مدلهای مختلف مدیریت منابع انسانی در عصر جهانی شدنشرایط به گونه ای رقم خورده که هیچ شرکتی در زادگاه خود از حاشیه امن برخوردار نیست، در این شرایط، اگر شرکتی خواهان بقاست باید به فکر گسترش کسب و کار خود باشد.
به گزارش سرویس سیاسی برنا، از آنجائیکه محیط رقابتی کسب و کار به سرعت درحال جهانی شدن است، لازم است شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری برای رقابت در این شرایط تنگاتنگ با الگو قرار دادن صحیح ترین مدل مدیریت منابع انسانی به این هدف دست یازند. به گزارش سرویس سیاسی برنا، از آنجائیکه محیط رقابتی کسب و کار به سرعت در حال جهانی شدن است، لازم است شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری برای رقابت در این شرایط تنگاتنگ با الگو قرار دادن صحیح ترین مدل مدیریت منابع انسانی به این هدف دست یازند.
از این رو، در سازمان های جهانی و بین المللی، مدل های مختلف مدیریت منابع انسانی شکل گرفته که عبارتند از: 1 - مدل ملی گرا (ETHNO CENTRISM) : این مدل بر روی حفظ تجانس گروه ها تمرکـــز می کند تا بتواند موجب تضمین عملکرد و بهبود آن شود. این مدل شامل تبعیت از استانداردهایی است که در شرکت مادر مورد استفاده قرار می گیرد و لذا اعضای خارجی گروه را نیز با استانداردهای خود هماهنگ می سازد. چنین رویکردی، مدت های زیادی توسط شرکت های آمریکایی به کار گرفته شده بود که اعمال آن از طریق قوانین رسمی صورت می گرفت. در این طرح، اداره منابع انسانی دارای موجودیتی غیرمتمرکز است و وظیفه آنها، تنها کنترل و اجرا است. مزایای این مدل عبارتند از: الف) گسترش فرهنگ سازمانی منسجم و یکپارچه ب) هماهنگی و یکدستی میان نقش آفرینان سازمان و اما محدودیت های این مدل عبارتند از: الف) این مـــدل دربرگیرنده ویژگیهای فرهنگی - اجتماعی کشورهای مختلف نیست ب) این مدل باعث کاهش تنوع می شود، لذا به تبع آن، کاهش نوآوری را نیز دربردارد 2- مدل چندمرکزی (POLYCENTRIC): هدف اصلی این مدل، استفاده از خط مشی های منابع انسانی برای نیازهای محلی است. لذا مطابق این مدل، واحدهای غیرمتمرکز منابع انسانی از استقلال مدیریتی منتفع می شوند. شعار "جهانی فکر کنید، محلی عمل نمایید" بهترین شعار مصداقی این مدل است. چنین مدل بر مبنای مراوده دو طرفه میان شرکت های مستقل شکل می گیـــرد و حول یک اداره مرکزی تجمع یافته است. اطلاعات در سازمان مرکزی وجود دارد و به طور قانونی اقدامات شرکت های مستقل را ارزیابی می کند. همچنین سازمان مرکزی، مسئول گسترش شیوه های نوآوری است. مزایای این مدل عبارتند از: الف) مدیران منابع انسانی از یک استقلال نسبی برخوردار هستند ب) مشتمل بر محیط کاری چند فرهنگی است و اما محدودیت های این مدل عبارتند از: الف) دارای عدم انسجام خط مشی در منابع انسانی است. زیرا دپارتمان های غیرمتمرکز منابع انسانی دارای خواسته های متفاوتی هستند و این مسئله باعث ایجاد تعارضاتی میان آنها و اداره مرکزی می شود ب) دارای خطر زوال فرهنگ منسجم سازمانی است 3 - مدل اقلیم گرا (GEO CENTRIC): در این مــدل، به شرکت به عنوان شبکه ای نگریسته می شود و به عنوان یک ساختار تخت فرض می گردد. شرکت دارای تعداد زیادی شرکت های دیگر است که دارای تساوی حقوقی هستند. آنها ازطریق جریان های مالی، انسانی و اطلاعاتی با یکدیگر می پیوندند. شرکت هایی که این مدل را به کار می گیرند، استــراتژی های جهانی را به کار می بندند و دارای کارکنانی جهان وطنی هستند. در این مدل، ایده شایستگی موردتاکید است. این ایده، عامل اصلی ارتقا داخلی است. از محدودیتهای این مدل عبارتنداز: الف) تحرک نیروی کار به واسطه یأس و ناامیدی کاهش می یابد ب) تفاوتهای فرهنگی مانع گفتمان میان اعضا می شود ج) اجرای ارزیابی و انتخاب عادلانه مشکل مـی گردد به منظور عملی ساختن این سیستم، مدیران منـــــابع انسانی بایستی موجبات تحرک، رویه های ارزیابی متجانس و برنامه های آموزشی استاندارد را فراهم آورند. 4 - مدل منطقه محور (REGIOCENTRIC): در این مدل، متناسب با استراتژی و مدیریت، جهان به مناطق متجانس محلی تقسیم می شود که حـول ادارات مرکزی محلی مستقل عمل می کند. اداره محلی منابع انسانی، رابطی میان ادارات مرکزی و اعضایش است. این مدل و مدل قبلی دارای ویژگیهای مشترکی هستند. اگر بخواهیم مقایسه ای میان این مدل ها و مدل های اروپایی انجام دهیم& تناظر زیر میان این مدل ها برقرار است که عبارتند از: - شرکت هـــــــای ملی گرا مطابق شرکت های بین المللی هستند؛ این شرکت ها اکثراً چندملیتی هستند و استراتژی هایی در سطح جهانی اجرا می کنند و اروپا تنها بخش کوچکی از این کسب و کار است. این توضیح بیانگر این است که چرا آنها استراتژی اروپایی ندارند. - شرکت های چندمرکزی مطابق شرکت های صرفاً اروپایی است. هدف اولیه این شرکت ها بهبود در رتبه اروپا در کسب و کارهاست. - شرکت های اقلیم گرا مطابق شرکت های فرا - اروپایی است. آنها اروپا را به عنوان یک بعد جدید در جهت گیری هـای استراتـژی یکسان می دانند و این امر به دو دلیـل است: یکـی بـــه خاطر آنکه شرکت های ملی هستند که تـلاش می کنند بازار اروپا را تسخیر کنند. دیگری شرکت های چندملیتی هستند که اکثراً به ابعاد اروپایی توجه دارند. - شرکت های منطقه محور، متناظر با شرکت های فراملی هستند. آنها در تلاش برای حفظ رتبه ملی و بین المللی هستند. بنابراین، در زمان مشابه، استراتژی های آنها ملی و بین المللی است. مدیریت کارکنان در محیطی جهانی - انواع مختلف کارمندان بین المللی: قبل از آنکه وارد بحث شویم لازم است با سه مفهوم کشور مادر، کشور میزبان و کشور ثالث آشنا شویم. کشور مادر (PARENT COUNTRY) کشوری است که دفاتر مرکزی شرکت در آن واقع شده اند. به عنوان مثال، ایالات متحده، کشور مادر شرکت جنرال موتورز است. کشور میزبان (HOST COUNTRY) ، کشوری است که در آن شرکتهای کشور مادر در جستجوی راه اندازی کسب و کارند. لذا، انگلیس کشور میزبان شرکت جنرال موتورز محسوب می گردد، زیرا جنرال موتورز دارای شرکت هایی در این کشور است. کشور ثالث(THIRD COUNTRY) ، کشوری سوای از کشور مادر یا کشور میزبان است و شرکت ممکن است در آن کسب و کاری انجام دهد و یا در آن فعالیتی نداشته باشد. همچنین کارمندان نیز به انواع مختلفی تقسیم می شوند. کارمند مقیم (EXPATRIATE) واژه ای که عموماً برای کارمندانی به کار برده می شود که توسط شرکت متبوع شان به کشوری دیگر فرستاده می شوند تا در آنجا به انجام امور شرکت بپردازند. با گسترش روند جهانی شدن کسب و کار، اکنون ایجاد تمایز میان انواع مختلف کارمندان مقیم مهم و ضروری به نظر می رسد. تبعه های کشور مادر کارکنانی هستند که در کشور مادر متولد شده و در آن زندگی می کنند. تبعه های کشور میزبان، کارکنانی هستند که در کشور میزبان تولد یافتـــه و بزرگ شده اند. نهایتاً تبعه های کشور ثالث، کارکنانی هستند که در کشوری غیر از کشور مادر و یا کشور میزبان متولد شده و رشد یافته اند، اما در کشور میزبان مشغول بکارند. لذا مدیری که در برزیل تولد یافته و بزرگ شده است و در استخدام سازمانی واقع در ایالات متحده است و برای انجام امور شرکت در کشور تایلند منصوب می گردد، «تبعه کشور ثالث» نامیده می شود. سطوح مشارکت درک سطوح مختلف مشارکت در بازارهای بین المللی بسیار مهم است، زیرا هرچه میزان مشارکت یک شرکت در تجارت بین المللی بیشتر گردد، مسائلی که شرکت در زمینه مدیریت منابع انسانی با آنها مواجــــه می گردد، متفاوت خواهند بود. 1 - مشارکت محلی یا فعالیت در داخل کشور: اکثر شرکت ها، فعالیت های خود را در بازارهای داخلی آغاز می کنند. به عنوان مثال، یک فرد کارآفرین ممکن است ایده تولید کالایی را در سر داشته باشد که نیاز خاصی را در بازار ایالات متحده برآورده می سازد. در مرحله بعد، این فرد سرمایه لازم را برای ساخت کارخانه ای برای تولید کالای مذکور، به دست می آورد تا بتواند نیازهای بازاری کوچک را برآورده سازد. این امر نیازمند کارمندیابی، استخدام، آموزش و جبران خدمات تعدادی از افراد است که در فرایند تولید مشغول به کار خواهند شد. این افراد معمولاً از بازار نیروی کار داخل استخدام می شوند. با افزایش شهرت کالای تولید، مالک کارخانه می بایست کارخانه های بیشتری را افتتاح و افراد بیشتری را استخدام و کالای تولیدی خود را به بازارهای مختلف داخلی ارسال کند. در هر مرحله از رشد داخلی مدیریت با مشکلات و مسائل خاصی از منابع انسانی مواجه می گردد. 2 - مشارکت بین المللی: باافزایش ورود رقبا به بازار داخلی، شرکتها سهم بازار خود را از دست خواهند داد. لذا آنها در جستجوی بازارهای دیگری برای تولیدات خود برخواهند آمد. در این صورت، این شرکت ها نیاز دارند که وارد بازارهای بین المللی شوند. شرکت ها این کار را در ابتدا با صادرات کالاها و در نهایت با ساخت کارخانه های تولیدی در سایر کشورها، انجام می دهند. تصمیم ورود به بازارهای بین المللی، مشکلات مختلفی را برای مدیریت منابع انسانی پیش می آورد. در این حالت، شرکت با شرایط کاملاً متفاوتی از لحاظ فرهنگ، سرمایه انسانی، سیستم قانونی - سیاسی و سیستم اقتصادی مواجه می گردد. به عنوان مثال، در کشور فرانسه حداقل دستمزدها نسبتاً بالاست. در آلمان، قانون، شرکت ها را ملزم می سازد که از نظرات کارکنان در مدیریت شرکت استفاده کنند. شرکت هایی که اقدام به تــــاسیس کارخانه هایی در کشورهای دیگر می کنند، ملزم به پذیرش قوانین کشور میزان درباره فعالیت های مدیریت منابع انسانی هستند. لذا شرکت موظف است که با قوانین کشور میزبان کاملاً آشنا گردد. نهایتاً اینکه، به فرهنگ نیز باید توجه خاصی کرد. هرچقدر فرهنگ کشور مادر نسبت به فرهنگ کشور میزبان متفاوت تر باشد، مسائل و مشکلات بیشتری از لحاظ اخلاقی، ارتباطی و... به وجود خواهد آمد. 3 - مشارکت چند ملیتی: شرکت های بین المللی اقدام به ساخت یک و یا چند کارخانه در کشوری دیگر می کنند. این شرکت ها زمانی به شرکت های چندملیتی تبدیل می شوند که در کشورهای مختلف اقدام به ســــاخت کارخانه های مختلف کننــــد و به توزیع هزینه های تولید در مکان های مختلف بپردازند. این شرکت ها سعی می کنند با انتقال کارخانه های تولیدی خود از مکان های پرهزینه به مکان های کم هزینه، هزینه تولید خود را کاهش دهند. مسائل و مشکلاتی که شرکت های چندملیتی در زمینه مدیریت منابع انسانی با آنهــــا مواجه می گردند، مشابه مسائل و مشکلات شرکت های بین المللی است، اما در مقیاسی وسیعتر و گسترده تر. این شرکت ها مجبورند به جای توسعه به سیستم های اقتصادی، قانونی، سرمایه انسانی و فرهنگ یک و یا دو کشور، سیستم های مختلف کشورهای چندی را در نظر داشته باشند. 4 - مشارکت جهانی: سازمان های جهانی بر سر پیشرفته ترین و باکیفیت ترین کالاها و خدمات، با یکدیگر رقابت می کنند و سعی دارند این کار را با حداقل هزینه به انجام رسانند. شــــــرکت های جهانی بیشتر بر انعطاف پذیری و تولید سفارشی انبوه کالاها (MASS CUSTOMIZATION)، تاکید می کنند تا بدین وسیله نیازهای مشتریان خاص را برآورده سازند. این امر، نیازمند آن دسته از سیستم های مدیریت منابع انسانی است که امکان تولید انعطاف پذیر را تقویت می کند. این شرکت ها، دقیقاً فرهنگ ها، سرمایه انسانی، سیستم قانونی - سیاسی و سیستم اقتصادی را مورد توجه قرار می دهند تا مکان هایی را برای استقرار تسهیلات تولیدی خود شناسایی کنند که بتواند برای آنها مزیت رقابتی به بار آورند. شرکت های جهانی، دارای دفاتر مرکزی متعددی در سراسر جهان هستند. این امر سبب کاهش میزان بوروکراسـی در این شرکت ها شده و امکان تمرکز زدایی تصمیم گیری را فراهم می سازد. این امر نیازمند آن است که سیستم های منابع انسانی این شرکت ها، مدیرانی را به استخدام شرکت درآورند که بتوانند در کشورهای مختلف به فعالیت بپردازند. مدیریت کارکنان مقیم - انتخاب مدیران مقیم: یک مدیر مقیم موفق، مدیری است که نسبت به هنجارهای فرهنگی کشور میزبان حساسیت داشته باشد، از انعطاف کافی برای سازگاری با این هنجارها برخوردار باشد و برای مقاومت در برابر شوک فرهنگی وارده به وی براثر تغییر فرهنگ از کشوری به کشور دیگر، به اندازه کافی توانا باشد. به علاوه، خانواده وی نیز باید بتواند با این تغییر فرهنگی، خود را تطبیق دهند. این مهارتهای تطبیقی (سازش پذیری) به سه دسته تقسیم می شوند: 1- بعــــد فردی: مهارتهایی که مدیر را قادر می سازد تا تصویر و ذهنیتی مثبت از خود داشته باشد. 2 - بعد ارتباطی: مهارتهایی که مدیر را قادر می سازند تا باافراد کشور میزبان ارتباط برقرار سازد و 3 - بعد ادراکی: مهارت هایی که مدیر را قادر می سازند تا به درستی شرایط کشور میزبان را ارزیابی و ادراک کند. - آموزش و توسعه کارکنان مقیم: بعد از انتخاب یک مدیر مقیم لازمست که وی برای احراز پست جدید و آشنایی با شرایط تازه آموزش هایی را ببیند. از آنجائی که این افراد، قبلاً مهارت های شغلی را یاد گرفته اند واز این مهارت ها برخوردارند، بیشتر شرکت ها برآموزش میان فرهنگی این افراد تکیه و تمرکز می کنند. تحقیقات نشان داده است که آموزش میان فرهنگی بر اثربخشی تاثیر می گذارد. در این مورد باید به دو نکته توجه داشت: اولاً مدیران مقیم باید فرهنگ کشور خود را به درستی بشناسند و با آن آشنایی کامل داشته باشند. ثانیاً این مدیران باید با ابعاد خاص فرهنگ موجود در محیط کاری جدید، آشنا گردند. نهایتاً اینکه، مدیران مقیم با چگونگی برقراری ارتباط صحیح باید فرهنگ جدید را بیاموزند. به طور کلی، آموزش میان فرهنگی مناسب، امکان انتقال مدیران مقیم را به محیط کاری جدید، تسهیل و از ارتکاب خطاهای پرهزینه، جلوگیری می کند. - جبران خدمات مدیران مقیم: یکی از دردسرسازترین و مشکل ترین ابعاد مدیریت کارکنان مقیم، تعیین میزان پرداختی به آنهاست. برای تعیین میزان حقوق و دریافتی مدیران مقیم باید مسائل مختلفی را در نظر گرفت. یکی از مهمترین مسائل، در نظر گرفتن سطح استاندارد هزینه زندگی در کشور میزبان است که ممکن است با کشور مادر بسیار تفاوت داشته باشد. مورد دیگری که باید به آن توجه کرد، میزان مالیات های پرداختی در کشور میزبان است. یکی دیگر از نکاتی که باید بدان توجه بسیار شود، تعیین میزان پاداش و مشوق های پرداختی به مدیران مقیم است، زیرا یکی از عواملی که سبب ماندگاری این مدیران در کشور میزبان می گردد، میزان پاداش ها و مزایایی است که به آنها تعلق می گیرد. مسائل دیگری که در جبران خدمات مدیران مقیم باید بدانها توجه کرد عبارتند از: اعطای منزل، ماشین و امکانات رفاهی، مسئله آموزش فرزندان این مدیران و... - آماده کردن مدیران مقیم برای برگشت به موطن اصلی خود: آخرین نکته ای که در مورد مدیران مقیم باید بدان توجه کرد، آماده کردن این افراد برای بازگشت مجدد به کشور است. این امرکار چندان ساده ای نیست. در این مرحله نیز، فرد با همان شوک فرهنگی مواجه می شود که در مرحله اعزام به کشور میزبان با آن روبرو شده بود. هنگامی که مدیر در کشوری دیگر مشغول به کار بوده است، افراد موطن اصلی وی تغییر کرده اند، فرهنگ آنها نیز دستخوش تغییراتی شده است. براساس یکی از پژوهشهای انجام شده، 60 تا 70 درصد مدیران مقیم، نمی دانند که در صورت برگشت، جایگاه و پست آنها چه خواهد بود. 20 درصد از افراد بازگشته از کشورهای دیگر، خواهان ترک شرکت شده اند. در یکی از تحقیقاتی که اخیراً انجام گرفت برآورد گردید که 25 درصد از مدیران مقیم. طی همان سال اول بازگشتشان خواهان ترک شرکت بوده اند. نتیجه گیری امروزه شرایط به گونه ای رقم خورده است که دیگر هیچ شرکتی در زادگاه خود از حاشیه امن برخوردار نبوده و بقای وی تضمین شده نیست. رقبای تجاری از سایر کشورها، در کمین بازارهای داخلی نشسته اند و منتظرند تا در اولین فرصت پیش آمده، سهم بازار را از شرکتهای داخلی بگیرند و سیطره خود را براین بازارها بگسترانند. در این شرایط، اگر شرکتی خواهان بقا و ادامه حیات خود است، باید به فکر گسترش کسب و کار خود باشد. برای گسترش کسب و کار و گام نهادن به کشوری دیگر لازم است تا ارزشمندترین سرمایه سازمان یعنی کارکنان آن، با شرایط خاص جدید آشنا گردند. بدین منظور لازم است تا مدیریت سازمان اگر به فکر ورود به بازارهای خارج از کشور و تاسیس شعبه در آن کشورهاست، در وهله اول به چگونگی تامین و آموزش نیروی انسانی مورد نیاز این شعب توجه کند. در این فرایند، مدیر منابع انسانـی می بایست فرهنگ، سرمایه انسانی، سیستم اقتصادی و سیستم قانونی - سیاسی کشور میزبـان را مورد مطالعـه قرار دهد و بااین سیستم ها آشنا گردد تا بتواند با توجه به مسائل خاص کشور میزبان به اتخاذ تصمیم بپردازد. از نکات مهم دیگری که مدیر باید بدانها توجه کند، مسائل مربوط به چگونگی انتخاب، استخدام، آموزش، جبران خدمات و... کارکنان مشغول در کشورهای دیگری باشد. به طور کلی، مدیران منابع انسانی برای موفقیت در عرصه جهانی شدن نیازمند اتخاذ رویکردی جدید نسبت به مسائل و موضوع های منابع انسانی هستند و باید مدیران برای حل این مسائل در جستجوی روش های تازه برآیند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 11:52  توسط داود حمیدی
|
آرمانهای فرهنگ مهدویت در عصر جهانی شدناستفاده درست و منطقی از فرصتهایی که فوق قلمروگرایی فراهم کرده، میتواند راه گشای مسائل و معضلات در مسیر گسترش فرهنگ مهدویت باشد.
۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۵ تیر ساعت 10:18 فوققلمروگرایی، علیرغم چالشهایی که برای گسترش فرهنگ مهدوی به دنبال میآورد، فرصتهایی را نیز به این فرهنگ عطا میکند. گرچه این فرصتها، در مقابل چالشهای برشمرده شده به لحاظ کمّی نا چیز میباشند، اما استفاده درست و منطقی از آنها و غنیمت دانستن زمان، تا حدّ بسیاری میتواند راه گشای مسائل و معضلات پیش رو باشد. فرصتها در حوزه کارکردهای فرهنگ مهدوی در بعد انسجام بخشی مرزهای فرهنگ مهدوی برای جوامع، اعتقادی است. و در میان این مرزهای اعتقادی است که به انسجام درونی پرداخته و میان قلبهای مؤمن پیوند عاطفی ایجاد میشود. گرچه جهانیشدن با ایجاد سیالیت، از انسجام درونی جوامع کنونی میکاهد، امّا، با همین خصوصیت به ایجاد پیوند میان جوامع انسانی یاری میرساند. و این همان چیزی است که فرهنگ مهدوی خواهان آن است. فرهنگ مهدوی با گسترش باورها و ارزشهایی که آنها را منبعث از فطرت پاک انسانها میداند، درصدد ایجاد پیوند میان تمامی انسانهای آزاده در هر گوشهای از جهان میباشد. حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز برای استقرار همین پیوند معنوی است که قیام مینماید. البته این سیالیت آن گاه که از مرزهای عقیدتی فراتر میرود منجر به آسیبهایی جبران ناپذیری خواهد شد، که در بحث چالشها بدان اشاره نمودیم. امّا با اتخاذ یک سیاست فرهنگی درست میتوان هر گونه تهدیدی را به فرصت بدل نمود. در بعد هویت بخشی یکی از مهمترین کارکردهای فرهنگ مهدوی هویتبخشی به جوامع میباشد، قلمروزدایی، از برخی لحاظ، این هویتسازی را مختل مینماید، چرا كه به نزدیک شدن اذهان [و در نتیجه] سیال شدن هویتها میانجامد...به عبارت دیگر ما به دورانی قدم خواهیم نهاد که اساساَ هویتها ثابت نخواهد بود و نسبت میان افراد با گروههای اجتماعی یا ملیتها دائماَ دستخوش دگرگونی است. فرهنگ مهدوی مرزهای میان انسانها را مبتنی بر مرزهای عقیدتی دانسته و مرزهای جغرافیایی را صرفاَ و تنها به دلیل واقعیتهای موجود به رسمیت میشناسد. قلمروزدایی با از بین بردن این مرزها مسیر پیشروی فرهنگ مهدوی را هموار نموده و راه را برای ترسیم هویت مذهبی میگشاید. چراکه، قلمروزدایی «تعلّقات هویتی نسبت به مکان و زمان را از هم میپاشد و فرد برای اولین بار در یک جامعه شبکهای بهم پیوسته قرار میگیرد.» قرآن مؤمنین را به توجّه در تاریخ (زمان) فرا میخواند و بدان توجّه دارد اما آن را عامل هویتی جوامع و مایه فخر و مباهات نداسته است و آن جا که مشرکان به تعداد مردگان خویش مباهات مینمایند، آنان را مورد سرزنش قرار میدهد. هم چنین گرچه اسلام به جهاد در راه خدا و حفظ سرزمینهای اسلامی (مکان) توصیه اکید دارد، اما سرزمین را فارغ از عقیده به هیچ وجه عامل هویت بخشی قلمداد نمیکند. گسترش روابط فوققلمروگرایی که منجر به از میان رفتن تعلقات هویتی مکانی و زمانی میگردد نه تنها از این حیث تهدیدی برای فرهنگ مهدوی قلمداد نمیشود، بلکه باعث تقویت نگرش این فرهنگ در ارتباط با هویت عقیدتی و مذهبی که فراتر از مرزها عمل میکند، میباشد. ضمن آن که در شرایط موجود جهانیشدن که کمکم اندیشههای پستمدرنیستی با رویکردهای نسبیگرایی خود مطرح میگردند. ما با فعال شدن هویتهای حاشیهای مواجه میگردیم. جهانیشدن با فعال شدن هویتهای متفاوت و متکثر همراه میگردد که از آن به ظهور سیاست هویت در عصر جهانیشدن تعبیر میشود. فعال شدن هویتهای به حاشیه رانده شده در دو دهه اخیر، همانند رنگین پوستان، جنبشهای فمینیستی (هویت مبتنی بر جنسیت) و بنیادگرایی دینی (هویتهای مبتنی بر مذهب) نمود بارزی از چنین وضعیتی است. بنابراین این امکان برای هویتهای دینی نیز وجود خواهد داشت که به ابراز وجود پرداخته و ظرفیتهای خویش را آشکار کند. فرصتها در حوزه آرمانهای فرهنگ مهدوی: بسیاری از آنچه که احادیث و آیات الهی در ارتباط با آخرالزمان به انسانهای هزار سال پیش وعده داده بودند در عصر جهانیشدن به برکت تکنولوژی پیشرفته این عصر محقق گردیده است. و این مسئله به نوعی صدق گفتار این مکتب را به خوبی نشان میدهد و چشم اندازی را که این فرهنگ ترسیم مینماید قابل دسترسی میکنند. جهانیشدن با گسترش تکنولوژی و پیشرفت علم در سراسر جهان تا حدّ بسیاری به تکامل فکری و رشد آگاهی انسانها یاری رسانیده است. گسترش آگاهی موجب فهم درست آموزههای مهدوی توسط مؤمنان میشود و چشم انداز وعدهی داده شده فرهنگ مهدوی را به نمایش میگذارد. عصر ما هر چند دچار آفات و انحرافات فکری است اما در مجموع فرصت شناخت بیشتری نسبت به گذشته از جهان داشته است. رشد و پیشرفت علوم با کشف عرصههای جدید دانش در بسیاری موارد موید آموزههای اعتقادی - دینی بوده است و انسانها از طریق سیر آفاقی عرصههای جدیدتری از عظمت خلقت الهی را شاهد بودهاند. هر چند دانش بشری افقهای بسیار گسترده و عظیمی را فتح نموده است، اما چنانکه در روایات ملاحم آمده است علم در عصر ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیشرفت شگرفی خواهد داشت و از سوی دیگر فهم و آگاهی انسانها نیز فزون خواهد یافت. بدین سان، جهانیشدن با تحولاتی که در عرصههای مختلف فنّ ّآوری، و علم و دانش، به وجود آورده است، و با ترسیم یک ماکت کوچک از پیشرفت کمّی وعده داده شده، رسیدن به چنین افقی را مجسّم میکند. ارائه راهکار با آسیبشناسی عملکرد دستگاههای فرهنگی درون جامعه، کاستیهای موجود جامعه مورد ارزیابی قرار میگیرد، آنگاه ارائه راه حل مفید خواهد بود. چالشهای فرهنگ مهدوی، آسیبهایی است که از بیرون متوجه فرهنگ مهدوی شده است. اما در عصر جهانیشدن، برخی چالشها نیز از درون این فرهنگ، و یا بهتر بگوییم از عملکردهای ما متوجه فرهنگ مهدوی میشود. که بررسی آنها بسیار ضروری میباشد. از مهمترین آسیبها، فاصلهگرفتن از فرهنگ اصیل مهدوی مبتنی بر معرفت عمیق به آموزههای قرآنی و احادیث اهل بیت و تبیین نادرست آموزههای مهدوی است که سبب بدفهمی عدّه بسیاری از مردم میشود. کسانی که آموزههای این فرهنگ را از این آموزهها نیاموخته به اشتباه گمان میکنند امام عصر با قیام خویش جهان را به خون میکشاند و همه را از دم تیغ میگذراند. این عدّه برای قیام آن حضرت دعا نمیکنند و آرزو میکنند، امام زمان در زمان حیات آنان ظهور نکند. البته چنین چالشی در قرون پیش نیز وجود داشته است، امّا این بد فهمیها در شرایط جهانی امروز که به ظاهر صحبت از صلح و تسامح و تساهل فرهنگی است، تنشهای فراوانی را میتواند در داخل فضای فرهنگی ایجاد نماید و از گسترش آموزههای مهدوی به فراسوی مرزهای خودی جلوگیری كند. عدم تببین درست آموزههای مهدوی، ما را نسبت به ظرفیتهای بیشمار این فرهنگ در تولید ارزشهای مشترک جهانی، غافل کرده است. «عدم وفاق و خلأ مبانی نظری [است که] بخش عمده چالشهای توسعه فرهنگ دینی (مهدوی) در حال و آینده میباشد.» حقیقت آن است که هنوز اندیشمندان و دانشمندان علوم دینی ما نتوانستهاند به نظریه پردازی جامع در علوم انسانی نائل آیند. و همین ضعف در حوزه نظریه پردازی است که ما را در توسعه فرهنگ دینی و خصوصاَ فرهنگ مهدوی با مخاطرات جدّی روبهرو كرده است. کارشناسی نشدن معضلات و مسائل پیش روی گسترش این فرهنگ از دیگر چالشها است. در این خصوص البته کاستیهای فراوانی احساس میشود که یکی از آنها را میتوان به عدم بهرهمندی از دستاوردهای علمی روز در حل معضلات پیش روی توسعه این فرهنگ، نسبت داد. و این گونه ضعفها، ما را با فقدان استراتژی فرهنگی و عدم برنامه ریزی راهبردی مواجه میگرداند. ناکارآمدی شیوههای تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوی، وعدم آمادگی برای پاسخ گویی به سؤالات نسل جوان و خلأ آموزشی، خصوصاَ در سطح مدارس و دانشگاهها از جمله مهمترین این آسیبها است. که شاید یکی از مهمترین دلایل چنین روندی ناشی از بیتوجهی به رویکرد تربیتی فرهنگ مهدوی در پرورش انسان و جامعه بوده است. تأسیس نهادها و سازمانهای موازی با عملکردهای مشابه این نهادها و مؤسسات با انجام کارهای مشابه، تکراری و جزئی بدون آن که در ارتباط با گسترش آموزههای مهدوی فعالیت قابل قبولی انجام داده باشند منجر به هدر رفتن میزان زیادی از بودجه و منابع انسانی و مالی نیز میگردند. همه این ضعفها از فقدان مدیرت کارآمد فرهنگی نشأت میگیرد. مدیریت کارآمدی که دارای یک استراتژی کلان و برنامه مدوّن برای چشم انداز توسعه این فرهنگ بوده و از متخصصین کارآمد و آگاه، بهره گیرد. این مسئله که عموماَ ازدید برنامهریزان فرهنگی ما نادیده انگاشته میگردد، در درجه اول به شناخت ظرفیتهای فرهنگ خودی نیازمند است. ما باید ابتدا از درون، فرهنگ مهدوی را بشناسیم و به تقویت بنیانهای اعتقادی خویش مبادرت نماییم. آن گاه به ترویج و گسترش این بنیانهای فکری در درون جوامع شیعی و سپس در جوامع اسلامی بپردازیم و در نهایت به توسعه و گسترش آن در سایر جوامع همّت گماریم. در واقع استفاده از امکانات و فرصتهایی که جهانیشدن در اختیار ما قرار میدهد زمانی به کارمان میآید که به شناختی عمیق در رابطه با فرهنگ مهدوی، ظرفیتها، و امکانات آن نائل آمده و حرفی برای گفتن داشته باشیم. متأسفانه سیاست گذاران فرهنگی ما به جای آن که از شرایط به وجود آمده کمال استفاده را كنند و از ابزار تکنولوژی در راستای اهداف خویش بهره گیرند، جهانیشدن را به عنوان امپریالیزم فرهنگی و تکنولوژی جدید و رسانههای جهانی را صرفاَ به عنوان، عامل نفوذ غرب معرفی نموده و سهل انگاریهای موجود در امر سیاستگذاری فرهنگی را به گردن این و آن میاندازند. جهانیشدن به وقوع خواهد پیوست و لذا امکان گریز از آن وجود ندارد و رسانههای ارتباطی به کار خویش ادامه خواهند داد، چه ما آنان را بپذیریم و چه نپذیریم. امّا تنها، نوع رویکردی که ما اتخاذ میکنیم و سیاستهای راهبردی که تدوین مینماییم، و ابتکارهایی که به خرج میدهیم، میتواند ما را در این فرایند، یاریگر باشد. شرایط موجود جهانی حاکی از آن است که مکتبی میتواند در این عصر فراگیر گردد که «از قابلیت و ظرفیت بالایی برخوردار باشد و ضمن استفاده از تجربیات تاریخی بشر و به رسمیت شناختن سایر ادیان در سایه آموزههای دینی و ذات گرایانه خود از سلطه طلبیهای بیبنیاد پرهیز کند.» انتخاب عقلایی، انتخابی است که در شرایط بد و بدتر، بد را انتخاب نماید، و این همان رویکردی است که باید اتخاذ نماییم. تفاوتها را نباید با خشونت و جدل از میان برداریم. فرهنگ جهانی مهدوی در صورتی فراگیر خواهد شد که در شرایط گفتگوی بین فرهنگها بر گزیده گردد. و در موقعیت کنونی، جایگاه فرهنگ مهدوی بستگی به آن دارد که «در مقابل مسائل مهمی از قبیل صلح جهانی و عدالت جهانی چه نکاتی را دنبال میکند. مردمسالاری، حقوقبشر، نفیزور، استقرار صلح و عدالت و رفاه عمومی برای بشر از جمله مسائلی است که تأثیر مستقیم و زیادی بر نقش اسلام [ بطور عام و فرهنگ مهدوی به طور خاص] خواهد گذاشت.» از میان رفتن مرزها و ایجاد روابط فوق قلمروگرایی، شرایطی را ایجاد نموده که امکان حصاربندی فرهنگی را ناممکن ساخته است. ما ناچار از مواجهه با دیگرانیم و در این آوردگاه، نیازمند به تربیت صحیح مهدوی مطابق با فرهنگ آرمانی آن، میباشیم. یکی از مهمترین راه کارهای مناسب و به عنوان اولین گام در این رویارویی، هم چنان که اغلب نظریه پردازان دینی نیز در سالهای اخیر بدان توصیه اکید دارند، گفتگوی بین ادیان الهی میباشد. فرهنگ ما، به لحاظ باورها و اعتقادات ریشهای و بنیادینش، تشابهات فراوانی با ادیان داشته و لذا چنین رویکردی میتواند راه کار مناسبی برای نزدیک شدن به دیگر فرهنگها باشد. در شرایط کنونی که باید با فهم روح زمان همراه باشد باید به مصداق آیه شریف قرآن بر پایه اشتراک بین ادیان که عمدتاَ به توحید، نبوت و معاد و اصول اخلاقی مشترک بر میگردد به وحدتی پایدار رسید. بنابراین در ارتباط با ادیان الهی رویکرد ما باید یک رویکرد مسالمتآمیز و مبتنی بر گفتگوی متقابل و تأکید بر اشتراکات باشد. در فرایند جهانیشدن با فرهنگ مدرن که فرهنگ برگزیده و هژمون غرب میباشد مواجه هستیم. در این ارتباط بهتر آن است که در اولین گام به شناخت هر چه بیشتر این فرهنگ بپردازیم. البته شعارهای فراوانی در این رابطه داده میشود، اما در مرحله عمل هم چنان کاستیهای بسیاری وجود دارد. برخی از نظریهپردازان بر این نکته تأکید دارند که در ارتباط با فرهنگ غرب خصوصاَ اندیشه لیبرال دموکراسی امکان هیچ نوع گفتگویی وجود ندارد. هر نوع گفتوگو مستلزم وجود محورهای مشترک میان دو مکتب یا دو فرهنگ است، در حالی که میان فرهنگ دینی ما با اندیشه لیبرالیسم غرب هیچ گونه اشتراکی وجود ندارد، پس چگونه میتوان این گفتوگو را تحقق بخشید. ما در حوزههای معرفتشناسی، هستیشناسی، انسانشناسی و بسیاری از باورهای زیربنایی با فرهنگ غرب اختلاف دیدگاه داریم و لذا از آنجایی که این مسائل به عنوان لایههای زیرین فرهنگی محسوب میگردند، امکان تساهل و تسامح در این زمینه وجود ندارد. اما تصمیم درست، تصمیمی است که تهدیدات را تبدیل به فرصت نماید، نه اینکه به آنها دامن بزند. آینده فرهنگ مهدوی در شرایط فوق قلمروگرایی، بستگی به نوع پاسخ ما به شبهات موجود و رویارویی منطقی و علمی با فرهنگ غرب دارد، و پاسخ درست تا حدّ بسیاری میتواند راهگشای مسائل پیشروی ما باشد. لذا پاسخ گویی به شبهاتی که این فرهنگ رویاروی ما قرار میدهد، نه تنها باید منطقی و به دور از موضعگیریهای خشونت طلبانه باشد، بلکه باید بر اساس شناخت درست از فرهنگ غرب و نگاه جامعهشناختی به مردمان این خطّه از کره زمین باشد. تنها در این صورت است که میتوان مونولوگ موجود نظام بین الملل را - که بر مبنای چیرگی فرهنگ لیبرال دموکراسی شکل گرفته است - تبدیل به یک دیالوگ چند جانبه نمود. ناگفته پیداست این امر بدون داشتن یک سیاست فرهنگی پویا و جامع، قابل پیگیری نخواهد بود. جهانیشدن فینفسه خنثی است و سیاستهای اتخاذ شده از سوی متولّیان فعلی روند جهانیشدن است که آن را مثبت یا منفی جلوه میدهد. بنابراین، جهانیشدن یک فرایند یک طرفه محسوب نشده و نوع عملکردها و تصمیمات اتخاذ شده از سوی فرهنگهای گوناگون و در یک کلام، نحوه اداره کردن آن از سوی ماست که میتواند آیندهای سرشار از صلح و امنیت و عدالت و گفتگو را به ارمغان آورد. نتیجه گیری بیشترین چالشهایی که پیش روی فرهنگ مهدوی میباشد، نه مربوط به ذات و جوهره پدیده جهانیشدن، بلکه از سیاستهای اتخاذ شده کنونی و مدیریتی است که همینک بر فرایند جهانیشدن مستولی گشته است. این مدیریت که حاصل سیطره اندیشه مدرنیزم خصوصاَ از نوع لیبرال دموکراسی آن است، بیش از همه باورها و وجوه زیربنایی فرهنگ مهدوی را به چالش فرا میخواند، و بنابراین به هیچ وجه قابل اغماض و چشم پوشی نمیباشد. اما فرصتهایی که جهانیشدن پیش روی فرهنگ مهدوی قرار میدهد بیش از همه به نفس فرایند جهانیشدن و شرایط ذاتی آن باز میگردد. و استفاده از این فرصتهاست که ما را در تحقق فرهنگ مهدوی و رسیدن به آرمانهای آن یاری میرساند. اما هم چنان که عنوان نمودیم، این هدف محقق نخواهد شد مگر آن که در ابتدای امر، از درون به بازسازی و آسیبشناسی عملکرد خویش بپردازیم. تا در سایه یک سیاست فرهنگی صحیح گامهای بعدی خویش را برداشته و از شرایط بوجود آمده بیشترین استفاده را کنیم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 11:49  توسط داود حمیدی
|
ولایت پذیری ملاكی مهم برای انتخابات مجلسعلی مرتضوی شریف
۱۳۹۰ دوشنبه ۱۲ دی ساعت 10:40 پس از گذشت سی سال از عمر پر بركت انقلاب اسلامی، ملت ایران در نهم دی ماه 1388 حماسه ای دیگر آفریدند كه در آن بصیرت بالای خود را بر پایه های ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی كه همان عاشورا و ولایت فقیه می باشد را به رخ جهانیان كشیدند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 11:45  توسط داود حمیدی
|
نگاهی به تاریخ و نحوه ساخت حرم امام حسین (ع)پیدایش سرزمین كربلا به دوران بابلیها بازمیگردد. در آن زمان این سرزمین مجموعهای از روستاها بوده است كه برای بابلیها تقدس خاصی داشته است و آنها مردگانشان را در این ...
