- نحوه تعامل پدرها و مادرها با جوانان در بُعد عبادی و اخلاقی
چگونه باید باشد ؟
نامه سی و یک نهج البلاغه که
امام علی (ع) می فرماید : از پدری پیر به فرزندی جوان . حضرت
علی به امام حسن (ع) که سی سال داشته می گوید : ای پسرَکم . ادبیات گفتار مادر و یا
پدر با فرزند چگونه باید باشد ؟ مثلا مادری م خواهد بگوید : پسرم
این سی دی که می بینی برای تو بد است . پسرم نماز بخوان این ها را چگون
بیان کند ؟ پنج وظیفه مهم را به آنها میگویم . اول این که تکریم شخصیت است . یعنی اینکه با احترام به جوانش سخن بگوید. مقایسه نکند . الفاظ
زشت بکار نبرد . نفرین و ناله نکند . پسر ابوجهل بعد از اینکه پدرش کسته شد و خودش هم در برابر اسلام سرسخت بود ولی تصمیم گرفت مسلمان
بشود . تا بر پیامبر وارد شد و پیامبر او را دید ، گفت : آفرین بر کسی که از
گناه هجرت کرده و به نیکی آمده است . هشام بن حکم امام صادق (ع) را قبول
نداشت و
دین او چیز دیگری بود . وقتی او را خدمت امام بردند ، این
قدر امام او را خوب تحویل گرفت که مرید اما شد . جوانان
بیشتر از اینکه از استدلالات ما تاثیر بگیرند ، از رفتار و
برخورد ما تاثیر میگیرند . شما بیست حدیث با تندی و ناسزا
در فضیلت نماز اول وقت برای جوان بخوانید این رویش اثر نمی کند ولی یک
تکریم شخصیت ، روی او اثر را دارد . دوم استدلال و مجاب کردن جوانان است .
باید به بچه فهماند این سی دی اثر تخریب دارد که می گویم نگاه نکن . جوانی پیش پیامبر آمد و گفت : من زنا و فحشا را دوست دارم . حضرت گفت : دوست داری کسی به خانواده تو چنین نظری داشته باشد ؟ گفت : خیر . پیامبر
گفت : تو به هرکس که نظر داشته باشی بالاخره او هم خواهر ومادری دارد و او را مجاب کرد . یک جوانی که دوستی های ناشرعی دارد ، ممکن است وقتی بخواهد ازدواج کند ، دست روی هرکس بگذارد ممکن است او هم این
دوستی ها
را داشته باشد و جامعه ناامن میشود . جوان بگوید : برای
اینکه جامعه
وخانواده ناامن نشود ، من این دوستی را برقرار نکنم و اگر
خواستگاری کسی رفتم این احساس به من دست ندهد . جوانی
در مشهد به من گفت : من با کسی ازدواج میکنم که شش ماه او
را زیر نظر داشته باشم چون اعتمادم سلب شده است . باید جوانان را با دلیل
مجاب کرد . نکته سوم پرهیز از سرزنش و ملامت است . الان بچه شش ساله هم نمی
پذیرد چه برسد به جوان . حدیث داریم : افراط درملامت لجاجت
ایجاد میکند . حضرت یحیی فردی را نصیحت کرد و گفت : هیچ گاه کسی راملامت
نکن . نکته چهارم بحث تقویت نقاط مثبت جوانان است . یک جوانی در مسجد دعا می
خواند رسول خدا وقتی دعای او تمام شد ، فرمود : چه قدر قشنگ دعا میخوانی .
مثلا الان جوان بلد نیست قرآن بخواند و حمد و سوره اشا هم درست نیست ولی
جوان مودبی است . بگویید : باریک الله حیف نیست شما با این ادب و حافظه و
رشته ای که در دانشگاه قبوا شده اید بلد نباشید قرآن بخوانید . تقویت جنبه های مثبت ،
کم کم جنبه های منفی را از بین می برود . قرآن می فرماید :
پیامبر بشیر و نذیر است . این تاکید روی نقاط مثبت دارد . نکته آخر مسئولیت بخشی جوان است . به جوانان خودتان مسئولیت بدهید هرچند که
آنرا به خوبی انجام ندهند . اگر چیزی از بازار خرید و سر او را هم پنج هزار توان کلاه گذاشتند ، اشکالی ندارد مهم این است که ایشان به بازار برود
و خودش خرید کند . نگویید : تو نمی توانی . این باعث افت در جوانان میشود .
17- برای
جذب نیکی به مردم باید چه کار کنیم ؟
یکی از راههای این است که زبان
شما نباید زبان سرزنش باشد . زبان خیلی از پدرها و مادرها
، زبان سرزنش است . خجالت بکش مردم نماز شب می خوانند تو نماز صبح را هم
نمی خوانی . یا اینکه پسر خاله ات دائم در مسجد است و تو نماز نمی خوانی
. این مقایسه است . هرکس یک روحیه ای دارد . باید از زبان سرزنش و مقایسه
پرهیز بشود . ویژگی که ائمه ما در بحث امر به معروف و نهی از منکر داشتند
. فردی نمازش را اشتباه می خواند و در نماز صحبت می کرد . وقتی نمازش تمام شد ،
پیامبر به او گفت : نماز از سه چیز تشکیل میشود : ذکر ، دعا ، قرآن . او خودش فهمید یعنی در نماز حرف
نزن . مستقیم نگفت : در نماز حرف می زنی . این تذکر غیر مستقیم
است . برنامه سازان می توانند بگونه ای فرهنگ نماز را القا
کنند که نخواهند مستقیما روی آن دست بگذارند . گاهی ممکن است پسری
بخاطر لجبازی با پدر و مادرش به حرفهای آنها گوش نکند . باید از اهرم دوست
استفاده کرد . چون ممکن است از دوست تاثیر بپذیرد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۰ساعت 13:50  توسط داود حمیدی
|