی است، اما در مقیاسی وسیعتر و گسترده تر.

این شرکت ها مجبورند به جای توسعه به سیستم های اقتصادی، قانونی، سرمایه انسانی و فرهنگ یک و یا دو کشور، سیستم های مختلف کشورهای چندی را در نظر داشته باشند.

4 - مشارکت جهانی: سازمان های جهانی بر سر پیشرفته ترین و باکیفیت ترین کالاها و خدمات، با یکدیگر رقابت می کنند و سعی دارند این کار را با حداقل هزینه به انجام رسانند. شــــــرکت های جهانی بیشتر بر انعطاف پذیری و تولید سفارشی انبوه کالاها (MASS CUSTOMIZATION)، تاکید می کنند تا بدین وسیله نیازهای مشتریان خاص را برآورده سازند. این امر، نیازمند آن دسته از سیستم های مدیریت منابع انسانی است که امکان تولید انعطاف پذیر را تقویت می کند. این شرکت ها، دقیقاً فرهنگ ها، سرمایه انسانی، سیستم قانونی - سیاسی و سیستم اقتصادی را مورد توجه قرار می دهند تا مکان هایی را برای استقرار تسهیلات تولیدی خود شناسایی کنند که بتواند برای آنها مزیت رقابتی به بار آورند. شرکت های جهانی، دارای دفاتر مرکزی متعددی در سراسر جهان هستند. این امر سبب کاهش میزان بوروکراسـی در این شرکت ها شده و امکان تمرکز زدایی تصمیم گیری را فراهم می سازد. این امر نیازمند آن است که سیستم های منابع انسانی این شرکت ها، مدیرانی را به استخدام شرکت درآورند که بتوانند در کشورهای مختلف به فعالیت بپردازند.

مدیریت کارکنان مقیم
- انتخاب مدیران مقیم: یک مدیر مقیم موفق، مدیری است که نسبت به هنجارهای فرهنگی کشور میزبان حساسیت داشته باشد، از انعطاف کافی برای سازگاری با این هنجارها برخوردار باشد و برای مقاومت در برابر شوک فرهنگی وارده به وی براثر تغییر فرهنگ از کشوری به کشور دیگر، به اندازه کافی توانا باشد. به علاوه، خانواده وی نیز باید بتواند با این تغییر فرهنگی، خود را تطبیق دهند.

این مهارتهای تطبیقی (سازش پذیری) به سه دسته تقسیم می شوند:
1- بعــــد فردی: مهارتهایی که مدیر را قادر می سازد تا تصویر و ذهنیتی مثبت از خود داشته باشد.
2 - بعد ارتباطی: مهارتهایی که مدیر را قادر می سازند تا باافراد کشور میزبان ارتباط برقرار سازد و
3 - بعد ادراکی: مهارت هایی که مدیر را قادر می سازند تا به درستی شرایط کشور میزبان را ارزیابی و ادراک کند.

- آموزش و توسعه کارکنان مقیم: بعد از انتخاب یک مدیر مقیم لازمست که وی برای احراز پست جدید و آشنایی با شرایط تازه آموزش هایی را ببیند. از آنجائی که این افراد، قبلاً مهارت های شغلی را یاد گرفته اند واز این مهارت ها برخوردارند، بیشتر شرکت ها برآموزش میان فرهنگی این افراد تکیه و تمرکز می کنند.

تحقیقات نشان داده است که آموزش میان فرهنگی بر اثربخشی تاثیر می گذارد. در این مورد باید به دو نکته توجه داشت: اولاً مدیران مقیم باید فرهنگ کشور خود را به درستی بشناسند و با آن آشنایی کامل داشته باشند. ثانیاً این مدیران باید با ابعاد خاص فرهنگ موجود در محیط کاری جدید، آشنا گردند. نهایتاً اینکه، مدیران مقیم با چگونگی برقراری ارتباط صحیح باید فرهنگ جدید را بیاموزند.

به طور کلی، آموزش میان فرهنگی مناسب، امکان انتقال مدیران مقیم را به محیط کاری جدید، تسهیل و از ارتکاب خطاهای پرهزینه، جلوگیری می کند. - جبران خدمات مدیران مقیم: یکی از دردسرسازترین و مشکل ترین ابعاد مدیریت کارکنان مقیم، تعیین میزان پرداختی به آنهاست. برای تعیین میزان حقوق و دریافتی مدیران مقیم باید مسائل مختلفی را در نظر گرفت. یکی از مهمترین مسائل، در نظر گرفتن سطح استاندارد هزینه زندگی در کشور میزبان است که ممکن است با کشور مادر بسیار تفاوت داشته باشد. مورد دیگری که باید به آن توجه کرد، میزان مالیات های پرداختی در کشور میزبان است.

یکی دیگر از نکاتی که باید بدان توجه بسیار شود، تعیین میزان پاداش و مشوق های پرداختی به مدیران مقیم است، زیرا یکی از عواملی که سبب ماندگاری این مدیران در کشور میزبان می گردد، میزان پاداش ها و مزایایی است که به آنها تعلق می گیرد.

مسائل دیگری که در جبران خدمات مدیران مقیم باید بدانها توجه کرد عبارتند از: اعطای منزل، ماشین و امکانات رفاهی، مسئله آموزش فرزندان این مدیران و...

- آماده کردن مدیران مقیم برای برگشت به موطن اصلی خود: آخرین نکته ای که در مورد مدیران مقیم باید بدان توجه کرد، آماده کردن این افراد برای بازگشت مجدد به کشور است. این امرکار چندان ساده ای نیست. در این مرحله نیز، فرد با همان شوک فرهنگی مواجه می شود که در مرحله اعزام به کشور میزبان با آن روبرو شده بود. هنگامی که مدیر در کشوری دیگر مشغول به کار بوده است، افراد موطن اصلی وی تغییر کرده اند، فرهنگ آنها نیز دستخوش تغییراتی شده است. براساس یکی از پژوهشهای انجام شده، 60 تا 70 درصد مدیران مقیم، نمی دانند که در صورت برگشت، جایگاه و پست آنها چه خواهد بود. 20 درصد از افراد بازگشته از کشورهای دیگر، خواهان ترک شرکت شده اند. در یکی از تحقیقاتی که اخیراً انجام گرفت برآورد گردید که 25 درصد از مدیران مقیم. طی همان سال اول بازگشتشان خواهان ترک شرکت بوده اند.

نتیجه گیری
امروزه شرایط به گونه ای رقم خورده است که دیگر هیچ شرکتی در زادگاه خود از حاشیه امن برخوردار نبوده و بقای وی تضمین شده نیست. رقبای تجاری از سایر کشورها، در کمین بازارهای داخلی نشسته اند و منتظرند تا در اولین فرصت پیش آمده، سهم بازار را از شرکتهای داخلی بگیرند و سیطره خود را براین بازارها بگسترانند.

در این شرایط، اگر شرکتی خواهان بقا و ادامه حیات خود است، باید به فکر گسترش کسب و کار خود باشد. برای گسترش کسب و کار و گام نهادن به کشوری دیگر لازم است تا ارزشمندترین سرمایه سازمان یعنی کارکنان آن، با شرایط خاص جدید آشنا گردند. بدین منظور لازم است تا مدیریت سازمان اگر به فکر ورود به بازارهای خارج از کشور و تاسیس شعبه در آن کشورهاست، در وهله اول به چگونگی تامین و آموزش نیروی انسانی مورد نیاز این شعب توجه کند. در این فرایند، مدیر منابع انسانـی می بایست فرهنگ، سرمایه انسانی، سیستم اقتصادی و سیستم قانونی - سیاسی کشور میزبـان را مورد مطالعـه قرار دهد و بااین سیستم ها آشنا گردد تا بتواند با توجه به مسائل خاص کشور میزبان به اتخاذ تصمیم بپردازد. از نکات مهم دیگری که مدیر باید بدانها توجه کند، مسائل مربوط به چگونگی انتخاب، استخدام، آموزش، جبران خدمات و... کارکنان مشغول در کشورهای دیگری باشد. به طور کلی، مدیران منابع انسانی برای موفقیت در عرصه جهانی شدن نیازمند اتخاذ رویکردی جدید نسبت به مسائل و موضوع های منابع انسانی هستند و باید مدیران برای حل این مسائل در جستجوی روش های تازه برآیند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 11:52  توسط داود حمیدی  | 

آرمان‌های فرهنگ مهدویت در عصر جهانی شدن

 
استفاده درست و منطقی از فرصت‌هایی که فوق قلمروگرایی فراهم کرده، می‌تواند راه گشای مسائل و معضلات در مسیر گسترش فرهنگ مهدویت باشد.

۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۵ تیر ساعت 10:18

فوق‌قلمروگرایی، علی‌رغم چالش‌هایی که برای گسترش فرهنگ مهدوی به دنبال می‌آورد، فرصت‌هایی را نیز به این فرهنگ عطا می‌کند. گرچه این فرصت‌ها، در مقابل چالش‌های برشمرده شده به لحاظ کمّی نا چیز می‌باشند، اما استفاده درست و منطقی از آن‌ها و غنیمت دانستن زمان، تا حدّ بسیاری می‌تواند راه گشای مسائل و معضلات پیش رو باشد.

فرصت‌ها در حوزه کارکرد‌های فرهنگ مهدوی


در بعد انسجام بخشی

مرزهای فرهنگ مهدوی برای جوامع، اعتقادی است. و در میان این مرزهای اعتقادی است که به انسجام درونی پرداخته و میان قلب‌های مؤمن پیوند عاطفی ایجاد می‌شود. گرچه جهانی‌شدن با ایجاد سیالیت، از انسجام درونی جوامع کنونی می‌کاهد، امّا، با همین خصوصیت به ایجاد پیوند میان جوامع انسانی یاری می‌رساند. و این همان چیزی است که فرهنگ مهدوی خواهان آن است. فرهنگ مهدوی با گسترش باورها و ارزش‌هایی که آن‌ها را منبعث از فطرت پاک انسان‌ها می‌داند، درصدد ایجاد پیوند میان تمامی انسان‌های آزاده در هر گوشه‌ای از جهان می‌باشد.

حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز برای استقرار همین پیوند معنوی است که قیام می‌نماید. البته این سیالیت آن گاه که از مرزهای عقیدتی فراتر می‌رود منجر به آسیب‌هایی جبران ناپذیری خواهد شد، که در بحث چالش‌ها بدان اشاره نمودیم. امّا با اتخاذ یک سیاست فرهنگی درست می‌توان هر گونه تهدیدی را به فرصت بدل نمود.

در بعد هویت بخشی

یکی از مهم‌ترین کارکرد‌های فرهنگ مهدوی هویت‌بخشی به جوامع می‌باشد، قلمروزدایی، از برخی لحاظ، این هویت‌سازی را مختل می‌نماید، چرا كه به نزدیک شدن اذهان [و در نتیجه] سیال شدن هویت‌ها می‌انجامد...به عبارت دیگر ما به دورانی قدم خواهیم نهاد که اساساَ هویت‌ها ثابت نخواهد بود و نسبت میان افراد با گروه‌های اجتماعی یا ملیت‌ها دائماَ دستخوش دگرگونی است.

فرهنگ مهدوی مرزهای میان انسان‌ها را مبتنی بر مرز‌های عقیدتی دانسته و مرز‌های جغرافیایی را صرفاَ و تنها به دلیل واقعیت‌های موجود به رسمیت می‌شناسد. قلمروزدایی با از بین بردن این مرزها مسیر پیش‌روی فرهنگ مهدوی را هموار نموده و راه را برای ترسیم هویت مذهبی می‌گشاید. چراکه، قلمروزدایی «تعلّقات هویتی نسبت به مکان و زمان را از هم می‌پاشد و فرد برای اولین بار در یک جامعه شبکه‌ای بهم پیوسته قرار می‌گیرد.»

قرآن مؤمنین را به توجّه در تاریخ (زمان) فرا می‌خواند و بدان توجّه دارد اما آن را عامل هویتی جوامع و مایه فخر و مباهات نداسته است و آن جا که مشرکان به تعداد مردگان خویش مباهات می‌نمایند، آنان را مورد سرزنش قرار می‌دهد. هم چنین گرچه اسلام به جهاد در راه خدا و حفظ سرزمین‌های اسلامی (مکان) توصیه اکید دارد، اما سرزمین را فارغ از عقیده به هیچ وجه عامل هویت بخشی قلمداد نمی‌کند.

گسترش روابط فوق‌قلمرو‌گرایی که منجر به از میان رفتن تعلقات هویتی مکانی و زمانی می‌گردد نه تنها از این حیث تهدیدی برای فرهنگ مهدوی قلمداد نمی‌شود، بلکه باعث تقویت نگرش این فرهنگ در ارتباط با هویت عقیدتی و مذهبی که فراتر از مرزها عمل می‌کند، می‌باشد.

ضمن آن که در شرایط موجود جهانی‌شدن که کم‌کم اندیشه‌های پست‌مدرنیستی با رویکرد‌های نسبی‌گرایی خود مطرح می‌گردند. ما با فعال شدن هویت‌های حاشیه‌ای مواجه می‌گردیم.
 
جهانی‌شدن با فعال شدن هویت‌های متفاوت و متکثر همراه می‌گردد که از آن به ظهور سیاست هویت در عصر جهانی‌شدن تعبیر می‌شود. فعال شدن هویت‌های به حاشیه رانده شده در دو دهه اخیر، همانند رنگین پوستان، جنبش‌های فمینیستی (هویت مبتنی بر جنسیت) و بنیاد‌گرایی دینی (هویت‌های مبتنی بر مذهب) نمود بارزی از چنین وضعیتی است.

بنابراین این امکان برای هویت‌های دینی نیز وجود خواهد داشت که به ابراز وجود پرداخته و ظرفیت‌های خویش را آشکار کند.

فرصت‌ها در حوزه آرمان‌های فرهنگ مهدوی:

بسیاری از آنچه که احادیث و آیات الهی در ارتباط با آخرالزمان به انسان‌های هزار سال پیش وعده داده بودند در عصر جهانی‌شدن به برکت تکنولوژی پیشرفته این عصر محقق گردیده است. و این مسئله به نوعی صدق گفتار این مکتب را به خوبی نشان می‌دهد و چشم اندازی را که این فرهنگ ترسیم می‌نماید قابل دسترسی می‌کنند.
 
جهانی‌شدن با گسترش تکنولوژی و پیشرفت علم در سراسر جهان تا حدّ بسیاری به تکامل فکری و رشد آگاهی انسان‌ها یاری رسانیده است. گسترش آگاهی موجب فهم درست آموزه‌های مهدوی توسط مؤمنان می‌شود و چشم انداز وعده‌ی داده شده فرهنگ مهدوی را به نمایش می‌گذارد.

عصر ما هر چند دچار آفات‌ و انحرافات‌ فکری‌ است‌ اما در مجموع‌ فرصت‌ شناخت‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ گذشته‌ از جهان‌ داشته‌ است. رشد و پیشرفت‌ علوم‌ با کشف‌ عرصه‌های‌ جدید دانش‌ در بسیاری‌ موارد موید آموزه‌های‌ اعتقادی‌ - دینی‌ بوده‌ است‌ و انسان‌ها از طریق‌ سیر آفاقی‌ عرصه‌های‌ جدیدتری‌ از عظمت‌ خلقت‌ الهی‌ را شاهد بوده‌اند.

هر چند دانش‌ بشری‌ افقهای‌ بسیار گسترده‌ و عظیمی‌ را فتح‌ نموده‌ است، اما چنانکه‌ در روایات‌ ملاحم‌ آمده‌ است‌ علم‌ در عصر ظهور حضرت‌ مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیشرفت‌ شگرفی‌ خواهد داشت‌ و از سوی‌ دیگر فهم‌ و آگاهی‌ انسان‌ها نیز فزون‌ خواهد یافت.

بدین سان، جهانی‌شدن با تحولاتی که در عرصه‌های مختلف فنّ ّآوری، و علم و دانش، به وجود آورده است، و با ترسیم یک ماکت کوچک از پیشرفت کمّی وعده داده شده، رسیدن به چنین افقی را مجسّم می‌کند.

ارائه راهکار

با آسیب‌شناسی عملکرد دستگاه‌های فرهنگی درون جامعه، کاستی‌های موجود جامعه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، آن‌گاه ارائه راه حل مفید خواهد بود.

چالش‌های فرهنگ مهدوی، آسیب‌هایی است که از بیرون متوجه فرهنگ مهدوی شده است. اما در عصر جهانی‌شدن، برخی چالش‌ها نیز از درون این فرهنگ، و یا بهتر بگوییم از عملکرد‌های ما متوجه فرهنگ مهدوی می‌شود. که بررسی آن‌ها بسیار ضروری می‌باشد.

از مهم‌ترین آسیب‌ها، فاصله‌گرفتن از فرهنگ اصیل مهدوی مبتنی بر معرفت عمیق به آموزه‌های قرآنی و احادیث اهل بیت و تبیین نادرست آموزه‌های مهدوی است که سبب بدفهمی عدّه بسیاری از مردم می‌شود. کسانی که آموزه‌های این فرهنگ را از این آموزه‌ها نیاموخته به اشتباه گمان می‌کنند امام عصر با قیام خویش جهان را به خون می‌کشاند و همه را از دم تیغ می‌گذراند. این عدّه برای قیام آن حضرت دعا نمی‌کنند و آرزو می‌کنند، امام زمان در زمان حیات آنان ظهور نکند.

البته چنین چالشی در قرون پیش نیز وجود داشته است، امّا این بد فهمی‌ها در شرایط جهانی امروز که به ظاهر صحبت از صلح و تسامح و تساهل فرهنگی است، تنش‌های فراوانی را می‌تواند در داخل فضای فرهنگی ایجاد نماید و از گسترش آموزه‌های مهدوی به فراسوی مرزهای خودی جلوگیری كند.

عدم تببین درست آموزه‌های مهدوی، ما را نسبت به ظرفیت‌های بی‌شمار این فرهنگ در تولید ارزش‌های مشترک جهانی، غافل کرده است.
 
«عدم وفاق و خلأ مبانی نظری [است که] بخش عمده چالش‌های توسعه فرهنگ دینی (مهدوی) در حال و آینده می‌باشد.» حقیقت آن است که هنوز اندیشمندان و دانشمندان علوم دینی ما نتوانسته‌اند به نظریه پردازی جامع در علوم انسانی نائل آیند. و همین ضعف در حوزه نظریه پردازی است که ما را در توسعه فرهنگ دینی و خصوصاَ فرهنگ مهدوی با مخاطرات جدّی روبه‌رو كرده است.

کارشناسی نشدن معضلات و مسائل پیش روی گسترش این فرهنگ از دیگر چالش‌ها است. در این خصوص البته کاستی‌های فراوانی احساس می‌شود که یکی از آن‌ها را می‌توان به عدم بهره‌مندی از دستاورد‌های علمی روز در حل معضلات پیش روی توسعه این فرهنگ، نسبت داد. و این گونه ضعف‌ها، ما را با فقدان استراتژی فرهنگی و عدم برنامه ریزی راهبردی مواجه می‌گرداند.

ناکارآمدی شیوه‌های تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوی، وعدم آمادگی برای پاسخ گویی به سؤالات نسل جوان و خلأ آموزشی، خصوصاَ در سطح مدارس و دانشگاه‌ها از جمله مهم‌ترین این آسیب‌ها است. که شاید یکی از مهم‌ترین دلایل چنین روندی ناشی از بی‌توجهی به رویکرد تربیتی فرهنگ مهدوی در پرورش انسان و جامعه بوده است.
تأسیس نهاد‌ها و سازمان‌های موازی با عملکرد‌های مشابه این نهاد‌ها و مؤسسات با انجام کارهای مشابه، تکراری و جزئی بدون آن که در ارتباط با گسترش آموزه‌های مهدوی فعالیت قابل قبولی انجام داده باشند منجر به هدر رفتن میزان زیادی از بودجه و منابع انسانی و مالی نیز می‌گردند.

همه این ضعف‌ها از فقدان مدیرت کارآمد فرهنگی نشأت می‌گیرد. مدیریت کارآمدی که دارای یک استراتژی کلان و برنامه مدوّن برای چشم انداز توسعه این فرهنگ بوده و از متخصصین کارآمد و آگاه، بهره گیرد.

این مسئله که عموماَ ازدید برنامه‌ریزان فرهنگی ما نادیده انگاشته می‌گردد، در درجه اول به شناخت ظرفیت‌های فرهنگ خودی نیازمند است. ما باید ابتدا از درون، فرهنگ مهدوی را بشناسیم و به تقویت بنیان‌های اعتقادی خویش مبادرت نماییم. آن گاه به ترویج و گسترش این بنیان‌های فکری در درون جوامع شیعی و سپس در جوامع اسلامی بپردازیم و در نهایت به توسعه و گسترش آن در سایر جوامع همّت گماریم.

در واقع استفاده از امکانات و فرصت‌هایی که جهانی‌شدن در اختیار ما قرار می‌دهد زمانی به کارمان می‌آید که به شناختی عمیق در رابطه با فرهنگ مهدوی، ظرفیت‌ها، و امکانات آن نائل آمده و حرفی برای گفتن داشته باشیم.

متأسفانه سیاست گذاران فرهنگی ما به جای آن که از شرایط به وجود آمده کمال استفاده را كنند و از ابزار تکنولوژی در راستای اهداف خویش بهره گیرند، جهانی‌شدن را به عنوان امپریالیزم فرهنگی و تکنولوژی جدید و رسانه‌های جهانی را صرفاَ به عنوان، عامل نفوذ غرب معرفی نموده و سهل انگاری‌های موجود در امر سیاست‌گذاری فرهنگی را به
گردن این و آن می‌اندازند.

جهانی‌شدن به وقوع خواهد پیوست و لذا امکان گریز از آن وجود ندارد و رسانه‌های ارتباطی به کار خویش ادامه خواهند داد، چه ما آنان را بپذیریم و چه نپذیریم. امّا تنها، نوع رویکردی که ما اتخاذ می‌کنیم و سیاست‌های راهبردی که تدوین می‌نماییم، و ابتکارهایی که به خرج می‌دهیم، می‌تواند ما را در این فرایند، یاری‌گر باشد. شرایط موجود جهانی حاکی از آن است که مکتبی می‌تواند در این عصر فراگیر گردد که «از قابلیت و ظرفیت بالایی برخوردار باشد و ضمن استفاده از تجربیات تاریخی بشر و به رسمیت شناختن سایر ادیان در سایه آموزه‌های دینی و ذات گرایانه خود از سلطه طلبی‌های بی‌بنیاد پرهیز کند.»

انتخاب عقلایی، انتخابی است که در شرایط بد و بدتر، بد را انتخاب نماید، و این همان رویکردی است که باید اتخاذ نماییم. تفاوت‌ها را نباید با خشونت و جدل از میان برداریم. فرهنگ جهانی مهدوی در صورتی فراگیر خواهد شد که در شرایط گفتگوی بین فرهنگ‌ها بر گزیده گردد. و در موقعیت کنونی، جایگاه فرهنگ مهدوی بستگی به آن دارد که «در مقابل مسائل مهمی از قبیل صلح جهانی و عدالت جهانی چه نکاتی را دنبال می‌کند. مردم‌سالاری، حقوق‌بشر، نفی‌زور، استقرار صلح و عدالت و رفاه عمومی برای بشر از جمله مسائلی است که تأثیر مستقیم و زیادی بر نقش اسلام [ بطور عام و فرهنگ مهدوی به طور خاص] خواهد گذاشت.»

از میان رفتن مرزها و ایجاد روابط فوق قلمروگرایی، شرایطی را ایجاد نموده که امکان حصاربندی فرهنگی را ناممکن ساخته است. ما ناچار از مواجهه با دیگرانیم و در این آوردگاه، نیازمند به تربیت صحیح مهدوی مطابق با فرهنگ آرمانی آن، می‌باشیم.
یکی از مهم‌ترین راه کارهای مناسب و به عنوان اولین گام در این رویارویی، هم چنان که اغلب نظریه پردازان دینی نیز در سالهای اخیر بدان توصیه اکید دارند، گفتگوی بین ادیان الهی می‌باشد. فرهنگ ما، به لحاظ باورها و اعتقادات ریشه‌ای و بنیادینش، تشابهات فراوانی با ادیان داشته و لذا چنین رویکردی می‌تواند راه کار مناسبی برای نزدیک شدن به دیگر فرهنگ‌ها باشد.

در شرایط کنونی که باید با فهم روح زمان همراه باشد باید به مصداق آیه شریف قرآن بر پایه اشتراک بین ادیان که عمدتاَ به توحید، نبوت و معاد و اصول اخلاقی مشترک بر می‌گردد به وحدتی پایدار رسید.

بنابراین در ارتباط با ادیان الهی رویکرد ما باید یک رویکرد مسالمت‌آمیز و مبتنی بر گفتگوی متقابل و تأکید بر اشتراکات باشد.

در فرایند جهانی‌شدن با فرهنگ مدرن که فرهنگ برگزیده و هژمون غرب می‌باشد مواجه هستیم. در این ارتباط بهتر آن است که در اولین گام به شناخت هر چه بیشتر این فرهنگ بپردازیم. البته شعارهای فراوانی در این رابطه داده می‌شود، اما در مرحله عمل هم چنان کاستی‌های بسیاری وجود دارد. برخی از نظریه‌پردازان بر این نکته تأکید دارند که در ارتباط با فرهنگ غرب خصوصاَ اندیشه لیبرال دموکراسی امکان هیچ نوع گفتگویی وجود ندارد.
هر نوع گفت‌و‌گو مستلزم وجود محور‌های مشترک میان دو مکتب یا دو فرهنگ است، در حالی که میان فرهنگ دینی ما با اندیشه لیبرالیسم غرب هیچ گونه اشتراکی وجود ندارد، پس چگونه می‌توان این گفت‌و‌گو را تحقق بخشید.

ما در حوزه‌های معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و بسیاری از باورهای زیربنایی با فرهنگ غرب اختلاف دیدگاه داریم و لذا از آنجایی که این مسائل به عنوان لایه‌های زیرین فرهنگی محسوب می‌گردند، امکان تساهل و تسامح در این زمینه وجود ندارد. اما تصمیم درست، تصمیمی است که تهدیدات را تبدیل به فرصت نماید، نه اینکه به آن‌ها دامن بزند.

آینده فرهنگ مهدوی در شرایط فوق قلمروگرایی، بستگی به نوع پاسخ ما به شبهات موجود و رویارویی منطقی و علمی با فرهنگ غرب دارد، و پاسخ درست تا حدّ بسیاری می‌تواند راهگشای مسائل پیش‌روی ما باشد. لذا پاسخ گویی به شبهاتی که این فرهنگ رویاروی ما قرار می‌دهد، نه تنها باید منطقی و به دور از موضع‌گیریهای خشونت طلبانه باشد، بلکه باید بر اساس شناخت درست از فرهنگ غرب و نگاه جامعه‌شناختی به مردمان این خطّه از کره زمین باشد. تنها در این صورت است که می‌توان مونولوگ موجود نظام بین الملل را - که بر مبنای چیرگی فرهنگ لیبرال دموکراسی شکل گرفته است - تبدیل به یک دیالوگ چند جانبه نمود. ناگفته پیداست این امر بدون داشتن یک سیاست فرهنگی پویا و جامع، قابل پیگیری نخواهد بود.

جهانی‌شدن فی‌نفسه خنثی است و سیاست‌های اتخاذ شده از سوی متولّیان فعلی روند جهانی‌شدن است که آن را مثبت یا منفی جلوه می‌دهد. بنابراین، جهانی‌شدن یک فرایند یک طرفه محسوب نشده و نوع عملکرد‌ها و تصمیمات اتخاذ شده از سوی فرهنگ‌های گوناگون و در یک کلام، نحوه اداره کردن آن از سوی ماست که می‌تواند آینده‌ای سرشار از صلح و امنیت و عدالت و گفتگو را به ارمغان آورد.

نتیجه گیری

بیشترین چالش‌هایی که پیش روی فرهنگ مهدوی می‌باشد، نه مربوط به ذات و جوهره پدیده جهانی‌شدن، بلکه از سیاست‌های اتخاذ شده کنونی و مدیریتی است که همینک بر فرایند جهانی‌شدن مستولی گشته است. این مدیریت که حاصل سیطره اندیشه مدرنیزم خصوصاَ از نوع لیبرال دموکراسی آن است، بیش از همه باورها و وجوه زیربنایی فرهنگ مهدوی را به چالش فرا می‌خواند، و بنابراین به هیچ وجه قابل اغماض و چشم پوشی نمی‌باشد.

اما فرصت‌هایی که جهانی‌‌شدن پیش روی فرهنگ مهدوی قرار می‌دهد بیش از همه به نفس فرایند جهانی‌شدن و شرایط ذاتی آن باز می‌گردد. و استفاده از این فرصت‌هاست که ما را در تحقق فرهنگ مهدوی و رسیدن به آرمان‌های آن یاری می‌رساند. اما هم چنان که عنوان نمودیم، این هدف محقق نخواهد شد مگر آن که در ابتدای امر، از درون به بازسازی و آسیب‌شناسی عملکرد خویش بپردازیم. تا در سایه یک سیاست فرهنگی صحیح گام‌های بعدی خویش را برداشته و از شرایط بوجود آمده بیشترین استفاده را کنیم.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 11:49  توسط داود حمیدی  | 

ولایت پذیری ملاكی مهم برای انتخابات مجلس

 
علی مرتضوی شریف

۱۳۹۰ دوشنبه ۱۲ دی ساعت 10:40

پس از گذشت سی سال از عمر پر بركت انقلاب اسلامی، ملت ایران در نهم دی ماه 1388 حماسه ای دیگر آفریدند كه در آن بصیرت بالای خود را بر پایه های ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی كه همان عاشورا و ولایت فقیه می باشد را به رخ جهانیان كشیدند.

ملت ایران با حضور حماسی خود در حمایت از مبانی نظری انقلاب اسلامی، سیلی محكمی به صورت کریه استكبار جهانی و ایادی داخلی آنها زدند تا از توهم سست شدن ارزش های دینی در بین مردم ایران خارج شوند. بر همین اساس نهم دی ماه روز بصیرت نام گرفت و به روز متمایزی در تاریخ ایران بدل شد.

راهپیمایی عظیم مردمی در نهم دی ماه در حمایت از رهبری و ارزش های اصیل انقلاب اسلامی، تجلی روح دیانت حاكم بر دلهای مردم ایران در مقابل قدرت طلبی برخی نخبگان سیاسی بود. قدرت طلبی برخی نخبگان سیاسی در وقایع پس از انتخابات88 آنها را تا بدآنجا رساند كه پس از پشت كردن به مبانی فكری – سیاسی خود با سر دادن شعارهایی همچون "جمهوری ایرانی" و "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران " حاضر شدند حتی مبانی عقیدتی خود را نیز زیرپا بگذارند كه این امر نتیجه ای جز حرمت شكنی روز عاشورا نداشت. حرمت شكنی روز عاشورا نقطه پایانی بر ویرانی تمام مبانی عقیدتی – سیاسی در اندیشه و عمل فتنه گران بود.

این دگرگونی فكری در بخشی از نخبگان سیاسی ایران رخ داد كه در روزگار نه چندان دور در زمره پیش قراولان این نوع تفكر و خدمتگذاران به این تفكر كه برخاسته از روح انقلاب اسلامی بود، به حساب می آمدند.

اما چه شد كه در وقایع پس از انتخابات 88 درست نقطه مقابل مبانی فكری گذشته خود قد علم كردند و از همراهان انقلاب به فتنه گرانی در مقابل انقلاب تبدیل شدند؟ این دگرگونی فكری در بستر زمان شكل گرفته كه علت اصلی آن را قدرت طلبی فتنه گران میتوان ارزیابی كرد. چرب و شیرین مناصب حكومتی و دلبستگی به این مناصب ریشه این قدرت طلبی بحساب می آید.

مناصبی كه با انتخابات مجلس هفتم به تدریج از دست این گروه ها و افراد خارج شد و نیز با انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری و روی كار آمدن دولتی ولایتمدار به شكل وسیع تری موجب كنار گذاشتن این بخش از نخبگان سیاسی ایران كه بعضاً تفكرات سكولاریستی در آنها رخنه كرده بود، از مناصب حكومتی شد.

همانطور كه ذكر شد قدرت طلبی فتنه گران در یك فرآیند زمانی صورت گرفت كه یكی از نقاط آغازین آن نادیده گرفتن رهنمودهای رهبر انقلاب درباره اجرای عدالت اجتماعی در دوران سازندگی بود كه در دوره اصلاحات سرپیچی از رهنمودها و سیاستگذاری های ولی فقیه، ابعاد جدی تری به خود گرفت تا جایی كه وقایع تیرماه 1378، تحصن و تحریم انتخابات هفتم مجلس و ارائه لوایح دوقلو در راستای مقابله و تضعیف جایگاه رهبری صورت پذیرفت.

فتنه گران كه در عطش قدرت طلبی میسوختند پس از سپری كردن چنین فرآیندی، حاضر شدند به بهانه اعتراض به نتایج انتخابات در مقابل اصل نظام و رهبری و مبانی اندیشه های سیاسی – عقیدتی ملت سینه سپر كنند! البته مردم همیشه در صحنه و خداجوی ایران اسلامی در همه مراحل انقلاب اسلامی ایثارگرانه در مسیر حفظ ارزشها و آرمانهای امام و شهدا مجاهدت كرده اند و جان و مال خود را تقدیم اسلام عزیز كرده اند. كما اینكه هزینه وقایع تلخ فتنه 88 نیز از كیسه مردم هزینه شد.
 
از این رو باید به این مهم توجه داشت كه با عبرت گرفتن از ابعاد مختلف فتنه 88 و روشنگری پیرامون آن باید از ایجاد هزینه ای مجدد برای ملت جلوگیری كرد. قدرت طلبی ریشه دیكتاتوری است و ولایت فقیه مانع از بروز دیكتاتوری میشود. پس چراغ راه برای به بیراهه انحطاط نرفتن پیروی از ولی فقیه است.

از این رو نادیده گرفتن فرامین ولی فقیه موجب سقوط هر نخبه سیاسی در پرتگاه قدرت طلبی میشود، همانطور كه موجب سقوط فتنه گران با آن پیشینه و سابقه انقلابی شان شد. ملت ایران در مراحل مختلف فتنه 88 ثابت كردند كه پیرو رهبری و چشم به فرمان ولی فقیه زمان هستند و این مطیع امر رهبری بودن در نهم دی ماه به همگان اثبات شد.

از این رو با توجه به وقایع 1388، میزان ولایت پذیری به خط كشی برای مرزبندی های جدید جامعه سیاسی ایران تبدیل شد. بر همین اساس نخبگان سیاسی به سه دسته تقسیم شدند. دسته اول شامل كسانی بود كه یار و همراه فتنه گران شدند و هیچ گاه از آنان اعلام برائت نكردند. در این بین متأسفانه شاهد ریزش برخی نیروهای با سابقه انقلابی بودیم.

دسته دوم كسانی بودند كه چشم به فرمان ولی فقیه بودند و در این راه تلاش كردند تا عمار گونه به روشنگری درباره فتنه بپردازند.

دسته سوم كسانی بودند كه علیرغم حضورشان در مناصب مهم حكومتی درباره فتنه سكوت اختیار كردند و با سكوت خود از سویی موجب جری تر شدن فتنه گران شدند و از سویی دیگر رهبری را در میان كارزار عمل تنها گذاشتند. گناه وجه دوم این سكوت آنجا پر رنگ تر میشود كه در بررسی سوابق سیاسی این افراد شاهد آن هستیم كه ایشان بواسطه رهبر انقلاب به قدرتی رسیده اند و خودشان و جریانشان مرهون حمایتهای رهبر معظم انقلاب می باشند.

این اتفاق در حالی رخ میدهد كه داعیه ولایتمداری آقایان گوش فلك را كر كرده است! بررسی كارنامه سیاسی ساكتین فتنه حاكی از آن است كه هر جا كه منافع آنها در خطر بوده و میتوانستد با هزینه كردن ولایت فقیه حاشیه امنی برای خود ایجاد كنند، كم نگذاشته اند در حالیكه در آنجایی كه باید ذره ای خود را رهبری هزینه میكردند، گوشه امنی اختیار كردند و رهبری را تنها گذاشتند و علیرغم تأكیدات رهبر انقلاب بر ابعاد گسترده فتنه آن را دعوای شخصی بین دو كاندیدا تلقی كرده و خود را از معركه دور كردند!!

عمق خیانت ساكتین فتنه آنجایی نمود پیدا كرد كه به دنبال یك تجارت سیاسی از فتنه افتادند و تلاش كردند با سكوت در برابر فتنه بتوانند عقبه جریانات سیاسی فتنه را به استخدام خود درآورند تا وزن خود را در معادلات سیاسی آینده افزایش دهند.

بعبارتی واضح میتوان گفت كه ساكتین فتنه حمایت از اصل نظام، رهبری و ارزشها و آرمانهایی كه بخاطر صیانت از آنها بر مسندهای حكومتی نشسته اند را فدای قدرت طلبی خودشان كردند تا بتوانند چند صباحی بیشتر خود را با چرب و شیرین این مناصب سرگرم كنند. كجایند رجایی ها و بهشتی ها كه تشنگان خدمت بودند نه قدرت! خدایشان بیامرزد. آنچه مشخص است ساكتین فتنه در صورت ادامه دادن مسیر بدین نحو، به قطع یقین فتنه بعدی را رقم خواهند زد. فتنه ای بزرگتر از فتنه 88.
 

مردم به عمق نیات شوم فتنه گران پی برده اند اما آنچه اكنون مهم است بصدا درآوردن زنگ های خطر برای جلوگیری از بروز فتنه ای دیگر می باشد. بروز این خطر از سوی ساكتین فتنه با توجه به بررسی عملكرد آنها كه به بخشی از آن اشاره شد اصلاً دور از ذهن نیست. بر همین اساس بر دلسوزان انقلاب اسلامی فرض است با توجه به آزمون مهم انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی به تبیین عمق خیانت ساكتین فتنه پرداخته و آنها را به پیشگاه ملت معرفی كنند تا مردم از ورود مجدد آنان به مجلس شورای اسلامی جلوگیری كرده و مانع از بروز فتنه ای عظیم تر شود .



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 11:45  توسط داود حمیدی  | 

عواطف کودکان و عوامل موثر بر آن

 

عواطف انسانها مانند هر یک از جنبه‌های شخصیتیش در نتیجه رشد و نمو ظاهر می‌شوند و از همان ابتدا به صورت کامل و ساخته و پرداخته در او وجود ندارند. بر اثر رشد بدنی و تکامل ذهنی ، پاسخ‌های عاطفی طفل دگرگون می‌شود و پیچیدگی بیشتری پیدا می‌کند. تاثیر و ارزش محرک‌های عواطف گوناگون کودک همیشه یکسان نمی‌ماند. به این معنا که چیزی که زمانی بچه را می‌ترسانده است، ممکن است بعدا کنجکاوی او را برانگیزد و در مرحله دیگری از زندگی اصلا تاثیری در او نکند.

در رشد و تکامل عواطف آثار رشد بدنی و یادگیری چنان درهم می‌آمیزند که گاهی نمی‌توان آنها را از هم تمیز داد. کار غدد داخلی نقش مهمی در عواطف دارند. در واقع رفتار عاطفی خاص نوزادان و بچه‌ها از کورتکس سرچشمه گرفته و ثانیا رفتار عاطفی پخته و منظم تابع رشد مراکز کورتکس است. بچه در اثر رشد و تکامل حرکتی- حسی چیزهایی را درمی‌یابد که قبلا درک نمی‌کرد. بچه‌ای که از لحاظ ذهنی و دستگاه عصبی رشد کرده باشد، مدت طولانی تری به چیزی دقیق می‌شود. عواطف از یک شخص به شخص دیگر سرایت می‌کنند و این حقیقت در مورد نوزادان و بچه‌های بزرگتر هر دو صحیح است.

بچه‌ای که ممکن است به دلیل واهی از معلم یا شخص دیگری بدش بیاید، بزودی همه دوستان طفل نیز با آن شخص بد می‌شوند. کج خلقی معلم سرکلاس در بچه‌ها تاثیر می‌کند و ممکن است آنها تا وقت خانه رفتن کج خلق باشند. از طرف دیگر بچه مضطرب و بیم‌زده ممکن است آرامش را از معلم یا دوستی که آرامش دارد، یاد بگیرد.

خصایص حالات عاطفی کودک


عواطف کودکان خردسال با عواطف بزرگسالان تفاوت برجسته‌ای دارند:


عواطف کودک زودگذرند.

کودک برخلاف بزرگسالان می‌تواند بدون مقدمه و آشکارا هیجانات عاطفی خود را بیرون بریزد. به همین علت ، حالات عاطفی او زود گذرهستند. اما با افزایش سن چون رفتارش زیر کنترل عادات و قواعد اجتماعی درمی‌آید، دیگر نمی‌تواند با آزادی و سرعت پیشین در مقابل محرک‌های عاطفی عکس‌العمل نشان دهد.


عواطف کودکان شدیدند

ظهور ناگهانی عواطف بچه با شدتی همراه است که در بزرگسالان بندرت دیده می‌شود. پاسخ عاطفی کودک درجات شدت و ضعف نمی‌شناسد. یعنی واکنش او در مقابل یک امر ناچیز به همان شدت است که در برابر یک امر جدی و مهم. مشاهده این وضع در خردسالان برای بزرگترها که به طبیعت آنها آشنا نیستند، اسباب شگفتی می‌شود.


عواطف کودک فراوانند

عواطف کودکان بطور متوسط بیش از بزرگسالان هستند. زیرا کودک بتدریج یاد می‌گیرد که ابراز بی‌باکانه و بی‌کنترل عواطف با تنبیه و تتبیح دیگران مواجه می‌شود و در نتیجه در مقابل آنچه قبلا فقط پاسخ عاطفی نشان می‌داد، راههای دیگری می‌گزیند و از فراوانی پاسخ‌های عاطفی کاسته می‌شود.


پاسخ‌های عاطفی کودک متفاوتند

مشاهده رفتار کودکان معلوم کرده است که افراد یک گروه وقتی با یک محرک ترس‌آور یا ناراحت کننده مواجه می‌شوند، هر یک به نحوی دیگر پاسخ نشان می‌دهد. این امر نه تنها درباره محرک‌های ترس‌آور بلکه در مورد همه عواطف صدق می‌کند. هنگام ترس یک بچه از اتاق می‌گریزد، دیگری پشت مادر پنهان می‌شود و سومی شاید همان جا می‌ماند و گریه می‌کند. این تنوع در رفتار عاطفی نتیجه یادگیری‌ها و محیط بچه‌هاست و گرنه نوزادان که از تجارب عاری هستند در برابر یک محرک همه یکسان واکنش نشان می‌دهند.


عواطف کودکان را می‌توان با علائم رفتار تشخیص داد

یک بزرگسال می‌تواند احساسات و عواطف خود را پنهان کند و پی بردن به حالات درونی آنها مشکل است. در حالی که در بچه‌ها چنین نیست. گرفتگی ، بی‌قراری ، خیال‌بافی ، خیس کردن پی در پی خود ، ناخن جویدن ، انگشت مکیدن، برهم زدن جشن ، بی‌اشتهایی ، حرکات بچگانه ، پی در پی گریستن، لجبازی و عارضه حمله علائمی هستند که بر عواطف افشا نشده کودک دلالت می‌کنند. هیجانات درونی عموما در پسران بیشتر از دختران است.


نیروی عواطف در کودکان تغییر می‌کند

برخی از عواطف در برخی از مراحل زندگی کودک قوی هستند و بعد قدرت اولیه خود را از دست می‌دهند. بعضی از آنها نیز عکس این هستند. مثلا بچه‌های کوچک در حضور اشخاص و جاهای ناشناس کمرویی و ترس نشان می‌دهند، بعد که می‌فهمند در اینجا هیچ چیز ترس آوری وجود ندارد، ترسشان از میان می‌رود. ترس در بچه‌هایی که به سن مدرسه نرسیده‌اند، به منتهای درجه می‌رسد. ولی در دوره‌های بعد هم از شدت ترس و هم از تکرارش کاسته می‌شود. شدت و ضعف عواطف در مراحل مختلف زندگی تابع تغییر اهمیت محرک‌ها ، رشد و تکامل ذهنی کودک و تغییر علایق اوست.


شیوه‌های تغییر و بیان عواطف تغییر می‌یابند

طفل خردسال در ابراز عواطف خود نه به قضاوت و عیبجویی دیگران می‌اندیشد و نه به عوافب رفتار خود. رفتار عاطفی کودک فقط از محرکات درونی پیروی می‌کند و نه چیز دیگر. کودک بعدها در مواجه با گروه های اجتماعی خارج از خانواده درمی‌یابد که عملی که زمانی وسیله موثری برای مقصودش بود، اکنون آن را بچه گانه می‌خوانند. به این ترتیب تمایل شدید به مقبول واقع شدن در منزل و مدرسه رفتارش را هدایت می‌کند.


عوامل موثر در عواطف

وضع عاطفی انسان چه بزرگسال و چه خردسال از یک زمان به زمان دیگر و برحسب عواملی چون کیفیت مزاجی ، موقع روز و تاثیرات محیطی تغییر می‌یابد. در پرورش عواطف باید عواملی را که زمینه را برای هیجانات فراهم می‌سازند، در نظر گرفت و در رفع آنها کوشید.


خستگی

خستگی که نتیجه استراحت کم ، هیجانات زیاد ، غذای ناکافی و علل درجه دوم دیگری می‌باشد. طفل و کودک را برای کج خلقی و تندخویی آماده می‌سازد. گرچه این در تمام مراحل کودکی صادق می‌باشد، ولی در اوایل زندگی ، یعنی وقتی که طفل خستگی را نمی‌تواند تشخیص دهد و با آنکه خسته است، بی‌اعتنا به بازی ادامه می‌دهد، مخصوصا مهم و قابل توجه است.


عدم تندرستی یا فقر بهداشتی

ضعف و ناراحتی حاصله از تغذیه بد اختلالات گوارشی ، نقص بینایی ، دندانی ناسالم و هر چیز دیگر که به سلامت مزاج محققا لطمه زند، زمینه را برای تحریکات عاطفی منفی بخصوص خشم آماده می‌سازد. ناراحتی‌های عاطفی در میان کودکی تندرست 7 و 11 سال کمتر است تا در میان کودکان ناتندرست همان سنین و کودکان سالم کوچکتر.