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، یكی دیگر از نامهای كربلا «كور بابل» بوده است و معنای آن به زبان عربی یعنی مجموعهای از روستاهای بابلی. بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه كربلا به سان مادر بسیاری از روستاهایی بود كه در حد فاصل شام و فرات قرار داشتهاند و نیز مادر تمدنهای بینالنهرین بوده كه مركز عبادت در آن زمان نیز تلقی میشد. این سرزمین به دلیل موقعیت آب و هوایی و حاصلخیز بودن خاكش شاهد بسیاری از اقوام مختلف در طول تاریخ بوده است كه ازجمله آنان می توان به كلدانیها، تنوخیین و لخمیین و مناذره اشاره كرد. ![]() نامهای قدیمی كربلا نامهای متعددی در تاریخ داشته كه از آن جمله میتوان به «الطف» اشاره كرد كه به معنی «لطیفترین» است. این نام به این دلیل برای كربلا انتخاب شده كه این سرزمین در حاشیه رودخانه علقمی كه شعبهای از فرات بوده است، مستقر بود و آب كربلا نیز از این شعبه تامین میشد. از دیگر نامهای ثبت شده كربلا در تاریخ، نینوا، شفیه، عقر، نواویس، عینالتمر و امالقری است. اما این سرزمین از زمانی شهرت تاریخی خود را به دست آورد كه امام حسین(ع) و خاندان و صحابه وی در سال 61 هجری قمری مصادف با 680 میلادی در این سرزمین به شهادت رسیدند. ![]() تاریخ بارگاه امام حسین(ع) اولین علامت بارگاه امام حسین(ع) از سوی قبیله بنی اسد كه در نزدیكی كربلا سكنی گزیده بودند بنا نهاده شد. آنها مراسمی خاص برای به خاك سپردن سید الشهدا(ع) برگزار كردند و علامتی بر قبر شریف وی گذاشتند كه سایبانی كوچك بر قبر حضرتش بود. با بر سر كار آمدن مختار بن ابی عبیده ثقفی كه حكومتش را به نام خونخواهی از قاتلان حسین(ع) در كوفه برقرار كرده بود، این بارگاه پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. از آن به بعد شیعیان رهسپار زیارت قبر شریف امام حسین(ع) و اهل بیت و صحابه آن حضرت شدند و این قبر به قبلهگاهی برای شیعیان بخصوص در كوفه، مدائن و شهر بصره تبدیل شد و مختار در آن زمان بنایی در اطراف قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و روستایی در آن منطقه تشكیل شد. ![]() دشمنی خلفا و محبت مردم حرم حسینی در طول تاریخ از یكسو همیشه مورد دشمنی خلفا و كژدینان و از طرف دیگر مورد علاقه مردم بوده است و در آغاز حكومت عباسیها، زمینه برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) از سوی مسلمانان فراهم شد و این روال ادامه داشت تا زمان هارونالرشید، پنجمین خلیفه عباسی كه در سال 193 هجری قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانههای اطراف آن را ویران كرد. پس از هارونالرشید، بنایی دیگر بر آرامگاه امام سوم شیعیان ساخته شد كه تا سال 233 هجری قمری یعنی به خلافت رسیدن متوكل عباسی بر جای ماند، اما متوكل عباسی پای خود را در همان مسیری گذاشت كه هارونالرشید گذاشته بود و سیاست حكومت خود را، سیاست دشمنی با اهل بیت قرار داد. متوكل عباسی كه عشق و محبت به حسین(ع) را ریشه در حب اهل بیت میدانست و طاقت دیدن افزایش زائران گسترده بارگاه امام حسین(ع) را نداشت، دستور منهدم ساختن قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانههای اطراف آن را صادر كرد و زیارت امام حسین(ع) را ممنوع كرد. متوكل عباسی تمام آن منطقه را زیر و رو كرد و سپس سراسر آن منطقه را پر از آب كرد. در تاریخ این واقعیت ثبت شده است كه شخصی به نام «دیزج» كه یهودیالاصل بود، مامور متوكل عباسی برای كشتن زائران امام حسین(ع) شده بود. این شخص ماموریت آن را داشت كه هر زائری را كه برای زیارت قبر امام حسین(ع) به آن مناطق پا میگذاشت، از دم تیغ بگذراند. بعد از آن كه متوكل عباسی در سال 247 هجری به هلاكت رسید، بار دیگر بنای بسیار بزرگی بر مزار امام حسین(ع) ساخته شد به گونهای كه این بنا آنقدر ارتفاع داشت كه مردم از دور دست آن را تشخیص میدادند و برای زیارت به سوی آن رهسپار میشدند. از آن به بعد بسیاری از علویان توانستند خانههای خود را در نزدیكی قبر شریف امام حسین(ع) در كربلا بنا نهند كه در راس آنان «ابراهیم المجاب بن محمد العابد بن الامام موسی بن جعفر(ع)» قرار داشت و او اولین علوی بود كه در سرزمین كربلا سكنی گزید و این حادثه در سال 247 هجری اتفاق افتاد. ![]() عشق ایرانیان پس از تاسیس دولت آل بویه، عضدالدوله در سال 379 هجری قمری، ضریحی از عاج برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و با بنا نهاده شدن بارگاهی جدید برای سیدالشهدا، بازارها و خانههای بیشتری در اطراف آن ساخته و شهر كربلا با دیوارهایی بزرگ احاطه شد. این شهر در زمان عضدالدوله بسیار پر رونق و از لحاظ دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ادبی به شهری بسیار مشهور تبدیل شد. بعد از انقراض حكومت آل بویه، سلجوقیان بر سر كار آمدند كه سیاست سلجوقیان نیز بر اهمیت گذاشتن نسبت به عتبات مقدسه قرار گرفت. در آن زمان سلطان ملك شاه سلجوقی و وزیر آن نظامالملك در سال 553 هجری قمری دیوارهای بنا نهاده شده و ساختمانهای حرم شریف امام حسین(ع) را بازسازی كردند و خلیفه «مفتفی» خود شخصا به زیارت قبر امام حسین(ع) رهسپار شد و پس از آن دیگر خلفا نیز از این سیاست تبعیت كردند و به زیارت حرم حسینی رهسپار میشدند، به طوری كه خلیفه ناصرالدینالله و المستعصم و المستنصر نیز قبر شریف امام حسین(ع) را زیارت كردند. زمانی كه شاه اسماعیل صفوی درسال 914 هجری بغداد را فتح كرد، خود شخصا برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) راهی كربلا شد و دستور داد كه ضریحی از طلا برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخته شود. او همچنین 12 چلچراغ طلا به قبر شریف امام حسین(ع) هدیه و دستور ساخت صندوقی از نقره خالص را برای بارگاه صادر كرد. وی همچنین بارگاه امام حسین(ع) را با فرشهای بسیار گرانقیمت آراست. شاه اسماعیل صفوی به مدت یك شب در حرم امام حسین(ع) اعتكاف كرد و پس از آن راهی زیارت قبر امام علی(ع) در نجف اشرف شد. در عهد قاجار، 3 بار گنبد امام حسین(ع) طلاكاری شد و آغامحمدخان، موسس قاجاریه در ایران خود شخصا در سال 1207 هجری گنبد امام حسین(ع) را طلاكاری كرد. فتحعلی شاه قاجار نیز به دلیل آن كه طلای گنبد امام حسین(ع) سیاه شده بود، برای دومین بار مجددا به طلاكاری این گنبد اقدام كرد. در سال 1216 هجری كربلا و حرم امام حسین(ع) مورد هجوم وحشیانه گروهی از وهابیون به رهبری سعود ابن عبدالعزیز قرار گرفت. وی در روز عید غدیر این شهر را به محاصره درآورد و اكثر اهالی آن را چه آنانی كه در بازار بودند و چه آنانی را كه به خانههای خود پناه بردند، از دم تیغ گذراند. سعود ابن عبدالعزیز در آن زمان با بیش از 12 هزار سرباز وارد شهر كربلا شد و پس از كشتن بسیاری از ساكنان این شهر، صندوقهای قبر شریف امام حسین(ع) را كه انبوهی از طلا و پول و اشیای گرانبهای هدیه شده بود، به تاراج برد. ![]() كربلا از زبان مورخان ابن بطوطه، تاریخدان بزرگ عرب اینچنین زیارت خود از كربلا را در سال 726 هجری یا 1307 میلادی توصیف میكند: من در زمان حاكمیت سلطان سعید بهادرخان بن خدابنده عازم زیارت كربلا شدم. این شهر، شهر كوچكی بود كه اطراف آن را نخلستانهای بسیار زیبا فرا گرفته بود و رودخانه فرات خاك این شهر را به حاصلخیزترین خاك تبدیل كرده بود. این شهر، شهر بسیار زیبایی بود كه بارگاه مقدس امام حسین(ع) به آن قداست و حرمتی دیگر میداد. هیچ كس وارد حرم امام حسین(ع) نمیشد، مگر آن كه از درگاه وی رخصت میخواست. بارگاه این قبر شریف مزین به نقره بود و پردههای آن از حریر. پدرو تكسرا، مورخ اسپانیایی كه در سال 1604 میلادی و 1024 هجری از كربلا دیدن كرده بود، از این دیدار چنین میگوید: این شهر 4000 خانه دارد و ساكنان آن اكثرا عرب و نیز ایرانی و ترك هستند. بازارهای بسیار بزرگ و انبوهی دارد. در این شهر مكانهایی خاص ساخته شده است كه به صورت رایگان به زائران این شهر غذا توزیع میكنند. حرم امام حسین از مهمترین مناطق كربلا به شمار میرود و مسلمانان از شهرهای مختلف راهی زیارت قبر امام حسین میشوند. این مورخ اسپانیایی همچنین از ساقیان حرم امام حسین(ع) مینویسد كه برای كسب ثواب و اجر الهی به صورت رایگان آب به مردم میدادند و نیز شبهای به شهادت رسیدن امام حسین(ع) را احیا میكردند؛ به گونهای كه در این شبها به دلیل انبوهی تعداد زائران خیمههایی برای آنها در اطراف حرم بنا نهاده میشد. ![]() نقشه ساختمان حرم امام حسین(ع) محل دفن حضرت امام حسین(ع) یا همان گودال قتلگاه، اكنون دارای سقفی است كه روی آن صندوقی نهاده شده است. ضریح متبرك این بارگاه در میان روضه منوره قرار گرفته كه همان نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهداست. این مجموعه هماكنون حرم امام حسین(ع) را تشكیل میدهد و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن است. ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده كه در پیش روی آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» و در بالای سر، «آیه نور» نوشته شده است. صحن مطهر حسین(ع) دارای هفت باب است كه عبارتند از: باب قبله كه ساعتی بر فراز آن نصب است، باب قاضیالحاجات، باب زینبیه كه در حدود تل زینبیه قرار دارد، باب سلطانی، باب بازار بزازها، باب سدره كه در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد و باب صافی كه به در بینالحرمین نیز معروف است. حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام فرمود: «نماز در چهار مكان كامل خوانده میشود: مسجدالحرام (مكه)، مسجدالرسول(مدینه)، مسجد كوفه، و حرم امام حسین علیهالسلام.» ![]() ضریح شش گوشه در میان اقوال مورخان درباره چگونگی دفن حضرت سیدالشهداء و یاران باوفای آن حضرت اندك تفاوتی، دیده میشود. شیخ مفید پس از ذكر اسامی 17 نفر از شهیدان بنیهاشم كه همگی از برادران و برادرزادگان و عموزادگان امام حسین(ع) بودند، میفرماید: آنان پایین پای آن حضرت در یك قبر (گودی بزرگ) دفن شدند كه هیچ اثری از آن نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام(ع) آنان را زیارت میكنند و علی بن الحسین(ع) (علیاكبر) از جمله آنان است، برخی گفتهاند: محل دفن علیاكبر نسبت به قبر امام حسین(ع) نزدیكترین محل است. شیخ همچنین میگوید: پس از بازگشت عمر بن سعد از كربلا، جماعتی از بنیاسد كه در غاضریه سكونت داشتند، آمده و بر پیكر امام حسین(ع) و یارانش نماز گذاردند و آن حضرت را همان جایی كه الان قبر اوست، دفن كردند و علی ابن الحسین (علیاكبر ع) را در پایین پای پدر به خاك سپردند، سپس برای دیگر شهیدان از اهل بیت و اصحاب، حفیرهای كندند و همه آنان را در آن به صورت دسته جمعی دفن كردند و عباس بن علی(ع) را در راه غاضریه، در همان محلی كه به شهادت رسید و اكنون قبر اوست به خاك سپردند. اخبار مرتبط با این خبر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 11:41  توسط داود حمیدی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 13:23  توسط داود حمیدی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 13:20  توسط داود حمیدی
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 10:35  توسط داود حمیدی
|
عواطف کودکان و عوامل موثر بر آن
عواطف انسانها مانند هر یک از جنبههای شخصیتیش در نتیجه رشد و نمو ظاهر میشوند و از همان ابتدا به صورت کامل و ساخته و پرداخته در او وجود ندارند. بر اثر رشد بدنی و تکامل ذهنی ، پاسخهای عاطفی طفل دگرگون میشود و پیچیدگی بیشتری پیدا میکند. تاثیر و ارزش محرکهای عواطف گوناگون کودک همیشه یکسان نمیماند. به این معنا که چیزی که زمانی بچه را میترسانده است، ممکن است بعدا کنجکاوی او را برانگیزد و در مرحله دیگری از زندگی اصلا تاثیری در او نکند. در رشد و تکامل عواطف آثار رشد بدنی و یادگیری چنان درهم میآمیزند که گاهی نمیتوان آنها را از هم تمیز داد. کار غدد داخلی نقش مهمی در عواطف دارند. در واقع رفتار عاطفی خاص نوزادان و بچهها از کورتکس سرچشمه گرفته و ثانیا رفتار عاطفی پخته و منظم تابع رشد مراکز کورتکس است. بچه در اثر رشد و تکامل حرکتی- حسی چیزهایی را درمییابد که قبلا درک نمیکرد. بچهای که از لحاظ ذهنی و دستگاه عصبی رشد کرده باشد، مدت طولانی تری به چیزی دقیق میشود. عواطف از یک شخص به شخص دیگر سرایت میکنند و این حقیقت در مورد نوزادان و بچههای بزرگتر هر دو صحیح است. بچهای که ممکن است به دلیل واهی از معلم یا شخص دیگری بدش بیاید، بزودی همه دوستان طفل نیز با آن شخص بد میشوند. کج خلقی معلم سرکلاس در بچهها تاثیر میکند و ممکن است آنها تا وقت خانه رفتن کج خلق باشند. از طرف دیگر بچه مضطرب و بیمزده ممکن است آرامش را از معلم یا دوستی که آرامش دارد، یاد بگیرد. خصایص حالات عاطفی کودک
کودک برخلاف بزرگسالان میتواند بدون مقدمه و آشکارا هیجانات عاطفی خود را بیرون بریزد. به همین علت ، حالات عاطفی او زود گذرهستند. اما با افزایش سن چون رفتارش زیر کنترل عادات و قواعد اجتماعی درمیآید، دیگر نمیتواند با آزادی و سرعت پیشین در مقابل محرکهای عاطفی عکسالعمل نشان دهد.
ظهور ناگهانی عواطف بچه با شدتی همراه است که در بزرگسالان بندرت دیده میشود. پاسخ عاطفی کودک درجات شدت و ضعف نمیشناسد. یعنی واکنش او در مقابل یک امر ناچیز به همان شدت است که در برابر یک امر جدی و مهم. مشاهده این وضع در خردسالان برای بزرگترها که به طبیعت آنها آشنا نیستند، اسباب شگفتی میشود.
عواطف کودکان بطور متوسط بیش از بزرگسالان هستند. زیرا کودک بتدریج یاد میگیرد که ابراز بیباکانه و بیکنترل عواطف با تنبیه و تتبیح دیگران مواجه میشود و در نتیجه در مقابل آنچه قبلا فقط پاسخ عاطفی نشان میداد، راههای دیگری میگزیند و از فراوانی پاسخهای عاطفی کاسته میشود.
مشاهده رفتار کودکان معلوم کرده است که افراد یک گروه وقتی با یک محرک ترسآور یا ناراحت کننده مواجه میشوند، هر یک به نحوی دیگر پاسخ نشان میدهد. این امر نه تنها درباره محرکهای ترسآور بلکه در مورد همه عواطف صدق میکند. هنگام ترس یک بچه از اتاق میگریزد، دیگری پشت مادر پنهان میشود و سومی شاید همان جا میماند و گریه میکند. این تنوع در رفتار عاطفی نتیجه یادگیریها و محیط بچههاست و گرنه نوزادان که از تجارب عاری هستند در برابر یک محرک همه یکسان واکنش نشان میدهند.
یک بزرگسال میتواند احساسات و عواطف خود را پنهان کند و پی بردن به حالات درونی آنها مشکل است. در حالی که در بچهها چنین نیست. گرفتگی ، بیقراری ، خیالبافی ، خیس کردن پی در پی خود ، ناخن جویدن ، انگشت مکیدن، برهم زدن جشن ، بیاشتهایی ، حرکات بچگانه ، پی در پی گریستن، لجبازی و عارضه حمله علائمی هستند که بر عواطف افشا نشده کودک دلالت میکنند. هیجانات درونی عموما در پسران بیشتر از دختران است.
برخی از عواطف در برخی از مراحل زندگی کودک قوی هستند و بعد قدرت اولیه خود را از دست میدهند. بعضی از آنها نیز عکس این هستند. مثلا بچههای کوچک در حضور اشخاص و جاهای ناشناس کمرویی و ترس نشان میدهند، بعد که میفهمند در اینجا هیچ چیز ترس آوری وجود ندارد، ترسشان از میان میرود. ترس در بچههایی که به سن مدرسه نرسیدهاند، به منتهای درجه میرسد. ولی در دورههای بعد هم از شدت ترس و هم از تکرارش کاسته میشود. شدت و ضعف عواطف در مراحل مختلف زندگی تابع تغییر اهمیت محرکها ، رشد و تکامل ذهنی کودک و تغییر علایق اوست.
طفل خردسال در ابراز عواطف خود نه به قضاوت و عیبجویی دیگران میاندیشد و نه به عوافب رفتار خود. رفتار عاطفی کودک فقط از محرکات درونی پیروی میکند و نه چیز دیگر. کودک بعدها در مواجه با گروه های اجتماعی خارج از خانواده درمییابد که عملی که زمانی وسیله موثری برای مقصودش بود، اکنون آن را بچه گانه میخوانند. به این ترتیب تمایل شدید به مقبول واقع شدن در منزل و مدرسه رفتارش را هدایت میکند.
وضع عاطفی انسان چه بزرگسال و چه خردسال از یک زمان به زمان دیگر و برحسب عواملی چون کیفیت مزاجی ، موقع روز و تاثیرات محیطی تغییر مییابد. در پرورش عواطف باید عواملی را که زمینه را برای هیجانات فراهم میسازند، در نظر گرفت و در رفع آنها کوشید.
خستگی که نتیجه استراحت کم ، هیجانات زیاد ، غذای ناکافی و علل درجه دوم دیگری میباشد. طفل و کودک را برای کج خلقی و تندخویی آماده میسازد. گرچه این در تمام مراحل کودکی صادق میباشد، ولی در اوایل زندگی ، یعنی وقتی که طفل خستگی را نمیتواند تشخیص دهد و با آنکه خسته است، بیاعتنا به بازی ادامه میدهد، مخصوصا مهم و قابل توجه است.
ضعف و ناراحتی حاصله از تغذیه بد اختلالات گوارشی ، نقص بینایی ، دندانی ناسالم و هر چیز دیگر که به سلامت مزاج محققا لطمه زند، زمینه را برای تحریکات عاطفی منفی بخصوص خشم آماده میسازد. ناراحتیهای عاطفی در میان کودکی تندرست 7 و 11 سال کمتر است تا در میان کودکان ناتندرست همان سنین و کودکان سالم کوچکتر.
از آنجا که خستگی در برخی از ساعات روز بیشتر از ساعات دیگر است، جای تعجب نیست اگر در آن ساعات تحریکات عاطفی آشکارتر دست دهند. در مورد اطفال و کودکان خردسال موقع قبل از غذا و خواب تظاهرات عاطفی شدت مییابند. به هم خوردن برنامه غذا و خواب نیز باعث بهم خوردن اعتدال عاطفی میشود.
روی هم رفته کودکان کمهوش ، کمتر به کنترل عواطف خود قادرند، در صورتی که کودکان باهوش دارای عواطف وسیعتر و علایق متنوعتر میباشند. و طبعا بیش از کودکان کمهوش دستخوش عواطف گوناگون میشوند. اینها بهتر میتوانند نکات غمانگیز و مضحک زندگی را دریابند، پیشامدهای نامطبوع آینده را احساس کنند و دچار ترس شوند، علایق وسیعتری به هم رسانند که تجاربشان ممکن است برای رسیدن به آنها کافی باشد یا نباشد. خلاصه آنکه تفاوت میزان حساسیت برحسب درجه هوش حتی درباره بچههای خردسال نیز صادق است.
