يادداشت هاي يك كارشناس
خلاصه:
همكاران عزيز از اينكه يكي از همكاران شما بعضاً وقت شريف شما را مي گيرد عذر خواهي نموده ، ولي چاره اي نيست، گاهي اوقات بايستي مسائل كاري به منظور بحث و تبادل نظر بيان گردد كه البته شايد بر عهده ديگران باشد ولي مسكوت مي ماند.
کلمات کلیدی: بانکداری
عنوان:
شرح: بسمه تعالي
موضوع: شاخص آماري
همكاران عزيز از اينكه يكي از همكاران شما بعضاً وقت شريف شما را مي گيرد عذر خواهي نموده ، ولي چاره اي نيست، گاهي اوقات بايستي مسائل كاري به منظور بحث و تبادل نظر بيان گردد كه البته شايد بر عهده ديگران باشد ولي مسكوت مي ماند. اميد است با طرح اين موضوعات ساده و مقدماتي، ولي مهم بتوانيم اندكي از دغدغه هاي مقام معظم رهبري در خصوص توليد فكر و توليد علم را به اجرا در آوريم. در اين بحث به يك موضوع بسيار ساده به نام شاخص هاي آماري مي پردازيم.
مي دانيد كه يك شاخص آماري ، يك آرايه يا متغيري (يا هر اسم ديگري) است كه معمولا با قابليت اندازه گيري يا بدون قابليت اندازه گيري در تمام زندگي ما مورد استفاده قرار مي گيرد. مثلا جمعيت يك كشور يك شاخص آماري است.
معمولا هر كدام از اين مقادير مرتبط با مقادير ديگري هم هستند. مثلا جمعيت يك كشور مستقيما مرتبط با زمان است. يعني بايد بگوئيم جمعيت يك كشور در چه زماني؟ در همين لحظه يا سال قبل يا مثلاً ساعت ً18: َ12 :23 روز 25 آبان 1357 هجري شمسي . ناگفته نماند كه در اصل اين متغير يك متغير لحظه اي است. بنا براين اگر مي گوئيم جمعيت ايران در سال 1357، 36 ميليون نفر بوده است بايد توضيح داده شود كه منظور ميانگين كل يك سال است، يا در آخرين لحظه پايان سال 1357 است يا در اولين لحظه شروع آن سال است يا در زمان آمارگيري در طي آن سال است يا به هر ترتيب ديگر. ضمناً به دليل اينكه اين شاخص ها معمولاً لحظه به لحظه در حال تغيير هستند، تعيين دقيق لحظه اي اينگونه شاخص ها معمولا بسيار مشكل است (بدون در نظر گرفتن تكنيك هاي جديد در حوزه رايانه ها) ناچاراً بصورت قراردادي زمان خاصي را براي اعلام اينگونه آمارها در نظر مي گيرند. بگذريم ولي هر چقدر بتوان اين مقادير را در زمان هاي ريزتر و دقيق تر محاسبه كرد معمولاً آمارها به واقعيات نزديك ترند.
نكته اي كه وجود دارد اين است كه ما در هر موقع از چه شاخص هايي براي ارزيابي هدف مورد نظر استفاده كنيم. در واقع نوع شاخص مورد استفاده در تجزيه و تحليل آماري نقش بسيار مهمي دارد.
ببينيد به عنوان مثال ميانگين حقوق ماهانه يك كارمند را در هر سال در نظر بگيريد. مثلا مي گوئيم حقوق فلاني در سال 1383،200 هزارتومان در ماه ، در سال 1384، 220 هزار تومان و همينطور الي آخر تا سال 89 كه مثلا به 310 هزار تومان در ماه رسيده است. (در اينجا هم حقوق ماهيانه بصورت ميانگين در طي يك سال در نظر گرفته شده است.)
اين داده ها را مي توان در جدولي به شكل زير نمايش داد.
(تومان1000 *)
سال 89 سال 88 سال 87 سال 86 سال 85 سال 84 سال 83 سال
310 295 270 250 235 220 200 حقوق دريافتي
در يك مقايسه ساده اين شاخص روندي صعودي و رو به رشد در طي سال هاي مورد بررسي را داراست. و با يك ديد ساده انگارانه مي توان گفت كه چه خوب حقوق ايشان هميشه روند صعودي داشته است پس او در زندگي مشكلي ندارد.