موقع روز

از آنجا که خستگی در برخی از ساعات روز بیشتر از ساعات دیگر است، جای تعجب نیست اگر در آن ساعات تحریکات عاطفی آشکارتر دست دهند. در مورد اطفال و کودکان خردسال موقع قبل از غذا و خواب تظاهرات عاطفی شدت می‌یابند. به هم خوردن برنامه غذا و خواب نیز باعث بهم خوردن اعتدال عاطفی می‌شود.


هوش

روی هم رفته کودکان کم‌هوش ، کمتر به کنترل عواطف خود قادرند، در صورتی که کودکان باهوش دارای عواطف وسیع‌تر و علایق متنوع‌تر می‌باشند. و طبعا بیش از کودکان کم‌هوش دستخوش عواطف گوناگون می‌شوند. اینها بهتر می‌توانند نکات غم‌انگیز و مضحک زندگی را دریابند، پیشامدهای نامطبوع آینده را احساس کنند و دچار ترس شوند، علایق وسیع‌تری به هم رسانند که تجاربشان ممکن است برای رسیدن به آنها کافی باشد یا نباشد. خلاصه آنکه تفاوت میزان حساسیت برحسب درجه هوش حتی درباره بچه‌های خردسال نیز صادق است.


محیط اجتماعی

محیط زندگی طفل و کودک اگر پرهیجان و جارو جنجال باشد، اگر والدین آنها غالب اوقات به دعوا و مرافه سرگرم باشند و همچنین تفریحات و سرگرمی‌هایی که بیش از ظرفیت آنها هیجان انگیز باشد، مانند سینما و رادیو و غیره آرامش عاطفی آنها را به هم می‌زنند. در خانه‌هایی که آمد و رفت مهمان زیاد بوده و بیش از دو نفر عضو بزرگسال داشته‌اند، خشم در اطفال مکررتر دیده می‌شود. طرز رفتار بزرگسالان و نوع انضباط و محدودیت هایی که برای کنترل رفتار کودکان به کار برده می‌شود و میزان اشکالی که آنها در کسب خواسته‌های خود دارند، همگی در وضع عاطفی اطفال موثرند.

 
روابط خانوادگی

یکی از علل اساسی ناراحتی‌های عاطفی اطفال را باید در طرز رفتار والدین جستجو کرد. در خانواده‌هایی که پدر و مادر بیشتر اوقات را در خارج خانه و دور از فرزندان به سر می‌برند. درباره بچه‌ها بیش از حد نگرانی نشان می‌دهند، پیوسته راجع به وضع مزاجی و رفتار فرزندان حرف می‌زنند، بیش از اندازه به اطفال کمک می‌کنند، مطیع اراده آنها می‌شوند و یا اینکه آنها را محور حیات خانوادگی قرار می‌دهند. چنین پدران و مادرانی مقدمه را برای انواع فشارهای عاطفی فرزندان خود آماده می‌سازند.


سطح آرزوها و انتظارات

گاهی فشار عاطفی کودک نتیجه آن است که پدر و مادر از او انتظاراتی دارند که بیش از توانایی او می‌باشند و کودک چون از برآوردن این انتظارات عاجز می‌ماند، خود را گناهکار و نالایق پندارد و گاهی نیز این امر نتیجه آروزها و هدف‌هایی است که خود طفل دارد. اگر نتواند به آروزها و هدف‌های خود برسد، خود را بی‌کفایت تصور کرده و دچار ترس و اندوه و دلواپسی می‌شود.

 منبع : www.roshd.ir - رشد

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 13:43  توسط داود حمیدی  | 

ویژگی های خانـواده سالـم 

 

 نیازی نیست که بر اهمیت نهاد خانواده تاکید کنیم. این نهاد اجتماعی طی تاریخ در همه زمان ها و مکان ها وجود داشته است. حتی در حال حاضر با اینکه در برخی نقاط دنیا، صحبت هایی در مورد نابودی اش به میان می آید همچنان حضور کاملا پررنگی دارد با وجود این، انتظارات از ازدواج و خانواده به خصوص در مقایسه با خانواده های سنتی گذشته، تغییر کرده است...

خانواده مهم ترین گروهی است که رشد روان شناختی، تعاملات هیجانی و اعتمادبه نفس هر فرد در آن شکل می گیرد. برای بسیاری از ما خانواده جایی است که نیرومندترین عشق ها و نفرت ها را در آن تجربه می کنیم، از عمیق ترین رضایت ها لذت می بریم و از دردناک ترین دل شکستگی ها رنج می کشیم. برای آنکه خانواده بتواند سالم و طبیعی باقی بماند و کارکرد خود را حفظ کند نیاز دارد ویژگی های ۱۰گانه زیر را داشته باشد:

۱- اعضا به طور متقابل از هم محافظت و حمایت می کنند و نسبت به هم تعهد دارند

از مهم ترین کارکردهای خانواده این است که افراد یکدیگر را مورد حمایت قرار می دهند. یک عضو خانواده سالم می تواند حس کند در صورت رخداد هرگونه استرس و فشار روانی افراد خانواده او را حمایت می کنند و به او کمک خواهند کرد. به نظر می رسد خانواده هایی که در آنها به دنبال هر اختلاف بین اعضای خانواده این حمایت و محافظت از بین می رود، نمی توانند این نیاز اعضا را که همان نیاز به پشتوانه احساسی و عاطفی است، تامین کنند.

۲-  در حالی که به استقلال و تفاوت های فردی احترام می گذارند رفاه و امکان تکامل اعضا را از کوچک تا بزرگ تامین می کنند

گاهی والدین بر این باورند که به ازای امکانات و رفاهی که در اختیار فرزندان خود قرار می دهند فرزندان نیز باید در همه زمینه ها تابع کامل والدین باشند و هیچ اختیار و استقلالی برای آنها در نظر گرفته نمی شود. در خانواده هایی که نیاز استقلال افراد تامین نمی شود فرزندانی وابسته و با اعتمادبه نفس ضعیف تربیت می شوند که در ادامه نمی توانند زندگی مستقلی داشته باشند و با مشکلات جدی روبرو خواهند بود. مهم آن است که حدی از اختیارات افراد با توجه به سن و مسوولیت پذیری شان وجود داشته باشد.

 

۳- روابط زن و شوهر با احترام و حمایت دوطرفه همراه است و هریک از آنها سهم برابری از قدرت و مسوولیت دارد

شاید بهترین کلمه ای که این مفهوم را توضیح می دهد خود کلمه «همسر» باشد. در خانواده سالم هر یک از همسران سهم برابری از قدرت (هر چند در زمینه های متفاوت) دارند و از سوی دیگر به ازای قدرتی که دارند دارای مسوولیت هستند.

۴- والدین برای پرورش، محافظت و اجتماعی شدن بچه ها و مراقبت از دیگر اعضای آسیب پذیرخانواده، اقتدار و رهبری موثری دارند

در بسیاری موارد دیده ایم که والدین به بهانه هایی مانند اینکه «با فرزند خود رفیق هستیم» قدرت لازم را برای تربیت و محافظت از دست می دهند و وظایف خود را به عنوان رهبران خانواده از یاد می برند. این سوء تفاهم وجود دارد که والدین نباید قوانین خاصی را در خانه وضع کنند زیرا در آن صورت به عنوان والدینی «زورگو» شناخته می شوند. در حالی که وضع قوانین و داشتن اقتدار لازم برای اجرای آنها لازمه خانواده سالم است. در خانه ای که قانون و اقتدار لازم وجود ندارد، فرزندان نمی توانند به منبع اقتدار تکیه کنند و در نتیجه هیچ گاه احساس امنیت کافی که از ملزومات اصلی رشد فرزندان است نخواهند داشت. نتیجه اجتماعی چنین روش فرزندپروری، افرادی خواهد بود که در جامعه نیز قانون را رعایت نمی کنند.

۵-  الگوهای روابط بین فردی از ثبات، شفافیت و نیز پیش بینی پذیری برخوردار است

بسیار مهم است که روابط اعضای خانواده از ثبات و امکان پیش بینی پذیری برخوردار باشد. حتما با مواردی که در آن چنین نیازی نادیده گرفته می شود مواجه شده اید. پدری که خسته است به خاطر بی حوصلگی به رفتارهای صحیح فرزند خود با عدم توجه و حتی پرخاشگری واکنش نشان می دهد. در حالی که در روز دیگری که به اصطلاح «سرحال» است حتی رفتارهای اشتباه فرزندش را نادیده می گیرد و هیچ واکنشی در قبال آنها ندارد. در چنین شرایطی فرزند نمی تواند رفتار پدر را در برابر رفتارهای خود پیش بینی کند و در نهایت جوی از عدم آرامش بر روابط بین فردی حاکم می شود.

۶- خانواده سالم به میزانی انعطاف پذیری دارد که می تواند پاسخگوی نیاز به تغییر باشد، به طور موثری از عهده مشکل ها و استرس ها برآید و دشواری هایی را که حین عبور از مراحل مختلف چرخه زندگی پدید می آید، مدیریت کند

در مراحل متفاوت، نیازهای خانواده تغییر پیدا می کند. برای مثال در مرحله ای فرزندان به تدریج زندگی مستقلی پیدا می کنند، ازدواج می کنند و از خانواده جدا می شوند. دوباره زن و شوهر وقت بیشتری با یکدیگر خواهند داشت. در حالی که شاید برای سال ها به علت وجود فرزندان چنین فرصتی را نداشته اند. بدیهی است در چنین شرایطی نیازهای خانواده تغییر می کند و خانواده دیگر نمی تواند همان روش هایی را به کار ببرد که در چند سال گذشته انجام می داده است. خانواده سالم این انعطاف پذیری را دارد که در هر مرحله خاص با توجه به نیازهای همان مرحله روش های خود را تغییر دهد.

۷- ارتباطات بین افراد خانواده، بسته نیست و با قوانین و توقعات روشن و تعاملات لذت بخش همراه است. این ارتباطات دارای حدی از ابراز احساسات و پاسخدهی همدلانه هستند

بسیار مهم است که خانواده بتواند بستری فراهم کند که در آن اعضای خانواده با احساس امنیت، بتوانند احساسات خود را بروز دهند. از مهم ترین عواملی که این امکان را فراهم می کند پاسخ های همدلانه ای است که دیگر اعضای خانواده به احساسات فرد می دهند. این موضوع که افراد به صحبت های یکدیگر گوش می دهند، قضاوت نمی کنند، سرزنش نمی کنند و به دنبال یافتن مقصر نیستند در ایجاد جو همدلی و در نتیجه وجود تعاملات لذت بخش نقش بسزایی دارد. در خانواده سالم، در مقایسه با جامعه، تحمل بیشتری برای ابراز احساسات افراد وجود دارد.

۸- حل مساله و فرآیند رفع تعارض ها به نحو موثری صورت می گیرد

فرآیند حل مساله به خصوص در مواردی که خانواده با مشکلی مواجه شده بسیار حیاتی است. خانواده سالم دارای سازوکارهایی است که به کمک آنها می تواند تعارض بین اعضا، حتی تعارضاتی جدی و در ظاهر حل نشدنی را رفع کند. درحالی که در خانواده هایی که چنین امکانی وجود ندارد حتی مشکلاتی ساده و به ظاهر بی اهمیت ممکن است تبدیل به گره هایی باز نشدنی شود و فشارهای روانی بسیار جدی بر اعضای خانواده وارد می کند.

۹- بین همسران، یک سیستم مشترک فکری آنها را قادر می سازد اعتماد متقابل پیدا کنند، مشکلات را مدیریت و با نسل قبل و بعد ارتباط برقرار کنند، ارزش های اخلاقی را محترم بدانند و به جامعه خود اهمیت دهند

سیستم فکری نسبتا مشترک بین همسران به ایجاد خانواده ای سالم کمک شایانی می کند. خانواده، حاصل یک قرارداد اجتماعی (یعنی ازدواج) است. ماهیت اجتماعی (و نه انفرادی) این قرارداد منجر می شود که خانواده های هر یک از همسران نقش مهمی در حفظ و ادامه چنین قراردادی داشته باشند. به همین دلیل، داشتن ارتباطی موثر با خانواده همسر، به خصوص در جوامعی که سنت، نقش پررنگ تری دارد کمک زیادی به سلامت خانواده می کند. این برداشت که «من می خواهم با او ازدواج کنم و با پدر و مادرش که کاری ندارم!» باوری ناکارآمد است که می تواند آرامش و حیات خانواده را با خطرات جدی مواجه کند.

۱۰-  خانواده سالم منابع مالی برای ایجاد امنیت اقتصادی پایه دارد و از خویشاوندان، شبکه دوستان، جامعه و سیستم های بزرگ تر اجتماعی حمایت روانی اجتماعی دریافت می کند

خانواده برای آنکه بتواند کارکرد خود را حفظ کند باید منابع مهمی در زمینه های متفاوت داشته باشد. منابع مالی کافی برای حس امنیت اقتصادی در اختیار دارد. منابع حمایتی لازم را از شبکه دوستان و دیگر واحدهای اجتماعی دریافت می کند. در واقع شبکه ارتباطی گسترده خانواده با جامعه به حفظ تعادل و عملکردهای آن کمک شایانی می کند. در مجموع خانواده ای را می توان کارآمد و موفق دانست که ویژگی های فوق را هر چه بیشتر داشته باشد

دکتر نوید هنربخش
روان پزشک، عضو کمیته روان درمانی انجمن روان پزشکی


+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 13:40  توسط داود حمیدی  | 

اشتباه در پرداخت يارانه نقدي

كاهش نرخ سود بانكي خطرناك است
دنیای اقتصاد- تئوریسین اصلی هدفمندی یارانه‌ها در تازه ترین اظهار نظر خود پرداخت یارانه نقدی به مردم را روش درستی ندانست و تاکید کرد که این روش هم در افکار عمومی و هم در میان سیاست گذاران انحراف ایجاد کرده است. به گفته پژویان، سياست‌گذاران با حرکت به سمت يارانه‌هاي نقدي که او آن را «ناعادلانه» توصیف کرده، از بحث اصلي در قانون هدفمندي که اصلاح نظام قيمت‌ها و قيمت‌هاي نسبي بوده، غافل شده‌اند. پژویان همچنین کاهش نرخ سود بانکی با هدف کمک به بخش تولید را «خطرناک و غیرکارشناسانه» برشمرد.

 تئوریسین هدفمندی یارانه‌ها تحلیل کرد
اشتباهات سیاست‌گذارانه در پرداخت یارانه نقدی
دنیای اقتصاد-  جمشید پژویان، رییس شورای رقابت و تئوریسین اصلی طرح هدفمندی یارانه‌ها در دولت، در تازه‌ترین اظهار نظر خود پرداخت یارانه نقدی به مردم را روش درستی ندانست و تاکید کرد که پرداخت يارانه نقدي تا حدودي در افكار عمومي «انحراف» ايجاد كرده و باعث شده تا مجريان اين طرح هم در مساله سياست‌گذاري «منحرف» شوند.
این اقتصاددان که از وی به عنوان یکی از نظریه‌پردازان برنامه‌های اقتصادی دولت از جمله هدفمندی یارانه‌ها یاد می‌شود، در یک میزگرد اقتصادی که در خبرگزاری ایرنا با حضور بهنام ملکی استاد دانشگاه علامه طباطبايي و تورج حریرچیان كارشناس ارشد مسائل اقتصادي برگزار شد، اعلام كرد که پرداخت يارانه‌ها يك «روش دائمي» نيست، بلكه براي دوران گذار از يك نظام ناكارآمد حمايتي به يك نظام كارآمد است. ضمن آنکه به گفته پژویان، بحث اصلي در قانون هدفمندي يارانه‌ها «اصلاح نظام قيمت‌ها و قيمت‌هاي نسبي» بوده است. به نظر می‌رسد آن‌گونه که پیش از این نیز شواهد نشان داده است اظهارات رییس شورای رقابت نشانگر تغییراتی در سیاست‌گذاری‌های دولت در پرداخت یارانه نقدی باشد؛ چراکه وی در این میزگرد یارانه نقدی را دائمی ندانسته و همچنین بر حذف داوطلبانه یارانه نقدی اقشار مرفه و نیز جایگزینی نظام کارآمد تامین اجتماعی و ماليات بر مجموع درآمدها جهت دسترسي به يك نظام رفاهي برای کمک به دهک‌های پایین اشاره داشته و در عین حال بر پرداخت تسهيلات به تولید برای تغییر تکنولوژی نیز تاکید کرده است.
پرداخت يارانه‌ دائمي نيست
پژويان در این نشست درباره امكان سه برابر شدن پرداخت يارانه‌ها به مردم تصریح کرد: مساله اصلي در واقع اين نيست كه رقم اين يارانه‌ها چقدر است، به‌طور كلي پرداخت يارانه‌ها يك روش دائمي نيست، بلكه براي دوران گذار از يك نظام ناكارآمد حمايتي به يك نظام كارآمد است.
وی با تاکید بر اینکه پرداخت يارانه نقدي تا حدودي در افكار عمومي «انحراف» ايجاد كرده و باعث شده تا مجريان اين طرح هم در مساله سياست‌گذاري منحرف شوند، افزود: در كشور‌هاي پيشرفته به جاي پرداخت يارانه نقدي براي حمايت از افراد جامعه از نظام تامين اجتماعي، نظام پرداخت‌ها و نظام ماليات مجموع استفاده مي‌كنند، اما ما فاقد چنين نظامي هستيم. به گفته پژویان، نبود نظام گسترده و عميق تامين اجتماعي، نظام پرداخت‌هاي ناكارآمد و نداشتن ارتباط بهره‌وري ميان كارآيي و پرداخت‌ها و نبود ماليات مجموع درآمد كه يك ابزار كليدي توزيع درآمد در دنيا به شمار مي‌رود، باعث شده تا سياست‌گذاران اين قانون به سمت يارانه‌هاي نقدي و ناعادلانه قدم بردارند و غافل از آن هستند كه بحث اصلي در قانون هدفمندي يارانه‌ها اصلاح نظام قيمت‌ها و قيمت‌هاي نسبي بوده است. وی دليل به هم ريختن تعادل میان سبد مصرف‌كننده و سبد توليد‌كننده را يارانه‌هايي دانست كه به بازار داده مي‌شود و افزود: اين يارانه‌ها باعث مي‌شود تا نسبت قيمت‌ها از آنچه خود نظام اقتصادي ديكته مي‌كند، خارج شود و از بيرون به وسيله سياست‌گذاران نسبت قيمت‌ها تعيين شود. پژویان افزود: پس مي‌توان گفت كه دخالت در نسبت قيمت‌هاي واقعي موجب به هم ريختگي مي‌شود. رییس شورای رقابت با بیان اینکه من اقتصاددان هدف اصلي خود را اصلاح نظام قيمت‌ها و دادن علامت صحيح و درست به اقتصاد قرار داده‌ام، تصریح کرد: اقتصاد يك علامت بيشتر ندارد و آن هم «قيمت» است كه باعث مي‌شود تا مسير اقتصاد را به سلامت طي كنيم. يعني قيمتي كه ناشي از واقعيت اقتصاد باشد و بازار آن را تهيه كند.
مهم‌تر از اينكه قيمت‌ها تا چه حد در بازار به تنهايي دچار انحراف هستند، قيمت‌هاي نسبي است؛ يعني قيمت چاي نسبت به قيمت قند مهم است وگرنه به طور مطلق اهميت ندارد كه قيمت چاي و قندان به‌طور جداگانه چقدر است. آنچه اختلال ايجاد مي‌كند به هم ريختگي قيمت‌ها است كه سال‌هاي طولاني در اقتصاد كشور بوده است.
ثروتمندان صرف‌نظر کنند
رییس شورای رقابت بهترين راه را صرف‌نظر کردن افراد ثروتمند جامعه از گرفتن يارانه دانست و افزود: بر ‌اين اساس سهمي كه براي فقرا باقي مي‌ماند بيشتر است، اما تاكيد مي‌كنم كه اين روش حمايت نيست، زيرا روش حمايت پايدار از روش‌هاي اصلاحاتي است كه در نظام تامين اجتماعي، نظام پرداخت‌ها و ماليات مجموع درآمد ايجاد مي‌شود. وی افزود: در دنيا روش‌هاي مختلفي براي حمايت از افراد فقير وجود دارد، اكنون حمايت اقشار كم درآمد در كشورهاي ديگر به صورت در نظر گرفتن مكاني براي جاي خواب و غذا است و اينكه براي حمايت مردم به آنها يارانه بدهيم، روش درستي نيست، چه برسد به اينكه بخواهيم آن را سه برابر هم بكنيم.
شيوه پيشنهادي حذف پردرآمدها
ملكي دیگر استاد دانشگاه نیز در اين نشست تاکید کرد: من موافق پرداخت نكردن يارانه‌ها نيستم. به نظر من در مورد 70 درصد مصرف‌كنندگان سياست درستي اتخاذ شده است، اما در مورد يكي دو دهك جامعه كه سر‌پرستان آنها دچار ناهنجاري اجتماعي هستند، از طريق كارت هوشمند به آنها يارانه پرداخت شود. وی در ارتباط با قانون هدفمندي يارانه‌ها گفت: اكنون دولت افرادي را كه درآمد بالايي دارند از روي دارايي‌هايشان شناسايي كند و بر اين اساس در گام نخست بايد از اين افراد خواسته شود تا به صورت داوطلبانه از گرفتن يارانه منصرف شوند. بعد اگر دريافت را ادامه دادند، دولت با در نظر گرفتن جريمه آن را پس بگيرد. با اين روش دولت مي‌تواند دهك‌هاي بالاي جامعه را از گرفتن يارانه خارج كند. به گفته این استاد دانشگاه، در مرحله بعد بايد به دنبال يك راه‌حل بود تا هوشمندانه‌تر اين سياست‌هاي جبراني اعمال شود، البته منهاي هزينه‌ها. وی نگراني اساسي حال حاضر را درباره افزايش قيمت تمام شده توليد دانست و گفت: به نظر من يكي از سياست‌ها اصلاح نرخ ارز است. بر خلاف افرادي كه با دو نرخي بودن ارز مخالف هستند من موافق اين امر هستم‌. دليلي وجود ندارد تا فردي كه مي‌خواهد يك مسافرت خارج از كشور برود، به او ارز هزار توماني بدهند. اين بدان معنا است كه ما منابع آيندگان را فروخته‌ايم. وی افزود: با اين نظام ارزي مي‌توان براي توليدكننده كه مي‌خواهد مواد اوليه وارد كند، ارز ارزان قيمت و براي سفرهاي تفريحي خارجي افراد، ارز گران‌تري در نظر گرفته شود.
يارانه نقدي بهترين روش است؟
حريرچيان نیز در این میزگرد تاکید کرد: بهتر است به جاي پرداخت يارانه نقدي به توليد و صنعت از پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري كه از ماشين‌ كم مصرف استفاده مي‌كنند، بهره برد. همچنين بايد موسسه‌هاي صنعتي توسعه‌اي همچون سازمان گسترش و توسعه صنايع ايران و بانك توسعه صنعت در كشور شكل بگيرد. با اين روش هم به امر صنعت از لحاظ سرمايه‌گذاري كمك مي‌شود و هم اينكه زياني متوجه توليدكننده نمي‌شود. وی افزود: در شرايط فعلي ميل به مصرف در افرادي كه يارانه نقدي مي‌گيرند بيشتر است و اين روش به توليد فشار وارد مي‌كند، زيرا هزينه‌اي كه مي‌گيرند، بلافاصله وارد بازار كرده و صرف خريد مي‌كنند. در نتيجه اين موضوع افزايش قيمت‌ها را به همراه دارد، اما با وجود مشكلات ذكر شده هم‌اكنون به جز اين راه، راه‌حل ديگري وجود ندارد و پرداخت يارانه نقدي بهترين روش ممكن است.

كاهش نرخ سود بانكي برای کمک به تولید خطرناک است
جمشید پژویان درباره راهكارهاي محوري براي پيشبرد هر چه بهتر قانون هدفمندي يارانه‌ها در بخش تولید تصریح کرد: گام نخست اين است كه بايد هر چه زودتر سهم بخش توليد را نه به‌طور دائم، بلكه براي تغيير فناوري در نظر گرفت تا با اين روش توليدكننده بتواند هزينه توليد و قيمت تمام شده را پايين بياورد و كيفيت را افزايش دهد؛ اما كاهش نرخ سود بانكي بسيار روش خطرناك و غير كارشناسانه‌اي است، چون مي‌توان با استفاده از معافيت و نرخ نزولي استهلاك به توليدكننده كمك كرد تا فناوري خود را در مدت زمان كوتاهي عوض كند. وی افزود: براي تامين منابع اوليه بايد نظام بانكي، اعتباراتي را به اين سمت هدايت كند، البته اين نوع معافيت و سياست‌ها هم مهلت دارد، يعني ما پنج سال نرخ استهلاك را با اين روش اجرا مي‌كنيم و دولت با شما در سرمايه‌گذاري شريك مي‌شود و بعد از پنج سال اين كمك قطع خواهد شد. سپس نظام بانكي نه با نرخ بانكي، بلكه منابع را به همان نرخي كه رقابت مي‌شود به بخش توليد هدايت مي‌كند و در اختيار توليدكننده قرار مي‌دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۰ساعت 13:41  توسط داود حمیدی  | 

در راهپيمايي و اجتماعات پس از اقامه نماز جمعه در سراسر كشور ابراز شد

فوران خشم و نفرت ايرانيان از سران فتنه ملت ايران با شعارهاي
«مرگ بر موسوي، كروبي و…» انزجار خود را از فتنه‌گران اعلام كردند
آيت‌الله جنتي، خطيب نمازجمعه تهران: سران فتنه، ساقط، بي آبرو
و معدوم شده هستند
آيت‌الله صادق آملي لاريجاني، رئيس قوه قضائيه: اجازه نمي‌دهيم سران فتنه بيش از اين از رأفت نظام سوءاستفاده كنند
عضو كميسيون امنيت ملي مجلس: هاشمی رفسنجاني باید صریحاً اعلام کند در کدام اردوگاه قرار دارد در راهپيمايي و اجتماعات پس از اقامه نماز جمعه در سراسر كشور ابراز شد
فوران خشم و نفرت ايرانيان از سران فتنه
گروه سياسي مردم اقصي نقاط ايران اسلامي ديروز در پايان مراسم نماز جمعه با برگزاري راهپيمايي جنايات سران فتنه در 25 بهمن را محكوم و بر محاكمه سريع سران فتنه تأكيد كردند.
به گزارش خبرنگار «ايران»، در تهران نمازگزاران جمعه پس از اقامه نماز در دانشگاه تهران و خيابان‌هاي اطراف با سردادن شعارهاي «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «مرگ بر موسوی و کروبی»، «مرگ بر خاتمی»، «حزب‌الله بیدار است از فتنه گر بیزار است»، «مرگ بر امریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «حرف ملت یک کلام، محاکمه والسلام»، «ما بیقرار رفع فتنه هستیم، در انتظار فرمان رهبر هستیم»، «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده»، «ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده»، «ای رهبر بت شکن، بت بزرگ و بشکن»، «موسوی و کروبی اعدام باید گردند، ایادی استکبار رسوا باید گردند»، «عوامل اغتشاش اعدام باید گردند»،
«... یا کن، مصلحت رو رها کن»، «مرگ بر ...»، «مبارك ايراني ...»، «مرگ بر سازشکار»، «عامل امریکایی، اعدام باید گردد»، «ملت ما بیدار است از فتنه‌گر بیزار است» و... اغتشاشات اخير فتنه‌گران را محكوم كردند. شعارهاي گسترده و اعتراض آميز عليه حجت الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني كه بيش از تجمعات قبلي شنيده مي شد، توجه اكثر رسانه ها را به خود جلب مي كرد. حجم اين شعارهاي خودجوش و همراهي تمام اقشار مردم به حدي بود كه عملاً فضاي اين تجمعات را تحت الشعاع قرار داده بود. راهپيمايان همچنين با سر دادن شعارهاي «هاشمي، هاشمي بصيرت بصيرت»، «كروبي بي‌سواد عامل دست موساد»، «موسوي بي‌مرام دشمن راه امام»، «كروبي، بي‌بي‌سي پيوندتان مبارك»، «فتنه‌گر و آشوبگر اعدام بايد گردند»، « مجلس انقلابي تشكر تشكر» و «رياست خبرگان جاي ... نيست»، ضمن ابراز خشم و انزجار از سران فتنه و برخي خواص بي‌بصيرت، از دستگاه قضايي كشور خواستند تا هر چه سريع‌تر سران فتنه محاكمه شوند. راهپيمايان پايتخت همچنين پارچه نوشته‌هايي با مضامين «خاتمي بي غيرت اين بار مي‌شه قيامت»، «سران فتنه از جيب مردم برده‌اند به جان مردم تاخته‌اند»، «خاتمي، موسوي، كروبي، خائن به اين بي غيرتي هرگز نديده ملتي»، «منافق كهنه كار آبرو هرگز ندارد در هر صبح و شام به هر قدرت پيش دونان سر خم مي‌كند»، «منافق كهنه‌كار سياسي كاري سيري چند»، «خميني كبير با بذل جانمان راه مقدست را جاودانه خواهيم كرد»، «استاد حيله كاري ...»، «اي رهبر عزيزم از عشقت سخن نمي‌توان گفت»، «مرگ بر وطن‌فروش فتنه‌گر» و... در دست داشتند و خواستار دستگيري و محاكمه سران فتنه ميرحسين موسوي و مهدي كروبي شدند. همچنين پرچم‌ مقدس كشورمان و پرچم‌هايي كه «لبيك يا خامنه‌اي» بر آن نقش بسته بودند و نيز تراكت‌هايي كه با مضامين «تا پاي جان حامي انقلابيم»، «سران فتنه اعدام بايد گردند»، «توطئه و اغتشاش نوكري امريكاست»، «صبر ملت به سر آمده، سران فتنه را اعدام كنيد»، «خواص بي‌بصيرت، ضد دين و شريعت»، «مسئولان قضايي! مردم در صحنه‌اند از چه مي‌ترسيد؟» در دست راهپيمايان ديده مي‌شد. راهپيمايان در ميدان انقلاب با صدور قطعنامه اي تصريح كردند: ملت ايران، هر اقدامي كه موجب خوشحالي تأييد و تشويق استكبار جهاني و همپيمانانشان شود را خوش‌خدمتي و ابراز نوكري به بيگانگان قلمداد نموده و بازي علني موسوي و كروبي در پازل امريكا و انگليس و رژيم جنايتكار اسرائيل و نقش‌آفريني در سناريوي طراحي شده توسط دشمن را خروج آنان از آرمان‌هاي امام و انقلاب و مخالفت با اراده و خواست ملت شريف ايران و عمق وابستگي و انحراف سران فتنه دانسته و نفرت و انزجار و برائت خود را از حاميان خارجي و داخلي آنان اعلام مي‌داريم. در ادامه اين قطعنامه آمده است: باتوجه به فرمايش قاطعانه حضرت امام كه فرمود كساني كه دعوت به راهپيمايي غيرقانوني و اغتشاش مي‌كنند مفسد في‌الارض هستند، شركت كنندگان در اين تظاهرات اعتراض‌آميز، موسوي و كروبي را مصداق بارز فرمايش آن حضرت دانسته و ضمن ابراز همدردي با خانواده‌هاي داغداري كه از خرداد سال 88 تاكنون فرزندانشان آماج تير كينه و بغض منافقان و وطن‌فروشان قرار گرفته‌اند، سران فتنه را مسئول تمامي خون‌هاي به ناحق ريخته شده و همچنين خسارت‌هاي مادي و معنوي ناشي از اغتشاشات و آشوب‌هاي فتنه‌گران مي‌داند و با محكوم كردن هرگونه كوتاهي و تعلل در انجام وظيفه نهادهاي مربوطه و درخواست اشد مجازات براي سران فتنه از قوه قضائيه مصرانه مي‌خواهيم تا فوري و بي‌درنگ به شكايات واصله رسيدگي و با محاكمه موسوي و كروبي كه هدفي جز شكستن اقتدار نظام مقدس جمهوري اسلامي و خدمت به دشمنان اسلام و انقلاب ندارند، مزدوران استكبار را به سزاي عمل خيانتكارانه خود برسانند.
راهپيمايان همچنين تأكيد كردند: ملت ايران از خواص خاموش و داراي مواضع مبهم و دوپهلو مي‌خواهد تا ضمن پرهيز از گفتار و رفتار بيگانه‌پسند و ريختن آب به آسياب فرصت‌طلبان در اسرع وقت مواضع خود را به صورت روشن، دقيق و واضح نسبت به سران فتنه و حاميان بيگانه آنان اعلام نمايند.
درخواست مردم، اشد مجازات براي سران فتنه
حجت‌الاسلام مجتبي ذوالنور، جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در اين راهپيمايي خاطرنشان كرد كه اكنون آخرين فرصت براي خواص براي اعلام برائت از سران فتنه است.
وي خطاب به دستگاه قضايي افزود: تاكنون به سران فتنه اجازه داده شده است تا باطن خبيث خود را نشان دهند و نقاب نفاق خود را از صورتشان بكشند اما ديگر صبر اين مردم به سر رسيده و درخواست ملت ايران از دستگاه قضايي كشور اشد مجازات اسلامي براي سران فتنه است. مردم ساير شهرهاي كشور نيز ديروز خشم خود را نسبت به قانون‌شكني و آشوب‌طلبي حاميان موسوي و كروبي نشان دادند.


شعار «مرگ بر موسوي، كروبي و ...» در كشور طنين‌انداز شد
گروه «ايران زمين» ملت بصير ايران ديروز پس از اقامه نمازجمعه در سراسر كشور، با برگزاري راهپيمايي و تجمعاتي تنفر و انزجار خود را از جنايت سران فتنه و منافقان كوردل اعلام كردند.
گزارش خبرنگاران «ايران زمين» از استان‌هاي كشور حاكي است، نمازگزاران در گروه‌هاي مختلف با در دست داشتن پلاكاردهايي خواستار اعدام سران فتنه شدند.
شعار «مرگ بر فتنه‌گر» در خراسان شمالي طنين‌انداز شد‌
جمع كثيري از نمازگزاران خراسان شمالي طي يك راهپيمايي ده‌ها هزار نفري خشم و انزجار خود را اعلام و بر ضرورت تسريع در محاكمه سران فتنه تأكيد كردند. راهپيمايان با سردادن شعارهاي مختلف از جمله؛ مرگ بر موسوي و كروبي، مرگ بر فتنه‌گر، موسوي و كروبي اعدام بايد گردند و همچنين شعارهاي؛ الله‌اكبر خامنه‌اي رهبر، مرگ بر امريكا، مرگ بر اسرائيل توطئه‌هاي اخير فتنه‌گران را محكوم كردند.
سران فتنه در سمنان مجازات شدند
مردم سمنان با برپايي راهپيمايي پس‌از حضور در نمازجمعه، سران فتنه را به خاطر خيانت‌هايشان مجازات كردند و طناب دار را بر گردن خاتمي، موسوي و كروبي انداختند.
آنها در شعارهاي خود مي‌گفتند مرگ بر موسوي، مرگ بر كروبي، مرگ بر خاتمي، فتنه‌گر اعدام بايد گردد. مردم سمنان همچنين مترسك‌ها ي خاتمي، موسوي و كروبي را از بالاي سر در مسجد امام سمنان به دار كشيدند.
سمناني‌ها در شعارهاي خود، موسوي، كروبي، خاتمي، رهنورد، مهدي و فائزه هاشمي را از سران فتنه دانستند و خواستار مجازات آنها توسط دستگاه قضايي كشور شدند.
فرياد ‌مرگ بر موسوي و كروبي‌ در قم
نمازگزاران جمعه قم يكصدا فرياد مرگ بر موسوي و مرگ بر كروبي سر دادند.در هنگامي كه امام‌جمعه قم خواستار محاكمه سران فتنه شد، نمازگزاران جمعه قم با سردادن شعار مرگ بر موسوي و مرگ بر كروبي خواهان برخورد قاطع قوه قضائيه با سران فتنه شدند. براساس اين گزارش نمازگزاران جمعه قم با سردادن شعار ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند، اعلام كردند كه همواره حامي و پشتيبان ولايت فقيه خواهند بود.
فرياد رعدآساي «مرگ بر ضد ولايت فقيه» در ايلام
نمازگزاران ايلامي پس از اقامه نمازجمعه به امامت نماينده مقام معظم رهبري در استان به خيابان‌ها آمده و نواي دلنشين «الله‌اكبر خامنه‌اي رهبر» را سر دادند.
راهپيمايان در اعتراض به تحركات اخير سران فتنه به خيابان‌هاي شهر ايلام آمده و شعار مرگ بر سران فتنه، مرگ بر موسوي و مرگ بر كروبي را سر دادند. همچنين راهپيمايان با حمل دستنوشته‌هايي خواستار محاكمه سران فتنه از سوي دستگاه قضايي كشور شدند.
طنين فرياد «موسوي، كروبي و خاتمي اعدام بايد گردند» در لرستان
نمازگزاران لرستاني قبل از آغاز خطبه‌هاي نمازجمعه در سطح 9 شهرستان، با سر دادن شعارهاي موسوي، كروبي و خاتمي اعدام بايد گردند، از سران فتنه ابراز برائت كردند. همچنين نمازگزاران لرستاني با سر دادن شعار اي رهبر آزاده، آماده‌ايم، آماده و ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند، با رهبر معظم انقلاب و آرمان‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران تجديد بيعت كردند.
انزجار مردم كهگيلويه و بويراحمد از تحرکات پلید سران فتنه
مردم استان كهگيلويه و بويراحمد پس از اقامه نمازجمعه با حضور آگاهانه و با صلابت نفرت و خشم و انزجار خود را از تحرکات پلید سران فتنه و منافقین و سلطنت‌طلبان همپیمانشان به نمایش گذاشتند. بنا به این گزارش تجمع‌کنندگان با سردادن شعار‌های مرگ بر امريكا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر موسوی و کروبی از مقامات قوه قضائیه خواستند با محاکمه سران فتنه جلوی برخی بی‌نظمی‌ها گرفته شود.
ابراز برائت نمازگزاران مازندرانی از سران فتنه
نمازگزاران مازندرانی بعد از اقامه نمازجمعه در سراسر استان با شرکت در راهپیمایی از سران فتنه و اقدامات آنان در 25 بهمن‌ ابراز بیزاری کردند.
حزب‌الله بیدار است از امریکا بیزار است، موسوی و کروبی اعدام باید گردند، کروبی، موسوی، بی‌بی‌سی پیوندتان مبارک و فتنه‌گر بی‌حیا ننگت باد ننگت باد، نوکر امریکایی شرمت باد، شرمت باد از جمله شعارهایی بود که نمازگزاران ساروی با سر دادن آنها از فتنه‌گران ابراز برائت کردند.
نمازگزاران قزوینی محاکمه سران فتنه را خواستار شدند
نمازگزاران جمعه در استان قزوین پس از اقامه نماز با حضور آگاهانه و با صلابت، خشم و انزجار خود را از تحرکات پلید سران فتنه و منافقان به نمایش گذاشتند و ضمن محکوم کردن فتنه ‌جویان محاکمه سران فتنه را خواستار شدند.
شرکت‌کنندگان در این راهپیمایی با سر دادن شعار‌های مرگ بر امریکا، مرگ بر اسرائیل ،مرگ بر موسوی و کروبی از مقامات قوه قضائیه خواستند با محاکمه سران فتنه جلوی برخی بی‌نظمی‌ها گرفته شود.
نمازگزاران زنجانی اقدام اخیر فتنه‌گران را محکوم کردند
نمازگزاران زنجانی در راهپـــیمایی اعتراض‌آمیز، اقدام اخیر فتنه‌گران در راه‌اندازی آشوب 25 بهمن را محکوم کردند . در این مراسم راهپیمایان با سردادن شعارهای مرگ بر منافق، مرگ برفتنه‌گر، مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر موسوی، مرگ بر کروبی، قطعنامه‌ای را در 8 بند قرائت کردند.
راهپیمایـــی مردم خـراسان رضوی در محکومیت حرکت ایادی استکبار
مردم خراسان رضوی پس از اقامه نمازجمعه در محکومیت حرکت ایادی استکبار در 25 بهمن راهپیمایی کردند. راهپیمایان در هوایی بارانی با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر موسوی و کروبی»، «موسوی و کروبی اعدام باید گردند»، «مرگ بر اسرائیل، مرگ بر امریکا»، «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» حمایت خود را از رهبری نظام اسلامی اعلام کردند و مجازات سران فتنه را خواستار شدند.
نمازگزاران در استان بوشهر محاكمه سران فتنه را خواستار شدند
نمازگزاران جمعه در استان بوشهر محاكمه و اشد مجازات براي سران فتنه را خواستار شدند. مردم انقلابي
و با بصيرت اين خطه از ايران اسلامي پس از اتمام آئين عبادي - سياسي نمازجمعه در راهپيمايي باشكوهي در خيابان‌ها انزجار و نفرت خود را از هر فتنه‌گر و توطئه‌آفريني در مسير حركت انقلاب و آرمان‌هاي امام راحل اعلام كردند.

انزجار گلستانی‌ها از فتنه گران
گلستانی‌ها هم با راهپیمایی پس از اقامه نماز عبادی – سیاسی جمعه، انزجار خود را از فتنه‌گران ابراز کردند. نمازگزاران گلستانی در راهپیمایی خود با سردادن شعارهایی مانند حرف ما یک کلام، محاکمه والسلام، محاکمه فتنه‌گران را خواستار شدند. مرگ بر موسوی و کروبی، مرگ بر فتنه‌گر، مرگ بر ضد ولایت فقیه و این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده از جمله شعارهای راهپیمایان گلستانی بود.
خشم و انزجار مردم کردستان از دشمنان نظام و انقلاب اسلامی
مردم کردستان با شرکت در راهپیمایی بعد از اقامه نمازجمعه ضمن محکومیت سران فتنه، خشم و انزجار خویش را از دشمنان نظام و انقلاب اسلامی نشان دادند. در این مراسم، نمازگزاران با محکومیت حرکت مذبوحانه سران فتنه خواستار برخورد سریع و جدی دستگاه قضايي با فتنه‌گران شدند. گزارش خبرنگاران «ايران» از اســتان‌هاي آذربايجان شرقي و غربي، اردبيل، اصفهان، البرز، چهارمحال و بختياري، خوزستان، سيستان و بلوچستان، فارس، كرمان، كرمانشاه، گيلان، مرکزي، هرمزگان، همدان و يزد حاكي است در اين استان‌ها نيز راهپيمايي‌هاي باشكوهي عليه سران فتنه برگزار شد.