محیط زندگی طفل و کودک اگر پرهیجان و جارو جنجال باشد، اگر والدین آنها غالب اوقات به دعوا و مرافه سرگرم باشند و همچنین تفریحات و سرگرمیهایی که بیش از ظرفیت آنها هیجان انگیز باشد، مانند سینما و رادیو و غیره آرامش عاطفی آنها را به هم میزنند. در خانههایی که آمد و رفت مهمان زیاد بوده و بیش از دو نفر عضو بزرگسال داشتهاند، خشم در اطفال مکررتر دیده میشود. طرز رفتار بزرگسالان و نوع انضباط و محدودیت هایی که برای کنترل رفتار کودکان به کار برده میشود و میزان اشکالی که آنها در کسب خواستههای خود دارند، همگی در وضع عاطفی اطفال موثرند. یکی از علل اساسی ناراحتیهای عاطفی اطفال را باید در طرز رفتار والدین جستجو کرد. در خانوادههایی که پدر و مادر بیشتر اوقات را در خارج خانه و دور از فرزندان به سر میبرند. درباره بچهها بیش از حد نگرانی نشان میدهند، پیوسته راجع به وضع مزاجی و رفتار فرزندان حرف میزنند، بیش از اندازه به اطفال کمک میکنند، مطیع اراده آنها میشوند و یا اینکه آنها را محور حیات خانوادگی قرار میدهند. چنین پدران و مادرانی مقدمه را برای انواع فشارهای عاطفی فرزندان خود آماده میسازند.
گاهی فشار عاطفی کودک نتیجه آن است که پدر و مادر از او انتظاراتی دارند که بیش از توانایی او میباشند و کودک چون از برآوردن این انتظارات عاجز میماند، خود را گناهکار و نالایق پندارد و گاهی نیز این امر نتیجه آروزها و هدفهایی است که خود طفل دارد. اگر نتواند به آروزها و هدفهای خود برسد، خود را بیکفایت تصور کرده و دچار ترس و اندوه و دلواپسی میشود. منبع : www.roshd.ir - رشد
+ نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 13:43  توسط داود حمیدی
|
ویژگی های خانـواده سالـم
نیازی نیست که بر اهمیت نهاد خانواده تاکید کنیم. این نهاد اجتماعی طی تاریخ در همه زمان ها و مکان ها وجود داشته است. حتی در حال حاضر با اینکه در برخی نقاط دنیا، صحبت هایی در مورد نابودی اش به میان می آید همچنان حضور کاملا پررنگی دارد با وجود این، انتظارات از ازدواج و خانواده به خصوص در مقایسه با خانواده های سنتی گذشته، تغییر کرده است... خانواده مهم ترین گروهی است که رشد روان شناختی، تعاملات هیجانی و اعتمادبه نفس هر فرد در آن شکل می گیرد. برای بسیاری از ما خانواده جایی است که نیرومندترین عشق ها و نفرت ها را در آن تجربه می کنیم، از عمیق ترین رضایت ها لذت می بریم و از دردناک ترین دل شکستگی ها رنج می کشیم. برای آنکه خانواده بتواند سالم و طبیعی باقی بماند و کارکرد خود را حفظ کند نیاز دارد ویژگی های ۱۰گانه زیر را داشته باشد: ۱- اعضا به طور متقابل از هم محافظت و حمایت می کنند و نسبت به هم تعهد دارند از مهم ترین کارکردهای خانواده این است که افراد یکدیگر را مورد حمایت قرار می دهند. یک عضو خانواده سالم می تواند حس کند در صورت رخداد هرگونه استرس و فشار روانی افراد خانواده او را حمایت می کنند و به او کمک خواهند کرد. به نظر می رسد خانواده هایی که در آنها به دنبال هر اختلاف بین اعضای خانواده این حمایت و محافظت از بین می رود، نمی توانند این نیاز اعضا را که همان نیاز به پشتوانه احساسی و عاطفی است، تامین کنند. ۲- در حالی که به استقلال و تفاوت های فردی احترام می گذارند رفاه و امکان تکامل اعضا را از کوچک تا بزرگ تامین می کنند گاهی والدین بر این باورند که به ازای امکانات و رفاهی که در اختیار فرزندان خود قرار می دهند فرزندان نیز باید در همه زمینه ها تابع کامل والدین باشند و هیچ اختیار و استقلالی برای آنها در نظر گرفته نمی شود. در خانواده هایی که نیاز استقلال افراد تامین نمی شود فرزندانی وابسته و با اعتمادبه نفس ضعیف تربیت می شوند که در ادامه نمی توانند زندگی مستقلی داشته باشند و با مشکلات جدی روبرو خواهند بود. مهم آن است که حدی از اختیارات افراد با توجه به سن و مسوولیت پذیری شان وجود داشته باشد.
۳- روابط زن و شوهر با احترام و حمایت دوطرفه همراه است و هریک از آنها سهم برابری از قدرت و مسوولیت دارد شاید بهترین کلمه ای که این مفهوم را توضیح می دهد خود کلمه «همسر» باشد. در خانواده سالم هر یک از همسران سهم برابری از قدرت (هر چند در زمینه های متفاوت) دارند و از سوی دیگر به ازای قدرتی که دارند دارای مسوولیت هستند. ۴- والدین برای پرورش، محافظت و اجتماعی شدن بچه ها و مراقبت از دیگر اعضای آسیب پذیرخانواده، اقتدار و رهبری موثری دارند در بسیاری موارد دیده ایم که والدین به بهانه هایی مانند اینکه «با فرزند خود رفیق هستیم» قدرت لازم را برای تربیت و محافظت از دست می دهند و وظایف خود را به عنوان رهبران خانواده از یاد می برند. این سوء تفاهم وجود دارد که والدین نباید قوانین خاصی را در خانه وضع کنند زیرا در آن صورت به عنوان والدینی «زورگو» شناخته می شوند. در حالی که وضع قوانین و داشتن اقتدار لازم برای اجرای آنها لازمه خانواده سالم است. در خانه ای که قانون و اقتدار لازم وجود ندارد، فرزندان نمی توانند به منبع اقتدار تکیه کنند و در نتیجه هیچ گاه احساس امنیت کافی که از ملزومات اصلی رشد فرزندان است نخواهند داشت. نتیجه اجتماعی چنین روش فرزندپروری، افرادی خواهد بود که در جامعه نیز قانون را رعایت نمی کنند. ۵- الگوهای روابط بین فردی از ثبات، شفافیت و نیز پیش بینی پذیری برخوردار است بسیار مهم است که روابط اعضای خانواده از ثبات و امکان پیش بینی پذیری برخوردار باشد. حتما با مواردی که در آن چنین نیازی نادیده گرفته می شود مواجه شده اید. پدری که خسته است به خاطر بی حوصلگی به رفتارهای صحیح فرزند خود با عدم توجه و حتی پرخاشگری واکنش نشان می دهد. در حالی که در روز دیگری که به اصطلاح «سرحال» است حتی رفتارهای اشتباه فرزندش را نادیده می گیرد و هیچ واکنشی در قبال آنها ندارد. در چنین شرایطی فرزند نمی تواند رفتار پدر را در برابر رفتارهای خود پیش بینی کند و در نهایت جوی از عدم آرامش بر روابط بین فردی حاکم می شود. ۶- خانواده سالم به میزانی انعطاف پذیری دارد که می تواند پاسخگوی نیاز به تغییر باشد، به طور موثری از عهده مشکل ها و استرس ها برآید و دشواری هایی را که حین عبور از مراحل مختلف چرخه زندگی پدید می آید، مدیریت کند در مراحل متفاوت، نیازهای خانواده تغییر پیدا می کند. برای مثال در مرحله ای فرزندان به تدریج زندگی مستقلی پیدا می کنند، ازدواج می کنند و از خانواده جدا می شوند. دوباره زن و شوهر وقت بیشتری با یکدیگر خواهند داشت. در حالی که شاید برای سال ها به علت وجود فرزندان چنین فرصتی را نداشته اند. بدیهی است در چنین شرایطی نیازهای خانواده تغییر می کند و خانواده دیگر نمی تواند همان روش هایی را به کار ببرد که در چند سال گذشته انجام می داده است. خانواده سالم این انعطاف پذیری را دارد که در هر مرحله خاص با توجه به نیازهای همان مرحله روش های خود را تغییر دهد. ۷- ارتباطات بین افراد خانواده، بسته نیست و با قوانین و توقعات روشن و تعاملات لذت بخش همراه است. این ارتباطات دارای حدی از ابراز احساسات و پاسخدهی همدلانه هستند بسیار مهم است که خانواده بتواند بستری فراهم کند که در آن اعضای خانواده با احساس امنیت، بتوانند احساسات خود را بروز دهند. از مهم ترین عواملی که این امکان را فراهم می کند پاسخ های همدلانه ای است که دیگر اعضای خانواده به احساسات فرد می دهند. این موضوع که افراد به صحبت های یکدیگر گوش می دهند، قضاوت نمی کنند، سرزنش نمی کنند و به دنبال یافتن مقصر نیستند در ایجاد جو همدلی و در نتیجه وجود تعاملات لذت بخش نقش بسزایی دارد. در خانواده سالم، در مقایسه با جامعه، تحمل بیشتری برای ابراز احساسات افراد وجود دارد. ۸- حل مساله و فرآیند رفع تعارض ها به نحو موثری صورت می گیرد فرآیند حل مساله به خصوص در مواردی که خانواده با مشکلی مواجه شده بسیار حیاتی است. خانواده سالم دارای سازوکارهایی است که به کمک آنها می تواند تعارض بین اعضا، حتی تعارضاتی جدی و در ظاهر حل نشدنی را رفع کند. درحالی که در خانواده هایی که چنین امکانی وجود ندارد حتی مشکلاتی ساده و به ظاهر بی اهمیت ممکن است تبدیل به گره هایی باز نشدنی شود و فشارهای روانی بسیار جدی بر اعضای خانواده وارد می کند. ۹- بین همسران، یک سیستم مشترک فکری آنها را قادر می سازد اعتماد متقابل پیدا کنند، مشکلات را مدیریت و با نسل قبل و بعد ارتباط برقرار کنند، ارزش های اخلاقی را محترم بدانند و به جامعه خود اهمیت دهند سیستم فکری نسبتا مشترک بین همسران به ایجاد خانواده ای سالم کمک شایانی می کند. خانواده، حاصل یک قرارداد اجتماعی (یعنی ازدواج) است. ماهیت اجتماعی (و نه انفرادی) این قرارداد منجر می شود که خانواده های هر یک از همسران نقش مهمی در حفظ و ادامه چنین قراردادی داشته باشند. به همین دلیل، داشتن ارتباطی موثر با خانواده همسر، به خصوص در جوامعی که سنت، نقش پررنگ تری دارد کمک زیادی به سلامت خانواده می کند. این برداشت که «من می خواهم با او ازدواج کنم و با پدر و مادرش که کاری ندارم!» باوری ناکارآمد است که می تواند آرامش و حیات خانواده را با خطرات جدی مواجه کند. ۱۰- خانواده سالم منابع مالی برای ایجاد امنیت اقتصادی پایه دارد و از خویشاوندان، شبکه دوستان، جامعه و سیستم های بزرگ تر اجتماعی حمایت روانی اجتماعی دریافت می کند خانواده برای آنکه بتواند کارکرد خود را حفظ کند باید منابع مهمی در زمینه های متفاوت داشته باشد. منابع مالی کافی برای حس امنیت اقتصادی در اختیار دارد. منابع حمایتی لازم را از شبکه دوستان و دیگر واحدهای اجتماعی دریافت می کند. در واقع شبکه ارتباطی گسترده خانواده با جامعه به حفظ تعادل و عملکردهای آن کمک شایانی می کند. در مجموع خانواده ای را می توان کارآمد و موفق دانست که ویژگی های فوق را هر چه بیشتر داشته باشد دکتر نوید هنربخش
+ نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 13:40  توسط داود حمیدی
|
+ نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 13:34  توسط داود حمیدی
|
نقش كاركنان نامرئي در استفاده مناسب از منابع بخش سلامت1- مقدمهنيروي انساني به مثابه ارزشمندترين و بزرگترين ثروت هر جامعه و گرانبهاترين عامل توليد و ارایه خدمات است. انسان هم هدف توسعه و هم عامل آن محسوب ميشود و تحقق اهداف توسعه تا حد قابل توجهي به اداره و مديريت اين منبع حياتي بستگي دارد. بسياري از صاحبنظران معتقدند كه منابع انساني تنها مزيت رقابتي هستند که سازمانها بايد با اقدامات مناسب و درست، اين نيروي بالقوه را به نيروي بالفعل تبديل كرده و آنان را در جهت سازمان هدايت کنند زيرا نيروي انساني متعهد در سازمان، با کردار و اعمال خود و اتخاذ تصميمات صحيح و به موقع، ميتواند زيانهاي مادي را به زودي جبران و تامین کند. در واقع، همواره براي سازمان ارزش افزوده، ثروت و فايده ايجاد ميکند و بر سرمايههاي مادي سازمان ميافزايد. نيروي انساني متعهد بيش از هزينهاي كه صرف تربيت، تجهيز و آموزش او شده است، براي سازمان فايده و ارزش به وجود ميآورد. بر عکس، نيروي انساني غير متعهد، غير کارآمد و ناآگاه، ممکن است با تصميمات و اعمال غلط خود بر دشواريها و زيانهاي سازمان بیافزايد. لذا کارفرمايان پيشرو در مواجهه با فشارهاي محيط رقابتي جديد ميکوشند تا حتيالمقدور استعداد نيروهاي انساني خود را به طور کامل شکوفا سازند. بازتاب اين تلاش در شعارهايي نظير «نيروي انساني مهمترين سرمايه سازمان است» و «کارکنان ما، مهمترين وجه تمايز اين سازمان از ساير سازمانها به شمار ميآيند» ملاحظه ميشود. موفقيت هر سازماني بستگي به تخصيص، به کارگيري مناسب ابزار، تجهيزات، پول، مواد خام و منابع انساني آن سازمان در برنامههاي آن دارد و اين امر در صورتي امکانپذير خواهد بود که اين سازمانها بتوانند مهارتها، تواناييها و خصوصيات فردي و جمعي کارمندان خود را در راستاي اهداف سازمان به کار گيرند زيرا يكي از مشكلات سازمانهاي امروزي حضور، حاضرٍ غايب است؛ افرادي كه توان روحي و جسمي انجام كار را از دست دادهاند كمتر به كار گرفته شدهاند، مورد بياعتنايي و قدر ناشناسي قرار گرفته و نامریی شدهاند که علاوه بر عدم استفاده از مزاياي بيشمار وجود آنان، سازمان هزينههايي را متحمل ميشود. تحقيقات انجام شده نيز، در زمينه منابع انساني بيشتر به عواملي همچون بهرهوري (زارع، 1386)، رضايت شغلي (چن، 2006)، تعهد سازماني (صباغيان راد، 1385)، فرهنگ سازماني (حسيني کاشاني، 1385)، تعهد شغلي (مک کورميک، 2000)، استرس شغلي (مکنجي، 2004)، سبک رهبري (سلطان حسيني، 1382) و ... پرداختهاند و در مورد هزينهها و کاهش آنها نيز بيشتر به مسایل مالي توجه دارند. در صورتي که توجه به نامریي نشدن کارکنان احتمالاً مقدم بر اين ويژگيهاست و بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا انسان منبعي است که هزينههاي معيني صرف ميکند؛ ولي مساله در استفاده بهينه و موثر از اين هزينه است و برد با کساني است که ارزش اين نيروي منحصر به فرد، شايستگي اساسي و مزيت رقابتي پايدار را بدانند و آن را ناديده نگيرند. يکي از ارکان اصلي موفقيت، اعضاي سازمان هستند. سازمانهايي عايد سود ميشوند که بتوانند در کارکنان خود انگيزه ايجاد کنند، به حرفهاي آنان گوش دهند و موجبات رضايت آنان را فراهم آورند. از آنجا که به اين زاويه از کار کارکنان و سازمانها توجه چنداني نشده است و رابطه بين کارکنان نامریي و هزينههاي سازماني ناديده گرفته شده است و سنگ بناي اصلي بخش سلامت، نيروي انساني است، اهميت اين رابطه فزوني مييابد لذا مقاله حاضر تاثير بکارگيري کارکنان نامریي در امور سازمان را در استفاده مناسب از منابع بخش سلامت بررسي مينمايد. 2- اهميت منابع انساني بويژه در بخش سلامتشايستگيهاي انسانی منابعي هستند که به سازمان امکان ميدهند مزيت رقابتي پايدار و متمايز داشته باشد. چهار معيار براي شناسايي اين شايستگيهاي محوري عبارتند از:
برخي نويسندگان ادعا ميکنند که در بسياري از سازمانها، تنها منبع واقعي که به عنوان مزيت رقابتي پايدار مطرح میشود و تامينکننده معيارهاي فوق است، منابع انساني سازمان است. انسان، مهمترين سرمايه سازمان است. اگر عامل انساني را از سازمان حذف کنيم، آنچه باقي ميماند عوامل و امکاناتي نظير ساختمان، ماشينآلات، تجهيزات، مواد و غيره است که به خودي خود قابل استفاده نيست. انسان، بزرگترين و با ارزشترين دارايي سازمان است که هرگز در ترازنامهها و صورتهاي سود و زيان شرکتها منعکس نميشود. در حالي که سودآوري سازمان با انسان است و انسانها پشتوانه موفقيت سازمان به شمار ميروند بنابراين، با عامل انساني بايد در نهايت عزت و احترام برخورد شود زيرا سالها وقت و سرمايه گزاف، صرف تربيت و پرورش انسانهاي متخصص، فهيم، متعهد شده تا پس از سالها برنامهريزي به اوج بازدهي برسند. در صورت خروج آنان از سازمان، به آساني و در زماني اندک قابل جايگزيني نيستند و فقدان آنها زيان و لطمه بزرگي به سازمان وارد خواهد کرد به بياني ديگر، عرضه نيروي انساني توانمند و کارآمد، امري مشکل بوده و مستلزم صرف وقت، نيرو و مخارجي هنگفت است. «کارکنان ارزشمندترين دارايي ما هستند» زيرا ميتوانند با برخورد مناسب، مثبت و در جهت اهداف سازمان و يا در صورت عدم هدايت، در خلاف جهت اهداف سازمان گام بردارند. از اين رو شناخت رفتار نيروي انساني در مديريت اهميت ويژهاي دارد. البته اين شناخت و نگهداري از منابع انساني صرفاً نگهداشتن افراد در سازمان نيست بلکه جوش دادن آنها با سازمان و ايجاد همبستگي متقابل فرد و سازمان است. چه بسا افرادي که سالها در سازمان ميمانند ولي عامل ماندن آنها اجبار است و در اين صورت نه تنها باري از دوش سازمان برنميدارند بلکه اگر فرصت پيدا کنند بار سنگيني بر دوش سازمان ميگذارند. توسعه بخشهاي اقتصادي و اجتماعي کشورها با کمک نيروهاي انساني کارآمد و کارآفرين که بتوانند معضلات را حل کرده و بر موانع غلبه کنند و راهگشا و پيشرو باشند، ميسر ميشود. نيروي انساني فرهيخته، ماهر، بااخلاص و درستکار، اهرم رشد و توسعه ملي است. اکنون کشورهاي در حال توسعه با توجه به تمام مشکلات سرمايهگذاري در نيروي انساني پي بردهاند که علت عقبماندگي آنها تنها کمبود سرمايه فيزيکي نيست، بلکه کمبود سرمايههاي انساني مانند مهارت علمي پژوهشي، فني و حرفهاي، نيز عامل مهمي در توسعه اقتصادي است؛ زيرا کمبود منابع سرمايه انساني به کاهش ظرفيتها و توانمنديهای اقتصادي منجر ميشود. بخش بهداشت و درمان که در واقع حافظ و پشتيبان تندرستي و بهداشت جسماني و رواني نيروي انساني است، خود بيش از ساير بخشها به اين نيرو متکي است. نيروي انساني آموزش يافته و کاردان، نقش اصلي را در عرضه خدمات بهداشتي درماني داراست. اما در نظام سلامت، نيروي انساني سنگ بناي هر سيستم بهداشت است، و کشورها هرگز نميتوانند به سطحي از بهداشت که ضامن سلامت مردم براي زندگي پربار باشد، دست يابند مگر آنکه شيوههاي توسعه نيروي انساني آنان متناسب با نيازهاي مردم و شرايط اجتماعي باشد لذا مديران ميتوانند با بکارگيري موثر کارکنان در راستاي حل مشکلات عديده نظام سلامت گام بردارند. برخي از اين مشکلات عبارتند از: گرايش در خصوص اصلاح نظام سلامت با محوريت بازار، اهميت كارايي و اثربخشي، فشار بر تحديد هزينه، فرآيند تخصصگرايي، افزايش انتظارات مردم، افزايش شتابنده هزينهها، تغيير الگوي بيماريها ، توسعه تكنولوژي پزشكي و گرايش از خدمات بستري به سرپایی و مراقبت در منزل، ضعف در سياستگذاري، نارسايي ساختار سازمان، چالش مديريت منابع انساني و تامين منابع مالي، ضعف مديريت دانش و اطلاعات سازماني، غفلت از شنيدن صداي مشتري و نارضايتي مردم از ارایه خدمات، طولاني شدن پروسههاي تصميمگيري، ناکارآمدي نظام پرداخت و نظارت به پرسنل و خدمات بيمارستاني، غفلت از ابزارهاي علمي مديريت و نقش دانشآموختگان اين رشته، نياز به كارآمد نمودن سيستم سلامت كشور در پاسخ به نيازهاي مجروحين با توجه به رشد فزاينده حوادث و سوانح و ... لذا بکارگيري موثر کارکنان بخش سلامت در راستاي دستيابي به اهداف و توليد محصولي به نام «حفظ، بازگشت و ارتقای سلامت انسانها» اهميت ويژهاي پيدا ميکند. 