اما حتي اگر اين آمار را به يك فرد عامي جامعه هم بگوئيم مطمئناً خواهد گفت : بله اين آمار افزايشي است ولي آيا آن كارمند به نسبت تورم حقوقش اضافه شده؟ آيا قدرت خريد آن كارمند افزايش يافته؟ يا بهتر بگوئيم قدرت تامين يك زندگي متوسط و منطقي براي آن كارمند افزايش يافته؟ اينها مواردي است كه مي طلبد يك كارشناس آمار به گونه ديگري ارائه آمار نمايد. اينجاست كه شاخص حقوق ماهيانه يك كارمند به تنهايي كاربردي ندارد بلكه مي تواند به عنوان ابزاري براي بدست آوردن شاخص هاي بهتر مورد استفاده قرار گيرد. خوب چه بايد كرد؟ آيا همه مقادير به صورت پارامترهاي قابل اندازه گيري وجود دارد؟ همين قدرت يك زندگي منطقي و متوسط را كه بايد تعيين كند؟ شايد آن كارمند انتظاراتش بيش از حد باشد. شايد يك كارمند بگويد بنده بايد بتوانم توان خريد گران ترين اجناس و رفتن به مسافرت هاي خارج از كشور و هزينه هاي بسيار ديگري را داشته باشم ولي الآن با اين حقوق نمي توانم. آيا اين توقعات قابل قبول است؟
چه كسي بايد اين قدرت زندگي منطقي را تعيين و اندازه گيري نمايد. به هر حال اين مشكلي است كه به دست اقتصاددانان و آمارگران يك جامعه قابل حل است. آنها مي بايست با در نظر گرفتن تمام فاكتورهاي اقتصادي در جامعه و حتي موازين شرعي و اسلامي در زندگي مردم و مشخصه هاي فردي افراد جامعه به نسبت نوع كار و تحصيلات و... اين پارامتر ها را اندازه گيري كنند. پس نيازهاي متعارف زندگي توسط اقتصاددانان و انديشمندان جامعه به راحتي تعريف
مي شود. پس از كارهاي كارشناسي دقيق براي كارمند مثال ما نياز واقعي براي اداره زندگي براي سال هاي مورد اشاره به ترتيب زير تعيين مي گردد:
(تومان1000 *)
سال 89 سال 88 سال 87 سال 86 سال 85 سال 84 سال 83 سال
450 410 350 300 280 240 220 نياز واقعي
حال اگر داده هاي اين دو جدول را در كنار هم قرار دهيم و نمودار آن را ببينيم به چه نتيجه اي مي رسيم:
سال 89 سال 88 سال 87 سال 86 سال 85 سال 84 سال 83 سال
450 410 350 300 280 240 220 نياز واقعي
310 295 270 250 235 220 200 حقوق دريافتي
همانطور كه مشاهده مي شود عليرغم اينكه حقوق دريافتي فرد مورد نظر سير تصاعدي دارد ولي سرعت رشد آن به اندازه سرعت رشد نيازهاي واقعي آن فرد نيست و اگر به همين منوال پيش برود اين فاصله به مراتب بيشتر شده و روز به روز قدرت خريد او كاهش مي يابد.
به عبارت بهتر يك كارشناس آمار اين موضوع را به شكل زير نشان مي دهد.
سال 89 سال 88 سال 87 سال 86 سال 85 سال 84 سال 83 سال
450 410 350 300 280 240 220 نياز واقعي
310 295 270 250 235 220 200 حقوق دريافتي
69/0 72/0 77/0 83/0 84/0 92/0 91/0 حقوق دريافتي
نياز واقعي
69% 72% 77% 83% 84% 92%
91%
حقوق دريافتي
نياز واقعي
(به درصد)
بدين ترتيب يك كارشناس آمار با انتخاب شاخص درست آماري، ارزيابي وضعيت تامين زندگي يك كارمند را بررسي و ارائه مي كند. نمودار بالا نشان مي دهد كه قدرت خريد كارمند مثال ما، سال به سال در حال كاهش است.
هدف از طرح اين موضوع ساده اين بود كه در انتخاب شاخص هاي آماري در كارمان نيز دقت لازم را داشته باشيم. اگر در جايي آمار تسهيلات اعطايي يك بانك را ارائه مي دهيم اين شاخص به تنهايي براي تجزيه و تحليل عملكرد كافي نبوده بلكه شايد ما را بيشتر گمراه كند. به عبارتي اگر تسهيلات اعطايي به بخش صادرات مورد نظر است مشابه مثال بالا ابتدا نيازهاي تامين مالي واقعي بخش صادرات كشور مورد بررسي قرار گيرد و به آماري عددي تبديل شده و نسبت سهم بانك از تسهيلات اعطا شده در هر سال به نياز بخش صادرات در همان سال تعيين و به عنوان شاخص عملكردي مورد بررسي قرار گيرد.
اميدوارم طرح اين مطالب مفيد و مورد توجه واحدهاي مربوطه بانك قرار گيرد. انشاء ا ...
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۹ساعت 9:53  توسط داود حمیدی
|