متن كامل سخنان حجت الاسلام عليرضا پناهيان در مراسم تشييع شهيد صانع ژاله
حذف سياستمداران حامي فتنه از صحنه سياست

حجت الاسلام عليرضا پناهيان در جمع انبوهِ تظاهركنندگان و تشييع كنندگان پيكر شهيد «صانع ژاله» كه در روز 25 بهمن ماه و در جريان آشوبِ فتنه‌گران به شهادت رسيد، طي سخناني شهادت اين عزيز را مُهر ابطالي بر فتنه آشوبگران و سبب رسوايي منافقين دانست. مشروح اين سخنان، كه روز چهارشنبه 27 بهمن‌ماه در دانشگاه تهران و در جمع انبوه تشييع كنندگان ايراد شده است، در پي مي‌آيد:

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين ...
شهيد ژاله چه افتخاري پيدا كرد. بايد به خانواده محترم او كه از خطه غيور‌ مردان كردستان هستند تبريك گفت كه شهادت فرزند آنها مُهر پاياني بود بر جنايتهاي بي حد و اندازه فتنه‌گران و خون ارزشمند او باعث رسوايي نهايي منافقان مدرن شد. اين شهيد مظلوم كه بسيجي بودن را در پرونده خود دارد بدون اين كه درگير شده باشد با موضوع تظاهرات فتنه در 25بهمن، در حالي كه از كنار خيابان عبور مي‌كرد هدف گلوله قرار گرفت تا مظلوميتش پاياني باشد بر مظلوميت و غربت بيش از 30 شهيدي كه جبهه انقلاب در اين جريان فتنه در يك سال و اندي داده است.
فتنه‌گران و مسئولان مملكت بدانند ما از اين به بعد براي شهدايي كه خداي ناكرده در اين راه بدهيم بيشتر از اين شور و غوغايي به پا خواهيم كرد. اگر يك نفر از شهروندان و اعضاي امت اسلامي ايران نازنين ما، نه شهيد بشود حتي مجروح بشود و از دست فتنه‌گران كتك بخورد ما براي آن مجروح هم چنين همايش‌هايي را برقرار خواهيم كرد.
آفرين به غيرت دانشگاهيان و آفرين به غيرت دانشجويان هنر كه نگذاشتند اين شهيد عزيز مانند ديگر شهدا در گوشه غربت و عزلت تشييع بشود و اين چنين تشييع باشكوهي براي او برقرار كرده‌اند. همين مردم حاضرند و تمنا دارند به پاي چوبه دار سران فتنه بايستند و فرياد بزنند.
سياستمداران كشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند
سياستمداران كشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند. اين سخن، سخن ديرهنگاميست كه به فتنه‌گران فرصت داده شود كه اگر شما در خط امريكا و اسرائيل نيستيد خط خود را جدا كنيد. دست فتنه‌گران به خون جوانان اين مرز و بوم آغشته است. آنها لكه ننگي هستند كه باعث بي‌آبرويي ملت ما شده‌اند. ملت مصر به ما مي‌گويد: «ما مبارك مستبد جنايتكار وابسته به امريكا را سرنگون كرديم، شما ملت بزرگ نمي‌توانيد چند فتنه‌گر منحوس را نابود كنيد؟»
قيام اين مردم چرا براي شهيد 25 بهمن، پرشور‌تر از تشييع پيكر شهداي پيشين است؟ چون اين مردم ثمره انقلاب خود را در يمن، در تونس، در بحرين و در مصر ديده‌اند. اين مردم ثمره انقلاب خود را و ثمره خون شهداي خود را و بركت راه حضرت امام و رهنمودهاي مقام معظم رهبري را در تحولات منطقه ديده‌اند. چرا جامعه خود را از لكه ننگي كه فتنه‌گران ايجاد كرده‌اند پاك نكنند؟ همه اين مردم و هزاران برابر بيشتر از اين مردم از همه شهرهاي كشور آماده‌اند براي اين‌كه لكه ننگين نفاق مدرن كه در سران فتنه متجلي شده براي هميشه از اين مرز و بوم پاك بشود، فداكاري كنند.
تقاضاي مردم طبق آيه قرآن، «اعدام» است
من طبق آيه قرآن تقاضاي اين مردم را به خدمت مسئولان نظام عرض كنم. اين خشم مردم نيست، اين احساسات مردم نيست كه تقاضامند اعدام سران فتنه هستند، اين قرآن است كه مي‌فرمايد: «إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً» جزاي كساني كه امنيت را از بين مي‌برند و با تظاهرات خود زمينه حضور منافقين در صفوف شورشگران زباله‌داني را فراهم مي‌آورند و خيابان‌ها را ناامن مي‌كنند، اين است كه «أَنْ يُقَتَّلُوا»‌يا كشته بشوند «أَوْ يُصَلَّبُوا» يا به دارآويخته بشوند « أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ» دست و پاي آنها از دو سوي مخالف قطع بشود و بدن مثله شده آنها روي زمين انداخته شود.
مردم خواستار حذف سياستمداراني هستند كه زمينه شعله گرفتن آتش فتنه شدند
اين مردم نه تنها مي‌خواهند سران فتنه اعدام شوند بلكه مي‌خواهند سياستمداراني كه در موقعيت و با هر سابقه‌اي هستند و به هر نحو زمينه شعله گرفتن آتش فتنه را فراهم كردند آنها هم از صحنه سياست حذف شوند.
توجه كنيد، حرفهايي كه شايد تاكنون زده نشده باشد، خدمت شما عرض كنم. كدام يك از سياستمداران در آغاز اولين تظاهرات غيرقانوني كه برگزار شد نمي‌دانستند، پيش‌بيني نمي‌كردند كه منافقين در اين گونه تظاهرات شركت خواهند كرد؟ و امريكا پشتيبان اين گونه حركتها خواهد بود و خونهاي مظلوم به زمين ريخته خواهد شد؟
تمام سياستمداراني كه پيش‌بيني نمي‌كردند اين تظاهرات غيرقانوني كه از روز اول راه افتاد منجر به ريخته شدن خون مظلومان مي‌شود، آناني كه نمي‌دانستند و پيش‌بيني نمي‌كردند كه اين تظاهرات مورد حمايت اسرائيل و امريكا قرار خواهد گرفت، آن سياستمداراني كه در كشور ما پيش‌بيني نمي‌كردند اين حركت مورد رضايت صهيونيزم و قاتلان فلسطينيان مظلوم خواهد بود، آنها احمق‌هايي هستند كه در عرصه سياست جا خوش كرده‌اند. چه كسي است كه نداند اين نظام و اين انقلاب دشمن دارد؟ چه كسي است كه نداند دشمنان ما از هر فرصتي استفاده مي‌كنند؟ چه كسي است كه نداند كوچكترين فرصت دادن به دشمن به هر بهانه‌اي خيانت بزرگ محسوب مي‌شود؟ بگذاريد سخن امام امت را كه در اوج رحمت بود و در صحيفه امام ثبت است، براي شما بيان كنم. فرمود: «هر كسي به حكم شوراي نگهبان بي اعتنايي كند و با‌ آن مخالفت كند و مخالفت خود را به ميان مردم بكشد او مفسد في الارض است» و مفسد
في الارض حكمش اعدام است.
چه كساني مصلحت‌ها را توليد مي‌كنند؟
مردم ما تجربه تاريخي مظلوميت علي‌بن‌ابيطالب(ع) را دارند. مردم ما مي‌دانند كه اميرالمؤمنين مظلوم ما، كه اول مظلوم عالم بود، با نصيحت‌هايي كه اطرافيان به او مي‌كردند و تحميل‌گري‌هايي كه آغاز كردند، حكميت را تحميل كردند و نگذاشتند امام امت مسير خود را پيروزمندانه پيش ببرد. ما تقاضامنديم كه تمام كساني كه مي‌خواستند درجريان اين فتنه حكميت را به مقام معظم رهبري تحميل كنند از صفحه سياسي جامعه محو شوند.
اگر تاكنون مصلحت بوده است كه قوه قضائيه صبر و نجابت به خرج بدهد اما بايد ديد برخي از اين مصلحت‌ها كه توسط برخي توليد و تحميل مي‌شود، تا كي ادامه پيدا خواهد كرد؟ آيا كساني كه در اين مملكت مدام مي‌خواهند توليد و تحميل مصلحت كنند، بايد تا قيامت تحمل شوند؟ از روز اول انقلاب كه انقلاب آغاز شد تا زمان ظهور آقا امام زمان(عج)، از يك زاويه كه نگاه كنيد، مسير انقلاب ما اين مسير است كه از روز اول حضرت امام فرموده‌اند: تحميل شدن جريان نهضت آزادي بنا بر مصلحت بود. اين مصلحت برداشته شد. تحمل كردن بني‌صدر مصلحت بود، اين مصلحت برداشته شد. تحمل كردن منتظري علي رغم ميل و فرموده حضرت امام، مصلحت بود، اين مصلحت برداشته شد. ما از ابتداي انقلاب تا ظهور حضرت يك مسير را طي مي‌كنيم. روزبه‌روز به سمت شفافيت و كم شدن مصلحت و عيان شدن حقيقت پيش خواهيم رفت.
٭ اگر مصلحت‌ها به اين دليل است كه مردم تحمل داشته باشند، مردم تحمل دارند.
٭ اگر مصلحت‌ها به اين دليل بوده است كه مردم آگاه بشوند، مردم آگاه هستند.
٭ اگر مصلحت‌ها به خاطر اين بوده است كه خواص و نخبگان جامعه آگاه بشوند، آگاه شده‌اند. ديگر اگر كسي خود را به خواب زده باشد، نمي‌شود او را بيدار كرد.
٭ و اگر مصلحت‌ها براي اين بوده است كه خواص پس از آگاهي اقدام كنند، ما بايد از اقدام مجلس شوراي اسلامي تشكر كنيم كه ظواهر فريبنده پست‌ها را كنار گذاشتند و مانند يك بسيجي انقلابي فرياد زدند و درخواست اعدام سران فتنه را مطرح كردند.
هر سياستمداري تاكنون مي‌خواسته بيدار بشود بيدار شده است، هر كه تاكنون بيدار نشده است، ديگر بيدار نخواهد شد.
شعار «مرگ بر ساكتين» برگرفته از زيارت عاشورا و متون ديني
من بطور مشخص شعاري را به شما پيشنهاد مي‌كنم و شما انديشه اين شعار را، هم در زيارت عاشورا و در ديگر زيارتنامه‌هاي ما برويد ببينيد. آنجايي كه ما لعن مي‌كنيم، نه فقط قاتلين را، بلكه خاذلين را هم لعن مي‌كنيم. خاذلين يعني چه كساني؟ آناني كه در مقابل مظلوميت حسين(ع) ساكت ماندند و از حق قيام و دفاع نكردند.
بر اساس متون و معارف ديني، اين شعار را پيشنهاد مي‌كنم، تا از امروز و فردا معلوم بشود چه كساني مورد نفرين شما بوده‌اند و هستند و خواهند بود. اين مردم ما بر اساس معارف ديني اگر بخواهند شعار بدهند، همه خواهند گفت: «مرگ بر ساكتين».
چه كساني سكوت كرده‌اند؟
چه كساني سكوت كرده‌اند؟ كساني كه هنوز فتنه را فتنه نخوانده‌اند. چه كساني ساكت هستند؟ كساني كه سران فتنه را به عنوان سراني آشوبگر و خروج يافته از انقلاب ندانسته‌اند. كساني كه تقاضاي اعدام نكرده‌اند براي سران فتنه. طبق فرمايش حضرت امام چه كساني ساكت‌اند؟ علمايي كه براي بي‌احترامي به كوچكترين موضوعات ديني برمي‌آشوبند، ولي براي بي‌احترامي به ولايت فقيه و شخص ولي‌فقيه كه عصاره پيامبران و راه پيامبران است سكوت كرده‌اند. امروز شنيديم همين الآن كه شما دانشگاهيان و مردم درس‌هاي خود را تعطيل كرده‌ايد علماي هوشمند و انقلابي و با بصيرت در حوزه‌هاي علميه قم هم هم‌اكنون مانند شما تجمع دارند و درس‌هاي خود را تعطيل كرده‌اند. اما من مي‌خواهم دردمندانه و سوگمندانه براي اين بي‌شرف‌هايي كه حركت 25بهمن را كه شورش چند علاقه‌مند به سطل‌هاي آشغال را، قيام باشكوه مي‌دانند هم براي شما بگويم. اينها عكس امام را و عكس مقام معظم رهبري را به روي زمين گذاشتند و ماشين‌ها را وادار مي‌كردند و افراد را با كتك وادار مي‌كردند كه پا روي اين عكس‌هاي مقدس ما بگذارند. تا كي بايد تحمل بشود؟! تا كي بايد مظلوميت تحمل كنيم!؟ 18 تير وقتي اهانتي به مقام معظم رهبري شد مردم بيست‌وسوم تيرماه به خيابان‌ها ريختند. وقتي مقام معظم رهبري فرمود «عكس من را هم پاره كردند، كسي چيزي نگويد، صبر و سكوت بكنيد» مردم گريه كردند، به خيابان‌ها آمدند و فرياد زدند. آن جمعيتي كه روز 23 تيرماه بعد از 18 تير به خيابان‌ها آمد، امسال در همين مكان شما جمع شدند. در آن زمان، كسي از شخصيت‌هاي سياسي دعوت شده بود براي سخنراني نيامد، گفت مي‌ترسم مردم نيايند و من ضايع بشوم، نمي‌آيم از رهبري دفاع كنم. بعد از اين كه مردم را در 23 تيرماه از تلويزيون ديده بود، گفته بود: «عجب مردم اينقدر طرفدار رهبري هستند، اگر مي‌دانستم مي‌آمدم.» تو نيامدي و نمي‌آيي و نخواهي آمد. اميدواريم اين شهيد آخرين شهيد قبل از ظهور آقا امام زمان عليه السلام باشد و اين شهيد آخرين شهيد اين فتنه باشد و خدا سلامتي و شفاي عاجل به مجروحين و گلوله خورده‌هايي كه در روز 25 بهمن ماه بدون اسلحه به خيابان آمده بودند يا عبور مي‌كردند بدهد و خداوند متعال بصيرت كامل به خواص جامعه ما بدهد. آنچنان كه عموم افراد جامعه ما از اين بصيرت برخوردارند.
مسئولان مملكتي! به خدا قسم ما جواب جوانان پرشور، دانشگاهيان هوشمند را نه تنها نمي‌توانيم بدهيم، بلكه از اقصي نقاط عالم تماس مي‌گيرند، از تركيه، از پاكستان، افغانستان، عراق، لبنان، آفريقا، كشورهاي اروپايي، از امريكا، تمام اين تماس‌ها هست، مي‌گويند: «شما در ايران چه كار داريد مي‌كنيد؟ چهارتا انسان فتنه‌گر كه از انسانيت خارج شدند را چطور نمي‌توانيد جلويشان را بگيريد؟ آنها از ما تقاضا دارند. ما نمي‌توانيم پاسخ آنها را بدهيم. ان‌شاء‌الله عزم را جزم كنند و سفره ننگين فتنه را در ميان اين مردم جمع‌آوري كنند و مردم آسوده خاطر، خود را هرچه سريعتر به مقدمه‌سازي ظهور آقا امام زمان(عج) برسانند.
والسلام عليكم و رحمت‌الله و بركاته

رهبر معظم انقلاب ابلاغ كردند

متن كامل سياست‌هاي كلي نظام

گروه سياسي مقام معظم رهبري سياست‌هاي كلي نظام در امور ترويج و تحكيم فرهنگ ايثار و جهاد و ساماندهي امور ايثارگران، شهرسازي، مسكن، تشويق سرمايه‌گذاري، پدافند غيرعامل و امنيت فضاي توليد و تبادل اطلاعات (افتا) را ابلاغ فرمودند.
به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني مجمع تشخيص مصلحت نظام، در اين سياست‌هاي ابلاغي كه به عنوان راهنماي دستگاه‌هاي اجرايي، تقنيني و نظارتي است، مقام معظم رهبري خط مشي و جهت‌گيري نظام را در 6 بخش مذكور تعيين فرمودند، پيش‌نويس اين سياست‌ها قبلاً در مجمع تشخيص مصلحت نظام تهيه و به محضر معظم له تقديم شده بود.
بر اساس اين گزارش، متن كامل سياست‌هاي ابلاغ شده از سوي رهبر معظم انقلاب به شرح ذيل است.
سياست‌هاي كلي ترويج و تحكيم فرهنگ ايثار و جهاد و سازماندهي امور ايثارگران
به منظور ترويج و تحكيم فرهنگ پايداري و ايثار و جهاد در كشور و تكريم و پاسداري از حق ايثارگران اعم از شهيدان، جانبازان، آزادگان و رزمندگان و خانواده‌هاي آنان و سهمي كه در عزت، امنيت و اقتدار ملي و نظام اسلامي دارند، سياست‌هاي كلي نظام در اين امور به شرح ذيل تعيين مي‌گردد:
1- اعتلا، ترويج و تحكيم فرهنگ ايثار، جهاد، شهادت و تفكر بسيجي در جامعه و نهادينه ساختن آن در انديشه، باور، منش و رفتار مردم و مسئولان و مقابله با عوامل بازدارنده و تضعيف‌كننده آن. 2- تعظيم و تكريم ايثارگران و پاسداري از منزلت و حق عظيم آنان بر مردم و كشور و تبيين نقش برجسته آنان در انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن و دفاع مقدس و امنيت ملي. 3- بسترسازي، ايجاد و توسعه ظرفيت‌هاي لازم در رسانه‌ها بويژه صدا و سيما، نظام آموزشي كشور و دستگاه‌هاي فرهنگي هنري به منظور تحقق بندهاي يك و دو و ترويج اهداف، آرمان‌ها، وصايا و آثار ايثارگران و ارائه الگوهاي جهاد و حماسه و فداكاري و معرفي قهرمانان عرصه جهاد و شهادت به جامعه. 4- حمايت از توليد آثار ارزنده فرهنگي و هنري در جهت اشاعه فرهنگ ايثار، جهاد و شهادت در جامعه. 5- تحقيق، شناسايي و ترويج مستمر عوامل تقويت‌كننده فرهنگ جهاد، ايثار و شهادت و مشاركت دستگاه‌ها و اركان نظام و لايه‌هاي مختلف اجتماعي در اجراي سياست‌هاي مربوط به ايثارگران. 6- توانمندسازي فردي و جمعي و اهتمام به پرورش استعدادها و ارتقاي سطح علمي، فني و فرهنگي ايثارگران و فرزندان آنها به منظور نقش‌آفريني فعال و مؤثر در عرصه‌هاي مختلف و اولويت دادن به استفاده از ايثارگران در بخش‌هاي مديريتي در شرايط مساوي.
سياست‌هاي كلي شهرسازي
1- مكان‌يابي توسعه شهرها در چارچوب طرح آمايش سرزميني و بر اساس استعدادهاي اقتصادي و با رعايت معيارهاي زيست محيطي و مراقبت از منابع آب و خاك كشاورزي و ايمني در مقابل سوانح طبيعي و امكان استفاده از زيرساخت‌ها و شبكه شهري. 2- تعيين ابعاد كالبدي شهرها در گسترش افقي و عمودي با تأكيد بر هويت ايراني- اسلامي و رعايت ملاحظات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، امنيتي، حقوق همسايگي و امكانات زيربنايي و الزامات زيست محيطي و اقليمي. 3- هماهنگ‌سازي مقررات و ايجاد هماهنگي در نظام مديريت تهيه، تصويب و اجراي طرح‌هاي توسعه و عمران شهري و روستايي. 4- تأمين منابع پايدار براي توسعه و عمران و مديريت شهري و روستايي با تأكيد بر نظام درآمد- هزينه‌اي و در چارچوب طرح‌هاي مصوب. 5- حفظ هويت تاريخي در توسعه موزون شهر و روستا با احياي بافت‌هاي تاريخي و بهسازي يا نوسازي ديگر بافت‌هاي قديمي. 6- جلوگيري از گسترش حاشيه‌نشيني در شهرها و ساماندهي بافت‌هاي حاشيه‌اي و نامناسب موجود. 7- تقويت و كارآمد كردن نظام مهندسي. ايمن‌سازي و مقاوم‌سازي محيط شهري و روستايي. 8- رعايت هويت تاريخي و معنوي شهرها در توسعه و بهسازي محيط شهري بويژه شهرهايي از قبيل قم و مشهد. 9- سطح‌بندي شهرهاي كشور و جلوگيري از افزايش و گسترش بي‌رويه كلانشهرها. 10 - رعايت نياز و آسايش جانبازان و معلولان در طراحي فضاي شهري و اماكن عمومي.
سياست‌هاي كلي مسكن
1- مديريت زمين براي تأمين مسكن و توسعه شهر و روستا در چارچوب استعداد اراضي و سياست‌ها و ضوابط شهرسازي و طرح‌هاي توسعه و عمران كشور و ايجاد و توسعه شهرهاي جديد. 2- احياي بافت‌هاي فرسوده شهري و روستايي از طريق روش‌هاي كارآمد. 3- برنامه‌ريزي دولت در جهت تأمين مسكن گروه‌هاي كم‌درآمد و نيازمند و حمايت از ايجاد و تقويت مؤسسات خيريه و ابتكارهاي مردمي براي تأمين مسكن اقشار محروم. 4- برنامه‌ريزي جامع براي بهبود وضعيت مسكن روستايي با اولويت مناطق آسيب‌پذير از سوانح طبيعي و متناسب با ويژگي‌هاي بومي. 5- ايجاد و اصلاح نظام ماليات‌ها و ايجاد بانك اطلاعاتي زمين و مسكن. 6- حمايت از توليد حرفه‌اي، انبوه و صنعتي مسكن. 7- اجباري كردن استانداردهاي ساخت و ساز و مقررات ملي ساختمان و طرح‌هاي صرفه‌جويي انرژي. 8- رعايت ارزش‌هاي فرهنگي و حفظ حرمت و منزلت خانواده در معماري مسكن. 9- تقويت پژوهش و ارتقاي سطح دانش علمي در حوزه مسكن
ادامه در صفحه

سياست‌هاي كلي پدافند غيرعامل
ادامه از صفحه 2 1- تأكيد بر پدافند غيرعامل كه عبارت است از مجموعه اقدامات غيرمسلحانه كه موجب افزايش بازدارندگي، كاهش آسيب‌پذيري، تداوم فعاليت‌هاي ضروري، ارتقاي پايداري ملي و تسهيل مديريت بحران در مقابل تهديدات و اقدامات نظامي دشمن مي‌گردد. 2- رعايت اصول و ضوابط پدافند غيرعامل از قبيل انتخاب عرصه ايمن، پراكنده‌سازي يا تجميع حسب مورد، حساسيت‌زدايي، اختفا، استتار، فريب دشمن و ايمن‌سازي نسبت به مراكز جمعيتي و حائز اهميت بويژه در طرح‌هاي آمايش سرزميني و طرح‌هاي توسعه آينده كشور. 3- طبقه‌بندي مراكز، اماكن و تأسيسات حائز اهميت به حياتي، حساس و مهم و روزآمد كردن آن در صورت لزوم. 4- تهيه و اجراي طرح‌هاي پدافند غيرعامل (با رعايت اصل هزينه- فايده) در مورد مراكز، اماكن و تأسيسات حائز اهميت (نظامي و غيرنظامي) موجود و در دست اجرا بر اساس اولويت‌بندي و امكانات حداكثر تا پايان برنامه ششم و تأمين اعتبار مورد نياز. 5- تهيه طرح جامع پدافند غيرعامل در برابر سلاح‌هاي غير متعارف نظير هسته‌اي، ميكروبي و شيميايي. 6- دو يا چند منظوره كردن مستحدثات، تأسيسات و شبكه‌هاي ارتباطي و مواصلاتي در جهت بهره‌گيري پدافندي از طرح‌هاي عمراني و توسعه‌اي بويژه در مناطق مرزي و حساس كشور.
سياست‌هاي كلي تشويق سرمايه‌گذاري
1- حمايت از مالكيت و كليه حقوق ناشي از آن از جمله مالكيت معنوي. 2- تقويت و حمايت از توسعه سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و تعاوني در فعاليت‌هاي اقتصادي كشور برابر با سياست‌هاي ابلاغي اصل 44 قانون اساسي. 3- تنظيم سياست‌هاي پولي، مالي و ارزي با هدف دستيابي به ثبات اقتصادي و مهار نوسانات و تقويت توليد ملي. 4- افزايش بهره‌وري اقتصاد كشور با اصلاحات و اقدامات لازم بويژه اصلاحات ساختاري و مديريتي و كاهش هزينه‌هاي مبادله و رفع موانع. 5- افزايش توان رقابت اقتصادي در داخل و صحنه‌هاي بين‌المللي از طريق لغو انحصارات غيرضرور و تقويت ساختار رقابتي و زيرساخت‌هاي لازم و حمايت از كارآفريني و ارتقاي خلاقيت و نوآوري. 6- اصلاح نظام مالياتي در جهت تقويت سرمايه‌گذاري از طريق ثبات ماليات‌ها، شفافيت درآمدها، صراحت در مقررات و منطقي كردن معافيت‌ها. 7- تجهيز پس‌انداز ملي، تقويت نظام پولي و هدايت بازارهاي پول و سرمايه در جهت حمايت از سرمايه‌گذاري. 8- توجه به كسب دانش فني، دسترسي به بازارهاي بين‌المللي، رشد اقتصادي، توسعه اشتغال و ارتقاي مديريت و بهره‌وري در جذب سرمايه‌گذاري خارجي، با اولويت سرمايه‌گذاري مستقيم و بلندمدت. 9- تنظيم فعاليت مجاز سرمايه‌گذاري خارجي در بورس اوراق بهادار به نحوي كه ثبات و تعادل بازارهاي مالي و ارزي حفظ شود. 10- ساماندهي رفتار تقنيني اداري، قضايي، بازرسي، نظارت، حسابرسي و تخصصي كردن امور در جهت حمايت از سرمايه‌گذاري و توليد. 11- توانمندسازي بخش‌هاي خصوصي و تعاوني بر ايفاي فعاليت‌هاي گسترده و اداره بنگاه‌هاي اقتصادي بزرگ.
سياست‌هاي كلي امنيت فضاي توليد و تبادل اطلاعات و ارتباطات (افتا)
1- ايجاد نظام جامع و فراگير در سطح ملي و ساز و كار مناسب براي امن‌سازي ساختارهاي حياتي و حساس و مهم در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات و ارتقاي مداوم امنيت شبكه‌هاي الكترونيكي و سامانه‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي در كشور به منظور:
ـ استمرار خدمات عمومي.
ـ پايداري زيرساخت‌هاي ملي.
ـ صيانت از اسرار كشور.
ـ حفظ فرهنگ و هويت اسلامي- ايراني و ارزش‌هاي اخلاقي.
ـ حراست از حريم خصوصي و آزادي‌هاي مشروع و سرمايه‌هاي مادي و معنوي. 2- توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات با رعايت ملاحظات امنيتي. 3- ارتقاي سطح دانش و ظرفيت‌هاي علمي، پژوهشي، آموزشي و صنعتي كشور براي توليد علم و فناوري مربوط به امنيت فضاي اطلاعاتي و ارتباطي (افتا). 4- تكيه بر فناوري بومي و توانمندي‌هاي تخصصي داخلي در توسعه زيرساخت‌هاي علمي و فني امنيت شبكه‌هاي الكترونيكي و سامانه‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي. 5- پايش، پيشگيري، دفاع و ارتقاي توان بازدارندگي در مقابل هرگونه تهديد در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات. 6- تعامل مؤثر و سازنده منطقه‌اي و جهاني و همكاري و سرمايه‌گذاري مشترك در حوزه‌هاي دانش، فناوري و امور مربوط به امنيت شبكه‌هاي الكترونيكي و سامانه‌هاي اطلاعاتي و ارتباط با حفظ منافع و امنيت ملي. 7- تعيين نهاد متولي و هماهنگ كننده زير نظر دولت به منظور هدايت، نظارت و تدوين استانداردهاي لازم براي حفظ و توسعه امنيت فضاي توليد و تبادل اطلاعات و ارتباطات و تهيه پيش‌نويس قوانين مورد نياز. 8- فرهنگ‌سازي، آموزش و افزايش آگاهي و مهارت‌هاي عمومي در حوزه افتا. 9- رعايت موازين شرعي و مقررات قانوني مربوط به حفظ حقوق فردي و اجتماعي در اجراي اين سياست‌ها.

فوران خشم و نفرت ايرانيان از سران فتنه

گروه سياسي مردم اقصي نقاط ايران اسلامي ديروز در پايان مراسم نماز جمعه با برگزاري راهپيمايي جنايات سران فتنه در 25 بهمن را محكوم و بر محاكمه سريع سران فتنه تأكيد كردند.
به گزارش خبرنگار «ايران»، در تهران نمازگزاران جمعه پس از اقامه نماز در دانشگاه تهران و خيابان‌هاي اطراف با سردادن شعارهاي «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «مرگ بر موسوی و کروبی»، «مرگ بر خاتمی»، «حزب‌الله بیدار است از فتنه گر بیزار است»، «مرگ بر امریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «حرف ملت یک کلام، محاکمه والسلام»، «ما بیقرار رفع فتنه هستیم، در انتظار فرمان رهبر هستیم»، «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده»، «ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده»، «ای رهبر بت شکن، بت بزرگ و بشکن»، «موسوی و کروبی اعدام باید گردند، ایادی استکبار رسوا باید گردند»، «عوامل اغتشاش اعدام باید گردند»،
«... یا کن، مصلحت رو رها کن»، «مرگ بر ...»، «مبارك ايراني ...»، «مرگ بر سازشکار»، «عامل امریکایی، اعدام باید گردد»، «ملت ما بیدار است از فتنه‌گر بیزار است» و... اغتشاشات اخير فتنه‌گران را محكوم كردند. شعارهاي گسترده و اعتراض آميز عليه حجت الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني كه بيش از تجمعات قبلي شنيده مي شد، توجه اكثر رسانه ها را به خود جلب مي كرد. حجم اين شعارهاي خودجوش و همراهي تمام اقشار مردم به حدي بود كه عملاً فضاي اين تجمعات را تحت الشعاع قرار داده بود. راهپيمايان همچنين با سر دادن شعارهاي «هاشمي، هاشمي بصيرت بصيرت»، «كروبي بي‌سواد عامل دست موساد»، «موسوي بي‌مرام دشمن راه امام»، «كروبي، بي‌بي‌سي پيوندتان مبارك»، «فتنه‌گر و آشوبگر اعدام بايد گردند»، « مجلس انقلابي تشكر تشكر» و «رياست خبرگان جاي ... نيست»، ضمن ابراز خشم و انزجار از سران فتنه و برخي خواص بي‌بصيرت، از دستگاه قضايي كشور خواستند تا هر چه سريع‌تر سران فتنه محاكمه شوند. راهپيمايان پايتخت همچنين پارچه نوشته‌هايي با مضامين «خاتمي بي غيرت اين بار مي‌شه قيامت»، «سران فتنه از جيب مردم برده‌اند به جان مردم تاخته‌اند»، «خاتمي، موسوي، كروبي، خائن به اين بي غيرتي هرگز نديده ملتي»، «منافق كهنه كار آبرو هرگز ندارد در هر صبح و شام به هر قدرت پيش دونان سر خم مي‌كند»، «منافق كهنه‌كار سياسي كاري سيري چند»، «خميني كبير با بذل جانمان راه مقدست را جاودانه خواهيم كرد»، «استاد حيله كاري ...»، «اي رهبر عزيزم از عشقت سخن نمي‌توان گفت»، «مرگ بر وطن‌فروش فتنه‌گر» و... در دست داشتند و خواستار دستگيري و محاكمه سران فتنه ميرحسين موسوي و مهدي كروبي شدند. همچنين پرچم‌ مقدس كشورمان و پرچم‌هايي كه «لبيك يا خامنه‌اي» بر آن نقش بسته بودند و نيز تراكت‌هايي كه با مضامين «تا پاي جان حامي انقلابيم»، «سران فتنه اعدام بايد گردند»، «توطئه و اغتشاش نوكري امريكاست»، «صبر ملت به سر آمده، سران فتنه را اعدام كنيد»، «خواص بي‌بصيرت، ضد دين و شريعت»، «مسئولان قضايي! مردم در صحنه‌اند از چه مي‌ترسيد؟» در دست راهپيمايان ديده مي‌شد. راهپيمايان در ميدان انقلاب با صدور قطعنامه اي تصريح كردند: ملت ايران، هر اقدامي كه موجب خوشحالي تأييد و تشويق استكبار جهاني و همپيمانانشان شود را خوش‌خدمتي و ابراز نوكري به بيگانگان قلمداد نموده و بازي علني موسوي و كروبي در پازل امريكا و انگليس و رژيم جنايتكار اسرائيل و نقش‌آفريني در سناريوي طراحي شده توسط دشمن را خروج آنان از آرمان‌هاي امام و انقلاب و مخالفت با اراده و خواست ملت شريف ايران و عمق وابستگي و انحراف سران فتنه دانسته و نفرت و انزجار و برائت خود را از حاميان خارجي و داخلي آنان اعلام مي‌داريم. در ادامه اين قطعنامه آمده است: باتوجه به فرمايش قاطعانه حضرت امام كه فرمود كساني كه دعوت به راهپيمايي غيرقانوني و اغتشاش مي‌كنند مفسد في‌الارض هستند، شركت كنندگان در اين تظاهرات اعتراض‌آميز، موسوي و كروبي را مصداق بارز فرمايش آن حضرت دانسته و ضمن ابراز همدردي با خانواده‌هاي داغداري كه از خرداد سال 88 تاكنون فرزندانشان آماج تير كينه و بغض منافقان و وطن‌فروشان قرار گرفته‌اند، سران فتنه را مسئول تمامي خون‌هاي به ناحق ريخته شده و همچنين خسارت‌هاي مادي و معنوي ناشي از اغتشاشات و آشوب‌هاي فتنه‌گران مي‌داند و با محكوم كردن هرگونه كوتاهي و تعلل در انجام وظيفه نهادهاي مربوطه و درخواست اشد مجازات براي سران فتنه از قوه قضائيه مصرانه مي‌خواهيم تا فوري و بي‌درنگ به شكايات واصله رسيدگي و با محاكمه موسوي و كروبي كه هدفي جز شكستن اقتدار نظام مقدس جمهوري اسلامي و خدمت به دشمنان اسلام و انقلاب ندارند، مزدوران استكبار را به سزاي عمل خيانتكارانه خود برسانند.
راهپيمايان همچنين تأكيد كردند: ملت ايران از خواص خاموش و داراي مواضع مبهم و دوپهلو مي‌خواهد تا ضمن پرهيز از گفتار و رفتار بيگانه‌پسند و ريختن آب به آسياب فرصت‌طلبان در اسرع وقت مواضع خود را به صورت روشن، دقيق و واضح نسبت به سران فتنه و حاميان بيگانه آنان اعلام نمايند.
درخواست مردم، اشد مجازات براي سران فتنه
حجت‌الاسلام مجتبي ذوالنور، جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در اين راهپيمايي خاطرنشان كرد كه اكنون آخرين فرصت براي خواص براي اعلام برائت از سران فتنه است.
وي خطاب به دستگاه قضايي افزود: تاكنون به سران فتنه اجازه داده شده است تا باطن خبيث خود را نشان دهند و نقاب نفاق خود را از صورتشان بكشند اما ديگر صبر اين مردم به سر رسيده و درخواست ملت ايران از دستگاه قضايي كشور اشد مجازات اسلامي براي سران فتنه است. مردم ساير شهرهاي كشور نيز ديروز خشم خود را نسبت به قانون‌شكني و آشوب‌طلبي حاميان موسوي و كروبي نشان دادند.
در اين زمينه صفحه 23 و 24را بخوانيد

فریاد خشم مردم ایران بر سر سران فتنه‌

شعار «مرگ بر موسوي، كروبي و ...» در كشور طنين‌انداز شد

گروه «ايران زمين» ملت بصير ايران ديروز پس از اقامه نمازجمعه در سراسر كشور، با برگزاري راهپيمايي و تجمعاتي تنفر و انزجار خود را از جنايت سران فتنه و منافقان كوردل اعلام كردند.
گزارش خبرنگاران «ايران زمين» از استان‌هاي كشور حاكي است، نمازگزاران در گروه‌هاي مختلف با در دست داشتن پلاكاردهايي خواستار اعدام سران فتنه شدند.
شعار «مرگ بر فتنه‌گر» در خراسان شمالي طنين‌انداز شد‌
جمع كثيري از نمازگزاران خراسان شمالي طي يك راهپيمايي ده‌ها هزار نفري خشم و انزجار خود را اعلام و بر ضرورت تسريع در محاكمه سران فتنه تأكيد كردند. راهپيمايان با سردادن شعارهاي مختلف از جمله؛ مرگ بر موسوي و كروبي، مرگ بر فتنه‌گر، موسوي و كروبي اعدام بايد گردند و همچنين شعارهاي؛ الله‌اكبر خامنه‌اي رهبر، مرگ بر امريكا، مرگ بر اسرائيل توطئه‌هاي اخير فتنه‌گران را محكوم كردند.
سران فتنه در سمنان مجازات شدند
مردم سمنان با برپايي راهپيمايي پس‌از حضور در نمازجمعه، سران فتنه را به خاطر خيانت‌هايشان مجازات كردند و طناب دار را بر گردن خاتمي، موسوي و كروبي انداختند.
آنها در شعارهاي خود مي‌گفتند مرگ بر موسوي، مرگ بر كروبي، مرگ بر خاتمي، فتنه‌گر اعدام بايد گردد. مردم سمنان همچنين مترسك‌ها ي خاتمي، موسوي و كروبي را از بالاي سر در مسجد امام سمنان به دار كشيدند.
سمناني‌ها در شعارهاي خود، موسوي، كروبي، خاتمي، رهنورد، مهدي و فائزه هاشمي را از سران فتنه دانستند و خواستار مجازات آنها توسط دستگاه قضايي كشور شدند.
فرياد ‌مرگ بر موسوي و كروبي‌ در قم
نمازگزاران جمعه قم يكصدا فرياد مرگ بر موسوي و مرگ بر كروبي سر دادند.در هنگامي كه امام‌جمعه قم خواستار محاكمه سران فتنه شد، نمازگزاران جمعه قم با سردادن شعار مرگ بر موسوي و مرگ بر كروبي خواهان برخورد قاطع قوه قضائيه با سران فتنه شدند. براساس اين گزارش نمازگزاران جمعه قم با سردادن شعار ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند، اعلام كردند كه همواره حامي و پشتيبان ولايت فقيه خواهند بود.
فرياد رعدآساي «مرگ بر ضد ولايت فقيه» در ايلام
نمازگزاران ايلامي پس از اقامه نمازجمعه به امامت نماينده مقام معظم رهبري در استان به خيابان‌ها آمده و نواي دلنشين «الله‌اكبر خامنه‌اي رهبر» را سر دادند.
راهپيمايان در اعتراض به تحركات اخير سران فتنه به خيابان‌هاي شهر ايلام آمده و شعار مرگ بر سران فتنه، مرگ بر موسوي و مرگ بر كروبي را سر دادند. همچنين راهپيمايان با حمل دستنوشته‌هايي خواستار محاكمه سران فتنه از سوي دستگاه قضايي كشور شدند.
طنين فرياد «موسوي، كروبي و خاتمي اعدام بايد گردند» در لرستان
نمازگزاران لرستاني قبل از آغاز خطبه‌هاي نمازجمعه در سطح 9 شهرستان، با سر دادن شعارهاي موسوي، كروبي و خاتمي اعدام بايد گردند، از سران فتنه ابراز برائت كردند. همچنين نمازگزاران لرستاني با سر دادن شعار اي رهبر آزاده، آماده‌ايم، آماده و ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند، با رهبر معظم انقلاب و آرمان‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران تجديد بيعت كردند.
انزجار مردم كهگيلويه و بويراحمد از تحرکات پلید سران فتنه
مردم استان كهگيلويه و بويراحمد پس از اقامه نمازجمعه با حضور آگاهانه و با صلابت نفرت و خشم و انزجار خود را از تحرکات پلید سران فتنه و منافقین و سلطنت‌طلبان همپیمانشان به نمایش گذاشتند. بنا به این گزارش تجمع‌کنندگان با سردادن شعار‌های مرگ بر امريكا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر موسوی و کروبی از مقامات قوه قضائیه خواستند با محاکمه سران فتنه جلوی برخی بی‌نظمی‌ها گرفته شود.
ابراز برائت نمازگزاران مازندرانی از سران فتنه
نمازگزاران مازندرانی بعد از اقامه نمازجمعه در سراسر استان با شرکت در راهپیمایی از سران فتنه و اقدامات آنان در 25 بهمن‌ ابراز بیزاری کردند.
حزب‌الله بیدار است از امریکا بیزار است، موسوی و کروبی اعدام باید گردند، کروبی، موسوی، بی‌بی‌سی پیوندتان مبارک و فتنه‌گر بی‌حیا ننگت باد ننگت باد، نوکر امریکایی شرمت باد، شرمت باد از جمله شعارهایی بود که نمازگزاران ساروی با سر دادن آنها از فتنه‌گران ابراز برائت کردند.
نمازگزاران قزوینی محاکمه سران فتنه را خواستار شدند
نمازگزاران جمعه در استان قزوین پس از اقامه نماز با حضور آگاهانه و با صلابت، خشم و انزجار خود را از تحرکات پلید سران فتنه و منافقان به نمایش گذاشتند و ضمن محکوم کردن فتنه ‌جویان محاکمه سران فتنه را خواستار شدند.
شرکت‌کنندگان در این راهپیمایی با سر دادن شعار‌های مرگ بر امریکا، مرگ بر اسرائیل ،مرگ بر موسوی و کروبی از مقامات قوه قضائیه خواستند با محاکمه سران فتنه جلوی برخی بی‌نظمی‌ها گرفته شود.
نمازگزاران زنجانی اقدام اخیر فتنه‌گران را محکوم کردند
نمازگزاران زنجانی در راهپـــیمایی اعتراض‌آمیز، اقدام اخیر فتنه‌گران در راه‌اندازی آشوب 25 بهمن را محکوم کردند . در این مراسم راهپیمایان با سردادن شعارهای مرگ بر منافق، مرگ برفتنه‌گر، مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر موسوی، مرگ بر کروبی، قطعنامه‌ای را در 8 بند قرائت کردند.
راهپیمایـــی مردم خـراسان رضوی در محکومیت حرکت ایادی استکبار
مردم خراسان رضوی پس از اقامه نمازجمعه در محکومیت حرکت ایادی استکبار در 25 بهمن راهپیمایی کردند. راهپیمایان در هوایی بارانی با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر موسوی و کروبی»، «موسوی و کروبی اعدام باید گردند»، «مرگ بر اسرائیل، مرگ بر امریکا»، «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» حمایت خود را از رهبری نظام اسلامی اعلام کردند و مجازات سران فتنه را خواستار شدند.
نمازگزاران در استان بوشهر محاكمه سران فتنه را خواستار شدند
نمازگزاران جمعه در استان بوشهر محاكمه و اشد مجازات براي سران فتنه را خواستار شدند. مردم انقلابي
و با بصيرت اين خطه از ايران اسلامي پس از اتمام آئين عبادي - سياسي نمازجمعه در راهپيمايي باشكوهي در خيابان‌ها انزجار و نفرت خود را از هر فتنه‌گر و توطئه‌آفريني در مسير حركت انقلاب و آرمان‌هاي امام راحل اعلام كردند.
انزجار گلستانی‌ها از فتنه گران
گلستانی‌ها هم با راهپیمایی پس از اقامه نماز عبادی – سیاسی جمعه، انزجار خود را از فتنه‌گران ابراز کردند. نمازگزاران گلستانی در راهپیمایی خود با سردادن شعارهایی مانند حرف ما یک کلام، محاکمه والسلام، محاکمه فتنه‌گران را خواستار شدند. مرگ بر موسوی و کروبی، مرگ بر فتنه‌گر، مرگ بر ضد ولایت فقیه و این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده از جمله شعارهای راهپیمایان گلستانی بود.
خشم و انزجار مردم کردستان از دشمنان نظام و انقلاب اسلامی
مردم کردستان با شرکت در راهپیمایی بعد از اقامه نمازجمعه ضمن محکومیت سران فتنه، خشم و انزجار خویش را از دشمنان نظام و انقلاب اسلامی نشان دادند. در این مراسم، نمازگزاران با محکومیت حرکت مذبوحانه سران فتنه خواستار برخورد سریع و جدی دستگاه قضايي با فتنه‌گران شدند. گزارش خبرنگاران «ايران» از اســتان‌هاي آذربايجان شرقي و غربي، اردبيل، اصفهان، البرز، چهارمحال و بختياري، خوزستان، سيستان و بلوچستان، فارس، كرمان، كرمانشاه، گيلان، مرکزي، هرمزگان، همدان و يزد حاكي است در اين استان‌ها نيز راهپيمايي‌هاي باشكوهي عليه سران فتنه برگزار شد.