3- کارکنان نامرییدر محيط رقابتي امروز، همه ما به دنبال محصول، توانايي يا راه حل بزرگ بعدي هستيم. تنها راه دستيابي به اين خواستهها، برخورداري از نيروي كاري است كه از كاركنان مریي، متعهد و مسئوليتپذير تشكيل شده باشد. سرمايهگذاري عاقلانهاي كه با اختصاص زمان كافي براي ديدن و پاداش دادن به كاركنان صورت گيرد، سرمايهگذاريای است كه به موفقيت مستمر شركت منجر خواهد شد. تعداد كاركنان سختكوش در سازمانهاي بسيار موفق، نه برابر سازمانهاي ناموفق است. بعضي از سازمانها كه عملكرد كاركنانشان بيست درصد بيشتر از سايرين است، به دليل پرداخت دستمزد يا مزاياي بيشتر به اين مهم نرسيدهاند، بلكه آنها اجازه دادهاند كاركنانشان بدانند چه اهميتي در موفقيت سازمان دارند، فرصت مشاركت به آنها دادهاند، و به آنها كمك كردهاند به ارزش و اعتبار سازمان خود ايمان داشته باشند. دلبستگي كاركنان نه تنها براي ايجاد نيروي كاري با عملكرد برتر، حياتي است بلكه براي شركتهايي كه نگران كمبود نيروي كار در بازار هستند، براي دفاع در برابر فرسايش ضروري است. اما سازمانهاي امروزي با بحراني به نام كاركنان نامریي يا حضور، حاضرٍ غايب مواجهند. به آساني ميتوان غايبها را مشخص كرد ولي حاضران غايب، افرادي هستند كه هر روز در محل كار خود حاضرند ولي ذهن و توجه ايشان جاي ديگري است. ايشان در محل كار حاضرند، ولي تواناييهاي ذهني و جسمي ايشان در اثر مسایل خانه يا اغلب در مواردي كه بيش از اندازه به مشكلات محيط كار مربوط است دچار محدوديت شده است. آنها توان روحي و يا جسمي مورد نياز براي انجام كار را از دست دادهاند، يا اينكه كمتر به كار گرفته شدهاند و يا به راحتي مورد بياعتنايي قرار گرفتهاند. كاركنان نامریي با روشهاي خود از قبيل پنهان ماندن در حاشيه، رفع تكليف، شكايت از اين و آن و انتقال اين تكنيكها به كاركنان جديد با احساس ناديده گرفته شدن، بياعتنايي و قدر ناشناسي به مقابله ميپردازند. ويني ايچ برونتي در كتاب خود با عنوان «دستيابي به مديريت كيفيت» مينويسد: بزرگترين پاداشي كه ميتوانيد به كاركنانتان بدهيد اين است كه واقعاً به نظراتشان توجه كنيد و قدر تعهد و مشاركت ايشان را بدانيد زيرا كاركنان براي كساني كه همانند انسان به ايشان توجه كنند، بيشتر تلاش ميكنند. اما نكته غمانگيز اين است كه بيشتر رهبران سازمان در حالي كه خواستههاي افراد مافوق خود را كاملاً مورد توجه قرار ميدهند، به شرايط ناسالم محيط كار كاركنانشان هيچ توجهي ندارند. بر اساس يكي از مطالعات سال 2003، تعداد 90 درصد از كاركنان اظهار داشتهاند كه ميخواهند مافوقهايشان به تلاشهايشان توجه كنند و قبل از اينكه نسبت به سازمانشان احساس تعهد كنند، قدرشناسي از آنها و پاداششان را بهبود دهند. 4- ترك كار كاركنان گران است.بهترين كاركنان به ناگهان ناپديد ميشوند. اين افراد بيشترين انتخابها را دارند و بازارهاي زيادي براي مهارتهاي ايشان وجود دارد اما مساله ترك كار كاركنان که در بيشتر سازمانها سطحي در نظر گرفته ميشود. هزينه احتمالي جايگزيني، حدود 150 درصد مبلغ دريافتي سالانه هر يک از كاركنان است. اين ارقام، هزينههاي مربوط به آگهي استخدام، جايگزين موقت يا اضافه كار، فرصت از دست رفته، مخارج مربوط به استفاده از خدمات شركتهاي جذب نيرو، هزينه جايگزيني، زمان مصاحبه، زمان تطابق فرد تازه وارد و آموزش وي را در برميگيرد ولي هزينههاي مربوط به زيان مربوط به از دست رفتن تجربيات و دانش ارزشمند افراد، ايجاد نقص در خدمت رساني به مشتريان، از دست رفتن دانش مشتريان، كاهش فروش، هزينههاي عاطفي، از دست رفتن روحيه افراد و ايجاد رخوت يا غيبت در بين كاركناني كه به كارشان ادامه دادهاند، از دست رفتن تجربيات، قطع استمرار و تداوم كار و فهرست دنبالهداري از موارد مشابه را شامل نميشود. 5- راههاي مقابله و ايجاد تعهد و مشاركتبيشک عصر حاضر، عصر سازمانهاست و متوليان اين سازمانها، انسانها هستند. انسانهايي که خود به واسطه در اختيار داشتن عظيمترين منبع قدرت يعني تفکر، ميتوانند موجبات تعالي، حرکت و رشد سازمانها را پديد آورند اما اگر چه، تقريباً تمامي مديران بر اين باورند كه انسانها بزرگترين سرمايه شركتهايشان هستند، ولي در عمل مديران به مسایل نيروي انساني اعم از كارآيي و سرمايهگذاري بر روي كاركنان، كمترين اولويت را ميدهند. براي دستيابي به اهداف در سودآوري، رشد، رضايت مشتري و نوآوري بايد كاركنان بامسئوليت و متعهد داشته باشيم که نسبت به آنچه كه انجام ميدهند، احساس خوبي داشته باشند، بايد بتوانند به رهبر و مدير سازمان كه به دستاوردهاي آنها توجه ميكند و قدرشناس زحماتشان است، اعتماد كنند. رهبران كارآمد، با جلب مشاركت كاركنان براي يافتن راهي براي كسب بهترين نتيجه از کارکنان، بايد طرز فکر قديميشان را تغيير بدهند. رهبران بزرگ نه سيستمها، نه فرآيندها، نه تكنولوژي و نه وظايف را رهبري ميكنند، بلکه آنها انسانها را رهبري ميكنند. در صورت نقص در هر كدام از اين موارد، همگي را میتوان جايگزين کرد ولي انسانها را نميتوان جايگزين كرد. کارکناني که ديده ميشوند به طور منظم:
6- نتايج قابل مشاهدهسرچشمه تمام اين نتايج، رهبري است كه كاركنانش را در ابتداي صف قرار داده و از ايشان حمايت ميكند و به آنها امكان ميدهد كه مورد قدرداني قرار گيرند. اگر مديران تلاش و وقت ارزشمند خود را براي احترام به كاركنان صرف كنند، اتفاق شگفتآوري رخ خواهد داد. اين كار مديران، غرور و شخصيت كاركنان را تحت تاثير قرار ميدهد. علاوه بر اين قدرداني، لحظات مشتركي را پديد ميآورد که اين لحظات مشترك بين شركت، مديران و كاركنان، احترام متقابل و ارتباط عاطفي را به وجود ميآورد. بر اساس اين ارتباط، كاركنان متعهد شده و به وظيفه خود پايبند ميگردند و حاصل كار از آنچه كه برايش صرف شده است، بيشتر خواهد بود. قبل از بودجهبندي، توجه به تكنولوژي، معرفي خدمات يا محصول جديد و نظير اينها، مهمترين كاري كه هر مدير ميتواند انجام دهد، اين است كه توجه خود را بر افراد و مشاركت ايشان متمركز كند. به باور بسياري از افراد، رهبري زياد به فنون تجارت يا اقدامات مديريتي مربوط نيست و اشتباه در آنجاست كه مديريت فقط به عنوان توانايي خرد كردن ارقام و اداره پروژههاي پيچيده و تشكيل فلوچارت، معرفي شده و در آموزشهاي رهبري به همه چيز تاکيده شده جز قدرداني اما همانند بيشتر مهارتها، قدرداني از ديگران را نيز بايد آموخت. رهبري نتيجه طبيعي ارتباط صميمي و احترام دو جانبه بين كاركنان و سرپرستانشان است، ارتباطي كه قدرداني صميمي و دایمي را شامل ميشود. اين نوع ارتباط، نتايج دایمي بلندمدتي را ايجاد خواهد كرد. اگر رفتارهاي درست را تقويت نكنيم، اگر براي قدرداني برنامهاي نداشته باشيم و اگر براي به اجرا درآوردن پيشنهادات كاركنان طرحي نداشته باشيم، نميتوان انتظار داشت كه بتوانيم كسب و كار خود را متحول كنيم؟ اگر هم بتوانيم، نتيجه پايدار نخواهد بود. 7- روشهاي پيشگيري از نامریي شدن کارکنانبراي بيشتر كاركنان بيانيه ماموريت، انباشته از اصطلاحات حرفهاي و نامفهوم است. رهبران بزرگ بايد آن واژههاي زيبا را به فعاليتهاي روزانه تبديل كنند. ببينيد؛ مديران بزرگ تيزبين هستند و با تمام دقت خود گوش میكنند، نكات مثبت ديگران را جستجو میکنند، شوخطبع هستند و براي كاري كه به خوبي انجام شده تشكر میکنند. از کارمندانشان بسيار تعريف میكنند. بسيار مهم است كه به عنوان يك رهبر به ياد داشته باشيد كه تحسين و تمجيد ويژه و مكرر، به مفهوم بخش مبهم و پرشور زندگي نيست، بلكه يكي از بخشهاي ضروري رهبري است. تحسين ويژه و مكرر يكي از عناصر اساسي ايجاد محيط كار عالي است. طبق مطالعات ميانگين ميزان ترك كار كاركناني كه استراتژي اعطاي پاداش به آنها مشخص است، 13 درصد از سازمانهايي كه اين گونه برنامهها در آنها به خوبي تبيين نشدهاند، كمتر است. تعريف و تمجيد سبب خواهد شد كه شما و كاركنانتان، هميشه بهترين را انجام دهيد. مانع پول را رفع كنيد؛ به جاي پرداخت پول نقد، پاداشها را بر اقلام ملموس متمركز كنيد. جوايز بزرگ، خاطرات چگونگي به دست آوردن آنها و اين كه چه كسي آنها را اعطا كرده و اين كه به واسطه دستيابي به كدام يك از اهداف كسب و كار نایل به دريافت آن شدهاند را يادآور خواهد شد و بر خلاف پول نقد، اين اطلاعات هرگز از دست نميروند. قدرداني بايد دقيق و مشخص باشد؛ درباره دستاوردهاي هر يك از كاركنان صحبت كنيد تا كسي احساس نامریي بودن نكند. قدرداني را در جمع انجام دهيد؛ مدير عمليات شركت بيمهاي «وست فيلد» ميگويد: «درست پس از مراسم قدرداني، افزايش بهرهوري و افزايش تلاش و ارایه ايده توسط كاركنان را ملاحظه خواهيد كرد». ما كاركنانمان را تشويق ميكنيم تا وقتي از دفاتر خود خارج ميشوند، كار متفاوتي را انجام دهند و از اين طريق شركت را متمايز كنند در حقيقت مراسم موثر و اعطاي جوايز بر درك كلي شركت توسط كاركنان تاثير ميگذارد. مطمئن شويد كه قدرداني مناسب است؛ هنگام قدرداني نميتوان براي همه يكسان عمل كرد. وظيفه مديران است كه كاركنان را خوب بشناسند و دريابند كه با توجه به علایق، نيازها و ترجيحات افراد چه چيزي برايشان ارزشمند است، چه چيزي سبب ميشود كه احساس اهميت كنند يا به كاركنان امكان انتخاب چيزي را بدهند كه اثرات عالي در برداشته باشد. البته براي همه، يك راه حل مشترك وجود ندارد. ميتوان كاركنان را با پرداختي سريع تحت تاثير قرار داد ولي با وجود اين كه فيش حقوق سبب ميشود كه كاركنان خود را در كار نشان دهند، ولي هرگز تعهد و مشاركت بلندمدت ايشان را به همراه نخواهد داشت. دفعات اعطاي جوايز را افزايش دهيد؛ در صورتي كه قدرداني تكرار شود، بيشترين تاثير را خواهد داشت و اگر بلافاصله پس از موفقيت صورت گيرد، اثرات بيشتري خواهد داشت. جوايز غير رسمي يا روزانه، روش خوبي براي افزايش تكرار سپاسگزاريها است. اين گونه جوايز نسبت به جوايز رسمي، كم هزينهتر و به موقعترند و بر اين اساس اگر اين كار به درستي انجام گيرد، ميتوان آنها را به عنوان اثربخشترين لحظات قدرداني در نظر گرفت. 8- يافتهها و بحثبايد کارکنان را پايه و اساس بهبود کيفيت و بهرهوري کليه فرآيندهاي سازماني و مبناي اصلي فرآيند افزايش کارايي و اثربخشي و همچنين با ارزشترين سرمايه و کليد طلايي رقابت دانست. نيروي بالقوه را به نيروي بالفعل تبديل كرده و آنان را در جهت سازمان هدايت کنند زيرا انسانها ميتوانند موجبات تعالي، حرکت و رشد سازمانها را پديد آورند. اهميت اين مساله در بخش سلامت که نيروي انساني سنگ بناي اصلي آن است، فزوني مييابد و مديران با بکارگيري موثر کارکنان ميتوانند در راستاي حل مشکلات عديده نظام سلامت و دستيابي به اهداف و توليد محصولي به نام «حفظ، بازگشت و ارتقای سلامت انسانها» گام بردارند. منابع انساني مریي و متعهد به عنوان بزرگترين سرمايه ميتواند تضمينکننده موفقيت، حيات و کمال آن گردد. بويژه در بخش سلامت که حافظ سلامت جسمي و رواني نيروي انساني است و بيش از ساير بخشها به اين نيرو متکي است. نيروي انساني مریي ميتواند بيش از هزينهاي كه صرف تربيت، تجهيز و آموزش او شده، براي سازمان فايده، ارزش و ثروت به همراه آورد، معضلات را با اتخاذ تصميمات صحيح و به موقع حل کرده، بر موانع غلبه کند و راهگشا و پيشرو باشد اما نيروي نامریي و غير متعهد، ميتواند با تصميمات و اعمال غلط، بر دشواريها، هزينهها و زيانهاي سازمان بيافزايد لذا بايد با عامل انساني در نهايت عزت و احترام برخورد شود، زيرا سالها وقت و سرمايه گزاف، صرف تربيت و پرورش انسانهاي متخصص، فهيم، متعهد شده تا پس از سالها برنامهريزي به اوج بازدهي برسند. در صورت خروج آنان از سازمان، به آساني و در زماني اندک قابل جايگزيني نيستند و فقدان آنها زيان و لطمه بزرگي به سازمان وارد خواهد کرد به بياني ديگر، ترك كار كاركنان گران است و عرضه نيروي انساني توانمند و کارآمد، امري مشکل بوده و مستلزم صرف وقت، نيرو و مخارجي هنگفت است. براي دستيابي به اهداف در سودآوري، رشد، رضايت مشتري و نوآوري بايد كاركنان با مسئوليت و متعهد داشته باشيم که نسبت به آنچه كه انجام ميدهند، احساس خوبي داشته باشند و بايد بتوانند به رهبر و مدير سازمان كه به دستاوردهاي آنها توجه ميكند و قدرشناس زحماتشان است، اعتماد كنند. اما متاسفانه بسياري از مديران براي رسيدن به هدف، مسير درستي را انتخاب نميكنند. آنها چنان براي دستيابي سريع به رضايت مافوق يا مديريت ارشد، متمركز شدهاند كه فراموش كردهاند كه به افراد تحت نظارتشان گوش دهند، آنها را ببينند و قدر آنها را بدانند. آنها با كاركنان خود در تماس نيستند و در چنين فضايي هرگز اتفاق بزرگي رخ نخواهد داد. 9- نتيجهگيرياما اگر چه، تقريباً تمامي مديران بر اين باورند كه انسانها بزرگترين سرمايه شركتها و عظيمترين منبع قدرت يعني تفکر هستند، ولي در عمل مديران به مسایل نيروي انساني اعم از كارآيي و سرمايهگذاري بر روي كاركنان، كمترين اولويت را ميدهند. آنها بايد اجازه دهند كاركنانشان بدانند چه اهميتي در موفقيت سازمان دارند، فرصت مشاركت به آنها بدهند و به آنها كمك كنند به ارزش و اعتبار سازمان خود ايمان داشته باشند تا بتوانند از اين مزيت رقابتي پايدار و حياتی جهت عملكرد برتر استفاده کنند. راز ايجاد مشاركت و تعهد در بين كاركنان و محيط كار موفق در سازمان را تنها با تمركز بر سه عنصر تعيين هدف، ديدن و شناخت و قدرداني ميتوان پديد آورد و اگر بر اين سه عنصر تمركز شود، موفقيت خيلي دور نخواهد بود. رهبران كارآمد بايد با جلب مشاركت كاركنان، توجه به آنان و قدرداني، راهي براي كسب بهترين نتيجه از ايشان، تعريف اهداف روشن، مشاهده رفتارهاي صحيح و تشويق تمام موفقيتهاي بدست آمده در طول راه، طرز فکر قديميشان را تغيير دهند. نتيجه نهايي، تشكيل سازماني از كاركنان بهرهور است كه متعهد ميشوند، به وظيفه خود پايبندند و حس ميكنند به آنها توجه شده، به آنها ارزش داده ميشود و مورد قدرداني قرار ميگيرند. به عبارت ديگر اين افراد احساس ميكنند كه مریي هستند و ديده ميشوند نتيجه اتفاقات فوق کسب نتيجه و مزايا، بيش از آن چيزي است که برايش صرف شده است. رهبران و مديران با اقداماتي نظير بيان واضح و دقيق ماموريت براي کارکنان، ديدن، تعريف و تحسين ويژه و مكرر از آنها، دادن پاداش و قدرداني مناسب، به موقع، به دفعات و به تناسب افراد مختلف بايد تلاش کنند تا با استفاده موثر از کارکنان و همراه با آنان، هميشه بهترين را انجام دهند زيرا باعث افزايش بهرهوري، تعهد و مشاركت و تمايل به ادامه كار در کارکنان و ميزان بالايي از رضايت و وفاداري مشتريان ميشود. رهبران بزرگ نه سيستمها، نه فرآيندها، نه تكنولوژي و نه وظايف را رهبري ميكنند بلکه آنها انسانها را رهبري ميكنند زيرا منابع انساني مزيت رقابتي بالقوهای هستند که سازمانها بايد با اقدامات مناسب و درست، آنها را به نيروي مریي و بالفعل تبديل كرده و با افزايش ظرفيتها و توانمنديها، در جهت اهداف سازمان، رشد و توسعه حرکت کنند. آنها بايد از طرحها و برنامههايي جهت بکارگيري موثر افراد استفاده نمايند تا از نامریي شدن آنها جلوگيري کنند که نتيجه، تشكيل سازماني از كاركنان بهرهور است كه حس ميكنند مریياند، به آنها توجه شده، ارزش داده شده و مورد قدرداني قرار ميگيرند که اين باعث ارتقاي بهرهوري، اثربخشي، کارايي و کيفيت خدمات و استفاده بهينه از منابع ميگردد.