سال فرصت‌طلبي

1-‌ باقيمانده پرونده ساواك مير‌‌حسين موسوي و زهره كاظمي (زهرا رهنورد) را كه نگاه مي‌كني چند نكته جالب در آن وجود دارد. اول اين كه اسناد مشكوكي در اين پرونده مبني بر همكاري اين دو نفر با دستگاه امنيت رژيم پهلوي وجود دارد، مثلاً زهرا رهنورد ارتباطات امام موسي‌صدر را به مخبرين ساواك گزارش مي‌كرده و يا ساواك مجوز عضويت هيأت علمي دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) را براي موسوي صادر كرده است.
دومين نكته جالب دستگيري موسوي به اتهام ارتباط با آلادپوش است. آلادپوش از اعضاي ارشد سازمان مجاهدين خلق است كه عامل اصلي ترور چند مستشار امريكايي بود. موسوي در مقابل بازجوي ساواك، بسيار ذليلانه رفتار مي‌كند و آنچه از آلادپوش مي‌دانسته و نمي‌دانسته به بازجويش تحويل مي‌دهد و در يك فرآيند كاملاً مطابق با مباني حقوق بشر! 10 روز بعد به دليل نبود ادله آزاد مي‌گردد. اين در حالي است كه چند
«هم‌پرونده»اي موسوي كه تنها نام آلادپوش را شنيده بودند و از او اطلاعاتي نداشتند به چند سال حبس محكوم مي‌شوند. شايد رمز اظهارات اخير موسوي كه نظام سلطنت را بر‌تر از نظام جمهوري اسلامي دانسته بود، در همين دستگيري و آزادي باشد.
نكته سوم پرونده موسوي سفر او و زهره كاظمي با فرزندانشان به امريكا در سال 1355 جهت سكونت دائمي است. آنها كه فرصت طلبانه بدون دادن هيچ‌گونه هزينه‌اي از كانون نويسندگان، مجاهدين خلق، جنبش مسلمانان مبارز،
علي شريعتي و گروه‌هاي مسلمان به‌عنوان سكوي پرش روشنفكري استفاده مي‌كردند، مي‌خواستند به مهد روشنفكري يعني امريكا بروند تا نان سختي‌هاي مبارزين داخلي را بخورند اما يك سال پس از اقامت در امريكا با اوج‌گيري مبارزات مردمي در سال 1357، تصميم به بازگشت گرفته مي‌شود.
2-‌ فرصت طلبي و تغيير عقيده در جهت قدرت و گفتمان غالب جهاني دو ويژگي‌ميرحسين موسوي است كه مي‌تواند غالب تحركات بعضاً متناقض سياسي او را توجيه كند! موسوي كه در كارنامه سياسي‌اش هيچ‌ رگه‌اي از دين و معنويت به چشم نمي‌خورد
به يكباره به عضويت حزب جمهوري اسلامي درمي‌آيد و در فرم عضويت‌‌اش مي‌نويسد كه حاضر به همكاري تمام وقت و 24 ساعته با حزب هستم! و اين گونه با ياري سمپات‌هاي سابق مجاهدين خلق، موسوي در نظام جمهوري اسلامي رشد مي‌كند و پس از سردبيري روزنامه جمهوري اسلامي و وزارت خارجه در يك فرايند خاص به رئيس‌جمهور وقت تحميل مي‌شود.
جالب آنجاست كه رئيس جمهور وقت زماني كه براي نخست‌وزير نبودن آيت‌الله مهدوي كني استدلال مي‌كند، اظهار مي‌دارد كه نمي‌توانم به ايشان دستور بدهم و آن‌گاه شخصي مانند موسوي نخست‌وزير مي‌شود.
يكي از وزراي مستعفي موسوي مي‌گفت كه اكنون مردم مي‌فهمند كه رئيس‌جمهور وقت از دست خودسري و خشك‌مغزي موسوي چه مي‌كشيد.
3-‌ اگر نبود درايت و رهبري داهيانه امام خميني (ره) در
دهه 60، مي‌توانستيم لقب بدترين دهه انقلاب را به دولت موسوي تقديم كنيم. آزادي‌هاي مشروع در دولت موسوي به پائين‌ترين حد خودرسيد تا جايي كه رسماً دولت وقت رنگ مشكي و خاكستري را به عنوان رنگ‌هاي مورد قبول معرفي كرد و اين چنين بود كه موسوي در كنار موسيليني تنها رؤساي دولتي بودند كه براي مردم رنگ اجباري لباس تعيين مي‌كردند.
در زمينه اقتصادي وضعيت بدتر بود. رانت‌خواران عضو كابينه موسوي با تأسيس شركت‌هاي رجا، بنياد نبوت، بنياد الهادي و... چنان خون ملت را مكيدند كه تا سال‌ها دولت‌هاي جمهوري اسلامي بايد تاوان پس مي‌دادند. كوپني كردن تمام اجناس تا جارو دستي، بالا رفتن نارضايتي عمومي را در پي داشت و نسل دهه 60 به نسل صف‌هاي طولاني كوپن معروف شدند. موسوي هميشه جنگ را بهانه‌اي براي ناكارآمدي هايش قرار مي‌داد اما 20‌سال پس از پايان جنگ معلوم شد كه وزارت اقتصاد مي‌گفته كه مي‌تواند جنگ را اداره كند و نظاميان نيز از ادامه جنگ تا پيروزي سخن مي‌گفتند و اين گونه موسوي دولتش را با عنوان «باني جام‌زهر» به پايان برد.
4-‌ 20‌سال سكوت موسوي از 1368 تا 1388 بي شباهت به قصد او براي اقامت در امريكا در سال 1355 نبود و اگر تندروي‌هاي رفقاي موسوي در دهه 60 نبود، بعيد نبود كه او به امريكا يا فرانسه براي اقامت دائم سفر كند! به هر روي موسوي 20 سال نقاشي كشيد و خوشحال بود كه سنگ بناي رانت‌خواري، حلقه بسته مديريت تكنوكراسي را نهاده است و ‌هاشمي و خاتمي به راه او مي‌روند‌ اما در سال 1388 فضاي تنفس موسوي دگرگون شد.
موسوي كه توهم و خيال، جزو ثابت زندگي‌ سياسي‌اش بود، در روز‌هاي پائيزي 87 مي‌گفت كه اسم من 20‌ ميليون رأي دارد و 20 ميليون رأي خاتمي به خاطر حمايت من بود! مشاركتي‌ها و مجاهدين انقلاب كه مركب خوبي براي سواري پيدا كرده بودند، پس از انصراف خاتمي به دميدن دركوره توهم موسوي شدت بخشيدند. موسوي با ايده‌هاي انقلاب مخملين مانند رنگ سبز و كميته صيانت از آرا تجهيز شد. برخي افراد روي صحنه نيز در پشت صحنه، موسوي را محكم‌تر كردند كه تو مي‌تواني احمدي‌نژاد را شكست دهي و شكست احمدي‌نژاد يعني هدف قرار گرفتن ولايت فقيه!
مناظره اما رؤياهاي مخملي موسوي را به‌هم زد و تقلب گفتماني او براي پنهان شدن در پناه خط امام در پيش چشم 70 ميليون ايراني افشا شد.
«چيز‌چيز»‌هاي موسوي نشان داد كه او در برابر افشاگري‌هاي احمدي‌نژاد پاسخي ندارد و اعتراض‌هاي بي‌پاسخ احمدي‌نژاد نمايانگر پيوند موسوي با مفسدان، آقازاده‌ها و رانت‌خواران بود.
موسوي در انتخابات نتوانست مردم را در رياست بر جمهور نمايندگي كند و اين براي اولين بار در حيات 40 ساله سياسي موسوي بود كه
فرصت طلبي‌اش ناكام مانده بود. پس پيشنهاد آقازاده‌ها و خانم‌زاده‌ها را پذيرفت و فاز دوم براندازي را شروع كرد. مهدي و فائزه زمينه را براي نشان دادن تجلي واقعي موسوي فراهم كرده بودند. روز شنبه 23 خرداد دفتر مجمع تشخيص مصلحت نظام محلي براي پيمان چهار نفره عليه انقلاب اسلامي شد. خاتمي، موسوي، سيد حسن و تكيه‌گاه فتنه قرار گذاشتند تا آخر با هم باشند و چه خوب به عهدشان وفا كردند.
5-‌ دوستي مي‌گفت عكس موسوي در حالي كه مشت‌ها را گره كرده و در وضعيتي دون شأن يك انسان متشخص برروي سقف ماشين شعار مي‌دهد، نشان مي‌داد كه او و هوادارانش چه نقشه‌اي براي ايران اسلامي داشتند. علي رغم هشدارهاي رهبري معظم انقلاب، يك هفته خيابان‌هاي تهران محل اردوكشي چماق‌به‌دست‌هاي سبز شد و آرام‌ترين حركت موسوي و طرفدارانش در عصر روز 25 خرداد، با حمله به پايگاه نظامي و7 كشته به پايان رسيد. موسوي كه به عروسكي در دست دشمنان انقلاب تبديل شده بود، هشت ماه كوشيد تا هوادارانش را در خيابان نگه دارد،
30 خرداد، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و عاشورا پله‌هايي براي موسوي بود تا هوادارانش را از جماعت داراي ابهام به نتيجه انتخابات به گروهي محدود از سلطنت‌طلب‌ها و بهايي‌ها و خانواده‌هاي معدومين منافق تبديل كند كه كينه يزيدي از امام حسين(ع) را در سينه داشتند.
پشتيبانان موسوي هم با سكوتشان او را تشويق مي‌كردند، گويي قرار است حاكميتي دوگانه ايجاد شود و خواص ساكت نقش حكم و واسطه را بازي كنند. همانگونه كه تكيه گاه فتنه هميشه از لفظ «اين طرفي‌ها» و « آن‌طرفي‌ها» استفاده مي‌كند.
6-‌ در روزهاي اوج انقلاب اسلامي، در روزهايي كه مردم ايران‌با نشاط و شادي تمام جشن 22 بهمن را بي مبارك مصري بر پا كردند، سران فتنه نيز به وظايف سازماني شان عمل مي‌كردند. در دو ماه گذشته فحش و ناسزايي نبود كه موسوي و كروبي نثار انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي نكنند، كار به آنجا رسيد كه در سالروز انقلاب اسلامي نظام منحوس شاهنشاهي بهتر از نظام اسلامي خوانده شد.
سقوط ديكتاتور مصر و گشوده شدن معبري طلايي براي صدور انقلاب اسلامي به كشورهاي عربي و مسلمان، انگليس، امريكا و اسرائيل را آنچنان آشفته كرده بود كه بنابرمثل «الغريق يتشبّث بكل حشيش»، موسوي و كروبي را براي نا امن‌كردن ايران برگزيدند. موسوي اين بار هم كوشيد تا از اين فرصت امريكايي بهره برده اما روز 25 بهمن مصداق «ومكروا و مكرالله والله خير الماكرين» بود.

ماه پيش رهبر انقلاب به سران فتنه كه شنيده نشد

كشته‌سازي يكي از پروژه‌هايي است كه از ابتداي آشوب‌هاي خياباني سال گذشته از سوي جريان ضدانقلاب داخلي مورد استفاده قرار گرفته است؛ پروژه‌اي كه اصولاً يكي از ويژگي‌هاي ثابت تمامي كودتاهاي مخملي است كه تاكنون در كشورهايي مانند ونزوئلا هم اجرا شده است.
با اين حال، خودداري جمهوري اسلامي ايران از برخورد خشن و تند با آشوبگران سبب شد تا سران نظريه‌پرداز اين جريان، دست به طراحي سناريوي كشته‌هاي دروغين زدند؛ مسئله‌اي كه در ماجراهاي افرادي مانند ترانه موسوي، سعيده پورآقايي، احمد كارگرنجاتي و... ديده شد و با مشخص شدن دروغين بودن اين ادعا‌ها، مردم ديگر اينگونه تبليغات و اخبار رسانه‌اي را باور نكردند.
همين مسئله سبب شد تا گروهك‌هاي ضدانقلاب كه دخالت مستقيم در آشوب‌هاي خياباني داشتند دست به تشكيل تيم‌هاي ترور بزنند و با كشتن برخي افراد مشخص، نظام ايران را مسئول اين اقدامات معرفي كنند. اين موضوع بويژه در اغتشاشات عاشوراي ۸۸ مشاهده شد و چند نفر از هموطنان به طرز مشكوكي كشته شدند؛ جنايتي كه پس از دستگيري تعدادي از عوامل آن مشخص شد تحت هدايت مستقيم گروهك تروريستي منافقين صورت گرفته است.
مسئوليت خون‌هاي ريخته شده با سران آشوب‌هاست
« هدايت اينگونه جنايات و كشتار از سوي بيگانگان» موضوعي بود كه رهبر معظم انقلاب در خطبه‌هاي تاريخي خود در نمازجمعه ۲۹ خرداد ۸۸ به صراحت نسبت به آن هشدار دادند و اعلام كردند كه اين جريان شايد در ابتدا در اختيار سران فتنه باشد اما پس از مدتي، كنترل آن از دست اين افراد خارج مي‌شود و دشمنان انقلاب هدايت آن را برعهده خواهند گرفت.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در خطبه‌ها تأكيد كردند: «... آن كساني كه به يك نحوي يك نوع مرجعيتي در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساي احزاب و كارگردانان جريانات سياسي و يك عده‌اي از اين‌ها حرف‌شنوي دارند، اين‌ها خيلي بايد مراقب رفتار خودشان باشند، خيلي بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمي افراطي‌گري كنند، دامنه‌ اين افراطي‌گري در بدنه مردم به جاهاي بسيار حساس و خطرناكي خواهد رسيد كه گاهي خود آنها ديگر نمي‌توانند آن را جمع كنند، كه ما نمونه‌هايش را ديده‌ايم.
افراط وقتي در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطي به افراطي‌گري ديگران دامن مي‌زند. اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براي اصلاح ابرو، چشم را كور كنند؛ چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خون‌ها و خشونت‌ها و هرج‌ومرج‌ها، آنهايند. من به همه‌ اين آقايان، اين دوستان قديمي، اين برادران توصيه مي‌كنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه‌ صدر داشته باشيد؛ دستهاي دشمن را ببينيد؛ گرگهاي گرسنه‌ كمين‌كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسي را
يواش يواش دارند از چهره‌هايشان برمي‌دارند و چهره حقيقي خودشان را نشان مي‌دهند، ببينيد؛ از اين‌ها غفلت نكنيد.»
با اين حال و با وجود هشدار صريح رهبر معظم انقلاب به اين افراد براي كنترل آشوب‌هاي خياباني، آقايان موسوي و كروبي نه تنها تلاشي در اين زمينه انجام ندادند، بلكه با لجاجت بر دعاوي ناصواب خود زمينه را براي جان باختن تعدادي از هموطنان فراهم كردند.
اما روز 25 بهمن نيز در آشوب‌هاي محدودي كه در برخي نقاط تهران رخ داد، «صانع ژاله» يكي از دانشجويان بسيجي دانشگاه هنر تهران مورد حمله تروريستي گروهك منافقين قرار گرفت و به شهادت رسيد؛ چند ساعت بعد هم يكي ديگر از مجروحان اين اغتشاشات، در بيمارستان جان باخت.
البته اين دو مورد به جز ساير خون‌هايي هستند كه توسط آشوبگران و با مجروح كردن مردم عادي ريخته شدند. در همين راستا است كه افكار عمومي، ميرحسين موسوي و مهدي كروبي و همچنين محمد خاتمي را مسئول ريخته شدن اين خون‌ها مي‌دانند و خواستار محاكمه اين افراد به جرم قتل و كشتار هستند؛ مسئله‌اي كه از سوي نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي هم بيان شد.
به عنوان مثال، «دكتر زهره الهيان» عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي به واقعه
25 بهمن تهران اشاره كرد و گفت: اين وقايع و هماهنگي‌هايي كه از قبل بين فتنه‌گران و محافل بيگانه همچون رژيم صهيونيستي و لندن‌نشينان شده بود مهر تأييد ديگري بر همبستگي عوامل فتنه با عناصر خارجي بود. الهيان همچنين به شهادت يك جوان دانشجو در اين حوادث اشاره كرد و گفت: فتنه‌گران بايد جواب خون تمام افرادي را كه در جريان حوادث بعد از انتخابات و همچنين 25 بهمن به زمين ريخته شده است بدهند.
به همين دليل است كه فعالان سياسي معتقدند سران فتنه علاوه بر جرايمي كه در زمينه امنيت ملي و همراهي با دشمنان اسلام و انقلاب مرتكب شدند، بايد پاسخگوي خون ايرانياني كه در طول دو سال گذشته جان خود را از دست داده‌اند نيز باشند؛ مسئله‌اي كه بايد در دادگاه بررسي و به جنايات اين افراد رسيدگي شود. متن كامل سخنان حجت الاسلام عليرضا پناهيان در مراسم تشييع شهيد صانع ژاله

حذف سياستمداران حامي فتنه از صحنه سياست

حجت الاسلام عليرضا پناهيان در جمع انبوهِ تظاهركنندگان و تشييع كنندگان پيكر شهيد «صانع ژاله» كه در روز 25 بهمن ماه و در جريان آشوبِ فتنه‌گران به شهادت رسيد، طي سخناني شهادت اين عزيز را مُهر ابطالي بر فتنه آشوبگران و سبب رسوايي منافقين دانست. مشروح اين سخنان، كه روز چهارشنبه 27 بهمن‌ماه در دانشگاه تهران و در جمع انبوه تشييع كنندگان ايراد شده است، در پي مي‌آيد:

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين ...
شهيد ژاله چه افتخاري پيدا كرد. بايد به خانواده محترم او كه از خطه غيور‌ مردان كردستان هستند تبريك گفت كه شهادت فرزند آنها مُهر پاياني بود بر جنايتهاي بي حد و اندازه فتنه‌گران و خون ارزشمند او باعث رسوايي نهايي منافقان مدرن شد. اين شهيد مظلوم كه بسيجي بودن را در پرونده خود دارد بدون اين كه درگير شده باشد با موضوع تظاهرات فتنه در 25بهمن، در حالي كه از كنار خيابان عبور مي‌كرد هدف گلوله قرار گرفت تا مظلوميتش پاياني باشد بر مظلوميت و غربت بيش از 30 شهيدي كه جبهه انقلاب در اين جريان فتنه در يك سال و اندي داده است.
فتنه‌گران و مسئولان مملكت بدانند ما از اين به بعد براي شهدايي كه خداي ناكرده در اين راه بدهيم بيشتر از اين شور و غوغايي به پا خواهيم كرد. اگر يك نفر از شهروندان و اعضاي امت اسلامي ايران نازنين ما، نه شهيد بشود حتي مجروح بشود و از دست فتنه‌گران كتك بخورد ما براي آن مجروح هم چنين همايش‌هايي را برقرار خواهيم كرد.
آفرين به غيرت دانشگاهيان و آفرين به غيرت دانشجويان هنر كه نگذاشتند اين شهيد عزيز مانند ديگر شهدا در گوشه غربت و عزلت تشييع بشود و اين چنين تشييع باشكوهي براي او برقرار كرده‌اند. همين مردم حاضرند و تمنا دارند به پاي چوبه دار سران فتنه بايستند و فرياد بزنند.
سياستمداران كشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند
سياستمداران كشور حق ندارند به فتنه‌گران فرصت بازگشت بدهند. اين سخن، سخن ديرهنگاميست كه به فتنه‌گران فرصت داده شود كه اگر شما در خط امريكا و اسرائيل نيستيد خط خود را جدا كنيد. دست فتنه‌گران به خون جوانان اين مرز و بوم آغشته است. آنها لكه ننگي هستند كه باعث بي‌آبرويي ملت ما شده‌اند. ملت مصر به ما مي‌گويد: «ما مبارك مستبد جنايتكار وابسته به امريكا را سرنگون كرديم، شما ملت بزرگ نمي‌توانيد چند فتنه‌گر منحوس را نابود كنيد؟»
قيام اين مردم چرا براي شهيد 25 بهمن، پرشور‌تر از تشييع پيكر شهداي پيشين است؟ چون اين مردم ثمره انقلاب خود را در يمن، در تونس، در بحرين و در مصر ديده‌اند. اين مردم ثمره انقلاب خود را و ثمره خون شهداي خود را و بركت راه حضرت امام و رهنمودهاي مقام معظم رهبري را در تحولات منطقه ديده‌اند. چرا جامعه خود را از لكه ننگي كه فتنه‌گران ايجاد كرده‌اند پاك نكنند؟ همه اين مردم و هزاران برابر بيشتر از اين مردم از همه شهرهاي كشور آماده‌اند براي اين‌كه لكه ننگين نفاق مدرن كه در سران فتنه متجلي شده براي هميشه از اين مرز و بوم پاك بشود، فداكاري كنند.
تقاضاي مردم طبق آيه قرآن، «اعدام» است
من طبق آيه قرآن تقاضاي اين مردم را به خدمت مسئولان نظام عرض كنم. اين خشم مردم نيست، اين احساسات مردم نيست كه تقاضامند اعدام سران فتنه هستند، اين قرآن است كه مي‌فرمايد: «إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً» جزاي كساني كه امنيت را از بين مي‌برند و با تظاهرات خود زمينه حضور منافقين در صفوف شورشگران زباله‌داني را فراهم مي‌آورند و خيابان‌ها را ناامن مي‌كنند، اين است كه «أَنْ يُقَتَّلُوا»‌يا كشته بشوند «أَوْ يُصَلَّبُوا» يا به دارآويخته بشوند « أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ» دست و پاي آنها از دو سوي مخالف قطع بشود و بدن مثله شده آنها روي زمين انداخته شود.
مردم خواستار حذف سياستمداراني هستند كه زمينه شعله گرفتن آتش فتنه شدند
اين مردم نه تنها مي‌خواهند سران فتنه اعدام شوند بلكه مي‌خواهند سياستمداراني كه در موقعيت و با هر سابقه‌اي هستند و به هر نحو زمينه شعله گرفتن آتش فتنه را فراهم كردند آنها هم از صحنه سياست حذف شوند.
توجه كنيد، حرفهايي كه شايد تاكنون زده نشده باشد، خدمت شما عرض كنم. كدام يك از سياستمداران در آغاز اولين تظاهرات غيرقانوني كه برگزار شد نمي‌دانستند، پيش‌بيني نمي‌كردند كه منافقين در اين گونه تظاهرات شركت خواهند كرد؟ و امريكا پشتيبان اين گونه حركتها خواهد بود و خونهاي مظلوم به زمين ريخته خواهد شد؟
تمام سياستمداراني كه پيش‌بيني نمي‌كردند اين تظاهرات غيرقانوني كه از روز اول راه افتاد منجر به ريخته شدن خون مظلومان مي‌شود، آناني كه نمي‌دانستند و پيش‌بيني نمي‌كردند كه اين تظاهرات مورد حمايت اسرائيل و امريكا قرار خواهد گرفت، آن سياستمداراني كه در كشور ما پيش‌بيني نمي‌كردند اين حركت مورد رضايت صهيونيزم و قاتلان فلسطينيان مظلوم خواهد بود، آنها احمق‌هايي هستند كه در عرصه سياست جا خوش كرده‌اند. چه كسي است كه نداند اين نظام و اين انقلاب دشمن دارد؟ چه كسي است كه نداند دشمنان ما از هر فرصتي استفاده مي‌كنند؟ چه كسي است كه نداند كوچكترين فرصت دادن به دشمن به هر بهانه‌اي خيانت بزرگ محسوب مي‌شود؟ بگذاريد سخن امام امت را كه در اوج رحمت بود و در صحيفه امام ثبت است، براي شما بيان كنم. فرمود: «هر كسي به حكم شوراي نگهبان بي اعتنايي كند و با‌ آن مخالفت كند و مخالفت خود را به ميان مردم بكشد او مفسد في الارض است» و مفسد
في الارض حكمش اعدام است.
چه كساني مصلحت‌ها را توليد مي‌كنند؟
مردم ما تجربه تاريخي مظلوميت علي‌بن‌ابيطالب(ع) را دارند. مردم ما مي‌دانند كه اميرالمؤمنين مظلوم ما، كه اول مظلوم عالم بود، با نصيحت‌هايي كه اطرافيان به او مي‌كردند و تحميل‌گري‌هايي كه آغاز كردند، حكميت را تحميل كردند و نگذاشتند امام امت مسير خود را پيروزمندانه پيش ببرد. ما تقاضامنديم كه تمام كساني كه مي‌خواستند درجريان اين فتنه حكميت را به مقام معظم رهبري تحميل كنند از صفحه سياسي جامعه محو شوند.
اگر تاكنون مصلحت بوده است كه قوه قضائيه صبر و نجابت به خرج بدهد اما بايد ديد برخي از اين مصلحت‌ها كه توسط برخي توليد و تحميل مي‌شود، تا كي ادامه پيدا خواهد كرد؟ آيا كساني كه در اين مملكت مدام مي‌خواهند توليد و تحميل مصلحت كنند، بايد تا قيامت تحمل شوند؟ از روز اول انقلاب كه انقلاب آغاز شد تا زمان ظهور آقا امام زمان(عج)، از يك زاويه كه نگاه كنيد، مسير انقلاب ما اين مسير است كه از روز اول حضرت امام فرموده‌اند: تحميل شدن جريان نهضت آزادي بنا بر مصلحت بود. اين مصلحت برداشته شد. تحمل كردن بني‌صدر مصلحت بود، اين مصلحت برداشته شد. تحمل كردن منتظري علي رغم ميل و فرموده حضرت امام، مصلحت بود، اين مصلحت برداشته شد. ما از ابتداي انقلاب تا ظهور حضرت يك مسير را طي مي‌كنيم. روزبه‌روز به سمت شفافيت و كم شدن مصلحت و عيان شدن حقيقت پيش خواهيم رفت.
٭ اگر مصلحت‌ها به اين دليل است كه مردم تحمل داشته باشند، مردم تحمل دارند.
٭ اگر مصلحت‌ها به اين دليل بوده است كه مردم آگاه بشوند، مردم آگاه هستند.
٭ اگر مصلحت‌ها به خاطر اين بوده است كه خواص و نخبگان جامعه آگاه بشوند، آگاه شده‌اند. ديگر اگر كسي خود را به خواب زده باشد، نمي‌شود او را بيدار كرد.
٭ و اگر مصلحت‌ها براي اين بوده است كه خواص پس از آگاهي اقدام كنند، ما بايد از اقدام مجلس شوراي اسلامي تشكر كنيم كه ظواهر فريبنده پست‌ها را كنار گذاشتند و مانند يك بسيجي انقلابي فرياد زدند و درخواست اعدام سران فتنه را مطرح كردند.
هر سياستمداري تاكنون مي‌خواسته بيدار بشود بيدار شده است، هر كه تاكنون بيدار نشده است، ديگر بيدار نخواهد شد.
شعار «مرگ بر ساكتين» برگرفته از زيارت عاشورا و متون ديني
من بطور مشخص شعاري را به شما پيشنهاد مي‌كنم و شما انديشه اين شعار را، هم در زيارت عاشورا و در ديگر زيارتنامه‌هاي ما برويد ببينيد. آنجايي كه ما لعن مي‌كنيم، نه فقط قاتلين را، بلكه خاذلين را هم لعن مي‌كنيم. خاذلين يعني چه كساني؟ آناني كه در مقابل مظلوميت حسين(ع) ساكت ماندند و از حق قيام و دفاع نكردند.
بر اساس متون و معارف ديني، اين شعار را پيشنهاد مي‌كنم، تا از امروز و فردا معلوم بشود چه كساني مورد نفرين شما بوده‌اند و هستند و خواهند بود. اين مردم ما بر اساس معارف ديني اگر بخواهند شعار بدهند، همه خواهند گفت: «مرگ بر ساكتين».
چه كساني سكوت كرده‌اند؟
چه كساني سكوت كرده‌اند؟ كساني كه هنوز فتنه را فتنه نخوانده‌اند. چه كساني ساكت هستند؟ كساني كه سران فتنه را به عنوان سراني آشوبگر و خروج يافته از انقلاب ندانسته‌اند. كساني كه تقاضاي اعدام نكرده‌اند براي سران فتنه. طبق فرمايش حضرت امام چه كساني ساكت‌اند؟ علمايي كه براي بي‌احترامي به كوچكترين موضوعات ديني برمي‌آشوبند، ولي براي بي‌احترامي به ولايت فقيه و شخص ولي‌فقيه كه عصاره پيامبران و راه پيامبران است سكوت كرده‌اند. امروز شنيديم همين الآن كه شما دانشگاهيان و مردم درس‌هاي خود را تعطيل كرده‌ايد علماي هوشمند و انقلابي و با بصيرت در حوزه‌هاي علميه قم هم هم‌اكنون مانند شما تجمع دارند و درس‌هاي خود را تعطيل كرده‌اند. اما من مي‌خواهم دردمندانه و سوگمندانه براي اين بي‌شرف‌هايي كه حركت 25بهمن را كه شورش چند علاقه‌مند به سطل‌هاي آشغال را، قيام باشكوه مي‌دانند هم براي شما بگويم. اينها عكس امام را و عكس مقام معظم رهبري را به روي زمين گذاشتند و ماشين‌ها را وادار مي‌كردند و افراد را با كتك وادار مي‌كردند كه پا روي اين عكس‌هاي مقدس ما بگذارند. تا كي بايد تحمل بشود؟! تا كي بايد مظلوميت تحمل كنيم!؟ 18 تير وقتي اهانتي به مقام معظم رهبري شد مردم بيست‌وسوم تيرماه به خيابان‌ها ريختند. وقتي مقام معظم رهبري فرمود «عكس من را هم پاره كردند، كسي چيزي نگويد، صبر و سكوت بكنيد» مردم گريه كردند، به خيابان‌ها آمدند و فرياد زدند. آن جمعيتي كه روز 23 تيرماه بعد از 18 تير به خيابان‌ها آمد، امسال در همين مكان شما جمع شدند. در آن زمان، كسي از شخصيت‌هاي سياسي دعوت شده بود براي سخنراني نيامد، گفت مي‌ترسم مردم نيايند و من ضايع بشوم، نمي‌آيم از رهبري دفاع كنم. بعد از اين كه مردم را در 23 تيرماه از تلويزيون ديده بود، گفته بود: «عجب مردم اينقدر طرفدار رهبري هستند، اگر مي‌دانستم مي‌آمدم.» تو نيامدي و نمي‌آيي و نخواهي آمد. اميدواريم اين شهيد آخرين شهيد قبل از ظهور آقا امام زمان عليه السلام باشد و اين شهيد آخرين شهيد اين فتنه باشد و خدا سلامتي و شفاي عاجل به مجروحين و گلوله خورده‌هايي كه در روز 25 بهمن ماه بدون اسلحه به خيابان آمده بودند يا عبور مي‌كردند بدهد و خداوند متعال بصيرت كامل به خواص جامعه ما بدهد. آنچنان كه عموم افراد جامعه ما از اين بصيرت برخوردارند.
مسئولان مملكتي! به خدا قسم ما جواب جوانان پرشور، دانشگاهيان هوشمند را نه تنها نمي‌توانيم بدهيم، بلكه از اقصي نقاط عالم تماس مي‌گيرند، از تركيه، از پاكستان، افغانستان، عراق، لبنان، آفريقا، كشورهاي اروپايي، از امريكا، تمام اين تماس‌ها هست، مي‌گويند: «شما در ايران چه كار داريد مي‌كنيد؟ چهارتا انسان فتنه‌گر كه از انسانيت خارج شدند را چطور نمي‌توانيد جلويشان را بگيريد؟ آنها از ما تقاضا دارند. ما نمي‌توانيم پاسخ آنها را بدهيم. ان‌شاء‌الله عزم را جزم كنند و سفره ننگين فتنه را در ميان اين مردم جمع‌آوري كنند و مردم آسوده خاطر، خود را هرچه سريعتر به مقدمه‌سازي ظهور آقا امام زمان(عج) برسانند.
والسلام عليكم و رحمت‌الله و بركاته

باراك اوباما – رئیس جمهور ایالات متحده ‌امريكا
رئيس‌جمهور امريكا تنها یك روز پس از حادثه‌سازي حامیان پراكنده میرحسین موسوی در تهران، حمایت كامل ایالات متحده را از اغتشاشگران ابراز داشت و از آنها خواست به ایجاد ناآرامی در ایران ادامه دهند. اوباما در اظهارات روز چهارشنبه خود ضمن «شجاعانه» خواندن آشوب‌های خیابانی، اغتشاشگران را مردم ایران نامید و گفت: ایرانی‌ها باید شجاعت لازم برای آزادی بیان را داشته باشند و به اعتراضات خود ادامه دهند. روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» نیز گزارش داد كه اوباما، حمایت از آشوبگران
۲۵ بهمن و تشویق آنان به ادامه این روند را در اولویت كاری دیپلماسی رسانه‌ای دولت خود قرار داده است.
هیلاری كلینتون – وزیر امور خارجه امريكا
وزیر امور خارجه امريكا هم به تبعیت از رئیس جمهور این كشور، به حمایت از آشوب‌های ۲۵ بهمن پرداخت و در سخنانی مداخله‌جویانه، از آنچه «شجاعت معترضان» خواند، تقدیر به عمل آورد و بر حمایت ایالات متحده از آرمان‌های اغتشاشگران تأكيد كرد. هیلاری كلینتون همچنین در مصاحبه با تلویزیون عربی‌زبان «الحره» وابسته به دولت امريكا، جمهوری اسلامی ایران را نظامی دیكتاتور نامید! كلینتون همچنین از اوباما هم در زمینه حمایت از حامیان میرحسین موسوی سبقت گرفت و تصریح كرد: «بگذارید به طور صریح و مستقیم از آرمان‌های مردمی كه امروز به خیابان‌های تهران آمده‌اند، حمایت كنم.» وی همچنین ضمن اعلام تقدیر مجدد از آشوب‌های ۲۵ بهمن، گفت: «آنچه امروز در ایران اتفاق می‌افتد بیانگر شجاعت مردم این كشور است و ایالات متحده هم از حقوق مردم ایران حمایت می‌كند.»
ویلیام هیگ - وزیر امور خارجه انگليس
همچنین «ویلیام هیگ» وزیر امور خارجه انگليس كه كشورش اخيراً با حمله وحشيانه به تجمع صنفي دانشجويـــان انگليسي، خيابان‌هاي لندن را به خون آنان آغشته كرد، با تكرار سخنان همتای امريكایی خود مبنی بر شجاعانه خواندن اقدامات آشوبگرانه در ایران، اظهار داشت كه «مقام‌های ایرانی باید به حق آزادی بیان و تجمع مسالمت‌آمیز مردم احترام بگذارند.» هیگ همچنین در سخنانی معنادار تصریح كرد كه دولت سلطنتی انگليس «به طور كامل» از این آشوب‌های خیابانی حمایت می‌كند.
شیمون پرز – رئیس رژیم صهیونیستی
اما اغتشاشات پراكنده ۲۵ بهمن هیچ كسی را مانند سران رژيم اشغالگر اسرائیل خوشحال نكرد؛ تا جایی كه سران این رژیم نتوانستند شادمانی خود از اقدامات حامیان میرحسین را پنهان كنند.
«شیمون پرز» رئیس رژيم صهيونيستي در سخنرانی خود كه دو روز پس از این حوادث صورت گرفت، گفت: امیدوارم تا مخالفین حكومت ایران بتوانند رژیم فعلی ایران را ساقط كنند. به نظر می‌رسد فشار‌ها و عوامل خارجی در سقوط حكومت فعلی ایران مؤثر نخواهد بود و تمام امید ما به مخالفین داخلی حكومت ایران است. رئیس رژیم صهیونیستی همچنین با اشاره به موج منفی افكار عمومی و مسئولان ایران نسبت به این آشوب‌ها، حمایت رسمی و علنی خود را از میرحسین موسوی و مهدی كروبی اعلام و تأكيد كرد: از اظهارات نمایندگان پارلمان ایران و شعار برای اعدام رهبر مخالفین حكومت ایران اظهار تأسف می‌كنم.
ایگناسیو پرز كامبرا - كنسول اسپانیا در تهران
اگر سایر مقامات غربی با استفاده از تبلیغات رسانه‌ای به دنبال اعلام حمایت صریح از حامیان میرحسین موسوی بودند، این دیپلمات اسپانیایی ترجیح داد تا شانه به شانه این افراد حضور داشته باشد. رسانه‌های اسپانیایی هفته گذشته نوشتند كه كنسول این كشور در ایران به دلیل حضور در میان آشوبگران تهران، از سوی مأموران انتظامی بازداشت شده است.
روزنامه « ال پاییس» اسپانیا در گزارشی به قلم خبرنگار خود در تهران نوشت: پرز كامبرا زمانی دستگیر شد كه به همراه « لئوپلدو استامپا» سفیر اسپانیا در مركز تهران بود، جایی كه اصلاح طلبان مخالف دولت تظاهرات می‌كردند. این روزنامه همچنین اظهار داشت: پلیس ایران، كنسول اسپانیا را به مشاركت در تظاهرات غیرقانونی مخالفان در مركز تهران متهم كرده و هنگام دستگیری به او گفته است كه شما مرتكب اشتباه شده‌اید.

يك حرف از هزاران
دعوت آقايان موسوي و كروبي از طرفدارانشان براي آمدن به خيابان‌ها و تظاهرات، چه به نام حمايت از انقلاب مردم مصر و چه به هر دليل و بهانه ديگر، با هيچ منطق و محاسبه‌اي قابل فهم و قابل توجيه نيست. مردم مصر، اگر خواهان سرنگوني حسني مبارك و نظام حكومت او بودند، در درجه اول به‌دليل وابستگي خفت بار آن رئيس جمهور سرنگون شده از امريكا و اطاعت بي‌چون‌و چراي او از كاخ سفيد و صهيونيسم بين‌الملل در حمايت از اسرائيل بود. انقلاب مردم مصر، فوران ناگهاني آتشفشاني بود كه انرژي خشم و غضب ملت عليه حكومت در آن انباشته شده بود. بغض اين ملت يكباره و ناگهان تركيد. آنان خود را نزد مردم مظلوم فلسطين و نزد همه اعراب و مسلمانان، بلكه نزد همه مردم آزاده جهان خجالت زده مي‌دانستند، زيرا حكومتي داشتند كه به‌جاي آن‌كه از گذرگاه رفح براي رفع محاصره صهيونيست‌ها و حاميان غربي آنها، بويژه امريكا، استفاده كند و اجازه دهد قوت و غذا و دارو به فلسطيني‌هاي غزه برسد، اين گذرگاه را هم، كه تنها راه تنفس احتمالي آن مردم بيچاره بود، مسدود كرده بود تا محاصره كامل شود و حماس از پا درآيد و نقشه‌هاي امريكا و اسرائيل به‌صورت كامل اجرا شود.
مردم مصر واقعيت تلخ سازش رژيم حاكم بر مصر را با اسرائيل از 30‌سال پيش لمس كرده بودند و در سال‌هاي اخير تيزي خنجر زهر آلود
حسني مبارك را در عمق جان و جگر خود بيشتر از گذشته احساس مي‌كردند.
حالا اين مردم به پاخاسته‌اند و توانسته‌اند با تقديم صدها كشته و هزاران مجروح و با پايداري در طول سه هفته مداوم حضور در ميدان تحرير قاهره و ديگر شهرها، حسني مبارك را، كه در انديشه موروثي كردن رياست جمهوري مصر بود سرنگون كنند و قدم در عرصه روزي نو و روزگاري نو نهند.
براي امريكا، هيچ كس وفادار و فرمانبرتر از حسني مبارك نبود و امريكايي‌ها اگر كار به دست خودشان بود، هرگز حاضر نبودند نوكري مانند او را از دست بدهند. علاقه‌ آنها به مبارك نه به خاطر خود مبارك كه به‌خاطر اسرائيل بود. اسرائيل خط‌قرمز امريكايي‌هاست، زيرا 70 درصد از دولتمردان بلندپايه امريكا در كاخ سفيد، صاحب دوگذرنامه و دو تابعيت هستند، آنها هم گذرنامه امريكايي و هم گذرنامه اسرائيلي دارند.
امريكايي‌ها وقتي به اين نتيجه رسيدند كه عمر سياسي حسني مبارك به پايان رسيده و از اين مرده سياسي بيش از اين نمي‌توان حمايت كرد، در يك چرخش آشكار و مفتضح، دست از حمايت از او برداشتند. آنها كه بشدت نگران آينده اسرائيل بودند، به فكر افتادند با سپردن اوضاع مصر به دست نظاميان، منافع خود و اسرائيل را تأمين كنند و در عين حال خود را حامي انقلاب مردم مصر و موافق با مطالبات مردم قلمداد كنند.
درست سه روز پس از سرنگوني و فرار مبارك، آقايان موسوي و كروبي با دعوت از طرفداران خود براي تظاهرات در ايران، به امريكايي‌ها امكان دادند تا با تبليغ اين دعوت و نشان دادن صحنه‌هاي حضور پراكنده تظاهركنندگان (كه تعداد آنها در مقايسه با شمار تظاهرات مردمي بيست‌ودوم بهمن، حكايت قطره و دريا بود) به دنيا اعلام كنند كه تظاهرات ملت‌هاي عرب كه از تونس آغاز شده بود و به مصر رسيده بود اكنون به ايران سرايت كرده است،
ضد امريكايي نيست و تظاهرات 25 بهمن تهران بهترين دليل است كه مشكل مردم مصر و تونس، وابستگي رژيم‌هاي آنها به امريكا و اسرائيل نبوده است بلكه همه اين تظاهركنندگان در تونس و مصر و ايران خواهان دموكراسي هستند و امريكا هم از دموكراسي در همه جاي جهان حمايت مي‌كند! انعكاس وقايع روز دوشنبه 25/11/89 در تهران در شبكه‌هاي تلويزيوني «صداي امريكا» و «بي.بي.سي» همين است. اگر چنين كاري خدمت به امريكا و اسرائيل نيست، خوب است آقايان توضيح بدهند كه چيست؟
عجيب است كه يك سال و چند ماه پيش، در روز قدس تظاهركنندگان طرفدار آقايان، به رغم شعارهاي ملت ايران و درست در نقطه مقابل آرمان‌هاي امام راحل، شعار «نه غزه، نه لبنان» سر مي‌دادند و امروز از همان طرفداران دعوت مي‌كنند كه به بهانه حمايت از مردم مصر، به خيابان‌ها بيايند و با نظام اسلامي كه قطعاً و حقاً الهام‌بخش مردم مصر در بيداري اسلامي بوده، به مخالفت برخيزند.
آيا نبايد گفت هم آن شعار «نه غزه، نه لبنان» و هم اين دعوت براي حمايت از مصر، هر دو، به يك منظور و از يك مركز طراحي و تدبير شده و آن همان مركزي است كه امروز در حال بهره‌برداري از اين واقعه است؟ آيا آقايان كروبي و موسوي بهتر از اين هم مي‌توانستند خودشان را با دست خودشان در دادگاه افكار عمومي مردم منصف و با فهم ايران محكوم كنند؟ و شگفت‌آورتر از همه اين است كه آقايان هنوز هم ادعا مي‌كنند كه پيرو امام راحل و آرمان‌هاي او هستند.

پيش لمس كرده بودند و در سال‌هاي اخير تيزي خنجر زهر آلود
حسني مبارك را در عمق جان و جگر خود بيشتر از گذشته احساس مي‌كردند.
حالا اين مردم به پاخاسته‌اند و توانسته‌اند با تقديم صدها كشته و هزاران مجروح و با پايداري در طول سه هفته مداوم حضور در ميدان تحرير قاهره و ديگر شهرها، حسني مبارك را، كه در انديشه موروثي كردن رياست جمهوري مصر بود سرنگون كنند و قدم در عرصه روزي نو و روزگاري نو نهند.
براي امريكا، هيچ كس وفادار و فرمانبرتر از حسني مبارك نبود و امريكايي‌ها اگر كار به دست خودشان بود، هرگز حاضر نبودند نوكري مانند او را از دست بدهند. علاقه‌ آنها به مبارك نه به خاطر خود مبارك كه به‌خاطر اسرائيل بود. اسرائيل خط‌قرمز امريكايي‌هاست، زيرا 70 درصد از دولتمردان بلندپايه امريكا در كاخ سفيد، صاحب دوگذرنامه و دو تابعيت هستند، آنها هم گذرنامه امريكايي و هم گذرنامه اسرائيلي دارند.
امريكايي‌ها وقتي به اين نتيجه رسيدند كه عمر سياسي حسني مبارك به پايان رسيده و از اين مرده سياسي بيش از اين نمي‌توان حمايت كرد، در يك چرخش آشكار و مفتضح، دست از حمايت از او برداشتند. آنها كه بشدت نگران آينده اسرائيل بودند، به فكر افتادند با سپردن اوضاع مصر به دست نظاميان، منافع خود و اسرائيل را تأمين كنند و در عين حال خود را حامي انقلاب مردم مصر و موافق با مطالبات مردم قلمداد كنند.
درست سه روز پس از سرنگوني و فرار مبارك، آقايان موسوي و كروبي با دعوت از طرفداران خود براي تظاهرات در ايران، به امريكايي‌ها امكان دادند تا با تبليغ اين دعوت و نشان دادن صحنه‌هاي حضور پراكنده تظاهركنندگان (كه تعداد آنها در مقايسه با شمار تظاهرات مردمي بيست‌ودوم بهمن، حكايت قطره و دريا بود) به دنيا اعلام كنند كه تظاهرات ملت‌هاي عرب كه از تونس آغاز شده بود و به مصر رسيده بود اكنون به ايران سرايت كرده است،
ضد امريكايي نيست و تظاهرات 25 بهمن تهران بهترين دليل است كه مشكل مردم مصر و تونس، وابستگي رژيم‌هاي آنها به امريكا و اسرائيل نبوده است بلكه همه اين تظاهركنندگان در تونس و مصر و ايران خواهان دموكراسي هستند و امريكا هم از دموكراسي در همه جاي جهان حمايت مي‌كند! انعكاس وقايع روز دوشنبه 25/11/89 در تهران در شبكه‌هاي تلويزيوني «صداي امريكا» و «بي.بي.سي» همين است. اگر چنين كاري خدمت به امريكا و اسرائيل نيست، خوب است آقايان توضيح بدهند كه چيست؟
عجيب است كه يك سال و چند ماه پيش، در روز قدس تظاهركنندگان طرفدار آقايان، به رغم شعارهاي ملت ايران و درست در نقطه مقابل آرمان‌هاي امام راحل، شعار «نه غزه، نه لبنان» سر مي‌دادند و امروز از همان طرفداران دعوت مي‌كنند كه به بهانه حمايت از مردم مصر، به خيابان‌ها بيايند و با نظام اسلامي كه قطعاً و حقاً الهام‌بخش مردم مصر در بيداري اسلامي بوده، به مخالفت برخيزند.
آيا نبايد گفت هم آن شعار «نه غزه، نه لبنان» و هم اين دعوت براي حمايت از مصر، هر دو، به يك منظور و از يك مركز طراحي و تدبير شده و آن همان مركزي است كه امروز در حال بهره‌برداري از اين واقعه است؟ آيا آقايان كروبي و موسوي بهتر از اين هم مي‌توانستند خودشان را با دست خودشان در دادگاه افكار عمومي مردم منصف و با فهم ايران محكوم كنند؟ و شگفت‌آورتر از همه اين است كه آقايان هنوز هم ادعا مي‌كنند كه پيرو امام راحل و آرمان‌هاي او هستند.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن ۱۳۸۹ساعت 11:12  توسط داود حمیدی  | 

احمدي نژاد اعلام كرد:

آغاز اجراي هدفمندي يارانه ها از ۲۸ آذر ماه

جام جم آنلاين: رئيس جمهور از اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها از۲۸ آذر خبر داد.آقاي محمود احمدي نژاد با بيان اينکه مردم براي برداشت پول يارانه عجله نکنند، گفت: اکنون که قرار است از امروز اين طرح شروع شود، مردم بايد براي استفاده از پول يارانه ها برنامه ريزي کنند. وي اضافه کرد: در بخشهاي مختلف از جمله صنعت، خدمات، بانکها و بازار بسته هاي خوبي پيش بيني شده و در برخي بخشها قرار است قيمتها پايين بيايد و خريد و فروش تسهيل شود.

به گزارش واحد مرکزي خبر ، آقاي محمود احمدي نژاد در گفتگوي زنده تلويزيوني با شبکه يک سيما و راديو ايران گفت: با اجراي قانون هدفمندکردن يارانه ها با محاسباتي که ما انجام داده ايم از همان روز اول وضع شش دهک جامعه به لطف خدا بهتر مي شود.
 
آقاي احمدي نژاد افزود: ‌با اجراي اين قانون دو دهک جامعه بايد يک کمي صرفه جويي کنند و دو دهک هم بايد بيشتر صرفه جويي کنند.

وي اضافه کرد: بالاخره خيلي زندگي مرفه و باز و بدون هيچ کنترلي دارند اينکه خوب نيست به نفع خودشان هم نيست اين را بايد کمي کنترل کنند و هزينه و مصرفشان را محدود کنند گرچه با اصلاحات اساسي که در اقتصاد انجام خواهد شد همه سود مي برند.

چهار برابر متوسط دنيا انرژي مصرف مي کنيم

رئيس جمهور گفت: مطالعات قانون هدفمندکردن يارانه ها از پنج سال قبل و اجراي آن در واقع از سه سال قبل آغاز شد.

آقاي احمدي نژاد اين طرح را بزرگ ترين و مردمي ترين طرح اقتصادي کشور دانست و افزود: انرژي و ثروت کشور متعلق به مردم است و معتقديم بهترين حالت براي مديريت ثروت ملي، مديريت عمومي مردم و مشارکت مردم در مديريت ثروت ملي است.

وي با بيان اينکه بخش انرژي يکي از بخشهايي است که يارانه بسيار زيادي به آن تعلق مي گيرد گفت: انرژي يک نعمت خدادادي و براي همه ملت و نسلهاي کشور است و بايد به بهترين نحو از آن استفاده کرد که امروز از آن درست استفاده نمي شود و آثار سازنده اي ندارد.

رئيس جمهور افزود: امروز معادل شش و نيم ميليون بشکه نفت و گاز در کشور توليد و دو ميليون و سيصد هزار بشکه صادر و چهار ميليون و دويست هزار بشکه در داخل مصرف مي شود.

وي گفت: با احتساب هر بشکه نفت معادل 85 دلار در چهار ميليون و دويست هزار بشکه در 365 روز سالانه 120هزار ميليارد تومان مصرف انرژي در داخل داريم که اين چهار برابر متوسط مصرف دنياست.

احمدي نژاد افزود:‌ اين در حالي است که ما بيش از چهار برابر متوسط دنيا رفاه نداريم و رفاه ما تقريبا معادل متوسط دنياست و اين انرژي بايد در خدمت رفاه مردم باشد.

رئيس جمهور گفت: چند اشکال وجود دارد اول اينکه اسراف زياد است و با مصرف کمتر نيز مي توان همين سطح رفاه را حفظ کرد.

احمدي نژاد افزود: ‌اشکال ديگر اين است که بهينه مصرف نمي کنيم و مصرف لوازم خانگي، خودرو، دستگاههاي گرمايشي و سرمايشي ما بالاست.

وي گفت: اشکال ديگر اين است که همين مقدار مصرف نيز عادلانه توزيع نمي شود و بعضيها 30 برابر ديگران مصرف مي کنند و باعث ايجاد فاصله طبقاتي مي شوند در حالي که ما يارانه مي دهيم تا عدالت برقرار شود.

رئيس جمهور افزود: مي توانيم با صرفه جويي يک چهارم همين 120 هزار ميليارد تومان، ميزان رفاه کنوني را حفظ کنيم.