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1390ساعت 12:54  توسط داود حمیدی
|
۱۶۰ توصیه مدیریتی
1- در انجام کارها روی شیوهای خاص تأکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاهتر و بهتری شما را به مقصد برساند. 2- توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب معینی از آنها هوای تنفس ما تأمین میشود، میتوان با آمیختن دانش و تجربه، راهکارهای حیاتی و استثنایی خلق کرد. 3- از هر فرصتی برای استخدام و به کارگیری افراد برجسته استفاده کنید. 4- به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط کار در کارایی کارمندان مؤثر است. 5- با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه کاری آنها را از بین نبرید. 6- از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید. 7- با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نکنید. 8- در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، کوشا باشید. 9- برای ارتقای سطح دانش کارمندان و افزایش بهرهوری آنان، کلاسهای آموزشی ترتیب دهید و از لوازم کمک آموزشی بهره گیرید. 10- دقت کنید که توبیخ کارمند خطاکار، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود. 11- مطمئن شوید مأمور خریدی که برای سازمان در نظر گرفتهاید، علاوه بر کاردانی و رعایت اصول درست بازاریابی، مورد اعتماد، زرنگ و خوشسلیقه نیز هست و همانگونه که بر قیمت کالاها توجه دارد، بر زیبایی و کیفیت آنها نیز اهمیت میدهد. 12- در صورت لزوم با قاطعیت نه بگویید. 13- سعی کنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید. 14- طوری رفتار کنید که دیگران شما را به عنوان الگو انتخاب کنند و آینده کاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم کنند. 15- هرگز در حضور کارمندان با دیگر معاشرین خود، پشت سر افراد بدگویی نکنید. 16- رعایت سلسله مراتب کاری را به مسئولین و سرپرستان گوشزد کنید. 17- برای آزمودن کارمندانتان با آزمایشهای فاقد ارزش و بیاساس، شخصیت آنان را زیر سؤال نبرید. 18- با شروع به موقع جلسات، وقتشناسی را عملاً به حاضرین بیاموزید. 19- برای گیراتر شدن سخنان خود، همیشه چند عبارت کلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و در موقع لزوم آنها را به کار ببرید. 20- در انجام کارها به سه نکته بیش از بقیه نکات توجه کنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس. 21- انتقاد پذیر باشید. 22- با بیتوجهی، تلاش و زحمات زیردستان را بیارزش نکنید. 23- با وسواس بیهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهید و به خاطر داشته باشید زمان برای شما متوقف نمیشود. 24- برای حل مشکلات احتمالی، دوراندیش باشید و مطمئن باشید با در نظر داشتن چند راهکار تخصصی، هرگز در موارد اضطراری غافلگیر نخواهید شد. 25- نقش تبلیغات را در سودآوری سازمان نادیده نگیرید. 26- خواستههای خود را واضح و روشن بیان کنید و اطمینان حاصل کنید که کارمندان به خوبی از جزئیات وظیفهای که به عهده آنان است، مطلع هستند. 27- از هر کس، مطابق دانش و تجربهاش توقع داشته باشید تا بهترین نتیجه را بدست آورید. 28- وظایف کارمندان را متناسب با تواناییهای فیزیکی و حرفهای آنان تعیین کنید. 29- اگر از موضوعی علمی اطلاعی ندارید، یا احتیاج به توضیحات بیشتری دارید، بدون هیچ تردیدی سؤال کنید. 30- در موارد بحرانی، خونسردی خود را حفظ کنید و چند استراتژی بحرانزدایی مناسب با فعالیت سازمانی خود را پیشبینی و طراحی کنید تا در موارد لزوم از آنها استفاده کنید. 31- از رفتارهایی که شما را در سازمان عصبی معرفی میکند، پرهیز کنید. 32- انتقامجو نباشید. 33- زمان پیادهسازی تصمیمگیریها، به اندازه اخذ تصمیمات، مهم است. چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب تجاری در زمان نامناسب با شکست روبهرو شود. 34- در مورد چیزی که نمیدانید، به کسی اطلاعات اشتباه ندهید و از گفتن نمیدانم، هراسی نداشته باشید. 35- با محول کردن مسئولیت به کارمندان مستعد و خلاق، زمینه رشد و خلاقیت آنان را فراهم کنید. 36- بدون تفکر و درنگ پاسخ ندهید. 37- نحوه چیدمان میز کارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب کنید که افراد فراموش نکنند در محل کارشان هستند و نباید بیش از حد مجاز باز هم به گفتوگو بپردازند. 38- حرفهایترین و بهترین حسابدار و مشاور حقوقی را استخدام کنید. 39- به مشکلات مالی افراد توجه کنید و درخواستهای موجه اخذ وام آنان را به تعویق نیندازید. 40- همیشه به خاطر داشته باشید تواضع و متانت بر شکوه شما میافزاید. 41- اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توأم باشد، تأثیر شگفتانگیزی بر اطرافیان خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیتپذیری میدهد. 42- سامانهای را جهت اخذ پیشنهاد اختصاص دهید و به کارمندان اطمینان دهید که در کمال رازداری به پیشنهادهای مطرح شده رسیدگی میکنید. 43- مطمئن شوید که حق و حقوق دیگران توسط مسئولین و سرپرستان سازمان رعایت میشود. 44- چند ساعت از یک روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفتوگوی رودررو با کارمندان اختصاص دهید. 45- در سمینارهای مرتبط با فعالیت خود شرکت کنید. 46- در کمک رسانیهای مراسم خیریه پیشقدم باشید. 47- با درایت و زیرکی همیشه در کمین شکار فرصتهای طلایی باشید. 48- صبر و حوصله را از مهمترین ارکان موفقیت تلقی کنید. 49- مسئولیتپذیر باشید. 50- به منظور اطلاع حاصل کردن از مطالب جدید علمی، در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید. 51- چند تکه کلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب کنید. 52- تفکر و تعمق قبل از پاسخگویی راحتتر از پیدا کردن چارهای برای تغییر آنچه عنوان شده میباشد. 53- وقتی میخواهید کاری را به کسی محول کنید، روشی را برای عنوان کردنش انتخاب کنید تا حس مسئولیت افراد برانگیخته شود. 54- علت شکستهای سازمانی را تجزیه و تحلیل کنید تا ضمن تشخیص مسیر نادرست، از تکرار آن جلوگیری کنید. 55- با بیاهمیت جلوه دادن کارهای کارمندان، زحمات آنان را بیارزش نکنید. 56- با انجام ورزشهای فکری، قابلیتهای ذهنی خود را تقویت کنید. 57- به هر کس فراخور فعالیت و بازده کاریاش پاداش دهید و با در نظر گرفتن پاداشهای مساوی، حرکت افراد شایسته گروه را کند نکنید. 58- با به کارگیری مشاورین کارآزموده و متعهد، موقعیت بازار کار را تحلیل کنید و استراتژی به کار بگیرید که همیشه یک گام از رقبا جلوتر باشید. 59- اجازه ندهید بار مسئولیت کارمندان بیکفایت و کند بر دوش کارمندان خبره و ساعی تحمیل شود زیرا افراد با درک این بیعدالتی انگیزه خود را از دست میدهند. 60- دانش حرفهای خود را تا حدی بالا ببرید که در موارد لزوم در مقابل کلیه سؤالات حرفهای حاضر جواب باشید. 61- زمان استخدام، افراد علاوه بر تستهای مقرر شده، تستهایی انجام دهید که مطمئن شوید کسی را که به کار میگمارید، تنبل نیست! زیرا افراد تنبل فشار کاری دیگران را بیشتر می کنند. 62- هنگام دست دادن، دست افراد را محکم و صمیمانه بفشارید. 63- وقتی عصبانی هستید، درباره دیگران تصمیمگیری نکنید. 64- همیشه وقتشناس باشید. برای حضور به موقع، میتوانید از ترفند قدیمی 5 دقیقه جلو کشیدن ساعت استفاده کنید. 65- هرگز امید ارتقا را از زیردستان نگیرید، زیرا به طور یقین، انگیزه آنها برای تلاش از بین میرود. 66- سعی کنید در صورت لزوم در دسترس باشید و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهید. در این صورت شاید با ایدههای درخشانی روبهرو شوید. 67- به کارمندان ساعی و متعهد بگویید که چقدر برای سازمان مفید هستند و شما به آنها علاقه و اعتماد دارید. 68- هیچگاه اجازه ندهید کسی حالت افسردگی و ناامیدی شما را ببیند. 69- به شایعات بیاساس بیتوجه باشید و در مورد زیردستان از روی دهنبینی قضاوت نکنید. 70- خشکی جلسات طولانی را با شوخطبعی قابل تحمل کنید. 71- از سرزنش کردن دیگران در جمع خودداری کنید. 72- برای همه سطوح سازمان حتی خدمه و نامهرسانها احترام قائل شوید. 73- از منشی خود بخواهید روز تولد کارمندان، کارت تبریکی را که توسط شما امضا شده است، برایشان ارسال کند. 74- در موقع امضا کردن نامهها و مکتوبات آنها را به دقت مطالعه کنید و از امضا کردن آنها، زمانی که حوصله و تمرکز ندارید پرهیز کنید. 75- خوشژست و خوشبیان باشید و در جمع با انرژی و اشتیاق حاضر شوید. 76- با قدردانی به موقع از کارمندان، انرژی کاری آنان را افزایش دهید و حسن خلاقیت را در آنان تقویت کنید. 77- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنید و همیشه متبسم باشید. 78- هرگز برای پیشبرد اهداف کاری خود، دیگران را با وعدههای بیاساس فریب ندهید. 79- سعی کنید اسامی کارمندان را به خاطر بسپارید و در حین صحبت کردن با آنان، اسمشان را به زبان بیاورید. 80- همواره به خاطر داشته باشید به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمیکاهد. 81- اشتباهات زیردستان را بیش از حد لازم به آنها گوشزد نکنید. 82- امین و رازدار افراد باشید. 83- روی اشتباهات خود پافشاری نکنید و بیتعصب خطاهای خود را بپذیرید. 84- با عبارات کنایهآمیز و نیشدار به دیگران درس عبرت ندهید. 85- با آرامش و خونسردی به حرفهای دیگران گوش کنید و برای صرفهجویی در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نکنید. 86- روش محاسبات مالی را تا حدی یاد بگیرید تا قادر به تجزیه و تحلیلهای گزارشات مالی سازمان باشید. 87- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نکنید. 88- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنید. 89- تا صحت و سقم مسألهای روشن نشده، کسی را مؤاخذه نکنید. 90- معاشرین چاپلوس خود را جدی نگیرید. 91- نکات جالب و پندآموز کتابهایی را که میخوانید، در دفتری یادداشت کنید و در موارد مناسب آنها را به کار ببرید. 92- انعطافپذیر باشید. 93- بدون توهین به عقاید دیگران، با آنها مخالفت کنید. 94- نسبت به قول خود پایبند باشید. 95- در موقعیتهای بحرانی بر خود مسلط باشید و نگذارید زیردستان از اضطراب شما آگاه شوند. 96- برای حرف زدن زیباترین و خوشآهنگترین الفاظ را انتخاب کنید. 97- ریسکپذیر باشید. 98- نحوه استفاده از نرمافزارهای مرتبط با کار خود را بیاموزید. 99- برای ثبت ایدههای درخشانی که ناگهان به ذهن میرسند، همیشه یک قلم و کاغذ به همراه داشته باشید. 100- کتابخانه سازمان را به روز کنید و اسامی کتابهایی را که اضافه میشود به صورت لیست منتشر شده در اختیار کارمندان قرار دهید. 101- مطمئن شوید ابراز رضایت شغلی افراد به سبب ترس از توبیخ مسئولین و سرپرستان نیست. 102- به واسطه مدیر بودن خود، از دیگران توقع بیجا نداشته باشید. 103- در اولین فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و کدورتهایی که بین کارمندان پیش میآید، حکمیت کنید و برقرار کننده صلح و آشتی باشید. 104- در مصاحبه استخدامی افراد به سوابق کاری آنان توجه و به خاطر داشته باشید کارمند موفق کارنامهای پربار به همراه دارد. 105- از انحصاری کردن خدمات رفاهی سازمان پرهیز کنید و اجازه دهید همه سطوح از این خدمات بهرهمند شوند. 106- زمان دقیق پیادهسازی تصمیمات اخذ شده را پیدا کنید، چون ممکن است اجرای یک نقشه خوب، در زمان نامناسب با شکست روبهرو شود. 107- برای حفظ اطلاعات سازمانی، از بهترین و پیشرفتهترین سیستم حفاظتی استفاده کنید. 108- زبدهترین کادر بازاریابی را گردآوری کنید و حتی زمانی که سوددهی سازمان در وضع مناسبی قرار دارد، از آنان بخواهید ریتم فعالیتهای خود را کند نکرده و همچنان به صورت جدی ادامه دهند. 109- به منظور جلوگیری از تکروی و رقابتهای ناسالم، روحیه انجام کار گروهی در سازمان را تقویت کنید. 110- از عنوان کردن فرامین غیرقابل اجرا و غیرمنطقی احتراز جویید، زیرا جز خدشهدار کردن شخصیت حرفهای شما پیامدی ندارد. 111- عملکرد افراد را در زمان اضافهکاری کنترل کنید تا بدینوسیله از سوء استفاده افراد ناشایست که به عنوان اضافهکاری در سازمان به انجام کارهای شخصی یا اتلاف وقت میپردازند، جلوگیری شود. 112- از نگارش واژهای که از صحت املای آن اطمینان ندارید، پرهیز کنید و برای حصول اطمینان از نگارش صحیح لغاتی که فراموش کردهاید، همیشه یک فرهنگ لغت در دسترس داشته باشید. 113- وقتی در مورد موضوعی محرمانه صحبت میکنید، مراقب استراق سمع دیگران باشید. 114- اموال مهم سازمان را بیمه کنید. 115- در سلام کردن و ایجاد ارتباط دوستانه پیشقدم باشید. 116- مراقب سلامتی خود باشید و هرگز از یاد مبرید عقل سالم در بدن سالم است. 117- مطمئن شوید کادر مالی شما به موقع در پرداخت صورت حسابها اقدام میکنند و پرداختها بنا به دلایل غیرموجه، به تعویق نمیافتد. چون تأخیر در پرداختها به اعتبار مالی شما لطمه جبرانناپذیری وارد میکند. 118- عیبجو و بهانهگیر نباشید و اجازه ندهید این دو خصلت در شما به عادت مبدل شود. 119- هرگز از خاطر نبرید انسان، اشرف مخلوقات است و با درایت و پشتکار میتواند برای هر مشکلی، راه حل مناسبی پیدا کند. 120- برخی از بازنشستگان پس از بازنشستگی تمایل به ادامه کار دارند، اگر میخواهید این افراد را به کار بگیرید توجه داشته باشید توانایی و انرژی و یا انگیزه کافی جهت نیل به اهداف سازمانی در این افراد وجود داشته باشد و درخواست کار آنها صرفاً به دلیل رفع نیاز مالی نباشد. 121- همواره هوشیار باشید کسی در سازمان جهت حفظ عنوان شغلی و موقعیت خود به عنوان ترمز برای نیروهای فعال و پرانرژی عمل نکند. 122- از اشتباهات خود درس بگیرید و آن را به دیگران نیز درس بدهید. 123- حتی وقتی موردی پیش آمده که به شدت ترسیدهاید، اجازه ندهید اطرافیان از این حس شما مطلع شوند. 124- افراد متخصص سازمان را برای اخذ نشریههای تخصصی آبونه کنید. 125- هیچکس را دست کم نگیرید. 126- حامی ضعیفان باشید و اجازه ندهید حق کسی ضایع شود. 127- اگر در جمعی هستید که موضوع مورد بحث را نمیدانید و روشن شدن این امر به اعتبار علمی شما لطمه خواهد زد، لازم نیست با اظهار نظر در مورد آن، عدم آگاهی خود را عیان سازید. میتوانید سکوت کنید تا در اولین فرصت به تکمیل اطلاعات خود بپردازید. 128- آرام و شمرده صحبت کنید. 129- زمانی که از کسی اشتباهی سر میزند، با رفتار صحیح و منطقی او را شرمنده کنید، نه با توهین و ناسزا. 130- به اندازه کافی استراحت کنید و اجازه ندهید خستگی و استرس به سلامت روحی شما لطمه وارد کند. 131- هر از چند گاهی جلسهای به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان ترتیب دهید تا از صحبت عملکرد و برنامههای آنان مطمئن شوید. 132- سرپرستان و مسئولین، پل ارتباطی مدیریت و کارمندان هستند، تا از استحکام این پل مطمئن نشدهاید بیمحابا گام برندارید، چون در غیر این صورت ممکن است سقوط کنید. 133- کارمندان را تشویق کنید تا با ابتکار در انجام کارهایشان راههایی برای صرفهجویی و پایین آوردن هزینهها پیدا کنند. 134- کتاب قانون تجارت را در دسترس داشته باشید. 135- با توجه بیش از حد به افراد خاص، حسادت دیگران را برانگیخته نکنید. 136- به دیگران فرصت جبران اشتباهاتشان را بدهید. 137- نقاط ضعف و قوت خود را کشف کنید. 138- مطمئن شوید هیچ منبع انرژی، بیهوده به هدر نمیرود. برای مثال کسی را موظف کنید تا از خاموش بودن چراغها و بسته بودن شیرهای آب پس از اتمام ساعات اداری و خروج نیروها اطمینان حاصل کند. 139- با اولین برخورد، در مورد کسی قضاوت نکنید. 140- حس ششم خود را نادیده نگیرید. 141- هر کسی را فقط با خودش مقایسه کنید، نه دیگران. 142- برای هر بخش، یک جعبه کمکهای اولیه تهیه کنید. 143- اعجاز عبارات تأکیدی و مثبت را نادیده نگیرید. 144- راحتترین مبلمان و چشمنوازترین وسایل را برای اتاق خود تهیه کنید و برای استفاده بهینه از فضا و زیبایی محیط از طراحان داخلی کمک بگیرید. 145- پنجرهها را مسدود نکنید، اجازه دهید همگان از نور و هوای تازه که ارزانترین موهبتهای الهی هستند، بهرهمند شوند. گاهی وزش یک نسیم میتواند آرامش چشمگیری برای محیط به ارمغان بیاورد. 146- از انجام هر جابهجایی برای نیروی انسانی در محیط کار، نمیتوان نتیجه مطلوب گردش شغلی را حاصل نمود. اگر جابهجایی کارمندان اصولی و حساب شده نباشد، باعث افت راندمان کاری و دلزدگی آنان از کارشان میشود. 147- مراقب باشید و اجازه ندهید سرپرستان و مسئولان برای پیادهسازی نظرات شخصی و اجرای فرامین خود، خودسرانه دستوری را به اسم شما اعلام کنند، زیرا در این صورت اگر این دستورات صحیح و قابل اجرا نباشد، از حسن شهرت و محبوبیت شما کاسته خواهد شد. 148- سرمایههای مالی، وقت و انرژی نیروی انسانی را با آموزشهای غیرضروری به هدر ندهید. برای هر کسی آموزشی را تدارک ببینید تا بتواند از آن در بهبود بخشیدن کارهایش استفاده کند. در غیر این صورت وقتی فرصتی برای استفاده از این آموختهها دست ندهد، خیلی زود به ورطه فراموشی سپرده میشود و هرگز تبدیل به یک مهارت نمیشود. 149- بیطرفانه راجع به مسائل تصمیمگیری کنید تا زاویه دید شما وسعت پیدا کند. 150- با هر نوع بیانضباطی مبارزه کنید. 151- روز خود را با خوردن صبحانهای مقوی آغاز کنید. 152- از ایمن بودن آسانسورها و سایر وسایل مهم اطمینان حاصل کنید و اگر احتیاج به تعبیر یا تغییر دارند، بدون فوت وقت اقدام کنید. 153- حتی اگر سن شما از کارمندان کمتر است، آنچنان دلسوزانه با مسائلشان برخورد کنید تا لقب "پدر سازمان" را کسب کنید. 154- جهت حفظ سلامتی و چالاکی هر روز حداقل 15 دقیقه نرمش کنید. 155- در برخی از برنامهریزیها و اخذ تصمیمات از کارکنان نیز نظرخواهی کنید تا با این مشارکت صمیمیت بیشتری بین مدیریت و کارکنان برقرار گردد و حس مسئولیتپذیری افراد افزایش یابد. 156- از کارکنان بخواهید اگر با مشکلی روبهرو میشوند ضمن اعلام آن مشکل چند راه حل مناسب نیز ارائه دهند. 157- گاهی اوقات بدون اطلاع قبلی وارد اتاق کارکنان شوید و شخصاً با آنان به گفتوگو بپردازید. 158- با برقراری امنیت شغلی در محیط روحیه کاری افراد را بهبود ببخشید. 159- اگر به افراد شخصیت بدهید و با برخوردهای نادرست عزت نفس آنان را پایمال نکنید آنان به مثابه اهرم عمل میکنند و قادر خواهند بود مسئولیتهایی که به عهده آنان است بدون استرس و فشار روحی و با کیفیت بهتری به انجام برسانند. 160- مشوق و ترویجدهنده کار تیمی باشید تا هماهنگی و همسویی کارکنان جایگزین رقابتهای ناسالم شود.
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1390ساعت 12:39  توسط داود حمیدی
|
چرا باید زیارت عاشورا بخوانیم؟ حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد. چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد: اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.
دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد. سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد. چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد. برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد. برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد. دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از : 1- زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است. 2- ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی) 3- علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است. چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود. مطمئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دل را پاک کرد تا جواب سلام امام را شنید و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 10:53  توسط داود حمیدی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 10:42  توسط داود حمیدی
|
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی............چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه؛ ولی................................برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام.......................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 10:31  توسط داود حمیدی
|
١٥رجب؛ سالروز وفات مادر صبر و ايثار
صبر شرمنده توست! که دقيقههاي سخت و جانسوز گودال، تاب آوردن تو را ميخواهد. صبر شرمنده توست! که کشتي نجات حسين(ع) را سکاندار بودي تا در گردابهاي تحير و گردبادهاي روزگار، به داد انسانيت رسيدى. سلام و درود خدا بر بندگان برگزيدهاش که تو نيز از آناني و به روح سرشار از عصمت و عفت و استقامت تو باد! برگرفته از سایت جهان نیوز
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 10:22  توسط داود حمیدی
|
غفلت از سلامت کارکنان اداری/ استخوان درد؛ پیامد پشت میزنشینی![]() بررسیها نشان میدهد سلامت جسمانی کارکنان در محیطهای اداری به شدت تهدید میشود اما به دلیل پنهان ماندن این عارضهها، اقدام جدی در ارتباط با بهبود سلامت آنها انجام نمیشود این در حالی است که طرح ارتقای سلامت کارکنان دولت قرار بود از نیمه دوم سال 88 اجرایی شود.
به گزارش مهر، طبق مطالعاتی که پژوهشگران یک کارخانه سازنده مونیتور رایانه انجام داده اند، اکثر ما در عین آگاهی خود را با رایانه ها بیمار میکنیم و در نتیجه استفاده زیاد از صفحه کلید و رایانه در نهایت به نابینایی و فلج مبتلا میشویم.
عوامل زیان آور محیطهای کاری که سلامت پرسنل را به خطر میاندازد بسیار متعدد است اما در تحقیقها و پژوهشهای علمی انجام شده بیشتر عوامل فیزیکی مانند سر و صدا و نور، عوامل شیمیایی، عوامل بیولوژیک و عوامل ارگونومی مورد بررسی قرار گرفته است و عوامل روانی و تنشهای شغلی دیگر که گستردگی فراوان تری هم دارند و به خصوص در محیطهای اداری گسترش زیادی دارند تاکنون مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. نقش دولت در تامین سلامت کارمندان با وجود ماده 52 قانون استخدامی کشور که دولت را متعهد به تامین سلامت کارمندان میکند متاسفانه هنوز اقدام مناسبی برای بهداشت شغلی کارمندان در ایران انجام نشده است. این در حالی است که سازمان ملل متحد در سال 1992، تنشهای شغلی را بیماری قرن دانست و پس از آن سازمان بهداشت جهانی نیز این مشکل را یک مسئله جهانی اعلام کرد.
حجم کاری زیاد، سرعت کاری بالا و عدم حمایت اجتماعی ازجمله مهمترین عوامل تنشهای شغلی هستند. تغییرات در محیط کار، ارتباطات ناکافی و تعارضهای بین پرسنلی، مسائل مرتبط با پیشرفت شغلی مانند نبود فرصت پیشرفت، مسئولیتهای جدید فراتر از سطح آموزش و ترس از بیکاری، همچنین مسائل مرتبط با نقش فرد در محیط کار مانند ابهام نقش، اختیار کم در کارها و نبود امکان ابتکار و خلاقیت از جمله مهمترین عوامل تنش شغلی در محیطهای کاری محسوب میشود.
با مراجعه به آرشیو اخبار متوجه شدیم که قرار بود طرح ارتقای سلامت کارکنان دولت از نیمه دوم سال 88 اجرایی شود. بر اساس این طرح که وزارت بهداشت ناظر اجرای آن است، نحوه تهیه و انتخاب غذای پرسنل و نیز رعایت اصول بهداشت محیط در محل کار به دستگاهها ابلاغ می شود. با این حال میزان آسیب و مخاطراتی که به کارکنان دولت و شاغلان امور اداری به علت نبود استانداردهای سلامت حرفهای در کشور بروز میکند، هنوز محاسبه نشده است و مطالعاتی هم که در این زمینه انجام شده، پراکنده هستند و نمیتوان براساس آنها به یک جمعبندی کلی و کشوری رسید.
اختلالات اسکلتی گریبانگیر کارمندان
فاطمه صادقی، کارشناس مرکز سلامت محیط کار وزارت بهداشت می گوید: بر پایه مطالعه ملی بار بیماری و عوامل خطرزا در ایران که در سال 2004 توسط اداره برنامههای سلامت مرکز توسعه شبکه وزارت بهداشت صورت گرفته است کمردرد، آرتروز، زانو و سایر اختلالات اسکلتی، عضلانی ناشی از کار مهمترین بیماریهای کشور پس از بیماریهای قلبی و عروقی شناخته شدند.
بیماریهای اسکلتی، عضلانی ناشی از کار در جهان سالانه 20 تا 50 میلیارد دلار به انسانها و مراکز بهداشت و درمانی هزینه تحمیل میکنند. این در حالی است که پژوهشها نشان میدهد بعد از بیماریهای قلبی و عروقی، انواع کمردردها عامل ناتوانی در افراد 45 سال به بالا در بین زنان و مردان است.
بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت، 37 درصد کمردردها از عوامل خطرزای شغلی نشات میگیرد که جایگاه اول را در بین بیماریها و مخاطرات ناشی از کار به خود اختصاص داده است. بالا بودن آمار اینگونه عوارض در سطح بینالمللی، سازمان جهانی بهداشت را برآن داشت تا دهه اول هزاره سوم را به نام دهه مبارزه با عوارض اسکلتی، عضلانی به عنوان اپیدمی خاموش نامگذاری کند.
کارشناس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت، ناراحتیهای ستون فقرات و مشکلات روحی رفتاری ناشی از استرس کاری را از مشکلات رایج در بین کارکنان ادارات در کشور اعلام کرد و گفت: انجام بیش از اندازه کارهای تکراری در ادارات و سازمانها سلامت جسمی و روانی کارکنان را تهدید می کند.
به گفته صادقی، هم اکنون در بسیاری از ادارات استانداردهای سلامت حین انجام کار رعایت نمیشود که از آن جمله میتوان به دردسترس نبودن آسان ابزار کاری، عدم انجام کار در ارتفاع مناسب، تکراری بودن کارها، عدم توجه به خستگی بدن، عدم قابلیت تنظیم تغییر وضعیت در طول شیفت کاری و عدم انجام کار در وضعیت مناسب اشاره کرد.
صادقی، ناراحتیهای ستون فقرات مثل کمردرد و ناراحتیهای بصری و مشکلات روحی و رفتاری ناشی از استرس کاری را از مشکلات رایج در بین کارکنان ادارات در ایران اعلام کرد و گفت: اختلالات اسکلتی عضلانی در میان مشکلات بهداشتی در دنیا رتبه دوم را داراست و نزدیک به دو سوم بیماریهای ناشی از کار مربوط به اختلالات ترومای تکراری در دنیاست.
زنگ خطر آرتروز برای پشت میز نشینان
ذبیح اله برجسته، فیزیوتراپیست از کمردرد، گردن درد، پشت درد، کوفتگی اعضای بدن و سر درد به عنوان زنگ خطری برای ابتلا به آرتروز نام برد و گفت: آرتروز عارضه ای با روند طبیعی است و درمان آن نیز باید به صورت فیزیولوژیک (طبیعی) باشد و با تقویت عضلات اطراف ستون گردنی، می توان از این عارضه جلوگیری کرد.
وی به کارمندانی که به طور مداوم از کامپیوتر استفاده می کنند، توصیه کرد: برای جلوگیری از بروز بیماری، گاهی نسبت به تغییر جهت دادن محل صفحه کلید، مانیتور و تغییر سطح صندلی خود اقدام کنند.
دکتر اسماعیل ابراهیمی، رئیس انجمن فیزیوتراپی ایران گفت: یکی از مواردی که باعث تخریب و آرتروز زودرس مفاصل میشود، قرار گرفتن در یک وضعیت ثابت در طولانی مدت است.
وی، یکی از مهمترین علل ایجاد آرتروز را تکرار حرکات متوالی در پریود زمانی طولانی عنوان کرد و افزود: تکرار حرکات حتی در موارد بسیار معمولی و طبیعی مانند راه رفتن، بالا و پایین رفتن از پلهها، نشستنهای طولانی مدت پشت میز کار، باعث وارد شدن ضربه و تروماهای متعدد گشته و جمع جبری این نیروهای وارد شده مفصل را دچار تخریب و صدمه شدید کرده و بافت آن را از بین میبرد و در نهایت فرد را به آرتروز زودرس مبتلا میکند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 10:18  توسط داود حمیدی
|
شهید علی اخوین انصاری شهید علی اخوین انصاری در روز 27 خرداد 1323 در خانواده ای متوسط و مذهبی در منطقه حاجی آباد رودسر به دنیا آمد. وضعیت اقتصادی در حد متوسط داشتند. بعد از تولد شهید از لحاظ مذهبی زبانزد خاص و عام و فردی محقق و دیندار به معنی واقعی بود و اسلام ناب محمدی را بر اثر تحقیقات و تلاش های پی گیر خود به دین اسلام و مذهب اثنی عشری پی برده و بدان پایبند بودند.نام پدرش سمیع و نام مادرش ربابه فرج پور رودسری بود. شهید انصاری: 1- تنها استاندار شهید ایران 2- نماینده امام خمینی (ره) در آمریکا 3- یکی از بنیان گذاران انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا برای مبارزه با رژیم شاه با همکاری دکتر حسن غفوری فرد و سایر بزرگان 4- تنها شهید با سمت رئیس دانشکده و عضو هیئت علمی دانشکده فنی دانشگاه گیلان 5- همراه شهید چمران در آموزش های نظامی بیروت و لبنان 6- رزمنده جبهه های جنگ در ایام مرخصی رسمی از استانداری 7- یار نزدیک امام خمینی(ره) و از مبارزان فعال زمان شاهنشاهی در گیلان و تهران و اخراج از دانشکده افسری به دلیل همین فعالیت ها 8- دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ریاضیات از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد مهنسی صنایع و دکترای ریاضیات از آمریکاکه به دلیل انقلاب اسلامی به ایران آمدند و مدرک دکترا که بعد از هجده سال با پیگیری همسر شهید صادر شد. 9- طراح و مبتکر توانمندی داخلی صنعتی در ایران، که تلاش زیادی در تهیه ماده اولیه کارخانجات در گیلان و ایران نمودو در طول حیات حیات فرخنده اش چندین بار دستاوردهای صنعتی گیلان در نمایشگاه های عمومی ارائه شد و روح خودباوری در میان صنعتگران هم رواج یافت. 10-ایستاده در باربر ضدانقلاب مسلح و منافقین کوردل و حمایت از مردم گیلان دربرابر تبلیغات مسموم آنها 11-عاشق شهادت در راه خدا که این از اقتخارات خود می دانست که با دهان روزه به این افتخار نائل گردید. خصوصیات اخلاقی بارزترین خصوصیات اخلاقی شهید مهربانی و وقار و ایستادگی و ظلم ستیزی او بود. نسبت به ظلم حکومت بسیار مقاوم بود. او خوش سخن و خوش قلب بود و از اینکه می توانست در خدمت محرومین باشد. بسیار خرسند بود. احترام به والدین، همسر، فرزند و رعایت همه را کردن از خصوصیات بارز اخلاقی شهید عزیز بود و به طور کلی تقوی و پرهیزگاری و عجین بودن با نهادهای انقلاب سپاه و جهاد از ویژگی های بارز این شهید بزرگوار بود. این مهربانی در وصیت نامه اش مشهود است آنجا که نوشت: " فرزندم بدان که عمری را با شرافت زیستم و در مقابل ناحق هرگز سر تعظیم فرود نمی آوردم. تو چون کوه استوار باش. اگر کشته شدم زهی خوشبختی و اگر مردم، به مردنم گریه مکن. شیرزن باش و مقتدر. کوله بارم را برگیر و بقیه راهم را ادامه بده و هیچ وقت راه امام را تنها مگذار. اگر همه عدول کردند تنها به راهت ادامه بده تا در این راه به شهادت برسی یا بمیری. خدایا مارا نیز در این راه یاری کن که روزی به عنوان شهید در انقلاب عظیم مردم ایران سهیم باشیم." او اولین کسی بود که در دوران اختناق ، نخستین هیئت عزاداری دانش آموزان مدارس را در شب های ماه محرم در مسجد باب الحوائج صیدر محله شهرستان رودسر تشکیل داد.ایشان در برخورد با اغنیا و فقیران فرق نمی گذاشت و با فقرا و مساکین با احترام رفتار می نمودو از اعمال هرز و بیهوده امتناع می کرد.در انجام وظیفه و خدمت با خلوص نیت اقدام می کرد و در هماهنگی ارگان ها و نهادهای انقلاب اسلامی به خصوص سپاه پاسداران و جهاد سازندگی علاقه وافر داشت و اغلب با لباس سپاه پاسداران و با غسل شهادت در محل کار خود حاضر می شد. علاقه خاصی به امام خمینی داشت و همیشه این چنین می گفت که خداوند نیاورد آن روزی را که من زنده باشم و به امام آسیبی برسد. تحصیلات: شهید انصاری دوران ابتدایی را تا سال جهارم ریاضی در رودسر درس خواند. سپس سال چهارم را به دبیرستان نظام رفت و در سال 1340 با موفقیت به اخذ دیپلم ریاضی نایل آمد و وارد دانشکده افسری شد.در ایام تحصیل در دبیرستان نظام به جهت احساس درک ارزش های غیر اسلامی و انسانی نظام طاغوت به فعالیت های مذهبی تندی دست زد و همین فعالیت ها موجب شد که ضداطلاعات ارتش، او را در مظان اتهام قرار داده و از دانشکده افسری اخراج نماید.÷س از اخراج از دانشکده افسری به زادگاه خود بازگشت و با طی دوره تربیت معلم به استخدام آموزش و پرورش در آمد. بعد از 10-11 سال خدمت آموزشی وارد دانشگاه شد. سال های حضور شهید در تهران، سالهای آشنایی با دکتر شریعتی و مرحوم آیت ا... طالقانی و سایر مبارزان انقلابی بود.در واقع این سال ها را می توان مرحله جدیدی از مبارزات شهید دانست که به صورت علنی شد و به همین جهت چندین بار به زندان افتا دو بارها تحت تعقیب قرار گرفت. بعد از اخذ لیسانس ریاضی از دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل با همسر خود از ایران خارج شد و در آمریکا همزمان با حضور در دانشگاه با همکاری بسیاری از دانشجویان مقیم آمریکا و کانادا، انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا را فعال نموده و مبارزات گسترده علیه رژیم را در خارج از کشور ساماندهی کردند. ایشان در رشته صنایع سنگین ادامه تحصیل دادند و توانستند مدرک مهندسی خود را دریافت نمایند. همزمان در رشته ریاضی هم ادامه تحصیل داد ولی قبل از اخذ مدرک دکترای ریاضی بنا به دعوت برادر مبارز دکتر حسن غفوری فرد که آن زمان استاندار خراسان بود به ایران بازگشتند.خانه مسکونی اش در کانزاس آمریکا محل تشکیل جلسات انجمن و فعالیت شبانه روزی به نحوی بود که از طرف سازمان سیا در این کشور تحت تعقیب ققرار گرفت و چند بار بازداشت شد. چون در جلسات متعدد خود، اختناق و ظلم بی حد و اندازه ی رژیم طاغوت را برملا می کرد و جنایات رژیم شاهنشاهی را از ته دل با فریاد به گوش مردم می رسانید، مورد غضب و تنفر دستگاه حاکمه قرار داشت و بدین جهت بود که ممنوع الورود به ایران گردید. زمانی که خروش انقلاب اسلامی ایران، پایه های ظلم و استکبار ایران را به لرزه افکند، او نیز چون دیگر عاشقان به اسلام و امام (ره) گرد شمع رهبری جمع گشته . شدت عشق و اشتیاق او به امام خمینی(ره) تا بدان حد بود که در یکی از نامه هایی که به همسر و دخترش نوشته است، می خوانیم : " ... و اما همسرم و دخترم ! بدانید که مانند امام خمینی، بعد از ائمه اطهار کسی نیامده است که این چنین بصیر باشد! آنهایی که در راهش نیستند حتما مضمحل خواهند شد. اگر شهید شدم، حتما خدمتش برسید و عرض ادب کنید و اگر مردم در زیر عکس او عکسم را جای دهید، شاید که ترشحات روحانی عظیم این مرد بزرگ، بر روی تصویرم غبار شرف و عزت بیفکند." نحوه شهادت: در ساعت 7 صبح روز دوشنبه 15/4/1360 (سومین روز ماه مبارک رمضان) هنگامی که شهیدان نورانی و انصاری در داخل ماشین نشستند تا به سمت استانداری حرکت کنند در یک کمین غافلگیرانه و ناجوانمردانه، توسط منافقین به رگبار گلوله های نفاق و دورویی با دهان روزه به شهادت می رسند.همسر شهید نورانی درباره کیفیت شهادت شهید انصاری و نورانی می گوید: سحرگاه روز سوم ماه مبارک رمضان سال 1402 مصادف با 15 تیر ماه سال 60 بود. آن شب آقای مهندس انصاری استاندار گیلان در منزل ما مهمان بود، سحرگاه که برای صرف سحری بیدار شدیم، ده دقیقه به اذان صبح مانده بود. خیلی سریع کمی غذا خوردیم و امساک کردیم. اذان گفته شد بعد از فریضه نماز خوابیدیم.ساعت نزدیک به 7 صبح نورانی بیدار شد و گفت: آه، دیرم شد و بعد صدایم نمود و گفت: به بچه ها غذا نمی دهی؟ گفتم: آنها خوابند، باشد تا بیدار شوند. گفت: من چراغ را خاموش می کنم. مهدی، پسر بزرگمان بیدار شده بود. بعد خداحافظی کردند و رفتند(محل سکونت ما طبقه پنجم یک ساختمان پنج طبقه واقع در خیابان لاکانی رشت بود.) تا گذشتن ازآنها از هفتاد و شش پله خوابم برد. ناگهان با صدای شلیک گلوله ها از خواب پریدم. از پنجره به خیابان نگاه کردم لحظه بسیار دردناک و طاقت فرسایی بود. ماشین در پیاده رو در حالی که در طرف راننده باز بود و نورانی درونش نشسته بود . دو نفر مسلح دور و بر آن می چرخیدند و آخرین گلوله را به طرف نورانی شلیک کردند و پریدند روی موتوری که در خیابان در جهت خلاف روشن بود و گریختند. تا لحظه ها موتور تروریست را با چشم تعقیب می کردم و از بالای ساختمان فریاد می زدم : بگیریدش، بگیریدش! انگار کسی صدایم را نمی شنید. با عجله از پله های طولانی پایین آمدم ولی وقتی به پله ها رسیدم هر دو شهید را به بیمارستان انتقال داده بودند. فریاد زدم نامسلمان ها استاندار شما بود و آن یکی معاونش. فریاد می زدم مرا هم ببرید ولی کسی نبود که به حرفم گوش کند. چون نگران بچه ها بودم و می ترسیدم که به دنبال من سرازیر شوند، ناچار من و مهدی پسرم با دنیایی از حزن واندوه به بالا رفتیم .ده دقیقه ای نمی دانستم چه بکنم. من و مهدی گریه می کردیم بچه ها از صدای گریه ما بیدار شدند. به یکی یکی گفتم: هادی جان مادر شما یتیم شدید. بعد از آن به فکر تلفن افتادم و به لنگرود تلفن کردم و سپس استانداری را خبر کردم و تازه ساعت 8 صبح از استانداری آمدند و بعد متوجه شدیم که مهندس انصاری همانجا شهید شده و نورانی با احتمال یک درصد به تهران منتقل شده است ولی از آنجا که استحقاق شهادت داشت و همیشه می گفت: مردن در رختخواب برای مردان خدا ننگ است، به شهادت و لقا پروردگارش رسید روز بعد یعنی سه شنبه چهارم ماه مبارک رمضان با همسنگر و یارش شهید انصاری از میدان شهرداری رشت به طرف زادگاهش لنگرود تشییع شد و به خاک سپرده شدند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 13:54  توسط داود حمیدی
|