واريز 4 هزار تومان براي هر نفر در ماه بابت نان

رئيس جمهور گفت: 4 هزار تومان براي هر نفر در ماه بابت هزينه نان به حساب مردم واريز مي شود.
 
احمدي نژاد افزود: اين واريز دوم در مرحله اول همين هفته و تا 7 الي 8 روز آينده انجام مي شود.

وي گفت: البته بخشي از هزينه نان در مرحله اول ديده شده است اما مي خواهيم مردم نان خوب بخورند.

اصلاح قيمت ها از فردا

رئيس جمهور گفت: اصلاح قيمت ها از ابتداي روز يکشنبه 28 آذر آغاز مي شود.
 
آقاي احمدي نژاد در ادامه گفتگوي زنده تلويزيوني در پاسخ به سوال مجري درباره زمان دقيق اجراي اصلاح قيمت ها افزود: اطلاعيه ستاد آماده شده است و پس از اين گفتگوي تلويزيوني پخش مي شود.

رئيس جمهور گفت: در اين مرحله آزادسازي قيمت نداريم بلکه قيمت ها اصلاح مي شود.

آقاي احمدي نژاد در عين حال اظهار داشت: قانون هدفمند کردن يارانه ها از مدت ها قبل آغاز شده است.

رسانه ملي در اطلاع رساني به مردم خوب عمل مي کند

رئيس جمهور گفت: يک چهارم صد و بيست هزار ميليارد تومان سي هزار ميليارد تومان مي شود که اگر مردم مصرف نکنند ما هم آن را صادر مي کنيم، وقتي صادر شد پولش مال ملت است.
 
آقاي احمدي نژاد افزود: سي هزار ميليارد تومان يعني چه؟ يعني يک سال بودجه عمراني کشور در سال گذشته.

وي گفت: بودجه عمراني ما در سال گذشته در تاريخ کشور بي نظير بود.

رئيس جمهور افزود: در سال گذشته دولت اقدام به ساخت راه آهن، مدرسه، بيمارستان، بندر، شهرسازي، آسفالت راه روستايي، جاده ها و بزرگراه ها کرد و اين بيشترين حجم کار عمراني تاريخ کشور بود.

وي اضافه کرد: همه بودجه عمراني سال گذشته ما بيست هزار ميليارد تومان بود يعني اگر همت کنيم و يک چهارم (120 هزار ميليارد تومان) را صرفه جويي کنيم بودجه عمراني دو و نيم برابر خواهد شد.

احمدي نژاد گفت: اگر اين سي هزار ميليارد تومان را در بخش مسکن استفاده کنيم و در بانک بگذاريم و بگوييم وام صفر درصد به مردم بدهيد، حداقل يک ميليون و چهارصد تا پانصد هزار مسکن شهري و روستايي با شرايط قرض الحسنه ساخته خواهد شد.

وي افزود: اين ميزان ساخت علاوه بر ساخت سالانه يک ميليون و سيصد تا چهارصد هزار مسکني است که هم اکنون ساخته مي شود و با اين اقدام، ديگر کسي بدون مسکن نخواهد ماند و بافت فرسوده اي باقي نمي ماند.

رئيس جمهور گفت: اگر اين را به بخش کشاورزي ببريم مطمئنا زميني نمي ماند که تحت کشت آبياري تحت فشار نباشد.

احمدي نژاد افزود: يکپارچه سازي اراضي کشت، داشت و برداشت همه اش مکانيزه خواهد شد و توليد ما در واحد سطح به دو برابر خواهد رسيد.

وي گفت: در نتيجه، آب کشاورزي را تامين مي کنيم و همه سدهاي کشور و شبکه هاي آبياري به اتمام خواهد رسيد و اين تنها با يک سال به دست مي آيد.

رئيس جمهور افزود: اگر اين ميزان را در صنعت صرف کنيم همه طرحهاي نيمه تمام به اتمام خواهد رسيد و به همان اندازه بايد ساخته شود.

وي اضافه کرد: اگر آن را به عمران شهري و حمل و نقل ببريم همه بزرگراه هاي شهري، متروها، اتوبوس ها و تاکسي ها نوسازي مي شود و اضافه هم مي آيد.

احمدي نژاد گفت: اگر اين مبلغ را وارد حمل و نقل برون شهري و راه آهن سازي کنيم؛ ما اکنون دوازده هزار کيلومتر راه آهن در دست ساخت داريم يعني 25درصد بيش از کل تاريخ راه آهن کشور، يعني هر چه راه آهن داريم يک ماه از 25صدم اضافه بر آن درست کنيم به سي هزار ميليارد تومان نمي رسد.

وي افزود: همه آزادراه هاي کشور را با اين مبلغ به بهره برداري مي رسانيم و 7500 کيلومتر آزادراه را مي توان با آن به بهره برداري رساند.

رئيس جمهور با بيان اينکه اگر مردم به اين ثروت ملي توجه کنند و يک چهارمش را صرفه جويي کنيم به راحتي قابل وصول است.

احمدي نژاد افزود: خوشبختانه الآن صدا و سيما کار خوبي مي کند و آموزش مي دهد البته اين بايد وارد درس مدارس و دانشگاه ها شود چرا که اين ثروت ملي است.

وي گفت: در دنيا براي هزار ميليارد تومان کلي برنامه ريزي مي کنند اين تنها سي هزار ميليارد تومان است، کمي همت کنيم سيستم و روش کار را عوض کنيم، نصفش را مي شود صرفه جويي کرد.

رئيس جمهور افزود: اگر اين اقدام صورت گيرد آن وقت ايران به کجا خواهد رسيد؟ ايران به پيشرفته ترين کشور دنيا تبديل خواهد شد و اين شدني است.

وي اضافه کرد: به خاطر اهميت اين موضوع دولت وقت زيادي روي آن گذاشت و سعي کرديم همه توان کارشناسي کشور را در چند سال گذشته بسيج کنيم چرا که اگر بخواهيم هدفمند کنيم و در اختيار مردم بگذاريم و بگوييم اين مال شما و خود شما مديريت کنيد و تصميم بگيريد همه اين جهات را ديده ايم و تسريع در حمل و نقل، کشاورزي، صادرات، توليد، صنعت و در زندگي تک تک مردم و دهک هاي درآمدي در روستا و شهر، دامداري، کشاورزي و کارگر سطحي، کارمند و همه اينها را بررسي کرده ايم.

احمدي نژاد افزود: دولت يک برنامه ريزي جامع تهيه کرده است، بسته هاي گوناگون تا به حال تهيه کرده ايم.

رئيس جمهور گفت: مشغول مذاکره هستم تا کارها را با صنعت، بازرگانان، کسبه، کشاورزان، دامداران،‌تجار، صادر کنندگان، حمل و نقل درون شهري و برون شهري جلو ببريم براي اينکه اين طرح به خوبي شروع شود و کمترين شوک و تنش در زندگي مردم ايجاد نشود.

احمدي نژاد افزود: البته در اجراي اين طرح همه پيروزند، ما يک کار اضافي هم انجام داده ايم مثلا يک ماه بنزين اضافي اعلام شد البته مقداري کم کرديم و 60 ليتر بنزين به 50 ليتر بنزين رسيد.

وي گفت: براي شبکه حمل و نقل برون شهري وآنهايي که نفت گاز مصرف مي کنند برايشان ده روز با قيمت قبلي در کارتشان شارژ مي شود.

رئيس جمهور افزود: سهميه جديد را هم گفته ايم که دو ماهه شارژ کنند.

وي اضافه کرد: پمپ بنزين ها و پمپ گازهاي کشور به سيستم هاي کارت خوان مجهز شده اند و مردم لازم نيست براي پرداخت ها پول حمل کنند يعني سيستم هاي اداري کشور با اجراي قانون هدفمندکردن يارانه ها عوض مي شود.

احمدي نژاد گفت: براي آب و برق و گاز يک کار پلکاني کرده ايم يعني همه تشويق بشوند بيايند پايين و هر کس يک پله پايين بيايد اثرش را در زندگي ببيند.

وي افزود: در ادامه حساب ها باز شد و اين يک پروسه پرحجم، گسترده و پيچيده اي بود که به سرانجام رسيد.

رئيس جمهور گفت: الان دو ماه هم در حساب مردم پول هست و همه بانک ها آماده هستند سيستم دولت آماده باش است تا بتوانيم اين کار را به خوبي انجام دهيم و شيريني آن براي مردم بماند.

احمدي نژاد افزود: اما با اجراي اين قانون چه اتفاقي در زندگي مردم مي افتد؟

وي گفت: با محاسبات ما شش دهک از همان روز اول به لطف خدا وضعشان بهبود خواهد يافت.

هدفمندسازي يارانه ها نخستين طرحي است که مال مردم است 

رئيس جمهور در ادامه سخنان خود در باره اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها که از شبکه يک سيما پخش مي شد گفت: دو دهک بايد مقداري صرفه جويي کنند دو دهک هم بايد بيشتر صرفه جويي کند بالاخره خيلي زندگي مرفه باز و بدون هيچ کنترلي دارند که خوب نيست به نفع خودشان هم نيست.
 
احمدي نژاد افزود: اين باز بودن را يک مقداري کنترل و يک ذره هزينه ها و مصرف را محدود کنند.

وي ادامه داد: البته آنها هم به اين جرگه مي پيوندند.

رئيس جمهور افزود: اگر چه با اصلاحات اساسي که در اقتصاد صورت مي گيرد همه سود مي برند و با اين سيستم صنعت ما بهينه مي شود و قيمت تمام شده در صنعت مي تواند با قيمتهاي جهاني رقابت کند.

احمدي نژاد گفت: الان اين رقابت وجود ندارد براي اينکه هزينه تمام شده بالاست؛ چرا بالاست؟ براي اينکه انرژي ارزان بوده کسي فکر را به کار نينداخته، فکرها کم به کار افتاده آن هم فکر و هوش ايراني که دنيا را زير و رو مي کند.

وي افزود: ايراني که يک فرصت پيدا مي کند ماهواره به فضا پرتاب مي کند و هزاران دانشمند تحويل مي دهد اين فکر معطل شده به خاطر اينکه يارانه ارزان آمده و تمام چاله و چوله ها را پر کرده است.

رئيس جمهور گفت: الان مي خواهيم بگوييم نخير، چاله چوله ها را بايد با همت و فکر پر کنيم، بايد با بهينه سازي، سيستم ها و مديريت را پر کنيم تا بعد بتوانيم در دنيا رقابت کنيم.

احمدي نژاد افزود: صنعت و رفتار اقتصادي متحول خواهد شد.

در ادامه، مجري در سؤالي از رئيس جمهور پرسيد: آيا اين محاسبات بر مبناي يک چهارم صرفه جويي است که وي پاسخ داد: نه اصلاً، ما گفتيم فرض کنيد، اين ديگر همت مردم است عرض خواهم کرد مردم نصفش را صرفه جويي کنند.

رئيس جمهور افزود: کسي که صرفه جويي مي کند دو سود مي برد اول منابعي که به او داده ايم در جيبش مي ماند، دوم آن مقدار صرفه جويي را صادر مي کنيم پولش دوباره به اقتصاد برمي گردد و همه مردم سود مي برند.

مجري پرسيد: آيا هنگامي که واژه مردم را به کار مي بريد منظورتان نهادهاي دولتي هم که انرژي بر هستند نيز مي باشد؟

آقاي احمدي نژاد در پاسخ گفت: همه، البته ما براي بخش دولتي و مصارف عمومي مثل دولت از همان اول کار، قيمتها را آزاد کرديم.

وي افزود: ما بيشترين فشار را به دولت و کمترين فشار را به مردم وارد کرديم براي اينکه طرح مال مردم است هم اينها بايد صرفه جويي کنند و هم آنها.

رئيس جمهور در ادامه گفت: برگرديم به آن بحث اول؛ ما معادل 4 ميليون و 200 هزار بشکه انرژي مصرف مي کنيم هر قدر کمتر مصرف شود چه اتفاقي مي افتد؟ صادر مي شود و مي آيد در اقتصاد ملي.

احمدي نژاد افزود: بنا بر اين هر کس حتي آن کس که آزاد مصرف مي کند بگويد من ليتري فلان مقدار مي دهم مي خواهم هر قدر دلم مي خواهد مصرف کنم، چرا هر قدر مصرف کنيم؟ مي سوزد و مي شود آلودگي تهران.

وي گفت: بايد دو برابر هزينه بدهيم آلودگي را برطرف کنيم مي شود ترافيک هاي سنگين.

رئيس جمهور افزود: هر کس هر جا هست هر مقدار مي تواند صرفه جويي کند دو تا سود مي برد اولاً يارانه اي که به حساب او واريز شده مقدار بيشتري در جيبش مي ماند که مال خودش و ثروتش است دوم صرفه جويي صادر مي شود.

احمدي نژاد گفت: با آن سي هزار ميليارد تومان اگر نصفش را صرفه جويي کنند اتفاقهاي بزرگي مي افتد.

وي افزود: اين طرح نخستين طرحي است که مال مردم است و همه مردم خواهان اجراي آن هستند براي اينکه مردم آگاه و هوشيارند و منافع اين طرح را مي فهمند و فشار مي آورند که طرح را اجرا کنيد و ما پذيرفته ايم.

رئيس جمهور گفت: جالب است وقتي مردم بپذيرند ديگر تبعات منفي ندارد و يا به حداقل خواهد رسيد.

کشور وارد شرايط جديد اقتصادي مي شود 

رئيس جمهور گفت:‌ اين راهي است که ما شروع کرديم؛ با اين اقدام گام آخر مرحله اول برداشته شده و ما وارد شرايط جديد اقتصادي مي شويم.
 
احمدي نژاد در ادامه سخنان خود افزود: فکر مي کنيم که اقتصاد را بايد مردم اداره و ثروت ملي را بايد مردم مديريت کنند.

وي گفت: بايد برسيم به نقطه اي که رفتار توليد کننده،حمل و نقل کننده، مدير و مصرف کننده ما کاملا دگرگون بشود.

احمدي نژاد افزود: بايد قدر ثروت و نعمت الهي را تا قطره آخرش دانست و اين همان چيزي است که دردنيا وجود دارد.

وي گفت: ما کشور کم بارش و کم آبي هستيم ؛ امسال هم بارش کم داريم که اميدواريم خداوند متعال برساند اما همين 250 ميليمتر را درست استفاده نمي کنيم و حداکثر راندمان ما يک سوم است .

رئيس جمهور افزود:‌با همين آب مي توانيم سه برابر توليد فعلي توليد داشته باشيم و اين توليد چه رفاه و آينده اي براي فرزندان ما درست مي کند.

احمدي نژاد تاکيد کرد: ‌اين واقعا شدني است ؛ برخي فکر مي کنند که نشدني است و مرتب آن را متوقف کردند در حالي که اين کار شدني است و مردم مي توانند کارهاي بزرگي کنند.

وي افزود: تازه کار را شروع کرده ايم اما مي خواهم نکاتي را از مردم درخواست کنم.

رئيس جمهور گفت: اولين خواهش من از مردم اين است که ما بايد با هم باشيم، ما يک خانواده و ملتيم؛ زيبايي زندگي و سعادت در اين است که همه همديگر را دوست داشته باشيم و با هم با رحمت برخورد کنيم تا رحمت خداوند نيز نازل شود.

وي افزود: اگر ملتي با هم رحيم باشند و يکديگر را دوست داشته باشند و مراعات هم را بکنند خداوند هم مراعات مي کند و باران و برف ونعمت و برکت خواهد آمد.

رئيس جمهور گفت: خيلي بد است کسي فقط به فکر خودش باشد ؛کجا مي خواهد برود ؛ چه کار مي خواهد بکند ؛بدتر از آن کسي که به فکر خودش است آن کسي است که مي خواهد از خلأها و تحولات سوء استفاده کند؛کجا مي خواهيد برويد؟ ما که از يک ساعت آينده خبر نداريم.

احمدي نژاد افزود: ‌زيبايي زندگي به انباشتن نيست به درست استفاده کردن است؛ زيباترين زندگي را کساني کردند که براي ديگران زندگي کردند؛ امام حسين عليه السلام همه وجودش را براي جامعه فدا کرد و بالاترين زندگي و عشق را انجام داد؛ انسانهاي وارسته از همه چيز زندگي استفاده مي کنند و لذت مي برند.

وي گفت: ‌مقياس ما بايد ملي باشد ؛ببينيم اگر 75 ميليون مي خواهند انجام بدهند چه اتفاقي مي افتد و انعکاس کار ما و برگشت آن به زندگي چه مي شود.

احمدي نژاد افزود:‌ اين پولي که به حساب مردم ريختيم پول ويژه است؛ مملکت ما مملکت امام زمان (عج) است همه چيز متعلق به امام زمان و بيت المال است.

وي تاکيد کرد: ‌اين پول امام زمان و بابرکت است اين پول زمينه رشد جامعه است و پول حلال و پاک است بنابراين مراقب باشيم که اين پول خراب نشود که ديگر اثر ندارد.

احمدي نژاد گفت: ما معتقد به برکت هستيم برکت از عدالت مي آيد هر جا عدالت بشود برکت مي آيد؛ برکت يعني اينکه هر پديده در جاي خود قرار بگيرد و شکوفا شود و همه استعدادها را بروز دهد.

وي با آوردن مثالي افزود: مي خواهيم نهالي بکاريم و اين را در زميني مي بريم که با اين نهال سنخيت ندارد و آب ، نور و نگهداري آن مناسب نيست پس اين نهال ثمر نمي دهد و به جاي اينکه 100 کيلو ميوه خوب بدهد 20 کيلو ميوه پلاسيده مي دهد اما اگر اين نهال را در زميني که سنخيت دارد بکاريم و نور،آب و نگهداري آن مناسب باشد اين نهال همه استعدادهاي خود را بيرون مي ريزد و در فصل شکوفايي، زيباترين و در فصل ميوه دادن بهترين ميوه ها را مي دهد.

رئيس جمهور گفت: عدالت يعني اينکه هر چيز سر جاي خود باشد ؛ اين پول مال مردم و يک گام بلند در جهت عدالت است.

مردم براي دريافت يارانه‌ها عجله نکنند

رئيس جمهور در ادامه سخنان خود از شبکه يک سيما از مردم خواست براي دريافت يارانه‌هاي واريز شده به حسابهاي بانکي‌شان "بلافاصله به بانک مراجعه نکنند".
 
آقاي احمدي نژاد گفت: پول هست؛ ما يارانه‌ها را براي مدت دو ماه واريز کرده ايم. اين طرح دهها سال ادامه دارد؛ به فضل الهي اين طرح به گونه‌اي است که کسي نتواند آن را لغو کند.

وي افزود: اين طرح مال مردم است و نسلهاي پياپي از آن استفاده خواهند کرد؛ پس اولا عجله نکنند. اين شش ماه اول مهم است. اگر مردم زود اين پول را دريافت کنند، وارد بازار مي‌شوند، اين بازار را به هم مي‌زند و ضرر اين کار به مردم وارد مي‌شود.

رئيس جمهور گفت: فکر کنيد اين پول مال خودتان است، نگه داريد. صنعت، خدمات، بانکها، بخش‌اي گوناگون و بازار بسته‌هاي خوبي را پيش بيني کرده‌اند.

وي افزود: بعضي بخشها قرار است قيمتها را پايين آورند و خريد و فروش را تسهيل کنند. مردم حوصله کنند، ما در خدمتشان هستيم با هم جلو مي‌رويم.

آقاي احمدي نژاد تاکيد کرد: مردم عجله نکنند، به خصوص الان که از فردا مي‌خواهد شروع شود، آخر ماه است، کارمندان مي‌خواهند حقوق بگيرند، ممکن است مردم در صف بانکها بايستند. اين در حسابتان هست.

بالاترين ناظر خود مردم هستند

رئيس جمهور در ادامه سخنان خود از مردم خواست براي استفاده از يارانه‌هاي واريزي، برنامه‌ريزي کنند.
 
آقاي احمدي نژاد گفت: اين طرح گام‌هاي بعدي دارد. سعي مي کنيم پول موجود در حساب مردم در گام‌هاي بعدي حداقل به دو برابر برسد.

وي افزود: گام بعدي را ان شاءالله سال آينده اجرا مي‌کنيم. يکي از همکاري‌هاي خوب را نمايندگان مجلس با ما کردند. ان‌شاءالله در بودجه سال آينده همراهي مي‌کنند و ما گام بعدي را براي افزايش يارانه‌ها بر مي‌داريم.

رئيس جمهور گفت: اگر قوانين اجازه دهد و راه باز شود، آنچه در نيت من است، بيش از آن خواهد شد.

آقاي احمدي‌نژاد افزود: فکر مي‌کنيم ثروت را دست مردم بدهيم، بهتر از دولت مديريت مي کنند، زيرا در سيستم دولت هزينه ها بالا مي‌رود و بهره پايين مي‌آيد. دست مردم باشد، خودشان توليد و سرمايه گذاري مي‌کنند.

وي از مردم خواست اين پول را نگه دارند. بخشي را براي آينده بچه‌هايشان پس انداز کنند. بورس، بانک، صنعت، سرمايه‌گذاري قرار است بسته‌ها‌يي بدهند.

رئيس جمهور گفت: مردم حوصله کنند. اصلا دو ماه دست نگه دارند قبض برق، آب و گاز بيايد، حساب و کتاب کنند. براي کاهش مصرف خود مديريت تنظيم کنند. همه اعضاي خانواده دور هم بنشينند و مشورت کنند تا مصرف برق، گاز، آب و بنزين‌شان پايين بيايد. بگذاريم بچه ها در خانه مديريت اقتصادي را ياد بگيرند.

آقاي احمدي‌نژاد همچنين خبر داد: مردم توجه داشته باشند واريز دوم يارانه‌ها در همين مرحله اول صورت مي‌گيرد و براي نان است. چون نان مهم است و مي‌خواهيم مردم نان خوب بخورند.

وي افزود: ان‌شاءالله نفري 4000 تومان به ازاي هر ماه در همين هفته واريز مي‌کنيم و براي دو ماهه 8000 تومان نفري خواهد شد.

رئيس جمهور با بيان اينکه اکنون دولت بيش از 4000 ميليارد تومان يارانه نان مي دهد و مردم هم بيش از اين مقدار پول خريد نان مي دهند، افزود: تجميع اين دو با هم موجب مي‌شود مردم بهترين نان را بخورند. تازه بخشي هم اضافه مي‌آيد، اتلاف نان از بين مي رود و ما مي‌توانيم گندم را صادر کنيم.

آقاي احمدي‌نژاد گفت: توصيه ام به مردم عزيز اين است که همان طور که تا الان به ما اعتماد کردند، اعتماد کنند. ستاد در مرکز و همه استان‌ها و شهرستان‌ها هست، در کنار شما هستيم؛ اطلاعيه مي‌دهند، فقط به اطلاعيه‌ها توجه کنيد.

وي افزود: اگر کسي گفت فلان جنس قرار است قيمتش آن قدر بشود، درست نيست. عدالت، در داخل و خارج مخالف دارد. برخي رسانه‌هاي بيگانه عليه اين طرح داد سخن داده‌اند.

رئيس جمهور گفت: ناراحت هستند. نمي خواهند ايران پيشرفت کند و به الگويي تبديل شود که در آن فقير نباشد، کشوري که در آن همه شاد و مرفه باشند.

آقاي احمدي‌نژاد تصريح کرد: ممکن است بخواهند مردم را نگران و فضاسازي کنند، شايد برخي متوجه نباشند و تحريک شوند اقدامي در اقتصاد انجام دهند.

وي در پاسخ به اين سوال که چه نظارت هايي روي صنوف صورت مي‌گيرد گفت: خوشبختانه اصناف همکاري خوبي داشتند. ستاد درست کردند و در حال همکاري هستند. آموزش دادند. تشريح کردند. سوالات پاسخ داده شده است. خود صنوف، واحد نظارت تاسيس کرده اند. نظارتي هم وزارت بازرگاني دارد و نظارت خواهد کرد.

رئيس جمهور افزود: بالاترين ناظر خود مردم هستند. هر جا جهشي اتفاق افتاد، مردم دست نگه دارند، خريد نکنند، اطلاع دهند. ماموران ما مي‌آيند اگر ناشي از کمبود کالا باشد، جبران مي کنند و اگر خداي ناکرده رفتار نامناسبي باشد، با آن هم برخورد مي‌کنند.

وي درباره وظيفه رسانه ها در اجراي هدفمند کردن يارانه‌ها گفت: همه در اجراي اين طرح مهم هستند. صنعتگران، کارگران، دامداران، کشاورزان، تجار و بازرگانان، کسبه و پيشه‌وران، معلمان و فرهنگيان، دانشگاهيان و دانش‌آموزان همه مهم هستند.

رئيس جمهور افزود: اهالي رسانه هم خيلي مهم هستند. دنيا الان در حال نگاه کردن به ماست. ما ايراني هستيم، ما با ديگران فرق مي‌کنيم. تحولات ايران مورد توجه همه دنياست. آينده قضاوت خواهد کرد، ما امروز داريم تاريخ فردا را مي سازيم. بايد از خود اثر ماندگار قابل دفاع جا بگذاريم.

آقاي احمدي‌نژاد سپس به تشريح کارهاي رانندگان درون شهري و برون شهري پرداخت و با بيان اينکه اين قشر "از زحمتکش ترين و پاک ترين قشرهاي جامعه" است، از آنان تقدير کرد.

هيچ مشکلي در جريان هدفمندي يارانه ها غيرقابل حل نيست 

رئيس جمهور گفت: در زمان اجراي هدفمند کردن يارانه ها هر جايي که مشکلي پيش آيد مردم اطلاع دهند گروههاي تخصصي پيش بيني کرده ايم که مشکل را حل مي کنند.

وي افزود: تا جايي که توانسته ايم در جزئيات پيش رفته ايم اما اقتصاد کشور با 75 ميليون نفر جمعيت اقتصاد بزرگي است و ممکن است مشکلي پيش بيايد اما از اين به بعد هيچ مشکلي نيست که در قضيه هدفمند کردن يارانه ها نتوانيم آن را حل کنيم.

آقاي احمدي نژاد گفت: در اين خصوص اگر کسي اقدام نامناسبي انجام دهد انگيزه اش اقتصادي نيست.

وي افزود: يک آماده باش براي کل استانداران ، فرمانداران و مديران داريم و همگي آموزش ديده و پاي کار هستند.

رئيس جمهور گفت: از همه اصناف ، صنعتگران و راننده ها مي خواهيم همان طور که با هم قول و قرار گذاشتيم پيشگام اوليه اين طرح باشند و همگي در اين افتخار شريک هستند؛ کاري که ديگران براي اجراي آن، بخشي از مردم خود را از دست دادند و فقر در جامعه آنان اضافه شد، اما ما مي خواهيم فقر و تورم ريشه کن شود و اقتصاد کشور شکوفا و همبستگي و دلبستگي مردم اضافه شود زيرا مي خواهيم آن را عادلانه اجرا کنيم.

وي با بيان اينکه رسانه ها و سياسيون بايد همکاري کنند افزود: اين طرح مال احمدي نژاد و اين دولت و آن دولت نيست بلکه مال همه ملت و تاريخ ملت است و همه بايد کمک کنند که اين کار جلو برود و همه برنده ايم.

رئيس جمهور با بيان اينکه فقط ايراد گرفتن کار را درست نمي کند گفت: برخي افراد همه کارها را مسخره مي کنند بدون اينکه پيشنهادي بدهند.

وي با اشاره به آلودگي هواي تهران افزود: به طور کم سابقه اي 25 روز هواي تهران متوقف شد اما همه مردم براي حل اين مشکل همکاري کردند.

احمدي نژاد اضافه کرد: مسئولان نيز مال همه مردم هستند و سه سال ديگر کس ديگري مي آيد اما زمان و فرصت مال ملت است و همه بايد براي اين کار کمک کنند.

وي در پاسخ به اين سؤال که آيا از يارانه نقدي چيزي براي پس انداز مردم باقي مي ماند گفت: دهک اول درآمدي که پايين ترين درآمدها را دارند متوسط ماهانه 135 هزار تومان درآمد دارند که بخش عمده آنها تحت پوشش نهادهاي حمايتي هستند و متوسط خانوارهاي آنان چهار نفره است.

وي افزود: براي اين خانوارها به طور متوسط ماهانه 162 هزار تومان يارانه ريخته شده است که مصرف آب و برق و گاز آنان حداقل است و ما مي خواهيم حتي برخي از اين افراد مصرف خود را بيشتر کنند و گوشت و ميوه بخورند و به سلامت و بهداشت خود برسند.

رئيس جمهور گفت: پيش بيني ما اين است که افزايش هزينه اين دهک که بيشترين افزايش است حدود 10 درصد خواهد بود و 13 هزار تومان به هزينه هاي فعلي آنان اضافه مي شود و 150 هزار تومان ديگر مي ماند که بايد خرج هاي ديگري کنند.

وي افزود: اين ميزان با محاسبه تأثير هدفمندي در ساير کالاها نيز بوده است و هر چه دهک ها بالاتر مي رود اين فاصله کمتر مي شود و تا دهک ششم اين تأثير مثبت است.

رئيس جمهور گفت: در دهکهاي هفتم و هشتم نيز با مختصري صرفه جويي اين تأثير مثبت مي شود و دو دهک آخر که بالاترين درآمد جامعه را دارند نيز رفاهشان کم نمي شود و بايد کمي خود را جمع کنند.

وي افزود: اين دهک هاي آخر نيز وقتي اقتصاد شکوفا شد و توليد و سرمايه گذاري افزايش يافت آنها نيز سود خواهند برد.

رئيس جمهور گفت: اگر همه به قول و قرارهاي خود عمل کنند همه سود مي برند و هيچ کس ضرر نخواهد کرد.

وي افزود: اگر در جريان اجراي قانون،‌ قشري آسيب ببيند آن را به ما اطلاع بدهند ما پشتيباني خواهيم کرد و در عوامل و نهاده هاي توليد و خدمات کمک مي کنيم که آنها نيز به سوددهي برسند اما نبايد سرخود قيمت ها را بالا ببرند.

احمدي نژاد گفت: وقتي طرحي 50 سال ناعادلانه اجرا شده است دو دهک جامعه 30 برابر مصرف کرده اند در واقع اين دو دهک نيز مقصر نبوده اند بلکه سيستم اقتصادي به اين شکل بوده است.

وي افزود: امروز در تهران خانه اي داريم که بر اساس قبض گاز ماهانه 6 هزار متر مکعب مصرف مي کند و در کشور کساني را داريم که در ماه 50 متر مکعب نيز نمي توانند مصرف کنند.

رئيس جمهور گفت: متوسط مصرف گاز در تهران در 4 دهک پايين ماهانه 200 متر مکعب و در زمستان تا 300 متر مکعب است و اين باعث اختلاف طبقاتي مي شود.

وي افزود: با اجراي اين سياست ناعادلانه يارانه ها طي 50 سال 70 درصد يارانه به 30 درصد جامعه رسيده و 30 درصد جامعه دو و نيم برابر حق خود و 70 درصد جامعه 4 دهم برابر حق خود از يارانه ها استفاده کرده اند که اين امر باعث ايجاد يک دره عميق فاصله طبقاتي مي شود.

رئيس جمهور گفت: من اين فاصله ها را ديده ام و شايد تنها مسئولي هستم که در تاريخ کشور همه جاي ايران را ديده ام و کساني را ديده ام که 25 سال يا 40 سال ميوه نخورده اند.

وي افزود: بچه اي 12 ساله مي دويد که خود را به من برساند ديدم که لباس و کفش ندارد، نگفت که به من کمک کن و خانواده ما فقير است بلکه گفت سقف مدرسه ما دارد مي ريزد و من حاضر بودم جان خود را بدهم که وضع زندگي او عوض شود.

رئيس جمهور گفت: اگر آن يک چهارم را صرفه جويي بکنيم و آن شخص به جاي 6 هزار متر مکعب ، 2 هزار متر مصرف کند مشکل حل مي شود ، لازم نيست هر روز استخرت را گرم کني، هفته اي يک روز گرم کن، زيبايي زندگي اين است که با هم باشيم زيرا ما مسلمان و پيرو پيامبر (ص) و حضرت علي (ع) هستيم.

حل مسئله مسکن و اشتغال؛ قبل از پايان دولت دهم

رئيس جمهور گفت: پس از آنکه اين مرحله تمام شد تقريباً مراحل بعدي هم انجام خواهد شد زيرا تمام زيرساختها آماده است.
 
احمدي نژاد افزود: ان شاء الله دولت از اول سال آينده نيرويش را در سه بخش متمرکز خواهد کرد که هر سه تاي آن يکي است و مال مردم است.

وي در تشريح اين سه بخش گفت: اصلاح سيستم بانکي، اصلاح سيستم مالياتي و ايجاد اشتغال براي جوانان گامهاي بعدي است که مي خواهيم از اول سال آينده و تا قبل از پايان دولت دهم مسئله يارانه ها، مسکن و اشتغال در کشور حل شود و سيستم بانکي ، ماليات و گمرک اصلاح شود و اصلاح شدني است.

رئيس جمهور افزود: مهم ترين و سنگين ترين اين موارد به لحاظ وقت و انرژي اين مرحله بود که با همت ملت ايران ان شاء الله تا قبل از پايان سال انجام مي شود و قبل از پايان سال نيز در اواخر بهمن دوباره به شکل دو ماه، دو ماه مبالغي به حسابها واريز خواهد شد.

الان آزادسازي نداريم مقداري اصلاح قيمت ها داريم

 رئيس جمهور گفت: يک ميليون خانه روستايي بازسازي شده اما هنوز دو ميليون خانه نوسازي نشده است.
 
آقاي احمدي نژاد افزود: اين غير از جوان هاي روستاست که بايد خانه دار بشوند و بايد درست کنيم و اين مي شود.

وي ادامه داد: گفتيم فقط با يک چهارمش يعني 30 هزار ميليارد تومان، ايران ظرف 5 تا 6 سال خودش را به پاي کشورهاي پيشرفته دنيا مي رساند؛ در صنعت ، اقتصاد ، کشاورزي و آباداني مي تواند برسد اما هم اکنون اين وضع ناعادلانه است و بايد اصلاح شود.

رئيس جمهور گفت: همه بايد برابر ببرند اگر بخواهيم عدالت واقعي را اجرا کنيم و اگر مي توانستيم اجرا کنيم که چقدر شخصش را شناسايي کنيم و اينکه چقدر برده بايد پنجاه سال معکوس عمل مي کرديم.

وي افزود: بگذاريد کشورمان آباد شود و در ايران با اين همه پيشرفت نبايد يک جوان دنبال کار بگردد و نبايد لنگ مسکن باشد.

احمدي نژاد گفت: نبايد مريضي يک خانواده را ساقط کند بايد همه بيمه شوند، بيمه تکميلي و طلايي.

وي افزود: ثروت را داريم اما بي جهت آن را مي سوزانيم در حالي که در کنارش رفاهي نداريم.

رئيس جمهور گفت: همان اضافه سوخت را کنترل کنيم و بگذاريم مشکلات کشور حل شود.

وي در پاسخ به سوالي درباره ساعت و زمان دقيق اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها افزود: قانون از مدت هاست که بخش عمده اش اجرا شده است.

احمدي نژاد گفت: الان آزادسازي نداريم مقداري اصلاح قيمت ها داريم.

وي افزود: آزادسازي در مرحله نهايي است چرا که هنوز بايد چند مرحله جلو برويم اما به اندازه اي که امسال در بودجه پيش بيني شده و ان شاء الله ستاد که مستقر هستند اطلاعيه اش را آماده کرده و بعد از ا ين گفتگوي ما اطلاعيه ها را خواهند داد.

رئيس جمهور گفت: از ابتداي يکشنبه 28 آذر يعني زماني که امشب تمام شد از آخر شب، امشب کار را شروع مي کند.

احمدي نژاد افزود: سهم بنزين هم ريخته شده هم با قيمت جديد سهميه شارژ شده و هم با قيمت قبلي يک ماه اضافه داده ايم گازوئيل هم داده ايم.

وي گفت: نياز نيست به اينکه کسي بخواهد 50 تا 200 ليتر در خانه ذخيره کند.

رئيس جمهور افزود: نمي ارزد در بين 70 ميليون خداي ناکرده در يک گوشه اي يک حادثه اي پيش بيايد و يک نفر يک لکه روي دستش بيفتد.

طرح هدفمندسازي يارانه ها بلندمدت است 

رئيس جمهور گفت: اگر کسي 500 ليتر بنزين را ذخيره و مصرف کند خوب چه اتفاقي مي افتد؟ اين تنها براي چند ماه مصرفش به کار مي رود اما بعدش چه مي شود؟

احمدي نژاد افزود: اين طرح، طرح بلندمدتي است و همه با هم جلو مي رويم، همه به حق خودمان قانع شويم که سهم هر کدام اندازه اي است که تعيين شده است و اينکه بايد به سهم خودمان قانع باشيم.

وي گفت: قانع شدن به سهم خود در کشور برکت،‌ امنيت، آرامش و دلخوشي را همراه خواهد داشت.

رئيس جمهور افزود: چرا بايد بيمارستان هاي ما پر از مريض باشد؟ اگر هم به حق خودمان قانع باشيم و عدالت را اجرا کنيم واقعا اين اندازه بيمارستان نياز داريم؟! به خدا نداريم اين سنت خداست.

وي گفت: پول را جمع کنيم بعد چرا خرج بيمارستان کنيم؟ اما البته جايي هم که لازم است بايد خرج کنيم و دولت هم بايد بيايد کمک کند و ممکن است کسي براي سلامتش 50 ميليون نياز باشد اين حوادث و مريضي است.

احمدي نژاد افزود: بسياري از اينها ناشي از اين است که ما به حق و حقوقمان راضي نيستيم و عدالت را رعايت نمي کنيم.

وي اضافه کرد: مثلا فردي که ذخيره مي کند از کجا مي داند اين را داخل ماشين کرده و بيرون چه اتفاقي برايش مي افتد.

رئيس جمهور گفت: آن چيزي که عادلانه است و خدا هم همان را مي خواهد اين است که همين زندگي طبيعي را داشته باشيم راحت زندگي کنيم ضمن اينکه اين طرح براي همه است.

وي افزود: ‌ان شاء‌الله با اجراي اين طرح وضع همه خوب خواهد شد تا روزي که بنده در خدمتگزاري مردم هستم طرفدار مردم و پاي مردم هستم و فلسفه اين دولت همين است.

احمدي نژاد گفت: جمهوري اسلامي هم يعني اينکه پاي مردم بودن و با مردم بودن و براي مردم زندگي کردن.

وي افزود: اگر چيزي کم آمد دوباره مي ريزيم اين طرح مال مردم است و با خود مردم مشورت مي کنيم و بيشترين آن، اين است که اين طرح را همه با هم چه آنهايي که ثبت نام کرده و چه آنهايي که ثبت نام نکرده اند با هم همکاري کنيم تا ايران را به بالا ببريم.

رئيس جمهور گفت: ايران مي تواند بالا برود و ايران بايد بالاترين نقطه دنيا باشد چرا که اين شايستگي مردم است.

وي افزود: نبايد ضعفي در اين کشور باشد که ديگران با آن ضعف ما را تمسخر کنند و ما را در دنيا دست کم بگيرند. احمدي نژاد گفت: چرا دست کم بگيرند؟ اين ايران است هيچ کشوري در دنيا به اندازه ايران تمدن، فرهنگ و دانشمند خلق و هيچ کشوري به اندازه ايران به انسانيت و ارزش هاي الهي و انساني خدمت نکرده است.

وي افزود: نمي شود بنشينيم و ديگران براي ما حرف بزنند ما بايد اقتصاد اول دنيا باشيم و مي توانيم و اين ثروت ماست که من يک چهارمش را مثال زدم.

رئيس جمهور گفت: اگر مردم همت کنند و مطمئنم که همت خواهند کرد مطمئنا در گام دوم به گام سوم نرسيده کارخانه هاي ما اصلاح خواهند شد و کاميون هاي فرسوده کنار زده مي شود و جاي آنها را کاميون هاي نو خواهند گرفت.

احمدي نژاد افزود: اتوبوس ها و ميني بوس هاي سالم وارد شبکه حمل و نقل و تاکسي ها نيز درست خواهد شد. وي گفت: سيستم هاي گرمايشي و سرمايشي منازل و ادارات نيز درست خواهد شد.

رئيس جمهور افزود: اين ملت ايران است و اين ملت وقتي مطلبي را بگيرد تا ثريا خواهد رفت و اين را همه دنيا مي داند.

وي اضافه کرد: اگر بتوانيم نصف اين را صرفه جويي کنيم نمي گوييم از زندگي و رفاه مردم بزنيم بلکه اگر صرفه جويي کنيم ايران ظرف پنج سال در دنيا گلستان مي شود.

احمدي نژاد گفت: ما 20 هزار ميليارد تومان کار عمراني کرديم اين در دنيا کار بي نظيري است و اگر شما اين را به 40، 50 و 70 هزار ميليارد تومان برسانيد چه اتفاقي در ايران خواهد افتاد؟

وي افزود: يک گوشه اي از بودجه را در فناوري فضايي گذاشته ايم الان چه اتفاقي افتاده است؟ الان حضور خودمان را در فضا ثبت کرده ايم و اگر کمي اين را چرب کنيم فرزندان ما ظرف 3 الي 4 سال آينده موجود زنده را حتما به آسمان مي فرستند.

رئيس جمهور گفت: اينها بچه هاي ايران و همه شان علوي و حسيني هستند.

احمدي نژاد افزود: همه دست به دست هم دهيم چرا که اين کار بايد به زيبايي و به نام ملت ايران ثبت شود. وي گفت: امثال ماها که پاي ملت ايران رفتني هستيم اما نامي که باقي مي ماند نام ملت ايران است.
رئيس جمهور افزود: همه چيز آزمايش است من مطمئنم ملت از اين آزمايش سربلند بيرون مي آيد.

وي اضافه کرد: اگر همه گوشه و کنار و کسي سوالي دارد سايت ها آماده پاسخگويي به سوالات هستند و من هم حاضر هستم بنشنيم همه سوالات را پاسخ دهم. 

 افزايش نرخ آب، برق و گاز پلکاني است

رئيس جمهور گفت: اين طرح از نخستين ساعت يکشنبه 28 آذر اجرا مي شود و در مرحله اول تکميل خواهد شد.
 
احمدي نژاد در ادامه سخنان خود در گفتگوي زنده تلويزيوني با مردم از شبکه يک سيما افزود: نظر خود مردم را جمع مي کنيم اگر در مرحله اول اشکالي و ضعفي داشتيم در مرحله دوم تکميل خواهد شد.

وي گفت: کسي نمي خواهد از دست کسي در برود نه ملت نمي تواند در برود و نه دولت.

رئيس جمهور افزود: نه کسي درون ملت خيال کند زيرآبي برود و دربرود؛ کجا مي خواهي بروي؟ در اين جامعه در درون اين ملت زندگي کني و در اين دنيا قرار داري تحت حاکميت خدايي.

وي اضافه کرد: خدا که مي بيند و خدا هم که رها نمي کند هر کاري کني و از هر دستي بدهي از آن دست مي گيري و اين سنت خداست.

احمدي نژاد گفت: بايد با همديگر با لطف و محبت رفتارکنيم که در اين صورت زندگي زيبا مي شود من مراعات راننده تاکسي را بکنم، راننده تاکسي هم مراعات من را بکند، من مراعات مغازه دار و مغازه دار هم مراعات من را بکند.

وي افزود: توليدکننده، واسطه، بازاري، تاجر، آن که خدمات مي دهد آن که مي خواهد ماشين را بشويد و يا مي خواهد ماشين را ببرد ماشين شويي احترام بگذاريد، دوست داشته باشيم، کمک بدهيم تا ان شاء الله اين طرح جلو برود.

رئيس جمهور گفت: در اطلاعيه هايي هم که ستاد خواهد داد قيمت ها اعلام خواهد شد، قيمت ها هم اعلام خواهد شد.

وي افزود: قيمت هاي جديد کالاهاي مختلف براي آب هم ما ديديم منتهي شيب خيلي ملايم است.

رئيس جمهور گفت:‌ باز تاکيد مي کنم آب، برق و گاز که در تمام جاها تقريبا الان روستاها جمعيتش از 50 درصد گذشته که روستاها را هم تکميل خواهيم کرد و افزايش قيمت ها پلکاني خواهد بود.

احمدي نژاد افزود:‌ آنهايي که مصرفشان پايين است قيمت خيلي ارزان است و هر قدر مصرف بالا برود ما به التفاوت اضافه مي شود و حتي اين طور نيست که اگر کسي به عنوان مثال هزار متر مکعب گاز مصرف کرد براي او از ابتدا محاسبه شود بلکه بهاي گاز پلکاني محاسبه خواهد شد که اين هم براي تشويق مردم براي مصرف کمتر است.

وي در ادامه گفت:‌خيلي ها در روستاها نفت سفيد مصرف مي کنند و براي پخت و پز از کپسول گاز استفاده مي کنند براي آنها کوپن پيش بيني کرده ايم تا زماني که قيمت به شکل کامل آزاد نشده از کوپن استفاده کنند در شهر گاز لوله کشي شده است ولي در روستاها ندارد نبايد در حقش اجحاف شود.

رئيس جمهور گفت: به مقدار مصرف کوپن هم در اختيار دارد کپسول گاز و هم نفت که بتواند زندگي کند، جاهايي هم که جنگلي است، جنگل را محافظت کند و کسي نخواهد به جنگل آسيبي برساند همه اينها از همه جهات بررسي شده است.

احمدي نژاد افزود: صيادان به ويژه که اينها مصرف دارند و در برخي فصول نمي توانند کار کنند علاوه بر آنها مقداري نفت و گاز در اختيار فرمانداري ها قرار دارد براي موارد اضطراري و پيش بيني نشده که کسي درجاده مانده و يا کارتش را گم کرده و يا مالکان چاه هاي کشاورزي که هنوز نرسيده اند که بروند مدارکشان را تکميل کنند به آنها قرض مي دهيم و بعدا از سهميه شان کسر خواهد شد.

وي گفت: سعي کرده ايم همه جهات را ببينيم که اين طرح به خوبي اجرا و افتخار ملت ايران بشود.

رئيس جمهور افزود: مي خواهم از ملت ايران به خاطر عملکرد بسيار عالمانه شان تشکر کنم زيرا ما مطالعه کرديم کشورهايي را که اين کار را کردند در بخش اول قانون که پرحجم ترين بخش بوده است و ما اين بخش را انجام داديم در همين بخش در برخي از کشورها به هم ريختگي مشاهده مي شد، شناسايي نشدن قشرها و بروز مشکلات و عده اي از مردم از نظر اقتصادي نابود شدند اما مردم ما بسيار قشنگ و متين عمل کردند خيلي زيبا نه تنها مشکلي نبود بلکه کار بسيار روان انجام شد.

وي افزود: از افرادي که ثبت نام کردند و افتتاح حساب داشتند و آنهايي که ثبت نام نکردند تشکر مي کنم که اين افراد نزديک به دو دهک جامعه مي شوند و به 14تا 15 ميليون نفر مي رسند که نشان دهنده فرهنگ ايراني و اسلامي ماست.

احمدي نژاد گفت: حتي امکان دارد يک عده بعد از اين بروند و انصراف بدهند کساني که ماهي 5 ميليون، 4 ميليون، 10 ميليون تومان خرج مي کنند حتي در ايران با 2 ميليون تومان خوب مي شود زندگي کرد بروند و انصراف بدهند و بگذارند اين برسد به اين طبقات.

وي افزود: از کشاورزان،‌دامداران، کارگران و صنعتگران که بسته پيشنهادي دادند و گفتند بهاي کالاها را اقساطي مي کنيم، کسبه، بازاريان، فرهنگيان، دانشگاهيان،‌دانشجويان، دانش آموزان و رانندگان تشکر مي کنيم.

رئيس جمهور گفت: از رسانه ملي که انصافا خوب و هوشمندانه کار کرد و از اين پس کارش بيشتر هم خواهد شد تشکر مي کنيم زيرا زماني که وارد مرحله آخر مي شويم مردم براي اصلاح رفتارها نيازمند الگو، راهنمايي و اطلاع رساني خوب هستند.

احمدي نژاد افزود: همچنين از همکاران خودم که شبانه روز با عشق و اميد کار کردند تشکر مي کنم.

وي گفت: از رهبري عزيز که از اين طرح حمايت قاطع و توصيه هايي به مجلس کردند تشکر مي کنم و به ما گفتند برويد اين طرح را اجرا کنيد.

رئيس جمهور افزود: همچنين از نمايندگان مجلس که در روستاها و شهرها رفتند و براي مردم سخنراني کردند تشکر مي کنم از اين پس هم در قانون بودجه همکاري خواهند کرد.

نکات مثبت مذاکرات ژنو 

رئيس جمهور در ابتداي در گفتگوي مستقيم تلويزيوني خود با مردم و قبل از اعلام آغاز اجرايي شدن قانون هدفمندي يارانه ها با اشاره به مذاکرات هسته‌اي با گروه 1+5 گفت: بهترين راه براي همه، حرکت به سمت همکاري است.
 
آقاي احمدي‌نژاد گفت: يکي از مهم‌ترين موضوعات سياست خارجي بلکه سياست بين‌المللي، امروز مسئله هسته‌اي است؛ اين مسئله هسته‌اي يک نماد و بلکه يک ميعاد است.

وي افزود: تقابلي بود بين نظام سلطه و دنياي سرمايه داري با انديشه انساني و توحيدي و ملت؛ ايران در محور جبهه توحيدي قرار دارد و داشته است.

رئيس جمهور گفت: بهانه هسته‌اي، فرصتي بود که مي‌خواستند از پيشرفت ملت ايران جلوگيري کنند.

آقاي احمدي‌نژاد با بيان اينکه درباره موضوع هسته‌اي تاکنون مباحث بسياري مطرح شده است، ادامه داد: اما من مي‌خواهم فضاي جديدي در اين باره باز کنم.

وي افزود: در سالهاي اخير همه تلاشهاي دنياي غرب جلوگيري از هسته اي شدن ايران بود که اين سياست شکست خورد و ايران هسته اي شد.

رئيس جمهور گفت: اکنون دو راه مقابل کساني قرار دارد که آن سياستها را اعمال کردند که يکي ادامه دادن به اين سياستهاست که قطعا به شکست منجر مي شود.

آقاي احمدي‌نژاد با تصريح اينکه "در اين مقطع، ما پيروز و هسته‌اي شديم" افزود: تحريمها و قطعنامه‌ها اثر نکرد، بلکه به فرصت و انگيزه حرکت تبديل شد و سرعت پيشرفت ايران را مضاعف و بيشتر کرد.

وي ادامه داد: راه دوم اين است که تقابل به تعامل و همکاري تبديل شود؛ ما از اول دنبال اين راه بوديم و مي‌گفتيم در همه زمينه هاي هسته‌اي و اقتصادي و مسائل بين المللي که موضوعات جهاني و پيامدهاي آن مشترک است، با هم همفکري و مسائل را حل کنيم.

رئيس جمهور گفت: مذاکرات ژنو، مذاکرات خوبي بود، نماينده ايران حرفها را درست و بجا و قاطع زد، اما در مجموع جلسات مذاکره خوب بود.

آقاي احمدي نژاد افزود: من با دقت صورت مذاکرات را مطالعه کردم و در آن نکات مثبت ديدم؛ به نظر من وقت آن شده است که سياست تقابلي آنها به سياست تعاملي تبديل شود، زيرا اين به نفع همه است.

وي اضافه کرد: با رفتن به سمت سياست تعامل، همه برنده خواهند بود؛ ما از اول مي خواستيم در همکاري سازنده همه برنده و پيروز باشند.

رئيس جمهور با بيان اينکه "چرا وارد عرصه تضييع حق ملتها و در عين حال نتيجه نگرفتن شويم؟ چنين رويکردي محکوم و شکست‌ خورده است" افزود: حالا که شرايط عوض و شکست سياست آنها مشخص شد، بايد بپذيرند بهترين راه براي همه، حرکت به سمت همکاري است.

آقاي احمدي‌نژاد گفت: اميدوارم در گفتگوهاي استانبول، بعد برزيل و بعد تهران به چارچوب همکاري برسيم؛ اين به نفع همه است و حيثيت همه هم حفظ مي‌شود؛ عدالت، قانون و حق هم همين است.

وي با بيان اينکه "بالاخره يک ملت بايد از حقوق خود استفاده کند و البته از اين حقوق استفاده کرد و خواهد کرد" افزود: استفاده از اهرمهاي غيرقانوني، شوراي امنيت و اقتصاد، کار درستي نيست؛ آن هم در برابر ملت بزرگي مثل ايران.

رئيس جمهور با ابراز اميدواري براي رفتن دو طرف به سوي همکاري گفت: ملت ايران حتما از همکاري استقبال خواهد کرد؛ اين انرژي که آنها صرف تقابل کردند، اگر براي همکاري صرف مي کردند سود بيشتري مي بردند.

آقاي احمدي‌نژاد افزود: امروز به آنها توصيه مي‌کنم که به سمت تعامل بيايند، ما آماده‌ايم اين روند به نفع همه تغيير کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۹ساعت 13:15  توسط داود حمیدی  | 

شهریار ... شاعری که فرهنگ اصیل آذری داشت...

زندگینامه شهریار

سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای «خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.

او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا)) گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.

شعر شهریار

محمد حسین شهریاردر سرودن انواع شعر سنتی فارسی از قصیده و مثنوی گرفته تا غزل و قصیده و رباعی مهارتی داشت .گذشته از این در طریق نیمائی نیز طبع آزمائی کرد و قطعات زیبائی چون ای وای مادرم دو مرغ بهشتی   مومیائی و پیام به انیشتین را از خود به یادگار گذاشت در اشعار نیمائی او به ویژه در پیام به انیشتین   روح انسان دوستی و همدردی با جهان انسانی گرفتار در چنگال تمدن صنعتی موج میزند تا حدی که زبان او گاهی به مرز شعار نزدیک می شود .

در کنار همه اینها شهریار به زبان مادری خود ترکی اذربایجانی اشعار نغزی سروده است منظومه سلام به حیدر بابای او که به فارسی هم ترجمه شده از شاه کارهای ادبیات ترکی اذربایجانی است.عنوان ترکی منظومه حیدر بابائه سلام است و شاعر در آن با دلدادگی تمام از اصالت و زیبائی های روستا وفرهنگ روستائی که خود بدان متعلق بود یاد کرده است . این منظومه با جان و روح واحساس شاعر پیوند خورده ودر واقع جوهر شعر و حاصل یک عمر تاملات عاطفی او را در خود انعکاس داده است .

به همین اعتبار می توان شهریار را شاعر حیدر بابا و شاعر شکوه روستا نام نهاد . شهریار به شاعران طراز اول فارسی یعنی فردوسی سعدی مولوی و حافظ عشقمی ورزید این عشق را در دو غزل وداع با حافظ و حافظ جاودان بیشتر و ژرف تر می توان دید .

 بیشترین لطایف طبع شهریار در قالب غزل نمودار گشته است . غزلهای ارگار دوران جوانی  و روزگار پختگی شاعرند به ویژه از لحاظ زبان و احساس در اوج  قرار دارند .  گوئی او در غزل سرائی از تجربیات سه شاعر بزرگ و غزل شرای نامی ایران  مولوی سعدی وحافظ بهرمند شده است .

در شعر شهریار اندیشه های دینی در قالب نیایش و دلدادگی هائی که مخصوصا نسبت به حضرت علی از خود نشان داده است   بسیار به چشم می خورد .درعین حال روی هم رفته او را شاعری شاد و صاحب طبع و بذله گوئی می یابیم. شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب درکنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.

طبع توانای شهریارتوانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند.

شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد. شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه ی طب تحـصیل کردو در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد .

شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است. از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان اسم بـرد.

وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع:

«که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد»

و بار دیگر

«روم به شهر خود و شهریار خود باشم»

آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد.

اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است.

شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت:

"پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!" این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.

سیری در آثار

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند. منظومه «حیدر بابا سلام» در سال 1322 منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت.

"حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود. این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است.

شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است.

منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.

شعار ولایی

عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.

او در نعت حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید:

ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد------- ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد

بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی------- پرنده پر نتوان زد به بام محمد

به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن-------- که نقش مهر نبوت بود بنام محمد...

شهریار در شعر یا علی علیه‌السلام در مورد حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می فرماید:

مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی------- دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی

بندی زندان روباهانم ای شیر خدا------- می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی

اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیه‌السلام است.

ویژگی سخن

شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است. او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است. در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد. عشق شهریار به حدیست که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در گرو عشقی نا فرجام می گذارد.

دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

اما این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی می گشاید.

قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند

مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است!

سالها شمع دل افروخته و سوخته ام -------- تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام

عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید.

این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد

آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ----- بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟

شهریارهمانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی و فارسی سروده است:

گویند من آن جنین که مادر ------- از خون جگر بدو غذا داد

تا زنده ام آورد به دنیا ---------- جان کند و به مرگ خود رضا داد

هم با دم گرم خود دم مرگ --------- صبرم به مصیبت و عزا داد

من هرچه بکوشمش به احسان ------ هرگز نتوانمش سزا داد

جز فضل خدا که خواهد اورا --------- با جنت جاودان جزا داد

شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است!

عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است. شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی است .

سبک شناسی آثار

اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه زندگی او نزدیک است.

عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی....... و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد.

محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ جرس کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ زفاف شاعر و سرنوشت عشق بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل: حیدربابا: مومیای و افسانه شب به نظر میرسد. در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره مندست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست .

قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است.

شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست.

شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه های متنوع شعر گفته است شعرهایی که در موضوعات وطنی و اجتماعی و تاریخی و مذهبی و وقایع عصری سروده, نیز کم نیست. تازگی مضمون, خیال, تعبیر, حتی در قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران عصر متمایز کرده است. اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست که شاعر همه جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی کند و تنها وصف حال زمان است که شعر اورا از اشعار گویندگان قدیم مجزا می‌کند.

وفات

سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای آذربایجان غروب کرد. اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها،میدان،خیابان،مرکز فرهنگی،بوستان و ... در کشورمان ونیز در ممالک حوزه های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد.

27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است. در آنروز پیکرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد

روز ملی شعر و ادب

بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی " روز ملی شعر و ادب " نامیده شده است.

 

 

اشتغال و توسعه صنعتي

تاكيدي كه دولتمردان و چهره هاي سياسي كشور بر موضوع اشتغال دارند،نشان از وجود گرهي مي دهد كه هنوز گشوده نشده و راه حل جامعي براي آن ارائه نگرديده است . به جز رجال سياسي ، كارشناسان و اهل نظر هم به اين امربسيار پرداخته اند، به طوري كه مشكل اشتغال در مواردي سوژه جرايد بوده و ياموضوع بحث بسياري از برنامه هاي راديو تلويزيوني قرار داشته است . اگر به گوشه هايي از ديدگاهها يا باورهاي صاحبنظران نگاه كنيم ، راه حلهاي موردنظرآنها نيز قابل رديابي است . به طور مثال اگر صحبت از حضور چندميليون پناهنده و مهاجر در كشور مي شود، گوياي آن است كه عمده بيكاران را بايد درطيف و قشري خاص از جامعه جستجو كرد. يااينكه وقتي بحث خروج نخبگان و دانش آموختگان از كشور مي شود - اگر اين سوژه بااشتغال پيوندبخورد - سر ديگر طيف ديدگاهها نمودار مي گردد.

در اين سخن كوتاه به هيچ روي قصد ارائه راهكار جامع براي مساله اشتغال در بين نيست . آنچه بيشتر مي تواند به عنوان هدف بحث مطرح شود،طرح مدلي است كه تا حدي بتواند از زاويه اي خاص به موضوع بنگرد ووضعيت را به شكلي ديگر تبيين نمايد.

وقتي اشتغال به عنوان يك مساله مطرح مي شود، بدون شك اين حاصل رابه همراه دارد كه كشور از جهت منابع انساني به صورت بالقوه و حداقل از حيث كميت با مشكل مواجه نيست ، لذا اگر ترتيباتي فراهم آيد تا طرحها وبرنامه هايي در مسير توسعه اقتصادي كشور به اجرا درآيد (و به تبع آن نهادهاي مرتبط شكل گرفته و به فعاليت بپردازند) خود به خود مساله اشتغال تا حدزيادي تخفيف خواهد يافت .

در پي جدي شدن بحث توسعه در كشورهاي مختلف ، تعاريف و تعابيرگوناگوني براي آن نقل شده است كه بعضي از آنها قابل تامل بوده و مي تواندراهگشا باشد. به طور نمونه اينكه توسعه مساوي <افزايش سريع توليد ملي >است و يا توسعه عبارت از <بهينه سازي در استفاده از نيروهاي بالقوه مادي وانساني يك جامعه > مي باشد را مي توان ذكر كرد.

بدين ترتيب و باعنايت به شرايطي كه در برخي از كشورها و از جمله دركشور ما حاكم است ، پرداختن به صنعت و قبول اينكه توسعه صنعتي موتورمحرك براي توسعه اقتصادي است محل مناقشه قرار نمي گيرد. به طور قطع درشرايط امروز پرداختن به صنعت و حركت در جهت نوسازي و توسعه صنعت مي تواند بستري براي توسعه همه جانبه فراهم آورد كه در نهايت مشكل اشتغال به عنوان بخشي از موانع توسعه در آن قابل رفع خواهد بود.

طرح اين موضوع و پرداختن به صنعت و توسعه نبايد اين ذهنيت را تقويت كند كه هدف ، ورود بيشتر دولت به عرصه اقتصاد و رواج يافتن رانت و غير آن مي باشد; به عكس آنچه كه مطمح نظر قرار دارد، اصل حركت توسعه اي است كه جايگاه و نقش دولت در آن به شكل قابل قبول مي تواند تبيين شده و عملي گردد.

آنچه در سالهاي اخير در رفتار و عملكرد برخي از مديران نهادهاي صنعتي وابسته به دولت مي توان مشاهده كرداجراي طرحهاي متنوعي است كه هدف اصلي آن عمدتا اقتصادي كردن و سودآور نمودن موسسات مربوط به آنها بوده است . نمونه هايي از اين گونه اقدامات در صنايع بزرگ نيز قابل پيگيري است كه از آن جمله تقسيم سازمانها به شركتهاو واحدهاي كوچكتر و تسهيل مبادله و دادوستد ميان اين شركتها، ايجاد واحدها و تشكلهاي خودگردان ، تشويق به ايجاد موسسات خصوصي و نيمه خصوصي با مشاركت مديران را مي توان نام برد. به نظر مي رسد اين حركات درنهايت نوعي تقسيم امكانات موجود بوده و توسعه را در شكل كلان آن كه رسالت دولت مي تواند باشد، هدف قرارنداده است . اين امور و اين گونه اقدامات اگر هر نتيجه اي داده باشد لااقل برخي از وظايف دولت همچون توسعه صنعتي و اشتغال مولد را كه ازطريق ايجاد مراكز صنعتي بزرگ ميسر مي شود، به طور بارز محقق نساخته است .

واقع آن است كه صنايع و سازمانهاي بزرگ صنعتي دستاوردهايي دارند كه مهمترين آنها ايجاد محيط و فضاي صنعتي ، تربيت نيروهاي متخصص و كارآزموده ، تربيت مديران برجسته صنعتي ، ايجاد محيط مساعد نوآوري وخلاقيت ، كارآفريني ، تسهيل رابطه دانشگاه و صنعت ، زمينه سازي براي ايجاد طيف گسترده اي از صنايع كوچك ومتوسط خصوصي و درنهايت جهت دهي صنعت در كشور است .

از بعد ديگر و درمورد فارغ التحصيلان دانشگاهها و مراكز آموزش عالي ، مشكل صرفا كار و اشتغال نيست . بلكه بحث بر سرفضاي واسطه براي انتقال از محيط آموزشي به محيطي است كه به واقع كار آنها بازده مشخص اقتصادي داشته باشد. اگر شرايط لااقل براي حضور اوليه آنها در محيط كار فراهم شود به طوري كه جهت شغلي پيدا كنند وبراي ايفاي وظيفه ، اعتماد به نفس بيابند، خود به خود به عنوان عناصري كارآمد در بخشهاي وسيع بازار كار جذب مي شوند و خود نيز ايجادكننده و توسعه دهنده مشاغل براي سايرين خواهندبود. اگر قرار است كار توليد شود، به كارآفرين نياز است و كارآفرين در دنياي امروز قطعا از ميان قشر تحصيلكرده و مديران انديشمند و با تجربه ظهورمي كند. پس بايد شرايطي براي آزمون و خطا فراهم آوريم . حال اگر كشور مي خواهد چنين مكان و امكاني را فراهم كند - به طوري كه اين نيروها هم خود مفيد و موثر باشند و هم منشاء گسترش و توسعه صنعت كشور شوند - چگونه ودر چه ميداني بايد اين اتفاق عملي گردد.

صنايع مادر و صنايع بزرگ كشور - چه آنها كه وجود دارند و چه طرحهايي كه در آينده اجرا مي شود - مي بايست ميدان حضور نيروهاي تحصيلكرده شوند تا اينان با پريدن از اين سكوها، هم جمع بزرگي از مديران براي اداره موسسات كشور را مهيا سازند و هم اين افراد مجرب و كارآزموده در صورت خروج از اين صنايع و سازمانها، خودايجادكننده و يا توسعه دهنده ديگر موسسات كوچك و بزرگ شوند.

تاكيد بر اينكه موسسات صنعتي بزرگ بايد راهگشاي توسعه صنعتي و توسعه نيروي انساني صنعتي در كشورباشند، ديدگاهي درجهت غيراقتصادي كردن اين موسسات نيست ، بلكه آنچه به طور بارز موردتوجه است اين نكته مي باشد كه نبايد و نمي شود صرفا سودآوري و انتفاع را بين مديران و كاركنان تقويت كنيم ، كه اين روند نتيجه اي درراستاي توسعه صنعتي به همراه نخواهد داشت .

به اين ترتيب صنايع بزرگ بايد نقش محوري در هر توسعه بازي كنند. آنها مي توانند با پذيرش مسئوليت صنعتي شدن كشور، مسير توسعه صنعتي را هموار سازند. اين كانونهاي صنعتي جهت هاي صنعتي شدن كشور را مشخص مي سازند و نيروي كارآمد و مديران مناسب در اين جهات را نيز تربيت كرده و به جامعه صنعتي تحويل مي دهند. بانگاهي به صنايع موجود با اين خصوصيات ، به نظر مي آيد مواردي وجود دارد كه قابليت تبديل شدن به كانونهاي توسعه را دارد و طرحهاي ديگري نيز بايد از طريق دولت و يا ساماندهي ازطرف دولت اجرا شود.

به منظور نتيجه گيري از بحث ، خوب است نقش و وظيفه دولت را در مسير توسعه صنعتي ، مشابه نقش دولت درايجاد راهها و آزادراهها بدانيم . به جز بركاتي كه در اجراي اين گونه پروژه ها عايد كشور مي شود، بهره برداري از آن نيزگشودن مسيرهاي بسياري را در بخشهاي مختلف زندگي اقتصادي و اجتماعي مردم به همراه مي آورد، اين درواقع نقش دولت در توسعه است . پس اگر دولت در صنعت نيز پاي مي گذارد بايد اين اقدام ، همواركننده مسير براي توسعه صنعتي كشور باشد.

به منظور نتيجه گيري از بحث ، خوب است نقش و وظيفه دولت را در مسير توسعه صنعتي ، مشابه نقش دولت درايجاد راهها و آزادراهها بدانيم . به جز بركاتي كه در اجراي اين گونه پروژه ها عايد كشور مي شود، بهره برداري از آن نيزگشودن مسيرهاي بسياري را در بخشهاي مختلف زندگي اقتصادي و اجتماعي مردم به همراه مي آورد، اين درواقع نقش دولت در توسعه است . پس اگر دولت در صنعت نيز پاي مي گذارد بايد اين اقدام ، همواركننده مسير براي توسعه صنعتي كشور باشد.

 

كارآفريني و ايجاد اشتغال

 كارآفرينان از عوامل ضروري تغيير در يك اقتصاد مبتني بر بازارند، آنها امكان استفاده موثر و فزاينده از منابع را فراهم مي آورند و دادوستد بين بخشهاي مختلف با امكانات واولويتهاي متفاوت را تسهيل مي سازند. همچنين رفتار كارآفرينانه ، عامل شتاب دهنده توليد، انتشار و كاربرد ايده هاي نوآورانه است و در جوامع دستخوش تغييرات سريع اقتصادي نيز، كارآفريني تاثيرات زيانبار اجتماعي را ازطريق ايجاد فرصتهاي شغلي تعديل مي بخشد. به طوركلي كاركرد كارآفرينانه هم به روي نرخ رشد بنگاههاي جديد تاثير دارد وهم شانس بقا و رشد بنگاههاي موجود را افزايش مي دهد.

اما به دلايل بسياري ، ايجاد يك ارتباط آماري بين كارآفريني و ميزان استخدام آسان نيست . كارآفريني را نمي توان مستقيما اندازه گرفت زيرا غالبا پنهان است و حضور آن دررفتاري است كه نمايانگر كارآفريني است حتي اينكه كارآفريني چگونه بروز مي كند، خودموضوعي است كه همواره درحال تغيير است . حتي اگر در مواردي مستقيما قابل اندازه گيري باشد بازهم براي ايجاد چنين ارتباطي ، مشكلات وجود خواهد داشت . براي مثال ، تحليلگران با مشكل تفكيك تاثير كارآفريني از ساير متغيرها مانند سياستهاي بازاركار و غيره مواجه خواهندبود.

به علاوه ، رابطه علت و معلولي بين كارآفريني و استخدام يك رابطه يك طرفه نيست . براي مثال هنگام بيكاري و كاهش نرخ حقوق و دستمزد، هزينه فرصت كارآفريني پايين است . درهر صورت واضح است كه كارآفريني شرط واجب پيشرفت اقتصادي دريك اقتصاد مبتني بر بازار است و مشكلات مربوط به اندازه گيري آن نبايد تلاش در جهت ترويج آن را، به عنوان بخشي از راه حل معضل بيكاري ، كاهش دهد.

از آنجايي كه بيكاري و فقر به طور فزاينده اي غالبا در مناطق شهري پرآشوب و ناآرام متمركز و رويكرد دولتها براي تهييج و تشويق كارآفريني به سوي سياستهاي جغرافيايي جهت گيري مي شود، خوداشتغالي و تاسيس بنگاه مي تواند يك اقتصاد محلي را كه متاثراز ركود اقتصادي است ، دگرگون سازد.

در برخي از كشورها مانند كانادا، سهم عمده اي از رشد مشاغل جديد در 5 سال اول دهه 1990 ناشي از خوداشتغالي وتاسيس شركتهاي كوچك بوده است . در ايالات متحده ، براي مثال بنگاههاي اقتصادي كوچك ، آنهايي كه داراي 2 تا 4 نفر پرسنل بوده اند،در سال 1995 450000 شغل جديد ايجاد كرده اند. بنابراين عجيب نيست كه دولتهامشتاق كمك به چنين بنگاههايي بوده اند و موسساتي هم در اين رابطه در اواخر اين دهه ظهور كرده اند.

برنامه توسعه اشتغال واقتصاد محلي (LEED) در سازمان همكاري اقتصادي وتوسعه (OECD) به مدت 10 سال فعاليت اين موسسات را ارزيابي كرده است و شواهدحاكي از آن است كه اتخاذ چنين سياستهاي استخدامي كارساز بوده است . با وجود اين ،هنوز سهم اين سياستها در كل اشتغال اندك است به خصوص در كشورهايي ازقبيل دانمارك و نروژ كه فعاليت هنري و صنايع دستي تقريبا از بين رفته است .

از اين گذشته ، امروزه فشار بر خزانه عمومي به قدري است كه مداخله دولت فقط درمواردي ازقبيل زيانهاي مرده (DEAD WEIGHT)، انحراف (DISTORTION) وجابجايي (DISPLACEMENT) مجاز است . زيانهاي مرده مي تواند مربوط به زماني باشدكه ماليات دهندگان مجبورند از يك كارآفرين بالقوه كه مي خواهد كار جديدي را آغاز كند،حمايت مالي به عمل آورند. تقويت كسب وكارهاي جديد هم اگر به ايجاد يك مزيت رقابتي ناعادلانه براي برخي از بنگاهها منجر شود نيز ممكن است موجب انحراف دربازار گردد.

همچنين وجود موسسات جديد ممكن است به سادگي موجب ازبين رفتن و ياجابجايي مشاغل جديد با مشاغل قبلي شود. كاربرد اين معيارها در سطوح محلي يامنطقه اي ساده تر است زيرا تاثير و كارايي اين برنامه مي تواند به روشني ارزيابي شود.OECD پيشگام اشكال جديدي از برنامه هاي بازنگري و ارزيابي مشاغل جديد، هم دربعد ملي (براي مثال در استراليا، ايرلند و جمهوري چك ) و هم در بعد منطقه اي (ويتوريادر اسپانيا و سستوسان جيواني در ايتاليا) بوده است .

 گامهاي حمايتي

دولتها نقشهاي متعددي را درحمايت از كارآفريني ايفا مي كنند. اولين قدم انجام ندادن برخي كارها به جاي انجام دادن آنها است . ابزارهاي كلاسيك دولتي - ماليات و مقررات - به روشني بر روي فعاليتهاي كارآفرينانه تاثير مي گذارد. هنگامي كه ميزان ماليات سنگين است و يا نياز به ارائه گزارشهاي پيچيده متعدد است ، كارآفرينان از سيستم مالياتي فرارمي كنند و اقتصاد زيرزميني يا بازار كار غيرقانوني توسعه مي يابد.

زمينه ديگري كه دولتها مي توانند به توسعه كارآفريني كمك كنند تداركات دولتي (PUBLIC PROCUREMENT) است . معمولا شركتهاي كوچك از تاخير پرداختهاي سازمانهاي بزرگ دولتي رنج مي برند. در برخي از كشورها همين تاخير در پرداختهاموجب ازبين رفتن تعداد زيادي از اين شركتها مي شود. اين موسسات گاهي مجبورمي شوند در دوره اي كه منتظر دريافت مطالبات خود از اين سازمانها هستند از ديگران وام بگيرند كه درنتيجه سود حاصله صرف بازپرداخت بهره به بانكها مي شود.

آژانس هاي توسعه مي توانند مشوقهاي محلي را ازطريق ايجاد اشكال جديدي ازمشاركت دولتي - خصوصي به كار گيرند. در ايرلند، براي مثال 35 مورد از اين نوع مشاركت ، سهم برجسته اي را در ارتقا كارآفريني و كاهش بيكاري داشته است . در اين رابطه چنين موسساتي مي توانند نوآوري و كارآفريني را با استفاده از ساختارهاي حمايتي ، دربين جمعي از موسسات كوچك محلي (به صورت خوشه اي يا شبكه اي )ترويج و آنها را در يافتن شرايط مناسب براي كسب وكار خود ياري كنند.

ايجاد انكوباتورها (پرورشگاههاي ) كسب وكار هم روش ديگري براي توسعه كارآفريني و ايجاد اشتغال است . اين پرورشگاهها با دراختيار قرار دادن كارگاههايي براي موسسات تازه تاسيس ، تخصيص منابع و تجهيزات موردنياز و عرضه آب و برق ازكارآفرينان حمايت مي كنند. تحقيقات اخير دال بر آن است كه در مناطق محروم وجودفرهنگ وابستگي و يا ضدكارآفريني از اهميت خاصي نه فقط به دليل تاثيرات اقتصادي غيرمستقيم بلكه به دليل ارتباط سياستهاي اجتماعي با توسعه ، برخوردار است . تنوع فزاينده و حجم فعاليتهاي اقتصادي كه توسط اين انكوباتورها صورت مي گيرد، كمك موثري نيز در انسجام اجتماعي خواهدبود.

سيستم هاي تشويق كارآفريني ، با سياستهاي سنتي ايجاد اشتغال كه هدفشان ايجادشغل در فعاليتهاي موجود به جاي ايجاد فعاليتهاي جديد و حمايت مستقيم از موسسات كوچك و متوسط (SMES) است ، تفاوت دارد زيرا آنها فقط بر مراحل اوليه كسب وكارموسسات جديد تمركز مي كنند. آنها دريافته اند كه نه همه موسسات كوچك و متوسطنوآورند و نه همه آنها مهياي رشد و حتي براي بسياري از اين موسسات ممكن است بهترباشد كه كوچك باقي بمانند.

به علاوه از آنجايي كه در انكوباتورها ديد وسيع تري نسبت به <آنچه كه يك شركت هست > وجود دارد آنها پيشنهاد مي كنند كه يك <فرهنگ كارآفرينانه > مي تواند در بين بخش وسيعي از جمعيت به وجود بيايد. بنابراين دولتها مي توانند به شكل موثري نه تنهاابزارهاي عملي براي ترويج كارآفريني را به كار گيرند بلكه مي توانند فرهنگ كارآفرينانه رانيز ازطريق سيستم هاي آموزشي در جامعه به شكل يك كل ارتقا دهند. آنها مي توانند باكاهش نرخ مرگ ومير كسب وكارهاي جديد و كوچك با هزينه كم ، بقاي اينگونه شركتها رادر عبور از مراحل اوليه به ديگر مراحل تضمين كنند.

ويژگيهاي موفقيت

در مناطق پويايي مانند كمبريج شاير انگلستان يا شمال شرقي ايتاليا نه تنها برسرمايه گذاريهاي مستقيم خارجي ازطريق شركتهاي موجود تاكيد مي شود بلكه اهميت قابل ملاحظه اي نيز به تشويق كسب وكارهاي جديد داده مي شود. اين حركتها فارغ ازسياستهاي مبتني بر سوبسيد كه در چهار دهه پس از جنگ جهاني معمولا موردعلاقه دولتها بوده است ، صورت مي گيرد.

اگرچه غالب حمايتهاي عالي از طريق تزريق وجوه مالي و موسسات سرمايه گذاري است اما سرمايه گذاري بر روي شركتهاي تازه تاسيس عمدتا يك پديده محلي است ،جايي كه نوع جديدي از كارآفرينان مالي بر روي ايده هاي جديد و نوآورانه با ديدسودآوري بلندمدت ، سرمايه گذاري مي كنند.

با وجود اين ، تفاوت بين اروپا و آمريكا آشكارا مشهود است . در اروپا بيشترسرمايه گذاري بر فروش به مديران (MANAGEMENT BUY-OUTS) و يا درجهت توسعه كارخانجات متوسط انجام مي شود درحالي كه در آمريكا سهم عمده سرمايه گذاريها درجهت رشد كسب وكارهاي جديد متمركز است .

دسترسي به سرمايه مي تواند تاحد زيادي مربوط به خصوصيات اقتصادي -اجتماعي منطقه اي باشد. در حدود 14 از موسسات موجود در سيليكون ولي كاليفرنيا در20 سال اخير توسط مهاجران اروپايي و بيشتر آسيايي ايجاد شده است ، كه آن منطقه رامحلي مناسب براي سرمايه گذاري خارجي يافته بودند. اعتماد نيز عامل مهمي در نشركارآفريني است . چرخش اعتبار درميان انجمنهاي مهاجران موفق بسيار مرسوم است (براي مثال چيني ها). در حقيقت اين سازمانها چيزي بيشتر از يك اعتبار ساده را فراهم مي كنند. آنها ازطريق روابط دوستانه و كارگروهي و ايجاد سازمانهاي غيرانتفاعي داوطلبانه ، طيف وسيعي از نيازمنديهاي موسسات تازه تاسيس را پوشش و اتحاد قومي را به عنوان يك سكوي پرشي براي شكل جديدي از همبستگي تشويق مي كنند.

كارآفريني به عنوان يك مفهوم ، به دليل داشتن محتواي اجتماعي و تاثير تجمعي كه بر تلاشهاي فردي دارد، عامل تغيير است . به طور متوسط اغلب موسسات جديد در اروپاو آمريكا به جاي افراد توسط تيم هاي كاري تاسيس شده و فعاليتهاي مبتني بر كارگروهي احتمالا يكي از معمول ترين اشكال روند جديد كارآفريني است تا جايي كه دربين گروههاي جوانان ، زنان و گروههاي اقليت نيز مشاهده مي شود.

كارآفريني ازطريق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل يادگيري است . اما ترويج آن آسان نيست .اغلب خصوصيات تعيين كننده كارآفريني از قبيل قابليت استفاده از فرصتهاي جديد، جلب اعتماد، ايجاد شبكه هاي كار و انجام كار پروژه اي ، خصوصيات نامحسوسي هستند و به راحتي نمي توان آنها را درك و تبديل به توصيه و دستورالعمل كرد. درعين حال ، به طور روزافزوني ، موسسات آينده و همچنين مشاغل آينده براساس شبكه هاي به هم پيوسته و منعطف ازطريق مكانيسم هاي وفاداري و اعتماد - سرمايه اجتماعي - كه از ويژگيهاي كارآفريني است ، شكل خواهندگرفت و مشاغل جديد براي نسل جوان بيشترو بيشتر از توانايي موسسات ، مناطق و كشورها در نوآوري و استفاده از فرصتهاي جديددر يك اقتصاد جهاني نشات خواهدگرفت .

كارآفريني ازطريق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل يادگيري است . اما ترويج آن آسان نيست .اغلب خصوصيات تعيين كننده كارآفريني از قبيل قابليت استفاده از فرصتهاي جديد، جلب اعتماد، ايجاد شبكه هاي كار و انجام كار پروژه اي ، خصوصيات نامحسوسي هستند و به راحتي نمي توان آنها را درك و تبديل به توصيه و دستورالعمل كرد. درعين حال ، به طور روزافزوني ، موسسات آينده و همچنين مشاغل آينده براساس شبكه هاي به هم پيوسته و منعطف ازطريق مكانيسم هاي وفاداري و اعتماد - سرمايه اجتماعي - كه از ويژگيهاي كارآفريني است ، شكل خواهندگرفت و مشاغل جديد براي نسل جوان بيشترو بيشتر از توانايي موسسات ، مناطق و كشورها در نوآوري و استفاده از فرصتهاي جديددر يك اقتصاد جهاني نشات خواهدگرفت .

راستی دوستان منبع مطلب قبلی (راه های مقابله با افسردگی شغلی) NATIONAL MENTAL HEALTH ASSOCIATION   مترجم: امير ديوانی

 

 

راههاي مقابله با افسردگي شغلي

 

براي بسياري، شغل يك منبع درآمد و عامل شناسايي است و محل كار، جايگاهي است كه تقريباً نيمـي از عمــر خــود را در آن سپري مي كنيم. در اين باره بينديشيد. اكثر ما روزي هشت ساعـت از وقتمــان را در محــل كار مي گذرانيم. اگر ساعتهايي را حساب كنيم كه صرف رفت و آمد و اضافه كاري مي شود، اين زمان شايد روزانه به 10 يا حتي 12 ساعت هم برسد.

در اين جا بايد پرسيد كه آيا هرچه بيشتر كار مي كنيم، كمتر لذت مي بريم؟ امكان دارد شغلها، منبع ناخوشي باشند. امروزه دو عامل فشار رواني (استرس) و افسردگي باليني، محل كار را »خلل پذير« مي سازند. به موجب بررسي پيمايشي كه توسط جامعه كارشناسان مدد كار كارمندان (ايي اي پي اي) صورت گرفت، معلوم شد كه فشار روحي و افسردگي باليني به ترتيب دومين و سومين مشكل بسيار مهم محل كار، البتــه بعد از بحران خانوادگي، محسوب مي گردد. برآورد شده است كه هر ساله در ايالات متحده بر اثر كاهش بازدهي، كارگريزي و مرگ نابهنگام، ميلياردها دلار به هدر مي رود.

پنجاه درصد تلفات جاني ناشي از ده علت عمــده ي مــرگ و ميـر در ايالات متحده را مي توان به عوامل رفتاري، از آن جمله فشار رواني نسبت داد.

فشار رواني و كاميابي

ما براي انجام كار به نيكوترين شيوه اي، بايد تنش و فشار روحي ايجاد كنيم. به جريان يافتن آدرنالين درخونمان نياز داريم. ولي تنش زياده از حد، موضوع متفاوتي است.

شايع ترين علامتهاي فشار بي نهايت شغل عبارتند از خستگي، بي خوابي، فشار خون، سردرد، زخم، ترش كردن، ناتواني در تمركز يا آرميدن و بي اشتهايي.

چنانچه افسردگي باليني موردتوجه قرار نگيرد، احتمالاً از تنش محل كار ناشي مي گردد. چه بسا افسردگي به عنوان اعمال تكانشي (براساس انگيزش ناگهاني) يا بي نتيجه، زودرنجي (تندمزاجي) و خشم، دير رسيدن و تمايل به دوري جستن از همكاران نمايان گردد.

عامل تنش شغلي چيست؟

كار زياد و تعارض شخصيت (به ويژه با بالادستان) دو نمونه از رايج ترين علل تنش شغلي است. قبول مسئوليت سنگين، علت ديگري است.

كساني كه در مشاغل مديريت انجام وظيفه مي كنند، غالباً از حجم زياد كار شكوه مي كنند. اما امتيازي دارند كه شايد از وجودش بي خبر باشند و آن نرمش پذيري است. اين قدرت در آنهــا هست كــه ازطريق جستار (بحث و گفت و گو) و حتي رويارويي، تنش محل كار را بزدانيد.

اين حالت پيوسته براي ساير كاركنان مانند كارگراني كه در خط توليد كار مي كنند يا كسانـي كه به كارهاي دفتري سرگرمند، رخ نمي دهد. پژوهش ثابت مي كند پيشه هايي كه ملال آور و يكنواخت به نظر مي رسند همان قدر بر انسان فشار وارد مي سازند كه مشاغل اجرايي كارآمد.

پنج واكنش اساسي در برابر تنشهاي محل كار

! شريك غم ديگران بودن بي آنكه گامهاي اساسي درجهت تغيير وضعيت برداشته شود؛

! براي كاستن از سنگيني كار، طولاني تر و بيشتر كاركردن؛

! روي آوردن به تلاش جالب واكنشي به منظور اينكه بتوانيم سرزندگي را بازگردانده و كار بيشتري را در مدت كوتاهتري انجام دهيم.

! جسماً از شغل خويش كناره گرفتن يا آن را رها كردن و به دنبال كار ديگري گشتن يا زمان و توان صرف شده در مسير كار را كاهش دادن؛

! تجزيه و تحليل وضع، بازبيني راهبردها و به جست و جــوي راهكـارهـايـي براي دگرگون سازي موارد پرداختن.

در نگاه اول، به نظر مي آيد كه واكنش شماره 5 عملي ترين واكنش است به شرطي كه تشخيص دهيم موقعيت شغلي ما تا چه حد از اختيار ما خارج است. موارد وابسته به كنشها و قواعد پديد آمده توسط ديگران چنان فزون است كه حتي سازنده ترين كوششها نيز قادر به تضمين آن نيستند. آنچه كه مي توان تضمين كـرد احساس نيكوي »پذيرش مسئوليت« شغلي مان است. از آنجايي كه شرايط فردي خيلي زياد فرق مي كند، از اين رو »راه حل صحيح« براي هر كس متفاوت است.

به ياد بسپاريد كه امكان دارد راهكارهاي مستقيمي براي مشكلات حاصل از تنش شغلي وجود نداشته باشد.

پيشنهادهايي جهت كاهش فشار رواني كاري

1 - مسئوليت شغلتان را به عهده بگيريد: تا جايي كه مقدور است اولويتها را درنظر گرفته و مجدداً تعيين كنيد. نخست مراقب كارهاي مهم و دشوار باشيد و وقت تان را تنظيم كنيد. در اين صورت كاراتر مي شويد.

2 - هر بار، به عملي دست زنيد: هر طرح بزرگ را به كار كوچكتر و اجراشدني تقسيم كنيد. فهرستي از تمام اموري كه بايد انجام يابند و زمان تقريبي پايان هريك تهيه كنيد. به كارها اولويت ببخشيد. ابتدا كاري را به اتمام رسانده و آنگاه به سراغ بعدي برويد. كارها را تا زماني آسان بگيريد كه حس كنيد نياز به اجرا و نظارت داشته باشند.

3 - با همكاران روراست باشيد: اين مسئله درمورد رئيس نيز صدق مي كند. اگر دچار مخمصه شده ايد، عيان سازيد. چه بهتر كه در اين رهگذر، همدرداني هم داشته باشيد. تنها شكوه نكنيد. راه گشا باشيد و پيشنهادهاي عملي مطرح سازيد.

4 - بگذاريد كارفرمايتان كمك كند: بسياري از شركتها به كاركنان خود ياري مي كنند تا به مدد برنامه مساعدت به كارمند، پيامدهاي حاصل از تنشهاي پيشه اي را از ميان بردارند.

5 - كمتر كار كنيد: »نه« گفتن را ياد بگيريد. دست از كارهايي بكشيد كه سرنوشت ساز نيستند.

6 - نشانه هاي خطر تنش شغلي را بشناسيد: از علايم فشار شغلي با خبرباشيد و به محض اينكه مهارنشدني گشتند، واردعمل شويد؛

7 - مراقب بهداشت جسمي خود باشيد: تندرستي جسماني سبب مي شود كه تحمل فشارتان افزايش يابد. بايد تغذيه و خوابتان متعادل باشد. به اندازه كافي ورزش كنيد.

8 - آرميدن را بياموزيد: دريچه اطمينان سالمي اعم از ورزش، سرگرمي، موسيقي، مطالعه يا فقط پياده روي بيابيد و از آن به عنوان »پلي« بين كار و زندگي داخلي خودتان استفاده كنيد.

9 - از زندگي خصوصي خويش غافل نباشيد: برنامه اي تنظيم كنيد تا رعايت عدالت بين كار و زندگي شخصي را بر شما امكان پذير سازد. از اين كار، دمي غفلت نورزيد.

10 - به فكر تغيير يا ترك شغل خود باشيد: گرچه اين آخرين راه چاره است، ولي با اين همه شق ديگـري برايتان پيش مي آيد. چنانچه وضع مالي تان پرداختن به اينگونه تصميمات را ناممكن مي سازد، در اين صورت حواس خود را جمع زندگي داخلي تان كنيد. اگر زندگي خصوصي تان پرثمرتر، مهيج تر و مفرح تر باشد، احتمال دارد پاره اي از درد و رنج وضع ناشاد كاري را برطرف سازد.

 

در زندگی انتخاب و فکر اين که چه کاری کنيد خيلی مهمه ... من خود در زندگی نا کامی های زيادی داشتم که همش به خاطر تصميماتی بوده که گرفتم... البته موفقيت هايی هم داشتم... در حال حاضر مدرک کاردانی مديريت دارم و در دوره فراگيری دانشگاه پيام نور در رشته کارشناسی مديريت به عنوان دانشپذير ثبت نام کردم... يکی از نا کامی های من هم در تحصيل بوده که نتونستم اونطور که بايد و شايد فرهنگ تحصيل و مطالعه را در خود پياده کنم... می خوام نظرتون رو درباره خودم بدونم... به نظرتون ادامه تحصيل بدم يا کار کنار پدر... ۲۲ سال هم دارم... البته الان ورزش و کار و تحصيل و تفريح همه را نصفه نيمه انجام می دم... از همه سخت ترمطالعه هست که می خوام بی خيالش بشم  تا بتونم با استفاده از وقتی که از ترک اين کار به دست می آورم به کارهای ديگه برسم... نظرتون درباره من چيه؟


آموزش ، پرورش و بازآموزي مديران

 

بعضي مقوله ها اين اعتبار را دارند كه هيچكس نسبت به ضرورت و مطلوبيت آنها شك و تـرديد روا نمــي دارد و في نفسه موردتائيد و موافقت همگان قرار مي گيرند. ازجمله اينها آموزش است و قطعاً آموزش در زمينه مديريت و نيز آموزش مديران به تبع اعتبار عمومي آموزش، از هر سمت و سو با تائيد و تشويق همراه است. بازآموزي نيز به لحاظ محتوا و برداشتي كه از آن مي شود در زمره آموزش قرار مي گيرد، ليكن پرورش ماهيتي متفاوت دارد. پرورش مي تواند آموزش را نيز دربربگيرد وليكن خود مفهوم جامعتري داشته و گستره وسيعتري را شامل مي شود. پرورش درواقع مجموعه اقداماتي است كه تغيير بينش، دانش، مهارت و درنتيجه توانمندي افراد را درجهت الگويي مطلوب باعث شده و نهايتاً هدف موردانتظار را به دست مي دهد. بنابراين پرورش مدير، مفهومي كامل با مراحلي چندگانه است كه حركت در مسير آن برنامه اي فراتر از برنامه هاي آموزشي را طلب مي كند. هر سه مقوله به ترتيبي كه اشاره رفت، چارچوب خاص و نتايجي متفاوت دارند كه سعي مي شود در اين مجال اندك جايگاه و ضرورت هريك تاحدي روشن گردد. سمت گيري ديدگاهي كه بر كل مجموعه بحث سايه افكنده است، به طرف مديران و سازمانهاي متقاضي برنامه هاي آموزشي اعم از آموزش، بازآموزي و پرورش مدير است. درواقع مخاطبان نوشتار، مديران و تصميم گيران در سازمانها و خصوصاً سازمانهاي بزرگ هستند كه به برنامه هاي آموزشي خود و همكاران تأمل و دقت بيشتري روا دارند تا نهايتاً برنــامــه هــاي آمـوزشي، به تناسب، داوطلبان مرتبط و منتسب به خود را پذيرا شوند.

درحال حاضر برنامه هاي آموزشي كه در حوزه مديريت به اجرا درمي آيد، مي توان به ترتيب زير تقسيم بندي كرد:

! برنامه هاي دوره هاي كارشناسي تا دكتراي مديريت در دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي.

! برنامه هاي آموزشي سازمانهاي حرفه اي همچون سازمان مديريت صنعتي و مركز مديريت دولتي كه اهداف متفاوتي از مراكز دانشگاهي براي آنها پيش بيني شده است.

! برنامه هاي آموزشي كه در مراكز آموزش وابسته به بنگاهها، دستگاهها و سازمانها و يا در خود آنها به صورت سفارشي اجرا مي شود و در دوره هايي از اين دست مديران سازمانهاي مذكور مشاركت مي يابند.

اينكه تقسيم بندي اهداف كلان برنامه هاي آموزشي مديريت در كشور تاچه حد روشن است؟ و نيز اينكه توزيع تقاضا متناسب با ضرورتها به چه ترتيب و يا به چه شكلي به مراكز مختلف آموزش مديريت انتقال مي يابد؟ سوالاتي اساسي است، ولي به نظر مي رسد در يك كليت و با هدف متمركز كردن ابهامها، بحث از ابعاد زير بايد موردبررسي و توجه قرار گيرد:

! برنامه هاي آموزشي مديريت كه نهايتاً فارغ التحصيلان را به اين دانش مجهز مي سازد كدامند و مخاطبان آن را چه دسته از افراد و با چه خصوصياتي تشكيل مي دهند؟

! برنامه هاي پرورش مدير تاچه حد متناسب طراحي شده و به ترتيب فوق چه افرادي مشتري آن هستند؟

! برنامه هاي آموزشي مناسب با مديران شاغل كدامند و اين برنامه ها از جهت محتوا و شكل اجرا و مدت و ... بايد داراي چه خصوصياتي باشند؟

! كل برنامه ها با نيازهاي كشور و برنامه هاي كلان آن چگونه تناسب دارند و اين انطباق را از چه راههايي مي توان ملاحظه و نسبت به آن اطمينان حاصل كرد.

مواردي كه در چند سطر و در يك تقسيم بندي سه بخشي ساده به آن اشاره شد نشان مي دهد كه چارچوب كار منطقي به نظر مي رسد، ليكن آنچه جاي تأمل و گفتگو دارد اين است كه آيا همه چيز در مسيرهاي تعيين شده و متناسب با اهداف پيش مي رود و يا درحدي تداخل دارد. بحث تداخل از آن جهت مطرح است كه آيا دانشگاه به وظيفه خود مي پردازد و مخاطبان خاص خود را دارد؟ و آيا مراكز ديگر نيز هركدام در چنين وضعيتي قرار دارند؟ آيا مدت و محتواي برنامه هاي خاص مديران مناسب با فرصت و ضرورتهاي خاص آنها طراحي و اجرا مي شود و آيا اين افراد در حوصله يك مدير پرمشغله و در برنامه هايي كه آنها را به روز كرده و درجريان تازه هاي مديريت قرار مي دهد شركت مي كنند؟ آيا برنامه هاي پرورش مدير، مخاطبان خاص خود را دارد و الزاماً نامزدهاي تصدي مشاغل مديريتي در اين برنامه ها شركت مي كنند؟

اگر از برنامه هاي آموزش مديريت كه در سطوح كارشناسي تا دكترا در مراكز دانشگاهي ارائه مي شود بگذريم و چنين فرض كنيم كه مخاطبان و دانشجويان اين برنامه ها جواناني هستند كه ازطريق شركت در دوره هاي مذكور، علوم مديريتي را فرا مي گيرند و هركدام در نقشي زمينه كاربرد آن را فراهم مي سازند، لااقل دو مورد ديگر همچنان نيازمند موشكافي بيشتر است: يكي برنامه هاي آموزشي پرورش مدير و ديگري برنامه هايي است كه مي توان درجهت روزآمد كردن مديران تدارك ديد. برنامه هاي پرورش مدير كه مي تواند مفصل و جامع تدارك شود، بهتر است درجهت آموزش و پرورش كساني به كار گرفته شود كه نهايتاً مسئوليتهاي مديريتي بنگاهها و سازمانها را برعهده مي گيرند. از اين رو اگر در اين راستا برنامه ريزي دقيقي از سوي موسسات خصوصاً صنايع مادر و بنگاههاي فراگير فراهم شود، حاصل آن مي تواند جلوگيري از خلاءهاي مديريتي و يا مساعد شدن شرايط براي برنامه هاي تحول در اين گونه موسسات باشد. به واقع بايد اين فرصت به افراد مستعد و جوان داده شود تا با ممزوج كردن پتانسيل هاي فردي و آموزشهايي كه در راستاي پرورش آنها تدارك شده است، آينده بنگاههاي اقتصادي را از جهت پرورش مديران كارآمد تامين نمايند.

به واقع ما بايد شاهد آن باشيم كه در دوره هاي آموزش و پرورش مدير چهره هاي باانرژي، جوان، مستعد و پرسشگر و موشكاف، بيشترين سهم صندلي را در تمام مراكز آموزشي اشغال نمايند.

مورد ديگر، آموزشهاي به روزآوري مديران است كه به طور قطع چه از زاويه محتوا و سطح و چه ازجهت طول و مدت، متمايز از ساير برنامه هاي آموزشي مديريت است. مديران علي القاعده نبايد نيازمند گذراندن دوره ها و كلاسهاي پايه و اوليه مديريت باشند، ضمن آنكه فرصت محدود آنها نبايد مصروف شركت در برنامه هاي طولاني مدت مديريت شود. برنامه هاي خاص مديران بهتر است ازجهت محتوا شامل آخرين يافته ها و ازنظر استاد برخوردار از مبرزترين و كارآمدترين آنها باشد. و چه خوب است كه در اين برنامه ها كه قطعاً مي بايست با برنامه كاري و شرايط مديران سازگاري داشته باشد، از وجود استادان بهره گيري شود كه خود مدتها پستهاي مديريتي را تجربه كرده و همراه با اندوخته هاي علمي روز، به غناي هرچه بيشتر اين گونه دوره ها بيفزايند. درخصوص مديران بويژه مديران كليدي محتواي مناسب، مدت برنامه، نحوه و شكل و محل و شرايط اجرا اهميت ويژه داشته و موسسات آمــوزش مـديريت مي بايست مشابه كشورهاي پيشرفته به دقايق اين برنامه ها توجه و دقت كافي مبذول دارند.

در انتهاي اين گفتار حيف است كه ازنكته اي دريغ كنيم، بدين ترتيب كه نتيجه گيري مطلوب از تقسيم بندي يادشده زماني حاصل مي شود كه مراكز آموزش مديريت، متناسب با نقشي كه ازجهت تامين نيازهاي مخاطب دارند، بايد خود را تجهيز كنند و اين ميسر نمي شود مگر آنكه بپذيريم جايگاه و نقش هركدام از اين مراكز آموزشي مربوط به پركردن چه بخشي از جدول نيازها است. اگر اين پذيرش حاصل شود، شاهد مشخص تر شدن نقش مراكز و توسعه و حرفه اي تر عمل كردن آنها خواهيم بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۹ساعت 7:32  توسط داود حمیدی  | 

آشنايي با پنج روش ویژه برای کاریابی


خلاصه:اگر به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده اید و در جستجوی نخستین تجربه شغلیتان هستید ، و یا یک دانش آموز دبیرستانی که برای دوره تا بستانی بدنبال شغلی است که هم اوقات فراغتش را پر کند و هم حرفه ای بیاموزد ، با ما همراه شوید تا روشهای مختلف فنون کاریابی را بیاموزید .

کلمات کلیدی: بازار کار یافتن کار


علیرغم بسیاری از مسائلی که در زندگی روزمره پیش می آید و توجهی به آن نمی کنید و به سادگی از کنار آن می گذرید ، اما اینبار باید دقیقا بایستید و خواسته هایتان را ابراز کنید . ما در این بخش مهارتهای لازم را به شما آموزش خواهیم داد. برای موفق شدن و رسیدن به شغل مورد علاقه تان، روشهای مختلفی وجود دارد .
اگر به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده اید و در جستجوی نخستین تجربه شغلیتان هستید ، و یا یک دانش آموز دبیرستانی که برای دوره تا بستانی بدنبال شغلی است که هم اوقات فراغتش را پر کند و هم حرفه ای بیاموزد ، با ما همراه شوید تا روشهای مختلف فنون کاریابی را بیاموزید .
علیرغم بسیاری از مسائلی که در زندگی روزمره پیش می آید و توجهی به آن نمی کنید و به سادگی از کنار آن می گذرید ، اما اینبار باید دقیقا بایستید و خواسته هایتان را ابراز کنید . ما در این بخش مهارتهای لازم را به شما آموزش خواهیم داد. برای موفق شدن و رسیدن به شغل مورد علاقه تان، روشهای مختلفی وجود دارد . پس از آنکه شغل دلخواهتان را یافتید و با مدیرتان برای همکاری تماس گرفتید ، درباره آن تحقیق کنید ، شما همیشه باید در شغلتان حرفه ای باشید . اگر از شما دلیل تقاضای کار و همکاری در قسمت خاصی را پرسیدند ، هرگز نگویید به دلیل اینکه احتیاج مبرم به کار دارم ، این شرکت و این بخش را پذیرفته ام . مسلما آن مدیر باتجربه در برخورد اول همه چیز را خواهد فهمید ، همیشه روی اولین مصاحبه ها حساب ویژه ای باز نکنید بر اساس قوانین احتمالات از هر سه مصاحبه تنها یکی جواب می دهد ، پس سعی کنید همیشه گزینه های کاری فراوانی داشته باشید . هیچ گاه برای کار روی شرکت خاصی سرمایه گذاری نکنید ، همیشه یک سایبان شغلی دیگر داشته باشید ، حتی اگر حقوق شما در شغل دوم نصف اولی باشد ، به یک شغل اکتفا نکنید . همیشه آینده نگری شغلی داشته باشید ، با این استراتژی همیشه یک گام جلوتر از دیگران هستید ، " همیشه به یاد داشته باشید ، بزرگترین شرکتها نیز تحت شرایط اقتصادی ورشکست خواهند شد .

اساسا زمانیکه مستقیما وبدون هیچگونه مقدمه ای بگویید به کار احتیاج دارم ، احتمال یافتن شغل مناسب را از دست می دهید . بنابراین لازم است که نکات زیر را سرلوحه کارتان قرار دهید تا بتوانید به آسانی از موانع موجود بگذرید .

رزومه تان را ارائه دهید !

آسانترین راه برای ابراز نیاز به شغل ارائه رزومه یا سابقه شغلی و مهارتی است . در واقع این کار نخستین نشانه و موج مثبت برای همکاری است . برخی از شرکتها هیچگونه تبلیغاتی برای افتتاحیه خود انجام نمی دهند و در برخی موارد شما از نحوه سیاست کاری آنها بی اطلاع می مانید . در هر حال ارائه رزومه و همراه داشتن آن در شرایط مختلف آمادگی شما را در انتخابهای شغلیتان افزایش می دهد و مانند سربازی که همیشه با اسلحه پر به میدان نبرد میرود شما نیز با همراه داشتن رزومه درهرشرایطی آماده به کار هستید.

چرا به دنبال شغل هستید !

راه دیگری که بیانگر پاسخ به پرسش چرا به کار احتیاج دارید ، شرح و هدف شما در رزومه در مقام یک جستجوگر شغلی است . در واقع به بیان دیگر شما بطور غیر مستقیم بیان می کنید که به دنبال کار هستید . مثلا ، در نامه ای که شرح فعالیتها ، تجربیات و تحصیلات شما در آن درج شده ( رزومه ) می نویسید که از کدام دانشگاه فارغ التحصیل شده اید و در جایگاه یک کارآموز و مبتدی هم بدنبال کاری مرتبط با مدرک دانشگاهی و هم در جستجوی مهارتها و سوابق شغلی در شرکت مورد علاقه تان هستید . بدین ترتیب به همین سادگی شما اطلاعات مربوط به خودتان را به شرکتها ارائه می دهید و مدیران شرکتها نیز بر اساس تحصیلات ، سوابق و اولویت های خاص خودشان بهترین فرد و گزینه موجود را شناسایی و پس از گذراندن یک دوره کوتاه مدت و فشرده در جایگاه یک نیروی جدید آماده به کار استخدام می کنند .

هدفتان را توضیح دهید !

مهمترین موضوع در یک رزومه عنوان هدف شغلی و مهارت شماست . هدف شما یعنی دیدگاه شما ، یعنی شخصیت و آینده نگری شما ، اصولا روان شناسان انسانها را بر اساس اهداف و ویژگیهای شخصیتی شان دسته بندی می کنند ، رابطه میان رویا و هدف مانند خطوط موازی یک ریل قطار است دو ارتباط مکمل و مستقیم که نقص یکی موجب به تعویق افتادن حرکت دیگری است . مثلا شما در جایگاه یک دستیار پزشک زمانیکه می خواهید بگویید " به کار نیاز دادم " ، باید هدفتان را نیز مشخص کنید . بگذارید ساده تر بیان کنم.
چه موقع مردم از یک رستوران یا فروشگاه تعریف می کنند ؟ پاسخ بسیار ساده است ! کیفیت و کارآیی ، ارائه محصول و غذای مناسب ، دقیقا شما نیز باید همینطور عمل کنید . برمهارتهایتان بیفزایید ، از دیگران تجربه کسب کنید و کیفیت و محبوبیتتان را افزایش دهید . بله ! بیماران شما بهترین سند برای روش درمان ومهارت شما در مقام یک دستیار پزشک هستند . واین یعنی دقیقا ارائه اهداف و مهارتها ، شما مانند دانش آموزی هستید که هرروز امتحان می دهد ، و امتحان شما تشخیص دقیق نوع بیماری است . اعتماد به نفس و مهارت مهمترین امتیاز شماست و به بیان دیگر پاسخ به پرسش چرا به کار نیاز دارم .

علایق و استعدادهایتان را در مصاحبه شغلی بیان کنید !

می دانم مصاحبه شغلی یکی از پراسترس ترین کارهای موجود در جهان است ، وتابحال دراین باره بحث های زیادی شده است اما شما برای اثبات وجودتان وتواناییهایتان مجبورید که مصاحبه بدهید . اما اینجا دیگر نمی توانید چشمانتان را ببندید و فریاد بزنید که به کار احتیاج دارم چون دقیقا نتیجه معکوس میدهد . زمانیکه مدیر بخش مربوطه در مصاحبه از شما می پرسد که مثلا چرا می خواهید حسابدار شرکت شوید ، شما باید از قبل سه جواب آماده داشته باشید . سه جواب منطقی و حساب شده که هیچ چون و چرایی را دیگر باقی نگذارد.
بگذارید راهنماییتان کنم ، مثلا یکی از پاسخهای منطقی این است که بگویید :" بدنبال فرصتی هستم تا مهارتهایم را بکار گیرم و میزان تولید و بهره وری را افزایش دهم . اگر اندکی بیاندیشید خواهید دید که تقریبا پاسخ قانع کننده ای است . اگر به شغل مورد علاقه تان فکر کنید و با خونسردی به سوالات مصاحبه کننده گوش فرادهید و طبق راهنماییها و روشهای توصیه شده عمل کنید در پایان لبخند رضایت را بر لبانتان احساس خواهید کرد و در نهایت به شغل محبوبتان میرسید .

استفاده از شبکه دوستان و همکاران !

اگر نمی توانید بگویید که به کار احتیاج دارم ، شخصی را پیدا کنید که این ویژگی را داشته باشد و به نحوی برایتان کاریابی کند . دوستان دوران دانشگاه و همکارانتان بهترین گزینه های ممکن هستند که می توانند شما را راهنمایی و از فرصت های شغلی فراوانی بهره مند کنند . اگر به تازگی از کار برکنار شده اید ، باز هم دوستان و همکاران بهترین گزینه ممکن برای دستیابی شما به شغل هستند . جدیت و پشتکار شما بهترین حالت برای نشان دادن انگیزه بالایتان در جهت کاریابی است . از طرف دیگر مدیران نیز متوجه تلاش شما شده و شاید همین پیگیری های مستمر شما را به هدفتان نزدیک ونزدیکتر کند و در نهایت منجر به اشتغال شما شود.
پس همیشه به خاطر داشته باشید شاید بتوانید پس از جستجو های فراوان و سفارش های اقوام ودوستان در نهایت به شغل محبوبتان برسید ، اما چقدر می توانید در این شغل سفارشی دوام بیاورید ؟ آیا به مهارتها و تجربیات لازم رسیده اید ؟ آیا می توانید مشتریان و مدیران را راضی نگه دارید ؟ آیا خودتان احساس رضایت شغلی دارید ؟ اغلب این نوع کارجویان سفارشی پس از مدتی از آغاز به کارشان محیط برایشان تکراری می شود و دیگر قادر به ادامه همکاری نیستند ، مثلا شما در آزمون پزشکی قبول می شوید در حالیکه شیفته هنر و موسیقی هستید ، بنابراین میبینید که پس از مدتی دچار افسردگی شغلی خواهید شد .
تحصیلات دانشگاهی و سفارشهای شغلی تنها یک روی سکه هستند ، روی دیگر سکه تلاش ، تداوم و مهارت شما نهفته است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 9:50  توسط داود حمیدی  | 

رهبر معظم انقلاب در اجتماع 110 هزار نفري بسيجيان:

بسيج در روزهاي دشوار گشاينده مشكلات كشور است

در حوادث پیچیده سال 88 فتنه‌گرانی برای دست یافتن به قدرت، مصلحت کشور را نادیده گرفتند و به حقانیت روشن یک راه پشت کردند، به گونه‌ای که دشمنان درجه یک ملت از اقدامات آنان به هیجان و شوق آمدند و از آنان حمایت کردند
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي: تلاش دشمنان ملت ایران و دنباله‌روهای داخلی آنان برای تحقیر و اهانت به بسیج، ناکام و بی‌ثمر است
بسیج مجموعه‌ای منضبط و سازمان‌یافته است و از لحاظ کمی نیز هیچ مجموعه ای در جهان به پای بسیج نمی‌رسد اما مهم این است که بسیج بر اعتقادات و ایمان و عواطف متکی است و همین واقعیت در روزهای دشوار گشاینده مشکلات و دشواری‌های کشور و ملت است


موافقت رهبر معظم انقلاب با عفو و تخفيف مجازات تعدادی از محكومان‌ محاكم قضايي

حضرت آيت الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي با پيشنهاد آیت‌الله آملی لاریجانی رئيس قوه قضائيه به مناسبت ايام عيد سعيد غدير خم، مبني بر عفو يا تخفيف مجازات تعداد 649 نفر از محكومان محاكم عمومي و انقلاب، سازمان تعزيرات حكومتي و سازمان قضايي نيروهاي مسلح موافقت كردند.


گروه سياسي حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در خجسته عید سعید غدیر خم، عید ولایت و امامت و در آستانه 5 آذر سالروز تشکیل بسیج، در اجتماع
110 هزار نفری بسیجیان، مضمون حقیقی واقعه عظیم غدیر را تجلی امامت و پیشوایی عادلانه و سعادتبخش همه جوامع بشری در طول تاریخ دانستند و با اشاره به درخشندگی بی‌نظیر بسیج افزودند: بسیجی ماندن و تقویت اخلاص و بصیرت و استقامت، رمز تحقق وعده تخلف ناپذیر الهی درباره پیروزی نهایی ملت مؤمن ایران است.
ایشان با تبریک عید سعید غدیر خم به همه ملت ایران و دلدادگان عدالت و آزادگی افزودند: حقیقت و مضمون غدیر، متعلق به همه مسلمانان و همه کسانی است که برای بهروزی انسان، دل می‌سوزانند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی اعتقاد راسخ شیعیان به جانشینی امیرمؤمنان بعد از پیامبر را متکی بر دلایل متقن و غیرقابل تردید دانستند و با اشاره به حدیث متواتر غدیر که همه محدثین بزرگ اسلام نقل کرده‌اند، افزودند: همان معنایی که در ولایت پیامبر گرامی اسلام وجود دارد، با معرفی و نصب الهی امیرمؤمنان با ابلاغ نبی مکرم، درباره امام علی (ع) نیز محقق است. ایشان امیرمؤمنان علی(ع) را در همه دوران زندگی از جمله جوانی، ستاره درخشان و بی‌نظیر «عرصه‌های مختلف تقوا، شجاعت، استقامت، بصیرت و دفاع از اسلام و پیامبر» خواندند و افزودند: همه مردم بویژه جوانان در لحظه لحظه زندگی وجود پرعظمت مولای متقیان، نور هدایت و سعادت را دریابند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نصب الهی جانشین پیامبر و توجه دادن به مسئله امامت را دو جنبه اساسی واقعه غدیرخم دانستند و در تبیین اهمیت مفهوم امامت افزودند: امامت یعنی فرد و یا گروهی، پیشوایی انسان‌ها و جامعه را در دست گیرند و جهت حرکت آنها را در امر دین و دنیا مشخص کنند و لذا «امامت» در این معنا، مسئله اصلی همه جوامع بشری در طول تاریخ بوده است.
ایشان با استناد به آیات قرآن کریم، امامت را به دو گونه کاملاً متفاوت تقسیم کردند و افزودند: در یک نوع پیشوایی و امامت که انبیاي الهی مصداق کامل آن هستند، امامان عادل به امر خداوند و در پرتو راهنمایی پروردگار، مردم را به سرمنزل مطلوب حیات بشری هدایت می‌کنند و در نوع دیگری از پیشوایی که فرعون مصداق آن است، مردم به فساد، آتش و هلاکت کشیده می‌شوند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین بیشتر عمومیت مفهوم امامت افزودند: در سکولارترین حکومت‌های دنیا نیز با وجود همه ادعاها درباره جدا بودن مراکز سیاست از مراکز دینی و معنوی، دنیا و آخرت مردم هر دو، در ید قدرت حاکمان قرار دارد و جهت‌گیری‌های حکمرانان عملاً زندگی دنیوی و اخروی آن جامعه را شکل می‌دهد. ایشان در همین بحث، دستگاه‌های بزرگ فرهنگی غرب و زورگویان جهانی را از جمله امامان و پیشوایانی دانستند که همچون فرعون، مردم را به سمت آتش فساد و تباهی و هلاکت می‌کشانند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اقدام نبی‌مکرم اسلام را در تشکیل حکومت و ایجاد جامعه مدنی نبوی، اثبات این واقعیت خواندند که اسلام در نصیحت و دعوت زبانی خلاصه نمی‌شود بلکه درصدد تحقق احکام الهی در جامعه است و این هدف نورانی، جز با تشکیل حکومت عادلانه، محقق نخواهد شد.
ایشان نصب جانشین پیامبر به دستور و الهام الهی را در واقعه غدیر خم ادامه همین مسیر برشمردند و افزودند: اگر چه تاریخ اسلام مسیر دیگری رفت اما این خط شاخص و اندیشه سعادت‌بخش در تاریخ باقی ماند تا این که به برکت ایمان و استقامت امام خمینی(ره) و ملت ایران در این گوشه از جهان، تحقق یافت و به فضل الهی هرروز در دنیای اسلام، گسترش خواهد یافت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا در بخش دیگری از سخنانشان اجتماع عظیم 110 هزار نفری بسیجیان را نمادی از بوستان معطر و عظیم بسیج در سراسر کشور خواندند و خاطرنشان کردند: امام بزرگوار ما، با بصیرت و ژرف‌اندیشی خود، این بوستان را به وجود آورد و با کلام و منش خود آن را به گونه‌ای آبیاری کرد که روز به‌روز بالنده‌تر و پرثمرتر می‌شود.
بسيج حقيقتي عظيم، درخشان و بي‌نظير است
ایشان، بسیج را حقیقتی عظیم، درخشان و بی نظیر برشمردند و با اشاره به حضور زن و مرد و پیر و جوان و نوجوانان در بسیج، افزودند: حضور همه اقوام و قومیت‌های ایرانی و شرکت دانشجویان، استادان، دانش‌آموزان، معلمان، روحانیان، کارگران، کشاورزان، بازاریان و دیگر صنوف اجتماعی- علمی و اقتصادی در بسیج، نشانه فراگیر بودن این مجموعه عظیم و بی نظیر است.
ایشان تلاش دشمنان ملت ایران و دنباله‌روهای داخلی آنان را برای تحقیر و اهانت به بسیج، ناکام و بی ثمر دانستند و خاطرنشان کردند: آنان با کلام خدا و نبی مکرم اسلام نیز همین گونه رفتار می‌کنند اما این رفتار محقرانه، از عظمت و درخشندگی ذاتی بسیج، چیزی نمی‌کاهد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین بسیج را مجموعه‌ای منضبط و سازمان‌یافته برشمردند و با تأکید بر کیفیت ایمانی این مجموعه، خاطرنشان کردند: از لحاظ کمی نیز هیچ مجموعه ای در جهان به پای بسیج نمی‌رسد اما مهم این است که بسیج بر اعتقادات و ایمان و عواطف متکی است و همین واقعیت در روزهای دشوار، گشاینده مشکلات و دشواری‌های کشور و ملت است. ایشان قدرشناسی بسیج را وظیفه‌ای همگانی دانستند و افزودند: در درجه اول، بسیجیان باید شکرگزار حضور در چنین مجموعه‌ای باشند و لازمه این قدرشناسی، تقویت روزافزون ارکان بسیج در ذهن و عمل بسیجیان است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور در عرصه‌های مختلف را یکی دیگر از دلایل اهمیت بسیج برشمردند و خاطرنشان کردند: بسیج اگرچه در میدان‌های دشوار نظامی در اوج هنرنمایی بوده است اما به برکت اخلاص، ایمان، شجاعت و قدرت ابتکار خود در هر میدانی وارد شود، پیشتاز و پیشرو خواهد بود همچنان که جوانان و استادان بسیجی امروز در عرصه علم جزو موفق‌ترین‌ها هستند و هنرمندان بسیجی نیز موفقیت‌های درخشانی داشته‌اند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اخلاص و بصیرت را ارکان اساسی بسیج دانستند و افزودند: این دو عنصر تعیین کننده، دارای هم‌افزایی متقابلند به گونه‌ای که هر قدر بصیرت فرد بیشتر شود، اخلاص او افزون‌ترخواهد شد و هر اندازه کسی مخلص‌تر باشد، خداوند نور بصیرت را در او بیشتر می‌کند.
فتنه‌گران براي دست يافتن به قدرت، مصلحت كشور را ناديده گرفتند
رهبر معظم انقلاب اسلامی هواهای نفسانی را مهم‌ترین موانع بصیرت دانستند و با اشاره به عملکرد برخی در فتنه طراحی شده و پیچیده سال 88 افزودند: در آن حوادث، فتنه‌گرانی برای دست یافتن به قدرت، مصلحت کشور را نادیده گرفتند و به حقانیت روشن یک راه پشت کردند، به گونه‌ای که دشمنان درجه یک ملت از اقدامات آنان به هیجان و شوق آمدند و از آنان حمایت کردند اما عده‌ای این حقایق روشن را ندیدند و نمی‌بینند، البته برخی هم با وجود این که این حقایق را درک و فهم می‌کنند اما به علت ظلمت دل و هواهای نفسانی، حاضر نیستند به این فهم خود ترتیب اثر دهند.
فرمانده معظم کل قوا در بخش دیگری از سخنانشان بسیجی بودن را امری مبارک خواندند اما تأکید کردند: بسیجی ماندن و ایستادگی در راه مهم‌تر است و بسیجی ماندن نیز به مراقبت و مواظبت دائم نیاز دارد. ایشان انقلاب بزرگ ملت پیشتاز و پیشرو ایران را تلاشی برای تغییر مسیر جهنمی دنیای غرق در مادیگری دانستند و افزودند: جمعیت عظیمی از مردم جهان، حقیقت انقلاب سعادتبخش ملت ایران را درک کرده‌اند اما قدرتمندان جهانی نیز در مقابل فریاد بیدار کننده ملت ایران صف‌آرایی کرده‌اند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی تحقق وعده تخلف‌ناپذیر الهی و پیروزی ملت ایران را نتیجه نهایی رویارویی جبهه استبداد و استکبار جهانی با انقلاب اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: تا رسیدن به آن آینده روشن، دشمنان چالش‌هایی بر سر راه این ملت ایجاد می‌کنند بنابراین باید آمادگی خود را حفظ و تقویت کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌روز کردن آمادگی‌های ملی، تقویت اخلاص و بصیرت و بسیجی ماندن براساس نیازها و الزامات روز را رمز موفقیت ملت ایران دانستند و ابراز امیدواری کردند جوانان امروز کشور شاهد روزی باشند که ملت ایران، بر فراز قله سعادت دنیوی و اخروی ایستاده است و ملت‌های دیگر به سمت جایگاه پرافتخار ملت ایران حرکت می‌کنند.
در این مراسم هنگام ورود فرمانده کل قوا به محل اجتماع 110 هزار نفری بسیجیان، تعدادی از بسیجیان به نمایندگی از اقوام و قومیت‌های مختلف به ایشان خیرمقدم گفتند. همچنین در آغاز این دیدار سردار سرلشكر جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تبریک عید سعید غدیر، گفت: شجره طیبه بسیج که از مؤلفه‌های اقتدار ملی کشور محسوب می‌شود، در تلاش است با شفاف کردن شاخص‌های اصلی حرکت خود یعنی بصیرت، اخلاص و عمل بموقع و به اندازه، توان درونی خود را تقویت کند و در مسیر پاسداری از انقلاب، ابعاد معنوی و آمادگی‌های فردی و علمی بسیجیان را ارتقا دهد.
در ادامه اين مراسم، سردار سرتیپ نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین با گرامیداشت تقارن هفته بسیج با عید غدیر گفت: بسیجیان آمادگی خود را در تمام عرصه‌های جهاد از جمله سازندگی، میدان علمی و جنگ نرم افزایش داده‌اند و امروز هم اجتماع همزمان و میلیونی بسیجیان در 400 شهر تجدید پیمانی است با آرمان‌های ولایت و امامت. همچنین در این دیدار مراسم میثاقنامه بسیج به نمایندگی از کل بسیجیان قرائت شد.

رهبر معظم انقلاب در اجتماع 110 هزار نفري بسيجيان:

بسيج در روزهاي دشوار گشاينده مشكلات كشور است

در حوادث پیچیده سال 88 فتنه‌گرانی برای دست یافتن به قدرت، مصلحت کشور را نادیده گرفتند و به حقانیت روشن یک راه پشت کردند، به گونه‌ای که دشمنان درجه یک ملت از اقدامات آنان به هیجان و شوق آمدند و از آنان حمایت کردند
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي: تلاش دشمنان ملت ایران و دنباله‌روهای داخلی آنان برای تحقیر و اهانت به بسیج، ناکام و بی‌ثمر است
بسیج مجموعه‌ای منضبط و سازمان‌یافته است و از لحاظ کمی نیز هیچ مجموعه ای در جهان به پای بسیج نمی‌رسد اما مهم این است که بسیج بر اعتقادات و ایمان و عواطف متکی است و همین واقعیت در روزهای دشوار گشاینده مشکلات و دشواری‌های کشور و ملت است


موافقت رهبر معظم انقلاب با عفو و تخفيف مجازات تعدادی از محكومان‌ محاكم قضايي

حضرت آيت الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي با پيشنهاد آیت‌الله آملی لاریجانی رئيس قوه قضائيه به مناسبت ايام عيد سعيد غدير خم، مبني بر عفو يا تخفيف مجازات تعداد 649 نفر از محكومان محاكم عمومي و انقلاب، سازمان تعزيرات حكومتي و سازمان قضايي نيروهاي مسلح موافقت كردند.


گروه سياسي حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در خجسته عید سعید غدیر خم، عید ولایت و امامت و در آستانه 5 آذر سالروز تشکیل بسیج، در اجتماع
110 هزار نفری بسیجیان، مضمون حقیقی واقعه عظیم غدیر را تجلی امامت و پیشوایی عادلانه و سعادتبخش همه جوامع بشری در طول تاریخ دانستند و با اشاره به درخشندگی بی‌نظیر بسیج افزودند: بسیجی ماندن و تقویت اخلاص و بصیرت و استقامت، رمز تحقق وعده تخلف ناپذیر الهی درباره پیروزی نهایی ملت مؤمن ایران است.
ایشان با تبریک عید سعید غدیر خم به همه ملت ایران و دلدادگان عدالت و آزادگی افزودند: حقیقت و مضمون غدیر، متعلق به همه مسلمانان و همه کسانی است که برای بهروزی انسان، دل می‌سوزانند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی اعتقاد راسخ شیعیان به جانشینی امیرمؤمنان بعد از پیامبر را متکی بر دلایل متقن و غیرقابل تردید دانستند و با اشاره به حدیث متواتر غدیر که همه محدثین بزرگ اسلام نقل کرده‌اند، افزودند: همان معنایی که در ولایت پیامبر گرامی اسلام وجود دارد، با معرفی و نصب الهی امیرمؤمنان با ابلاغ نبی مکرم، درباره امام علی (ع) نیز محقق است. ایشان امیرمؤمنان علی(ع) را در همه دوران زندگی از جمله جوانی، ستاره درخشان و بی‌نظیر «عرصه‌های مختلف تقوا، شجاعت، استقامت، بصیرت و دفاع از اسلام و پیامبر» خواندند و افزودند: همه مردم بویژه جوانان در لحظه لحظه زندگی وجود پرعظمت مولای متقیان، نور هدایت و سعادت را دریابند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نصب الهی جانشین پیامبر و توجه دادن به مسئله امامت را دو جنبه اساسی واقعه غدیرخم دانستند و در تبیین اهمیت مفهوم امامت افزودند: امامت یعنی فرد و یا گروهی، پیشوایی انسان‌ها و جامعه را در دست گیرند و جهت حرکت آنها را در امر دین و دنیا مشخص کنند و لذا «امامت» در این معنا، مسئله اصلی همه جوامع بشری در طول تاریخ بوده است.
ایشان با استناد به آیات قرآن کریم، امامت را به دو گونه کاملاً متفاوت تقسیم کردند و افزودند: در یک نوع پیشوایی و امامت که انبیاي الهی مصداق کامل آن هستند، امامان عادل به امر خداوند و در پرتو راهنمایی پروردگار، مردم را به سرمنزل مطلوب حیات بشری هدایت می‌کنند و در نوع دیگری از پیشوایی که فرعون مصداق آن است، مردم به فساد، آتش و هلاکت کشیده می‌شوند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین بیشتر عمومیت مفهوم امامت افزودند: در سکولارترین حکومت‌های دنیا نیز با وجود همه ادعاها درباره جدا بودن مراکز سیاست از مراکز دینی و معنوی، دنیا و آخرت مردم هر دو، در ید قدرت حاکمان قرار دارد و جهت‌گیری‌های حکمرانان عملاً زندگی دنیوی و اخروی آن جامعه را شکل می‌دهد. ایشان در همین بحث، دستگاه‌های بزرگ فرهنگی غرب و زورگویان جهانی را از جمله امامان و پیشوایانی دانستند که همچون فرعون، مردم را به سمت آتش فساد و تباهی و هلاکت می‌کشانند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اقدام نبی‌مکرم اسلام را در تشکیل حکومت و ایجاد جامعه مدنی نبوی، اثبات این واقعیت خواندند که اسلام در نصیحت و دعوت زبانی خلاصه نمی‌شود بلکه درصدد تحقق احکام الهی در جامعه است و این هدف نورانی، جز با تشکیل حکومت عادلانه، محقق نخواهد شد.
ایشان نصب جانشین پیامبر به دستور و الهام الهی را در واقعه غدیر خم ادامه همین مسیر برشمردند و افزودند: اگر چه تاریخ اسلام مسیر دیگری رفت اما این خط شاخص و اندیشه سعادت‌بخش در تاریخ باقی ماند تا این که به برکت ایمان و استقامت امام خمینی(ره) و ملت ایران در این گوشه از جهان، تحقق یافت و به فضل الهی هرروز در دنیای اسلام، گسترش خواهد یافت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا در بخش دیگری از سخنانشان اجتماع عظیم 110 هزار نفری بسیجیان را نمادی از بوستان معطر و عظیم بسیج در سراسر کشور خواندند و خاطرنشان کردند: امام بزرگوار ما، با بصیرت و ژرف‌اندیشی خود، این بوستان را به وجود آورد و با کلام و منش خود آن را به گونه‌ای آبیاری کرد که روز به‌روز بالنده‌تر و پرثمرتر می‌شود.
بسيج حقيقتي عظيم، درخشان و بي‌نظير است
ایشان، بسیج را حقیقتی عظیم، درخشان و بی نظیر برشمردند و با اشاره به حضور زن و مرد و پیر و جوان و نوجوانان در بسیج، افزودند: حضور همه اقوام و قومیت‌های ایرانی و شرکت دانشجویان، استادان، دانش‌آموزان، معلمان، روحانیان، کارگران، کشاورزان، بازاریان و دیگر صنوف اجتماعی- علمی و اقتصادی در بسیج، نشانه فراگیر بودن این مجموعه عظیم و بی نظیر است.
ایشان تلاش دشمنان ملت ایران و دنباله‌روهای داخلی آنان را برای تحقیر و اهانت به بسیج، ناکام و بی ثمر دانستند و خاطرنشان کردند: آنان با کلام خدا و نبی مکرم اسلام نیز همین گونه رفتار می‌کنند اما این رفتار محقرانه، از عظمت و درخشندگی ذاتی بسیج، چیزی نمی‌کاهد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین بسیج را مجموعه‌ای منضبط و سازمان‌یافته برشمردند و با تأکید بر کیفیت ایمانی این مجموعه، خاطرنشان کردند: از لحاظ کمی نیز هیچ مجموعه ای در جهان به پای بسیج نمی‌رسد اما مهم این است که بسیج بر اعتقادات و ایمان و عواطف متکی است و همین واقعیت در روزهای دشوار، گشاینده مشکلات و دشواری‌های کشور و ملت است. ایشان قدرشناسی بسیج را وظیفه‌ای همگانی دانستند و افزودند: در درجه اول، بسیجیان باید شکرگزار حضور در چنین مجموعه‌ای باشند و لازمه این قدرشناسی، تقویت روزافزون ارکان بسیج در ذهن و عمل بسیجیان است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور در عرصه‌های مختلف را یکی دیگر از دلایل اهمیت بسیج برشمردند و خاطرنشان کردند: بسیج اگرچه در میدان‌های دشوار نظامی در اوج هنرنمایی بوده است اما به برکت اخلاص، ایمان، شجاعت و قدرت ابتکار خود در هر میدانی وارد شود، پیشتاز و پیشرو خواهد بود همچنان که جوانان و استادان بسیجی امروز در عرصه علم جزو موفق‌ترین‌ها هستند و هنرمندان بسیجی نیز موفقیت‌های درخشانی داشته‌اند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اخلاص و بصیرت را ارکان اساسی بسیج دانستند و افزودند: این دو عنصر تعیین کننده، دارای هم‌افزایی متقابلند به گونه‌ای که هر قدر بصیرت فرد بیشتر شود، اخلاص او افزون‌ترخواهد شد و هر اندازه کسی مخلص‌تر باشد، خداوند نور بصیرت را در او بیشتر می‌کند.
فتنه‌گران براي دست يافتن به قدرت، مصلحت كشور را ناديده گرفتند
رهبر معظم انقلاب اسلامی هواهای نفسانی را مهم‌ترین موانع بصیرت دانستند و با اشاره به عملکرد برخی در فتنه طراحی شده و پیچیده سال 88 افزودند: در آن حوادث، فتنه‌گرانی برای دست یافتن به قدرت، مصلحت کشور را نادیده گرفتند و به حقانیت روشن یک راه پشت کردند، به گونه‌ای که دشمنان درجه یک ملت از اقدامات آنان به هیجان و شوق آمدند و از آنان حمایت کردند اما عده‌ای این حقایق روشن را ندیدند و نمی‌بینند، البته برخی هم با وجود این که این حقایق را درک و فهم می‌کنند اما به علت ظلمت دل و هواهای نفسانی، حاضر نیستند به این فهم خود ترتیب اثر دهند.
فرمانده معظم کل قوا در بخش دیگری از سخنانشان بسیجی بودن را امری مبارک خواندند اما تأکید کردند: بسیجی ماندن و ایستادگی در راه مهم‌تر است و بسیجی ماندن نیز به مراقبت و مواظبت دائم نیاز دارد. ایشان انقلاب بزرگ ملت پیشتاز و پیشرو ایران را تلاشی برای تغییر مسیر جهنمی دنیای غرق در مادیگری دانستند و افزودند: جمعیت عظیمی از مردم جهان، حقیقت انقلاب سعادتبخش ملت ایران را درک کرده‌اند اما قدرتمندان جهانی نیز در مقابل فریاد بیدار کننده ملت ایران صف‌آرایی کرده‌اند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی تحقق وعده تخلف‌ناپذیر الهی و پیروزی ملت ایران را نتیجه نهایی رویارویی جبهه استبداد و استکبار جهانی با انقلاب اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: تا رسیدن به آن آینده روشن، دشمنان چالش‌هایی بر سر راه این ملت ایجاد می‌کنند بنابراین باید آمادگی خود را حفظ و تقویت کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌روز کردن آمادگی‌های ملی، تقویت اخلاص و بصیرت و بسیجی ماندن براساس نیازها و الزامات روز را رمز موفقیت ملت ایران دانستند و ابراز امیدواری کردند جوانان امروز کشور شاهد روزی باشند که ملت ایران، بر فراز قله سعادت دنیوی و اخروی ایستاده است و ملت‌های دیگر به سمت جایگاه پرافتخار ملت ایران حرکت می‌کنند.
در این مراسم هنگام ورود فرمانده کل قوا به محل اجتماع 110 هزار نفری بسیجیان، تعدادی از بسیجیان به نمایندگی از اقوام و قومیت‌های مختلف به ایشان خیرمقدم گفتند. همچنین در آغاز این دیدار سردار سرلشكر جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تبریک عید سعید غدیر، گفت: شجره طیبه بسیج که از مؤلفه‌های اقتدار ملی کشور محسوب می‌شود، در تلاش است با شفاف کردن شاخص‌های اصلی حرکت خود یعنی بصیرت، اخلاص و عمل بموقع و به اندازه، توان درونی خود را تقویت کند و در مسیر پاسداری از انقلاب، ابعاد معنوی و آمادگی‌های فردی و علمی بسیجیان را ارتقا دهد.
در ادامه اين مراسم، سردار سرتیپ نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین با گرامیداشت تقارن هفته بسیج با عید غدیر گفت: بسیجیان آمادگی خود را در تمام عرصه‌های جهاد از جمله سازندگی، میدان علمی و جنگ نرم افزایش داده‌اند و امروز هم اجتماع همزمان و میلیونی بسیجیان در 400 شهر تجدید پیمانی است با آرمان‌های ولایت و امامت. همچنین در این دیدار مراسم میثاقنامه بسیج به نمایندگی از کل بسیجیان قرائت شد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 8:34  توسط داود حمیدی  | 

عنوان : علل و اهداف رژيم بعث عراق در تهاجم به كشور جمهوري اسلامي ايران
خلاصه : در بررسي علل جنگ، به علل نزديك و دور اشاره ميكنند. شايد بتوان گفت كه علل دور در برگيرنده ياستراتژي و علل نزديك، تاكتيك را شامل ميشود. تجاوز عراق به مرزهاي كشور جمهوري اسلامي از هر دو مورد ذكر شده، تبعيت ميكند. با نگاهي گذرا به تاريخ روابط دو كشور در مييابيم كه همواره بر سر خطوط مرزيبين دو كشوراختلاف وجود داشته است. عهدنامه الجزاير (1985) شايدمحكمترين سند رفع اختلافات بين دو كشور ايران و عراق محسوب ميشود كه بر اساس آن، وضعيت مرزهاي زميني و آبي كاملاً روشن شد و دو كشور همسايه، متعهد شدند كه به مفاد آن احترام بگذارند.

عنوان : يادي ازتفكر بسيجي در دفاع مقدس
خلاصه : بي شك بايد بپذيريم اگرچه بسيج خود حافظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي است ، اما خود نيز يك دستاورد بزرگ است . دستاوردي كه به عنوان ميراث گرانبهاي حضرت امام خميني (ره ) امروزه مي تواند منشاء تحولات بزرگ در دنيا باشد، همان الگويي كه هسته هاي مقاومت ظلم ستيز و عدالتخواه در هر گوشه از جهان از آن بهره گيري مي نمايند و يادي از نقش بسيج در دفاع مقدس در واقع اشاره به گوشه اي از عملكرد اين نهاد مقدس مي باشد. معطوف داشتن تمام نگاه ها به اين نوع عملكرد در واقع ناديده گرفتن پتانسيل عظيم و ارزشمند اين شجره طيبه است .

عنوان : نقش بسيج در عمليات فتح المبين
خلاصه : در اواخر سال 1360 كه خيل عظيمي از نيروهاي داوطلب بسيجي از نقاط مختلف كشور به جبهه ها اعزام مي شدند، پادگان دوكوهه به حاج «احمد متوسليان » تحويل گرديد و ايشان تيپ محمدرسول الله (صلي اللهعليه وآله ) را پايه گذاري نمود و از اين تاريخ به بعد مقدمات اعزام هاي گسترده نيروهاي مردمي به اين پادگان فراهم شد. رزمندگان در اين پادگان سازماندهي مي شدند و منتظر مي ماندند تا قرارگاه آغاز عمليات را اعلام كند.

عنوان : گزارش تحليلي از آخرين وضعيت يادمانهاي دفاع مقدس و كاروانهاي راهيان نور
خلاصه : عملياتي شدن برنامه فرهنگي - ارزشي راهيان نور براي حفظ آثار و بركات گنجينه تمام نشدني دفاع مقدس و در راستاي حفاظت از اين ارزشهاي گرانقدر بوده است. همه ساله به روزهاي پاياني سال كه نزديك مي شويم بهار خوزستان زودتر از ديگر نقاط كشور آغاز مي شود و عطر خلوص و ايثار با راه افتادن كاروانهاي مردمي «راهيان نور» بر دامن دشتهاي مناطق جنگي دوران دفاع مقدس وزيدن مي گيرد. يادمانهاي دفاع مقدس و مشهد شهيدان سالهاي جنگ تحميلي اكنون به يك آوردگاه بزرگ فرهنگي - اجتماعي تبديل شده به گونه اي كه مردم، بويژه جوانان و نوجوانان با حضور در اين مكانهاي مقدس و خاكريزهاي خط مقدم جبهه فرهنگي و نبرد با دشمن با تجديد روحيه اي مضاعف، سال جديدشان را آغاز مي كنند.

عنوان : علل تحميل جنگ
خلاصه : صدام گمان مي‏كرد كه با يك مملكت آشفته كه منزوي شده است و همه دولت‏ها پشت به او كرده‏اند يا او را در فشار اقتصادي گذاشته‏اند طرف شده است و ما نه قواي نظامي داريم و نه انتظامي داريم و نه ساز و برگ جهاد و جنگ.او همچو گمان كرد و گمان‏مي‏كرد با چند ساعت تهران را هم فتح خواهد كرد.او غافل از خدا بود.

عنوان : سرگذشت پژوهي شهيدان در دائرةالمعارف دفاع مقدس؛ چالش ها و راهكارها
خلاصه : تدوين دائرةالمعارف دفاع مقدس در بخش شهدا و اشخاص به نوبه خود چالش هايي را پيش رو دارد. دو سؤال اساسي در اين زمينه عبارتند از: 1- از چه كساني و براي چه كساني بنويسيم؟ 2- چگونه و با استناد به چه منابعي بنويسيم؟ مقاله حاضر قصد دارد به اجمال سؤال هاي بالا را به به بحث و بررسي بگذارد. از آنجايي كه اين مقاله جنبه كاربردي دارد لذا از محققين و صاحب نظران محترم انتظار كمك و ياري مي رود.

عنوان : رويكردهاي قطعنامه هاي سازمان ملل متحد در خصوص جنگ ايران و عراق
خلاصه : حماسه 8 سال دفاع مقدس بدون شك يكي از مهمترين و ماندگارترين دوران تاريخ پر فراز و نشيب ايران است كه درسهاي زيادي به ايرانيان بخصوص نسل جوان ايران زمين آموخت ،حماسه اي كه با وجود حمايت همه جانبه كشورهاي استكباري و اعراب منطقه و حتي سازمان هاي به ظاهر بي طرف بين المللي از رژيم متجاوز بعث عراق و مظلوميت و بي پناهي ملت ايران ،با پايمردي و جان فشاني جوانان با غيرت ايراني ، برگي بيي بديل از شجاعت و شهامت را در تاريخ كهن ايران زمين به يادگار گذاشت در اين مقاله بر آنيم تا نقش بزرگترين سازمان ملل متحد كه نقش اصلي در كنترل منازعات و مناقشات غير متعارف ميان كشورهاي عضو اين سازمان ايفا مي كند را در خصوص جنگ ايران و عراق مورد بررسي و مداقه قرار دهيم تا مشخص گردد كه اين سازمان در كنترل و مهار تجاوز بي رحمانه ارتش عراق و حاميانش _ كه با حمايت اكثر كشورهاي تاثير گذار عضو سازمان ملل متحد انجام گرفت _تا چه حد منطقي ،بي طرفانه و موفق عمل كرده است . مطابق پروتكل شوراي امنيت سازمان ملل متحد در خصوص نحوه ي صدور قطعنامه هاي مربوط به منازعه ميان كشورهاي عضو ،اين شورا بايستي شرايط زير را در مورد صدور قطعنامه ها مد نظر قرار دهد :1 _ قطعنامه صادر شده بايستي بي طرفانه باشد و يا در صورت مشخص بودن و اثبات متجاوز ،در جهت محكوم نمودن متجاوز و حمايت از طرف مظلوم باشد . 2 _ به موقع و در سريعترين زمان ممكن براي كنترل اوضاع صادر گردد . 3 _ قاطعيت ، جامعيت و بازدارنگي لازم راجهت كنترل اوضاع داشته باشد .4_منطقي و قابل اجرا بوده و از تحميل تعهدات غير منطقي و غير ضروري به طرفين خود داري شده باشد .5 _ تمهيدات و ساز و كارهاي لازم براي اجراي دقيق مفاد قطعنامه از سوي سازمان تدارك ديده شده باشد . در طول 8 سال جنگ تحميلي عراق عليه ايران مجموعا 10 قطعنامه بين المللي از سوي شوراي امنيت سازمان ملل متحد در اين خصوص صادر شد كه مضمون همه آن ها تا حدودي در جهت كنترل و مهار جنگ بوده است . در ذيل شرايط زماني صدور اين قطعنامه آورده شده و سعي گرديده است تا اوضاع جبهه ي جنگ در جناح عراق و ايران در زمان قبل و بعد از صدور هر قطعنامه براي خوانندگان محترم تبيين گردد و بدين ترتيب در خصوص رعايت تمام شرايط لازم را براي صدور قطعنامه _ مطابق پروتكل تدوين شده شوراي امنيت _ از سوي اعضاي وقت شورا بحث خواهد شد .

عنوان : دفاع مقدس در گردونه سياست هاي دو ابر قدرت
خلاصه : متخصصين علوم سياسي و علم روابط بين الملل، از ديرباز در صدد يافتن پاسخي به اين سئوال بوده اند كه، ريشه هاي كشمكش و جنگ در سطح بين الملل چه بوده است؟ اين سئوال علاوه بر روابط بين الملل درحوزه هاي علوم مختلف انساني مورد بحث قرارگرفته و به تناسب متخصصين هر رشته سعي مي كنند پاسخي جامع و مانع به اين تظاهر روحي بشر كه سهم شگرفي در ايجاد تاريخ و تكامل تاريخي داشته بيابند.

عنوان : تجزيه و تحليل عوامل و شرايط موثر در پايان جنگ
خلاصه : ما عمليات والفجر 8 و آن حركت بسيار بزرگ و خارج از انتظار دشمنان را انجام داديم، از اروند رود عبور كرديم و فاو را تصرف نموديم، اينها به يك نتيجه جديدي رسيدند كه بايست در ارتش و در تشكيلات نيروي زميني خودشان هم تغييراتي ايجاد نمايند. صدام از همان روز شروع به تشكيل لشكرهاي بيشتري كرد، نيروهاي كيفي را از داخل ارتش جدا نمود، لشكر گارد را تشكيل داد، بعداً لشكر گارد را به سپاه گارد تبديل كرد و شروع به يك برنامه ريزي جدي نمود كه هم جلوي ما را بگيرند و هم در يك زمان مناسبي به ما هجوم بياورند. حال اگر بخواهيم در بحث هاي تاكتيكي آن وارد بشويم، خيلي زمان مي گيرد ولي اگر بخواهيم در يك جمع بندي خيلي كوچك به اين مساله برسيم، بايد بگويم كه دشمن در سال 1367 (سال جاري) در عرض چهار ماه فاو، شلمچه، جزيره و بقيه جاهايي را كه ما داخل خاكشان بوديم از ما پس گرفتند! تغييراتي اين شكلي در يك زمان كوتاه به وجود آوردند. در واقع برنامه اي بود كه از زمان هاي گذشته و چند سال قبل روي آن كار كرده بودند و اين زمان را مناسب ديدند و شروع كردند، كه اگر جمع بندي كنيم، مي بينيم كه اينها بعد از عمليات والفجر 8 كه اواخر 64 و اوايل 65 بود شروع كردند.

عنوان : تأثير جنگ تحميلي در داستان نويسي معاصر ايران
خلاصه : ادبيات داستان نويسي ايران در دهه هاي اخير، و به طور مشخص در سال هاي پس از پيروزي انقلاب بهمن ،۱۳۵۷ به دوران شكوفايي خويش گام نهاده است. در اين سال ها داستان نويسان بزرگ و برجسته اي براي نخستين بار خود را در ادبيات رو به رشد كشورمان مطرح كردند و با قدرت قلم و ديدگاهي تازه به نگارش آثاري كاملاً متفاوت و برجسته - خاصه در دو نوع ارزشمند و پراهميت رمان و داستان كوتاه- پرداختند. نويسندگان جواني كه توانستند از آفاق تازه و ديگرگونه اي كه رويدادهاي گونه گون، شگرف و شگفت انگيز به حاصل آمده از پيروزي انقلاب در معرض نگاه جسور و تيزبين آنان قرار داده بود، به نيكي سود برند و جريان راكد داستان نويسي ايران را از خمودگي و ابتذال دوران پيشين دور كنند. زيستن در شرايط تازه، طبيعتاً ديدگاه هاي تازه اي را مي طلبيد و خوشبختانه داستان نويسان جوان ايراني از چنين ديدگاه هاي تازه و جسارت آميزي برخوردار شده بودند. در حقيقت، اين انقلاب بود كه ديدگاه هاي جديد را به نويسندگان نسل خود ارزاني داشته بود. انقلاب و وقايع فراوان و حيرت انگيز آن، به علاوه، درون مايه هاي بديعي را نيز پديد آورده و در اختيار نويسندگان دوره جديد قرار داده بود. درون مايه هاي تازه اي كه براي طرح شدن در قالب هاي ادبي به فرم ها و صورت هاي بديع و متفاوتي نياز داشتند؛ و اساساً در عرصه ادبيات - چه شعر و چه داستان نويسي- درون مايه هاي تازه، خود پديد آورنده صورت هاي جديد هم هستند.

عنوان : علل و اهداف تهاجم رژيم بعث عراق به ايران
خلاصه : در بررسي علل جنگ، به علل نزديك و دور اشاره ميكنند. شايد بتوان گفت كه علل دور در برگيرنده ياستراتژي و عللن زديك، تاكتيك را شامل ميشود. تجاوز عراق به مرزهايكشور جمهوريا سلامي از هر دو مورد ذكر شده، تبعيت ميكند. با نگاهي گذرا به تاريخ روابط دو كشور در مييابيم كه همواره بر سر خطوط مرزيبين دو كشوراختلاف وجود داشته است. عهدنامه الجزاير (1985) شايدمحكمترين سند رفع اختلافات بين دو كشور ايرانو عراق محسوب ميشود كه بر اساس آن، وضعيت مرزهاي زميني و آبي كاملاً روشن شد و دو كشور همسايه، متعهد شدند كه به مفاد آن احترام بگذارند

عنوان : گذر از خط و مرز در وادي تئاتر
خلاصه : بعد از پايان جنگ، پتانسيل ويژهاي وارد تئاتر شد آيا تا كنون از اين شرايط استفاده مناسبي صورت گرفته است؟ تئاتر دفاع مقدس، از دوران جنگ وجود داشت، جنگي كه به ما تحميل شده بود. بعد از سالهاي دفاع مقدس اين نوع تئاتر وارد فاز جديدي شد؛ اما متأسفانه امكانات لازم در اختيارش قرار نگرفت تا بتواند كار ادامه پيدا كند. يكي از معضلات آن نداشتن سالن ثابت براي اجراي تئاتر در اين زمينه است. دوم، نداشتن هنرمندان ثابت كه در اين زمينه كار كنند. همچنين به دليل اينكه متأسفانه گروهي وارد اين مسئله شدند، از نام دفاع مقدس بهره بردند، براي خودشان نامي اندوختند و بعد، از اين جريان خارج شدند و در مقابل آن قرار گرفتند. براي همين پيشرفتي كه ما از تئاتر دفاع مقدس انتظار داشتيم خوب صورت نگرفت.

عنوان : شخصيتهاي سياه و سفيد و رويكرد هنرمندان به نمايشنامه هاي دفاع مقدس
خلاصه : آقاي آستانه، ما در تئاتر دفاع مقدس با مسئلهاي به نام دو دسته شدن شخصيتها يا همان شخصيتهاي سياه و سپيد مواجهايم. آيا اين مطلق و غير مطلق بودن به دليل خط قرمزهايي است كه تئاتر دولتي يا مركز هنرهاي نمايي يا محل برگزاري تئاتر دفاع مقدس اعمال كرده يا خواست عوامل و دست اندركاران هنرمند است؟ اين مسئله بيشتر تحت تأثير شرايطي بود كه هنرمند سعي ميكرد در آن اثري با مفاهيم دفاع مقدس خلق كند. به عنوان مثال در سالهاي آغازين جنگ تحميلي كه تئاتر دفاع مقدس هم تقريبا همزمان با آن پا گرفت، هنرمند سعي ميكرد با كارهاي تهييجي و تبليغي و با سياه و سپيدي كامل، رزمندگان ما را در مقابل سپاه سپاه دشمن قرار دهد. آن كارها، كارهايي مقطعي بود كه در واقع بيشتر براي تبليغ حضور در جبهه به كار ميرفت ولي در سالهاي بعد مسايل مميزي كه امري بديهي و طبيعي است. چرا طبيعي؟ اين مسئله در همه جاي دنيا هم وجود دارد و همه فعاليتهاي فرهنگي تحت مميزي قرار دارند. مسئله مميزي هم به اين دليل بود كه ما ارزشهاي دفاع مقدس را با موضوعات فرعي و موضوعات كم تأثير زير سوال نبريم. يعني ملزم به حفظ و رعايت روح اصلي و واقعي فرهنگ دفاع مقدس باشيم. اما اين مسئله كه آدمها در تئاترها سياه سياه باشند يا سفيد سفيد در مميزيها مطرح نبود. به همين دليل در سالهاي آخر جنگ و بعد از جنگ آثاري را داريم كه شخصيتها را با پيرنگي از سياه و سفيد پرداخته است. اين مسئله در تئاتر بروز بيشتري دارد يعني شخصيتها نه آنقدر آسماني اند و غيرقابل دسترس و نه خيلي زميني و پلشت كه نتوانيم مفاهيم عاليه انساني را در او جستجو كنيم. ما در اين شخصيت پردازيها ميبينيم كه آدمها با تمام نقايص و اشكالاتي كه ممكن است براي هر انساني پيش بيايد پا در راههاي آسمان ميگذارند. اما به نظر من هنرمندان امروز با نگاه ديگري به شخصيتهاي واقعي دفاع مقدس نگاه ميكنند. قطعا هنرمندان در روزهاي دفاع مقدس نگاه و شرايط شان فرق ميكرد كه ما بايد با ديد ديگري به آنها نگاه كنيم. آن زمان شرايط اجتماعي و سياسي روز چنين ايجاب ميكرده اما بايد يك چيزي را مورد توجه قرار دهيم و آن هم حركت اصيل و درست انساني است كه دستاوردهاي مهم فرهنگي به همراه داشته است. ما نبايد اين مسايل را تحت الشعاع بعضي از دريافتهاي ذهني خود قرار دهيم و آن ارزشها را زير سوال ببريم.

عنوان : بررسي مفهوم تئاتر مقاومت و نسبت آن با تئاتر سياسي و مفهوم ايثار در آثار نمايشي جهان
خلاصه : ايثار و فداكاري همه قهرمانان ايثارگر، نه از سرسادگي است، نه حماقت و نه حسابگري. آنان موجوداتي جاهل، ضعيف النفس يا گول خورده نيستند. عمل آنها آگاهانه، و انتخاب راهشان تحليلي و برخاسته از همه شور و شعوري است كه از زندگاني و هويت خود به دست آورده اند.

عنوان : در جنگ و درباره جنگ!
خلاصه : سير تحول مضامين به كار رفته در ادبيات نمايشي جنگ يا نمايشنامههاي دفاع مقدس را ميتوان به دو بخش عمده «مضامين نمايشهاي هم زمان با جنگ و نمايشهاي پس از جنگ» تقسيم بندي كرد. البته رويكرد مقاله حاضر، مضمون نمايشنامههاي چاپ شده در مجموعه نمايشنامههاي «تئاتر مقاومت» و اجرا شده در «جشنوارههاي تئاتر دفاع مقدس» است. بنابر اين با توجه به برگزاري اولين دوره مسابقه نمايشنامهنويسي و جشنواره تئاتر دفاع مقدس در سالهاي 73-1372، يعني حدوداً 6 سال پس از پايان جنگ، بررسي آثار نمايشي در زمان جنگ در اين چارچوب قرار نميگيرد.

عنوان : خلق شخصيتهاي ماندگار؛ بررسي مفهوم ايثارگري و تطبيق آن با درام معاصر در آثار نمايشنامه
خلاصه : بررسي اجمالي آثار، حاكي از اين موضوع است كه متأسفانه اغلب نويسندگان در نشان دادن مقوله خاص «شهود» عاجز ماندهاند. اين مقاله سعي دارد در حد وسيع به دلايل ناتواني نويسنده در ارايه اثر دراماتيك با مقوله «شهود» بپردازد. آيا هيچ اثر دراماتيكي در باب شهود در تاريخ نمايشنامه نويسي ايران وجهان خلق نشده كه امروزه به عنوان نمونه، مدل يا الگو قرار گيرد؟ خوشبختانه نمونه هايي هر چند نادر اما موجودند

عنوان : مقدماتي درباره انتقال فرهنگ ايثار از طريق هنر تئاتر
خلاصه : خلاصه يادداشت تئاتري كه به فرهنگ ايثار و شكل ويژه آن يعني دفاع مقدس بپردازد؛ در بخش نظري خود، نيازمند بحث از امكان ديني شدن هنر است و در اين بحث نيازمند آن هستيم تا تصوير مشخصي از ماهيت هنر يا حقيقت هنر داشته باشيم. بنابراين بحث فني و دقيق در مورد هنر ديني هنگامي ميسر است كه حقيقت هنر براي ما مكشوف شده باشد.

عنوان : تأثير خاطره نويسي دفاع مقدس بر روند نمايشنامه نويسي
خلاصه : بخش عمده اي از آثار درخشان ادبي در گونه هاي رمان، داستان، نمايشنامه و... براساس خاطرات شنيدني يا خواندني افراد درگير در رويدادهايي همچون انقلاب اسلامي و دفاع مقدس آفريده شده اند. به اين معني كه نويسنده آنها، يا خود در آن رويداد حاضر نبوده و يا جزئيات آن را به خاطر نداشته و يا اصولاً نكته اي قابل تأمل برايش پيش نيامده كه از آن انگارهاي جنيني بسازد تا به آفرينش اثري قابل قبول منجر شود؛ بنابراين به سراغ خاطرات ديگران رفته و با مشاهده و تحقيق و عميق شدن در آن، دست به آفرينش زده است.

عنوان : تئاتر و جنگ در كنار يكديگر
خلاصه : آثار نمايشي ارايه شده در زمينه دفاع مقدس در طي سالهاي آغازين جنگ و تا فاصله سال 1367 كه با اعلام آتش بس جنگ تحميلي عراق عليه ايران به پايان رسيد از چند زاويه قابل توجه و بررسي است، نخست آنكه اين گونه آثار بيشتر تكيه بر جنبههاي احساسي خالقان آن دارد و در مقاطع مختلف چه در زمان جنگ و چه در پايان آن فاقد ساختار دراماتيك مناسب، شخصيت پردازي دقيق و استفاده از وجوه متعدد جامعه شناسانه و روان شناسانه است. اين آثار هنوز با گذشت سالها از پايان دفاع مقدس و در تداوم نوع نگاه هنرمندان تئاتر نتوانسته است به يك انسجام اساسي دست يابد.

عنوان : ويژگي هاي تئاتر دفاع مقدس
خلاصه : مسلم است كه همواره ظرف و مظروف رابطه اي مستقيم با هم دارند و معمولا اين محتواست كه سبك و چگونگي اجرا را با توجه يه ديدگاه و تحليل كارگردان مشخص مي كند و نمي توان يك فرم واحد را براي اجراي تئاتر دفاع مقدس مطرح كرد.به اعتقاد نگارنده و بر خلاف نظر برخي ، تئاتر دفاع مقدس يك ژانر و گونه نمايشي نيست بلكه يك نمايش با موضوع دفاع مقدس مي تواند در ژانرها (كمدي ، تراژدي و...) و همچنين سبك هاي متفاوتي (رئاليسم ، سورئاليسم و...) اجرا شود ولي به نظر مي رسد با توجه به محتواي ارزشي تئاتر دفاع مقدس ، استفاده از برخي سبك ها تاثير بيشتري خواهند داشت.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان ۱۳۸۹ساعت 11:19  توسط داود حمیدی  | 

 

در طول روز به چشم هاي يكديگر زل مي زنيم و لبخند

زنان پاي حرف هاي همديگر مي نشينيم. با همين لبخند همديگر را به باد انتقاد مي

گيريم و با همين لبخند از هم تعريف مي كنيم. خداحافظي مي كنيم و بعد همه چيز تمام

مي شود. وقتي با خود تنها مي شويم نه به آن تعريف ها دل خوش مي كنيم و نه انتقادات

را جدي مي گيريم. چون همه اينها در آستانه لبخند بيرون آمده اند و لبخند يعني هر

چيز غير جدي. و اين در كشوري اتفاق مي افتد كه ساكنان آن به لبخند، خنده و شوخي

كمترين سهم از زندگي را بخشيده اند. براي ما متين بودن با نخنديدن همراه بوده است.


گفت و گو: سولماز نراقي

در طول روز به چشم هاي

يكديگر زل مي زنيم و لبخند زنان پاي حرف هاي همديگر مي نشينيم. با همين لبخند

همديگر را به باد انتقاد مي گيريم و با همين لبخند از هم تعريف مي كنيم. خداحافظي

مي كنيم و بعد همه چيز تمام مي شود. وقتي با خود تنها مي شويم نه به آن تعريف ها دل

خوش مي كنيم و نه انتقادات را جدي مي گيريم. چون همه اينها در آستانه لبخند بيرون

آمده اند و لبخند يعني هر چيز غير جدي. و اين در كشوري اتفاق مي افتد كه ساكنان آن

به لبخند، خنده و شوخي كمترين سهم از زندگي را بخشيده اند. براي ما متين بودن با

نخنديدن همراه بوده است.
اگر بخواهيم جدي راجع به خنده حرف بزنيم، بايد خنده را

جمع و جور كنيم بعد به آستانه اخم مي رسيم و بعد يادمان مي رود كه درباره خنده حرف

مي زده ايم.
دكتر عبدالرحمن نجل رحيم رييس بخش نورولوژي بيمارستان شهدا و صاحب

تاليفات و مقالات زيادي در زمينه مغز و اعصاب است. وي يكي از علاقه مندان به سينما

و ديگر مقولات هنر است و ضمن تاكيد بر اهميت علوم ميان رشته اي مي كوشد پيوندهايي

ميان علم و هنر برقرار كند.
اين گفت و گو تئوري خنده را از زاويه علمي مورد

تحليل قرار مي دهد.

* با ماجراي يك لبخند شروع مي كنيم. يك لبخند معني دارد

كه مي تواند منتقدانه يا ملتمسانه باشد. از خودم مي پرسم آيا منظور واقعي مرا

فهميده است. شما چطور آن را برداشت مي كنيد و بعد مي پرسم مرا جدي گرفته ايد يا نه،

نظر شما چيست. آيا شما خنده و شوخي مرا جدي تلقي كرده ايد؟

_ (با يك لبخند

باز هم معني دار ...) بله اين نكته جالبي ست. تمام آنچه كه طي 2000 سال تمدن بشر

درباره شوخي و خنده گفته شده تصورات و حدسياتي بيش نبوده است.
از 300 _ 200 سال

پيش به اين طرف، بحث بر سر موضوع خنده به شكلي جدي تر دنبال شد و تئوري هايي درباره

مكانيزم شكل گيري خنده در مغز مطرح گرديد. ولي ما حتي امروز هم نمي دانيم كه قلقلك

چيست؟ و چگونه ما با قلقلك به خنده مي افتيم؟ چرا فقط وقتي كس ديگري ما را قلقلك مي

دهد ما مي خنديم اما خودمان قادر به خنداندن خود به اين شيوه نيستيم؟
اين

درحالي ست كه از قديم ترين ايام تاكنون مطالب بي شماري درباره انواع افسردگي،

اضطراب و مشكلات هيجاني، عاطفي گفته شده و علل و عوامل آنها مورد بررسي قرار گرفته

است. واقعا چرا چنين است؟ يك فرضيه اين است كه شايد چون هيجانات مثبت نيازي به

درمان ندارند كمتر مورد مطالعه قرار مي گيرند در حالي كه هيجانات منفي اعم از

اضطرابات و افسردگي ها همواره موضوع بحث پزشكان و درمانگران بوده اند.
از سوي

ديگر در برخي جوامع و فرهنگ ها هيجانات مثبت كه خنده از بروزات آن است ناپسند و

قبيح تلقي مي شوند يا به عبارت ديگر داراي بار اخلاقي منفي هستند. مردم غالبا به

اندوه ارج بيشتري مي گذارند، و خنديدن را رفتاري سبك سرانه و سطحي مي دانند. خوب

قطعا در چنين جوامعي خنده كمتر مورد توجه قرار مي گيرد.

* كمي از حرف هاي

جدي اي كه راجع به خنده گفته شده بگوييد. آيا تئوري هايي در اين باره وجود دارد؟



_ بله. در يكي دو قرن اخير كه دانشمندان به پديده خنده علاقمند شدند و دست

به كوشش هايي براي كشف راز خنده زدند تئوري هاي متعددي در اين باره شكل گرفت. يكي

از قديمي ترين تئوري هايي كه درباره خنده و شوخ طبعي وجود دارد تئوري «فراي و

بترسون» (Fry & Baterson ) است. اين تئوري بر آن است كه «شوخي نوعي حل پارادوكس

هاي دروني است». اما اين تئوري نظريه اي دقيق و همه جانبه نيست و نه تنها به چگونگي

شكل گيري خنده و فرايند ايجاد آن نپرداخته بلكه از توجيه برخي موارد مثل جوك هاي

آزارنده، يا جوك هاي جنسي و ... به وسيله فرضيه حل پارادوكس ها ناتوان بوده است.

نظريه ديگر «نظريه رفتارگرايانه كلاسيك» است. بر اساس اين نظريه «شوخي لذت انگيز

است چرا كه اميال اوليه تهاجم در رفتار جنسي را كاهش مي دهد.»
بر مبناي نظريه

روانكاوي فرويد نيز «اميال سركوب شده انسان كه در واقعيت اقناع و ارضا نمي شوند به

وسيله شوخي و خنده تحقق مي يابند.» البته اين عقيده ايست كه خود فرويد هم به آن

باور قطعي نداشته است. فرويد بر آن است كه ميل به شوخي، ريشه در بازي هاي دوران

كودكي ما دارد. و ما مي كوشيم به آزادي دوران كودكي نزديك شويم يا به عبارتي كودك

درون خود را زنده كنيم. در حقيقت آنچه فرويد از آن تحت عنوان سوپرايگو super ego يا

«من برتر» ياد مي كند (كه همان وجدان سخت گير انسان است) در اين لحظات كنار مي رود

و من عريان مجال پيدا مي كند كه خودش را نشان دهد.
تئوري ديگري كه در سال هاي

آخر رواج و درخشش روانكاوي، مطرح شد «تئوري ميلر» بود. كه وي آن را در سال هاي 1985

يا 1986 در دانشگاه شيكاگو ارايه كرد. در اين نظريه براي نخستين بار به مكانيزم هاي

مغزي توليد خنده اشاره مي شود. تا پيش از آن و در زمان فرويد اين مكانيزم ها

ناشناخته بودند و درست به همين سبب تئوري هاي خنده يك مشت حدسيات و تصورات ذهني و

بدون پشتوانه علمي بود. اما نكته جالب توجه اينجاست كه تئوري ميلر به زماني برمي

گردد كه دانشمندان هيجان و عاطفه را از منطق جدا مي دانستند و آن دو را در حال يك

پيكار دايمي با يكديگر تلقي مي كردند. آنها معتقد بودند كه از نظر تكاملي هيجان و

عاطفه بخش قديمي تر يا به تعبيري «پيشيني» تر مغز است و عقل و منطق در مراحل بعدي

بر آن سوار مي شود. خنده پيروزي عقل بر احساس است به اين ترتيب كه در شوخي محتواي

شناختي انسان به ناگهان تغيير مي كند. به عنوان مثال زماني كه حادثه يا رخداد خاصي

منجر به تحريك هيجانات منفي در فرد مي شود او براي فرار از آن موقعيت پر فشار عاطفي

دست به تغيير شرايط موجود در ذهن خود مي زند و به آن صورتي مضحك مي بخشد. با اين

كار او مي تواند از فشار روحي _ رواني خود بكاهد و به جاي مقهور شرايط شدن بر آن

چيرگي يابد. اين يك مكانيزم فرافكنانه است كه طبق نظريه ميلر زماني رخ مي دهد كه

عقل وارد عمل مي شود. حتي بسياري معتقدند افرادي كه داراي قدرت تغيير دادن محتواي

شناختي خود هستند از هوش و ذكاوت بيشتري برخوردارند.

* شايد بتوان ميان اين

تئوري و نظريه اي در هنر كه معتقد است كمدي انتهاي تراژدي ست نسبتي برقرار كرد. اين

نظريه بر آن است كه فرد هنگامي كه به درك عميقي از موقعيت تراژيك مي رسد براي فرار

از «مخمصه»اي كه تراژدي با آن تعريف مي شود (انتخاب بين بد و بدتر) به كمدي مي

گريزد. حتي روايتي هست كه مي گويند چارلي چاپلين در پايان اجراي صحنه هاي كميك خود

در سينما و تئاتر به پشت پرده مي رفت و مي گريست. اين مصداق بارز مكانيزم فرافكنانه

خنده است. اين طور فكر نمي كنيد؟

_ دقيقا همين طور است. در اين شرايط سخت

يا به قول شما موقعيت هاي تراژيك هيجان به نقطه اوج خود مي رسد و تنها با خنده است

كه از آن آستانه فرو مي افتد و درهم مي شكند. و اين يك جور تخليه عاطفي است. كمال

عقل است كه ما بتوانيم واكنش هاي اين چنيني در برابر وضعيت هاي آنچناني نشان بدهيم.

در حقيقت شوخي و خنده مكانيزمي است براي انساني كه عاقل شده.

* شايد براي

همين است كه در تعريف منطق «انسان حيوان ضاحك است»؟

_ بله. زيرا اين قابليت

فقط در انسان است و غالبا حيوانات ديگر كه از شعور انساني بي بهره اند نمي خندند.

حتي تحقيقات نشان مي دهد ناحيه اي از مغز كه به زبان آموزي مربوط مي شود نزديك به

قسمتي ست كه به خنده مربوط است. و حتما مي دانيد كه اين تنها انسان است كه به اين

شيوه سخن مي گويد و زبان خلق مي كند.

* عصب شناسان درمورد چگونگي شكل گيري

خنده در مغز و قسمت هاي مربوط به آن به چه نتايجي رسيده اند؟

_ علم به

پيشرفت هاي جالبي در اين خصوص رسيده است. امروزه دانشمندان مي توانند به كمك تكنيك

هاي جديد از مغز انسان درحال خنديدن يا لذت بردن عكس برداري كنند. و با اين شيوه به

فعل و انفعالاتي كه در مغز حين خنده رخ مي دهد پي ببرند. تحقيقات جالبي در اين

زمينه وجود دارد. يكي از آنها مربوط به پزشكي ست كه براي تشخيص كانون صرع يك دختر

جوان اقدام به تحريك نواحي مختلف مغز او مي كند. و حين اين تحريكات در منطقه خاصي

از مغز، دختر بدون دليل شروع به خنديدن مي كند. در واقع از همان تاريخ است كه

دانشمندان پي مي برند كدام ناحيه از مغز به خنده مربوط مي شود. اين نقطه در قطعه

قدامي يا پيشاني (frontal) مغز جلوي قسمت مربوط به حركات پيكري اوليه قرار دارد كه

به آن ناحيهaccessory يا ضميمه حركتي مي گويند. و اين قسمت همان جايي ست كه به

ناحيه مربوط به «توانايي هاي زباني» نزديك است. ناحيه پيشاني همچنين قسمتي از مغز

است كه تصميم گيري هاي جدي و اجتماعي _ هيجاني انسان در شرايط پيچيده به كمك آن

صورت مي گيرد. كه در قسمت تحتيني _ مياني قطعه پيشاني قرار دارد. و اين همان قسمتي

است كه موقع شنيدن يك لطيفه به كمك منطقه زباني مغز در نيمكره چپ، ما را ياري مي

كند كه ميان اجزاي روايي آن ربط منطقي پيدا كنيم و يا به عبارتي منطق روايي جوك را

دريابيم. درست در اين موقع هيجانات ما تحريك و سپس تخليه مي شود. فعاليت هاي اين

ناحيه همچنين نشان مي دهد كه احساس و عاطفه اساس عقل و منطق ما را تشكيل مي دهد كه

شوخي و خنده هم در قلمرو آن جاي مي گيرد.

* آيا مي توان با اين شيوه روحيه

آنهايي را كه به زحمت به چيزي مي خندند و كمتر موضوعي ست كه آنان را واقعا بخنداند

و آدم هايي كه اصطلاحا به آنها «خوش خنده» مي گوييم، تحليل و توجيه كنيم؟

_

بله! كاملا. اين موضوع ربط مستقيمي با نوع فعاليت هاي مغزي انسان دارد. البته آدم

ها در اين زمينه با يكديگر متفاوتند. بعضي ها مي توانند ديگران را بخندانند، اما

خودشان نخندند. راز موفقيت امثال باستر كيتون يا مستر بين در همين است. بسياري از

طنزپردازان يا بازيگران موفق كمدي كساني هستند كه ظاهري جدي دارند. اما خيلي ها به

قول شما آدم هاي خوش خنده اي هستند، بعضي ها هم توي دلشان مي خندند، و البته كساني

هم هستند كه اصلا نمي خندند يا خيلي كم مي خندند. بعضي از افراد به هيچ عنوان دركي

از منطق روايي جوك كه ايجاد هيجان مي كند ندارند. به نظر مي رسد كه اين آدم ها در

ناحيه frontal مغزشان دچار اختلال هستند. براي نمونه كساني كه از بيماري افسردگي

رنج مي برند خيلي سخت مي خندند، بسياري از بيماران اسكيزوفرني هم هيچ نوع دركي از

بافت شوخي ندارند. ولي دسته اي از بيماران هستند كه اختلال خنده دارند و خنده آنها

نوعي تشنج است كه به آن ( (gelastic seizureمي گويند. به هر حال همه اين ها به

كاركردهاي مغزي مربوط مي شود و به اين وسيله قابل توجيه است.
البته لازم است

يادآوري كنم كه خنده پديده اي به شدت وابسته به بافت فرهنگي و اجتماعي است. كودك

خنديدن را از 3 ماهگي شروع مي كند. خنده مكانيزم اوليه اجتماعي شدن انسان، قبل از

شكل گيري زبان است. كودك در واكنش به رفتارهاي مادر و شكلك ها يا صداهايي كه او

ايجاد مي كند مي خندد. حتي امروزه قلقلك را هم اينگونه توجيه مي كنند. آنچه ما را

درقلقلك به خنده مي اندازد يك نوع افتراق خود از ديگري ست. وقتي ما خودمان را قلقلك

مي دهيم يا كس ديگري اين كار را مي كند تحريكات از يك راه نخاعي و مغزي وارد مي

شوند. ولي چطور مي شود كه مغز ما خودي را از ديگري افتراق مي دهد و ما به قلقلك

ديگري واكنش نشان مي دهيم اين هم نوعي مكانيزم مغزي نياز دارد و تاكيدي بر جنبه هاي

اجتماعي خنده است. به هر حال آنچه گاهي به شخصيت افراد شكل مي دهد و بر عملكردهاي

مغزي آنها تاثير مي گذارد. نوع تربيت اجتماعي آنهاست كه باعث مي شود خود را هميشه

در موقعيت هاي خنده دار كنترل كنند. ميزان كنترلي كه ما بر خودمان در موقعيت هاي

خنده دار اعمال مي كنيم كاملا به تربيت اجتماعي و حتي مذهبي ما وابسته است.



* همانطور كه مي دانيد خنده لزوما نشانه سرخوشي يا لذت نيست. برخي از آدم

ها در لحظاتي از فشارهاي شديد روحي خنده هاي عصبي مي كنند و در نتيجه از خنديدن خود

هيچ لذتي نمي برند. اين نكته را چگونه مي توان توجيه كرد؟

_ درست است اما

نمي توان از اين نكته غافل شد كه خنده در آنجا هم يك جور تخليه عاطفي و نوعي

مكانيزم دفاعي براي بقاست. ما مي خنديم تا شايد بتوانيم راه حلي براي نجات از مهلكه

اي كه گرفتار آنيم در چارچوب هاي غير جدي پيدا كنيم. در واقع فرد با اين روش به خود

مجال مي دهد كه احساسات آزارنده و مزاحم را از خود دور كند و در شرايط بهتري تصميم

بگيرد. حتي اگر از خنديدن خود لذت نبرد. به هر حال در شرايط استرس كه سيستم عصبي

منقلب شده است و عضلات دچار اسپاسم يا گرفتگي عصبي شده اند خنده بدن را در حالت

آزادتري قرار مي دهد.
در حقيقت آنچه ما از خنده دريافت مي كنيم تنها وجه بيروني

آن است. خنده در نوع خود تاثير شگرفي بر سيستم ايمني بدن دارد. وقتي ما مي خنديم

ترشحات زيان بار حاصل از فشارهاي عصبي به طرز فاحشي كم مي شود و اختلال سيستم ايمني

بدن را رفع مي كند. به اين ترتيب شوخي و خنده براي سلامتي ما سودمند است.

*

«خنده» را جمع و جور كنيم و كمي از «جوك» حرف بزنيم. ذهن انسان چگونه جوك را مي

سازد و درك مي كند؟

علاوه بر بخش هايي از مغز در قطعه پيشاني كه از آنها

ياد كرديم و در جوك و خنده دخالت دارند منطقه عمقي تري نيز كه باعث سرخوشي مي شود

در جوك سازي مغز ما دخالت دارد. همچنين مغز ما درست در همين ناحيه قدامي داراي يك

توانايي ويژه است كه به آن working memory يا حافظه كاري مي گويند. اين حافظه به ما

كمك مي كند تا اطلاعات مختلفي را در ذهن خود با يكديگر جابه جا كنيم. ما در ايجاد و

فهم جوك از اين حافظه خود براي ربط دادن اطلاعات و تداعي آنها استفاده مي كنيم. و

شايد به همين دليل است كه طنز و هجو و هزل و انواع و گونه هاي جوك با ادبيات پيوند

و نزديكي بسيار دارد چون ما در شعر و ادبيات هم از اين حافظه كمك مي گيريم تا نقاط

دور تداعي مان را كه شامل اطلاعات پراكنده درون مغزمان است به هم ربط دهيم و در نرم

معمول زبان تصرف كنيم تا چيز تازه اي بسازيم. در هنر هم چنين است. اگر بخواهم به يك

نمونه عالي درهنر اشاره كنم بايد بگويم كه شاگال نقاش معروف روسي الاصل بيش از

ديگران اين تصرف طنزآميز را در آثارش بروز داده است.
پس شايد به يك شكل كلي تر

بتوان گفت كه جوك بيش از هر چيز با توانايي خلاقيت و آفرينش ذهن انسان سروكار دارد.

هر چه اين توانايي بيشتر باشد قدرت ما در پروراندن و روايت جوك بيشتر خواهد بود.

البته بگذاريد به اين نكته اشاره كنم كه توانايي آدم ها در جوك به 2 شيوه بروز مي

كند: برخي توانايي شفاهي دارند و فقط مي توانند خوب جوك بگويند و در لحظه

اطلاعاتشان را جابه جا كنند. اين آدم ها از ظاهري شوخ طبع برخوردارند. اما برخي طنز

نويسان متبحري هستند يعني توانايي نوشتاري دارند حتي اگر ظاهرا شوخ و بذله گو

نباشند. پس بايد به شكل هاي متعدد بروز اين استعداد نيز توجه كرد.

* جوك

روايتي است كه در قالب يك رفتار زباني متفاوت با تداعي هاي غيرقابل پيش بيني و خنده

آفرين طرح مي شود و پس پشتش «عالَم مُثُلي» به نام فرهنگ پنهان است. شما فكر مي

كنيد شرايط شكل گيري جوك يا لطيفه و چيزهايي از اين دست در ذهن يك جامعه و دلايل

افت و خيزهاي كمي و كيفي آن چيست؟

_ با توجه به آنچه درباره خنده گفتيم مي

توانيم مساله جوك را نيز توضيح دهيم. فرايند ساختن جوك در واقع همان مكانيزم تغيير

محتواي شناختي ست، كه براي رهايي از مخمصه اي كه درباره اش سخن گفتيد صورت مي گيرد.

اما شرايط شكل گيري آن متفاوت و متعدد است. يكي از آنها در برابر قدرت است. با زبان

طنز مي توان بر قدرت يا قدرت هايي فايق آمد كه نمي توان به زبان جدي آنها را نقد

كرد. ما هرگز در برابر يك آدم ضعيف متوسل به ساختن جوك نمي شويم. مي توانيم او را

مسخره كنيم اما درباره اش جوك نمي سازيم. هر چه اين قدرت غير قابل نفوذ تر و

نقدناپذيرتر باشد جوك نيز فعال تر مي شود. شما نگاه كنيد در جوامعي كه دموكراسي بر

آن كمتر حاكم است و فشار سانسور شديدتر است مردم مدام در حال جوك گويي هستند. چون

مي خواهند به اين وسيله قدرت را درهم بشكنند. شايد براي همين است كه جوك هاي شرقي

پيچيده تر و تلخكامانه تر اند. البته فرقي نمي كند اين قدرت مي تواند خانوادگي

باشد. مثلا زن ها در برابر مردها يا برعكس، مردها در برابر زن ها و فرزندان براي

والدين خود جوك مي سازند. بستگي به موقعيت هاي فرهنگي و اجتماعي در هر زماني دارد.


جوك همچنين مي تواند تابوهاي اجتماعي را به سخره بگيرد. و بسياري از موقعيت

هايي كه تحت فشار اخلاق و عرف به وجود آمده اند و بوسيله جوك جديت شان زير سوال مي

رود را هدف قرار دهد. به عنوان مثال يكي از تِم (theme)هاي مهم جوك در دنيا، جوك

هاي جنسي duirty jocks و به ويژه در ايران جوك هاي ناموسي است. حتي غالب جوك هاي

فارسي كه براي قوميت ها و فرهنگ هاي مناطق مختلف ساخته شده اند نيز با اين موضوع

گره خورده اند. البته جوك ها و به ويژه جوك ها انتقادي و اجتماعي به طرح يك مساله

ناخوشايند مي پردازند و اين پرداخت كميك، گاه بسيار تلخ و گزنده است و به همان نسبت

طعم تلخي را به جا مي گذارد. در هنر و ادبيات به اين نوع طنزها طنز تلخ يا طنز سياه

مي گويند.

* تا کنون هر چه گفتيم درباره ساز و کارهاي مغزي و شکل دريافت جک

به وسيله مغز بود. حالا اگر بخواهيم به خود جک به عنوان يک ابژه قابل بررسي نگاه

کنيم آيا مي توانيم قايل به ويژگي هايي شويم که خنده دار بودن يک پديده يا حادثه را

تعيين مي کنند؟

_ بله. من زماني مقاله اي نوشتم درباره چارلي چاپلين كه در

آن به بررسي اين نکته پرداختم. اينکه چه عناصري در تصوير، کلام صدا يا رفتار ايجاد

خنده مي کنند يا يک موقعيت خنده دار را به وجود مي آورند؟ چه چيز آنها را خنده دار

مي کند؟ يکي از اين ويژگي ها غير منتظره بودن است که در جک نيز يک مشخصه اصلي به

شمار مي رود. يعني مقدماتي که در نُرم طبيعي واکنش مشخصي دارند، در جک يا موقعيت

کُميک به يک نتيجه غير معمول مي انجامند. در بسياري از صحنه ها بازيگر دست به

اقدامات مخاطره آميزي مي زند كه انتظار مي رود به فاجعه اي بزرگ بيانجامد اما

بيننده كمدي به مرور مي فهمد كه هيچگاه فاجعه اي رخ نمي دهد و كمدين هرگز نمي ميرد.



* شايد اين همان اميدي ست كه كمدي به گريز از مخمصه دارد.

_ بله.

كمدين در عالم فانتزي يا عالم خيال شرايطي را به وجود مي آورد كه با وجود گزندها و

آسيب هايي كه وي را تهديد مي كند چيزي براي از دست دادن نداشته باشد و از اين حادثه

لطمه جدي نخورد.
يكي ديگر از عوامل ايجاد خنده كه غالبا در تصاوير بروز مي كند

نافُرم شدن و از شكل افتادن است. كه نمونه آن را در انواع شكلك درآوردن و چيزهايي

از اين دست مي توان ديد. در حقيقت اين وضعيت هاي نامتعادل و ناموزون هستند كه توليد

خنده مي كنند. اما بايد به اين نكته توجه كرد كه خنده دار بودن جوك ها به شدت

وابسته به بافت فرهنگي جامعه اي ست كه جوك در آن شكل مي گيرد. ممكن است يك حركت،

حالت يا گفتار در جامعه اي خنده دار باشد و در جامعه ديگر خيلي خنك و بي مزه به نظر

بيايد. شايد بتوان گفت كه خنده دار بودن يك مفهوم نسبي و كاملا اجتماعي است.



* پس مي توان به اين نتيجه رسيد كه بررسي جوك نقش بسيار مهمي در فهم ما از

فرهنگ و شناخت ويژگي هاي فرهنگي و قومي دارد. اين در حالي ست كه هنوز هم در جامعه

ما برخورد جدي اي با اين مقوله نشده است. به هر حال فكر مي كنم ما بايد اميدوار

باشيم كه مقولات اين چنيني را دست كم جامعه علمي و فرهنگي جدي تر بگيرد.

_

بله، به گمانم همين طور است! (بعد هم يك لبخند معني دار ديگر!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۹ساعت 10:39  توسط داود حمیدی  |