- برای شناخت پیامبر چه کاری باید انجام دهیم و سیره پیامبر را بشناسیم ؟ برای شناخت پیامبر، باید از کلی گویی بپرهیزیم ، پیامبر انسان خوبی بودند، خیلی انسان بزرگی بودند،خیلی انسان وارسته ای بودند ،خیلی نازنین بودند اینها حرفهایی است که همه می فهمند و هیچکس هم نمی تواند چیزی بگوید. اما مثل این آبی که لوله کشی شده داخل منزل ما شما میدانید پشت سد کرج و سد لتیان چند میلیون مترآب مکعب است ، اگر این آب یکسره به خانه ما بیاید ، خانه ما را آب می گیرد اگر لوله را دو اینچی بگیریم بازهم نمی توانیم استفاده بکنیم چون لوله های آب منزل نیم اینچ است که می تواند این لیوان را پر شود اگر دو اینچ باشد این لیوان را آب می برد یعنی پیامبر وجودش گاهی مثل آن آب پشت سد لتیان و کرج است ولی ما باید به اندازه هم توان و هم نیازمان استفاده کنیم. مثلا یک کسی مزرعه دو هزار هکتاری دارد و می خواهد مزرعه اش را سیراب کند نیاز به سه اینچ آب دارد. به نظر من توجه کنید نیاز خیلی مهم است یک کسی می گوید ای خدا چرا به من فلان چیز را ندادی خوب تو ظرفیت آن را ایجاد نکردی. که تویک دست آوردی گفتی خدایا دو کیلو گیلاس درون آن بریز خدا می گوید : من دو میلیون کیلو گیلاس دارم ولی داخل دست تو جا نمی شود تو یک ظرف بیاور ما آن را پرکنیم. می گویند یک گدایی رفت پیش خدا روز قیامت خدا به او گفت چه چیزی آوردی گفت چه چیزی آوردی چیست، ما توی دنیا که بودیم چیزی نداشتیم حالا هم که آمدیم پیش خودت میگویی چه چیزی آوردی، من چیزی نداشتم، گفت نه می گویم ظرف چی آوردی ما آن را پر کنیم، گفت: این کشکول ما ،گفت بگیر پرش کن، اگر ما بتوانیم ظرف و ظرفیت را در وجود خودمان ایجاد بکنیم، آنوقت این وجود خیلی آب حیات دارد که به ما بدهد. مهم این ظرف است، با کوشش است که کشش را هم می تواند متناسب با خودش جذب کند .این نکته را خیلی ها فراموش می کنند متاسفانه ! مدام می گویند : خدایا بده، خدا می گوید : من که دارم می دهم ، تونمی توانی بگیری. مثلا این امواج ماهواره وجود دارد ولی خیلی از تلویزیونها نمی توانند بگیرند، دیش میخواهد، ریسیور میخواهد ، ال ام بی میخواهد و خیلی چیزهای دیگر، یعنی گیرندگی باید اول مهم باشد امکانات وشرایط فراهم شود و بعد هم به اندازه ظرفیت داده میشود. من با فرزندم به یک صورت حرف میزنم با شما یک صورت صحبت می کنم با استادم یک صورت و با یک ادبیات و با یک احترام صحبت می کنم . یک کسی می خواهد به فرزندش ابراز محبت کند بغلش می کند شکلات به او می دهد ، اما به استادش که نمی تواند همین طور یک شکلات بدهد و بگوید استاد این دلیل بر اینکه من خیلی شما را دوست دارم . طبیعتا بی ادبی میشود . باید این ظرفیتها را شناخت و از آن به تعبیر بنده لوله کشی کرد و اونوقت سر سفره آورد ، یعنی اگر آن آب پشت سد کرج را به این صورت سر سفره بیاوریم خیلی برای ما گوارا می شود حالا با این مقدمه در اختیار شما هستم . 3 - راجع به بهداشت فردی پیامبر توضیح دهید . راجع به بهداشت بینندگان حتما توجه دارند که یک چیزهایی است که کهنه نمی شود ، مثل بهداشت ، مثل نیاز مرد به زن و زن به مرد ، اینها با تحولات عوض نمی شود نیاز ثابت ما است، اتفاقا پیشرفت هم می کند. یعنی روزی بود که بشر لوازم بهداشتی اش دوش گرفتن بود، گاهی هفته ای یکبار، دوش هم که معنایی نداشت یک شستشویی بود با آبهایی نه چندان تمیز و بهداشتی و از سر ناچاری و عدم تحمل، یعنی آدم خودش هم خودش را دیگرنمی توانست تحمل کند. تا رسیدیم به امروز که هر کسی صبح می خواهد بیاید بیرون باید یک دوش بگیرد حتی در فصل غیر گرم و از انواع ادکلن ها و از انواع شوینده ها استفاده بکند و مسواک زده و واکس زده تا بتواند در نظر مخاطب خود، حتی فرزندش و همسرش زیبا جلوه کند و پاکیزه باشد تعبیری که از امیرالمومنین نقل میشود که : به پیامبر پاک و پاکیزه خود اقتدا بکنید، یعنی حضرت علی (ع) توجه دارد که این پسوند برای پیامبر یک پسوند کهنه نشدنی است . حالا من این کتابی که دوست عزیزمان با تحقیق از پانصد منبع روایی و تاریخی شیعه و اهل سنت تحریر کردند و درانتهای هر فصلی منابع و مواخذ آنرا نیز آورده اند معرفی میکنم. من از این کتاب به نام همنام گلهای بهاری که چقدر هم اسم زیبایی برای این کتاب انتخاب کرده اند استفاده میکنم . نویسنده آن جناب آقای سیدی هستند که ادبیات آن نیز بسیار زیبا است. دراین کتاب یک مقدمه کوتاهی کنار حرم پیامبر نوشته شده که با یک بیت از مخلص کاشانی شروع میشود: چه احتیاج به عطر است آن پریرو را به گل ضرور نباشد گلاب پاشیدن قطره چگونه حکایت اقیانوس را بگوید ، شب چگونه سحر را نقاشی کند، دره چگونه چگاد آسمان سای را بسراید و خار سیاه چگونه داستان غنچه آتش رخ را باز گوید؟ من قطره دانش هستم و تو اقیانوس ، من شب خجلتم و تو سحر سرافرازی، من دره تهی هستم و تو چکاد سرشاری، من خار سیاهم و تو غنچه شکوفای انسانیت هستی ، چگونه ترا بسُرایم جز آنکه با زبان اشک احساس خویش را بیان کنم که کلیم کاشانی گفته است: دیده عزیز است از سرشک جگر گون، قیمت خاتم به اعتبار نگین است . نه ماه در لابلای پانصد کتاب بدنبال عطر وجودت دویده ام گاه از شوق شکفتم و گاه از دریغ شکستم و پس از آنهمه، امروز در برابر ضریح تو نشسته ام در پنج یا شش متری مزاری که آفتاب را در آغوش کشیده است . با هراس از گزمگان چفیه به سر، بی صدا اشک می ریزم و با هراس در این کاغذ سپید نقش احساس خویش را می زنم. دریغ و درد دلم را مچاله می کند وقتی همه وجودم چشم می شود و دزدانه از لابلای ضریح تو نگاه می کنم و انبوه خاک و غبار را می بینم که قبرت را فرا گرفته است. آیا روزی اجازه خواهند داد تا با مژگانمان آنرا بزداییم و چشممان غبار عشق را سرمه کشد ، اینک برابرم خفته ای، آه نه ، که تو بیداری و ما خفته در بستر غفلت ، چشمانت هنوز نگران جاهلیت قرن بیست و یکم است .عزیزا ما را از شب جهل به سپیده دانایی مهمان کن. دستان آلوده ما را بگیر و راه و رسم چگونه زیستن و چگونه مردن را به ما بیاموز. آفتاب وجودت را بر ما بتابان تا یخ های خودخواهی ما را ذوب کند. مرداد 1382 خورشیدی مدینه منوره مسجدالنبی حسین سیدی در این سه شنبه هایی که انشاءاله توفیق داشته باشیم خدمت بینندگان باشیم در برنامه سمت خدا، منبع و مأخذ ما این کتاب است و از سیره فردی و اجتماعی و اخلاقی پیامبر انشاءاله نکاتی را انتخاب کنیم و همچون تاج گلی به بینندگان هدیه کنیم. صحبت از بهداشت فردی است ، یکی از تأکیدات فراوان دین ما بهداشت است. یعنی کسی که می خواهد به مسجد برود، بیرون برود یا سرکار برود یا کنار همسرش قرار گیرد باید بهداشت داشته باشد . پیامبر به شدت تأکید می کردند باید تو نظیف و تمیز و خوش بو باشی، پیامبر بیشترین هزینه زندگی را خرج عطر می کردند. خیلی عجیب است و من یک گزیده ای را انتخاب کرده ام از مسواک زدن پیامبر، بهداشت دهان و دندان، چیزی که امروز اطبا میگویند بسیاری از بیماریها از دهان شروع میشود و از دندان آغاز میشود. بسیاری از دندان دردها باعث دردهای غیر دندان درد میشود، یعنی خیلی از سردردها به دندان مربوط است ،خیلی از مشکلات بینایی به دندان مربوط است و ارتباط ارگانیکی که خدا در همین یک محفظه کوچک قرار داده که گاهی مثلا شما حس می کنید دندان شش سمت راست فک پایین شما درد می کند بعد می روید پیش پزشک وقتی یک عکس می گیرد یک کارد و چاقو بر می دارد دندان چپ سمت چپ فک بالا را درست می کند و می گوید من می دانم که اینها چه ارتباطی با هم دارد تو فقط بشین و تماشا کن. حالا ببینید پیامبر چه می فرمود: هیچگاه جبرائیل نزدم نیامد جز آنکه مرا به مسواک سفارش می فرمود .اگر مردم از فوائد مسواک آگاه بودند آنرا با خویش به بستر می بردند . امروز خیلی ها می خوابند موبایلشان را زیر سرشان می گذارند ، پیامبر می گوید نه ، مسواکت را بگذار و موبایلت را خاموش کن . پیامبر فرمودند اگر سخت نبود برای امت من هر آینه مسواک را واجب می کردم . چون می دانید اگر واجب بود خیلی از ما تنبلی می کنیم و با نزدن مسواک یک گناهی را مرتکب می شویم. چون دل پیامبر مهربان است و نمی خواهد ما گرفتار بشویم تا همین حد گفته است . منتها یک نکته من همینجا عرض کنم، یک کسی می گوید خوب آقا دیگران هم مسواک می زنند ،غربیها و بی دینها و کمونیستها مگر این مال دین ما است؟ نکته لطیف آن اینجاست که پیامبر می گوید یا علی با هر وضویی که برای نماز می گیری مسواک بزن و در انتهای این فصل دارد دو رکعت نماز با مسواک ، برتر از هفتاد رکعت نماز بی مسواک است . من یک وقتی یک جایی گفتم نماز صبحهایی که ما ماه رمضان ها بعد از سحری می خوانیم هفتاد برابر صواب آن بیشتر هست از نماز صبح های دیگر. بصورت یک مسابقه ای برای مخاطبین گفتم که چه کسی می داند چرا ؟ یک کسی گفت چون اول وقت است ، چون نماز جماعت می خوانیم ، چون روزه داریم و ... گفتم نه اینها دلیل نیست یک انسان لطیفی گفت چون آقا سحری که می خوریم مسواک می زنیم. ببینید دیگران می گویند مسواک بزن دهانت خوش بو می شود بیماریها از بین میرود اینها همه است، اما وصل کردن یک حرکت زمینی به آسمان، کار پیامبر است. این مسواک را شما فقط برای بهداشت دهان و دندان نبینید، این پیش خدا شما را محبوب می کند. مثلا یک آقایی سر سفره عقد کت و شلوار می پوشد چه رنگی؟ می گوید من این رنگ را دوست دارم اما به عروس خانم می گوید ،من این رنگ را خودم دوست داشتم ولی چون فهمیدم شما هم این رنگ را دوست دارید بخاطر دل شما این رنگ را انتخاب کردم نه بخاطر دل خودم. تا برسد به یک جایی که بگوید راستش من از این رنگ خوشم هم نمی آمد فهمیدم شما رنگ صورتی دوست دارید کت و شلوارم را این رنگ انتخاب کردم خوب اینجا عروس می فهمد که خیلی به او احترام می گذارد . میگوید خدایا من برای بهداشت و نظافت و از اینجور چیزها مسواک نمی زنم ،چون تو دوست داری این کار را می کنم .این سمت خدایی که هست اینکه آدم هر کاری را برای خدا انجام دهد . بالاخره مثل یک قطب نمایی که توی این اقیانوس یک نفر دارد میرود از آن استفاده می کند. ما سوار یک لنج شده بودیم از بندرعباس برویم قشم یک جایی دیدیم همه طرفمان آب است هیچ خشکی نیست گفتم خدایاچه کار کنیم ، دیدم مقابل این آقا یک قطب نما است ،شمال و جنوب و شرق را نشان می دهد و این با استفاده از آن جلو می رود این فرد دیگر نمی گوید چشم من تیز است ، کجا را ببیند هر طرف را ببیند آب است ،اینجا فقط این قطب نما است که انسان را می برد به سمت درست . یک کسی می گفت من خدا را قبول ندارم یک عالمی به او گفت آقا اشکال ندارد انقدر مرد باش همینجور قبول نداشته باش وقتی هم از دنیا میروی روز قیامت در مقابل خدا می ایستی بگویی من که تورا قبول ندارم اگر تا آنروز بتوانی جلو بروی خیلی است و هنر کردی، ولی فکر نمی کنم یک روز یک جایی می رسی که می بینی جز خدا کسی نبوده دست تو را بگیرد. قبل از اینکه به آن درجه برسی بیا . یک وقتی یک عزیزی مریض شده بود رفتیم عیادت او ، در بستر دراز کشیده بود می گفت آی خدا، این فرد پایش بنده خدا شکسته بود (خدا انشاءاله همه بیماران شفا بدهد ) می گفت آی پایم آی خدا من یک دفعه خنده ام گرفت ،ما هم که آدم حسابی نیستیم از درد دیگران یک دفعه خنده مان می گیرد گفت: پسر عمو می خندی ،گفتم واله این خدا در بیست و چهار ساعتی که از ما می گذرد به هفت یا هشت بار ای خدا قانع است که ما او را صدا کنیم ولی گاهی نمی کنیم حالا انقدر دوستمان کاری کرده که هر ثانیه ده بار بگوییم ای خدا و ایشان هم خنده ا ش گرفت . وقتی به این صورت شد اصلا کار خدایی شد چهره دیگری پیدا می کند . بقول آن دوست ما مثل این اسانسی است که می زنند به مواد شوینده ، مواد شوینده بوی طبیعی خودش بوی مطبوعی نیست ولی آن اسانس خیلی آنرا خوش بو میکند، ما خودمان طبیعت خودمان خیلی خوش بو و معطر نیست، لجن هستیم ، خدا میگوید گل اصلی شما از یک لجن بوده است بعد هم نطفه ی گندیده شده اید و نجس و آلوده ، ولی آن اسانسی که از وجود من زدید شما را پاک می کند. تا به جایی میرسد که یک عده جسمشان هم مثل روحشان جاودان می شود. می گویند قبر فلان عالم را شکافتند پانصد سال پیش از دنیا رفته کفن او هم نپوسیده . مولوی این را تشبیه می کند به روح و گفته: که جسمشان را هم از نور سرشته اند تا زروح و از ملک بگذشته اند .یعنی چطور روح جاودان هست جسم هم جاودان می شود. اگر این جسم را ما با قوانین طبیعت سازگار بکنیم ، قوانین طبیعت قوانین بهداشتی است شما می بینید برگ درخت خودش خودش را پاک می کند. در شمال یک گیاهی است بنام گزنه که خیلی ها آشنا هستند ولی الحمداله به دستشان نخورده من بچه بودم گزنه به دستم خورده، سرخ می شود می خارد می سوزد، کناره گزنه یک گیاه دیگری می روید که ما به زبان محلی به آن چماز می گوییم یا پِلُم به زبان مازندرانی اگر گزنه به شما زد همان چماز یا پلم را می چینند می مالند روی آن ،خارش را خنثی می کند. می گویند اگر توت سرخ چیدی که دست تو سرخ شد ، با همان برگ توت دست خود را بشور سرخی اش گرفته می شود. این خدا در طبیعت اصلا بهداشت را همانجا کنارش گذاشته است، شوینده را گذاشته است . ما اگر توانستیم با این طبیعت همگام بشویم آنوقت دیگر رو به پوسیدگی نمی رویم و حتی جسم مان جاودان می شود .حالا دو یا سه نکته دیگر در این مسواک هست که در فراز بعدی عرض می کنم. راجع به بهداشت فردی صحبت می کردیم، علی الخصوص درخصوص مسواک ، چند تا حدیث را اینجا ترجمه کرده جناب آقای سیدی : یکی اینکه محبوبترین دهان نزد پروردگار خوشبو ترین دهان است ، یک چیزی اینجا بگویم، ماه رمضان نزدیک است شب احیاء یک شبی است که همه مهمان خدا هستند و خیلی از آدمهایی که در طول سال در مسجد و محراب پیدایشان نمی شود یا حالا نمی گوییم با خدا قهرند، وقت ندارند بیایند آن شب می آیند، چون شب آشتی کنان است و همه از آشتی خوششان می آید ،بخصوص که بقول مولوی هیچکس آن شب به سابقه خودش نگاه نمی کند همه می خواهند به سابقه خدا نگاه کنند چون سابقه خدا سابقه درخشانی است ولی سابقه ما سابقه خوبی نیست . آنوقت یک کسی می گوید خدایا من تا صبح دعا کردم الغوث گفتم چرا خبری نمی شود ؟ چرا دعا مستجاب نمی شود ؟ فرشته ها می آیند و می گویند : میدانی چرا نمی شود . بخاطر اینکه دهان تو بد بو بود ،این دهان تو مثل موبایلی که روشن باشد جلو یک ضبط و پخش نویز می اندازد و دیگر شما صدای این رادیو را نمی شنوید ، توی ماشین دیدید وقتی موبایل می خواهد زنگ بزد حتی قبل از زنگ نویز آن می افتد و دیگر شما صدای رادیو و صدای آن مجری و برنامه را نمی شنوید، خدا می گوید یک صدایی می آمد شب احیاء منتهی واضح نبود ،من نمی فهمیدم شما چه می گفتی ، آی خدا چطور شما متوجه نمی شدی . می گوید : چون توی این دو ساعت دهانت بو می داد و اوضاع بغل دستی شما خیلی ناجور بود . محبوبترین دهان نزد آفریدگار خوش بوترین دهان است. اما راجع به سیره پیامبر ، پیامبر هر شب سه بار مسواک می زد قبل از خواب بعد از بیدار شدن و پیش از رفتن به مسجد برای نماز صبح .تا مسواک نمی زد نمی خفت. بعد فوائد مسواک را آورده می فرمود: در مسواک زدن دوازده فایده است، اول خشنودی آفریدگار، پاکیزگی دهان ، سپیدی دندانها، نابودی کرم، کاستی بلغم ، اشتها آوری، افزون شدن نیکی ها، خیلی عجیب است ! همان چیزهایی است که ما گاهی نمی فهمیم ، من توی هواپیما نشستم از کجا می دانم با این موبایل که صحبت می کنم، چه نویزی دارد توی کابین خلبان می اندازد، نگویید : آقا ما یواش زیر عبایمان می گیریم یا زیر چادر و مانتوی خود، بحث این نیست که مهماندار می بیند ، آنجا پارازیت می اندازد و اثرش را می گذارد . سنت پذیری، اصلا ادا در آوردن خودش یک عالمی دارد ، گاهی دیده اید بچه ها ادای بابا بزرگها را در می آورند آدم از آن خوشش می آید دیدید بچه دارد نماز می خواند ، حالا دمر می افتد و سجده می کند برای اینکه ادای یک آدم بزرگ را در می آورد ،آدم خوشش می آید . تأثیر بعدی : حضور فرشتگان و استحکام لثه ها ، و حدیث ادامه دارد دندان هایتان را خلال کنید ، فرمودند برای فرشتگان چیزی منفور تر از آن نیست که در دندانهای کسی باقیمانده غذا را ببینند ، خوب چرا فرشتگان به خانه ما نمی آیند معلوم است دیگر ما اینجا یک آلودگی گذاشتیم ، شما وقتی یک میهمان می آید اتاقتان را آب و جارو می کنید ، تمیز می کنید ، اسپری می زنید که خوش بو باشد فرشتگان هم جایی که خوش است ،تمیز است ،نظیف است می آیند ، منتها فرشتگان چون یک موجوداتی هستند که باطن ها را هم می بینند ،ما فقط همین ظواهر را می بینیم ، می گوییم خوب الحمد اله صورت شما خوب تراشید و خیلی ادکلن زده اید، این خانم چکار کردن آرایش کردن ، ولی آنها متأسفانه یک مقدار باطن را هم می بینند، مثل اینکه یادتون است موقعی که بچه بودیم یک وقتی شکولاتی ، تخمه ای چیزی می خوردید یواشکی دور از چشم مادرمان می گذاشتیم زیر فرش،پشت پشتی و موقع اسباب کشی معلوم می شد ای وای چرا اینجا کثیف است ، مادرمان میگفت اینها چیست ؟ بعضی ها که بیچاره ها سیگارشان را هم آنجا خاموش می کنند آنها که هیچی . و آن زیبایی ها و آن ظرافت ها وآن نظافت ها میتواند فرشتگان را جلب کند، این است که می فرمود فرشتگان چیزی برایشان منفور تر از این نیست و بعد هم فرمودند دو رکعت نماز با مسوارک بر تر است از هفتاد رکعت نماز بی مسواک است . یک جمله ای هم نهی دارند که نمی دانم دلیلش را حتما اطبا باید اینجا بگویند با همه این سفارشی که در باره مسواک زدن می کرد ، می فرمود در حمام مسواک نزنید ، حالا علت آن چیست نمی دانم . و این دین ما است پیامبر ما است که اگر کسی او را ببیند شیفته این آدم می شود یعنی آنقدر همین چهره ، همین به تعبیر بی ادبانه من همین دکوراسیون همین چیزی که امروز به آن دیزاین می گویند، سرشار از جذابیت است کافی است کسی از بوییدن بوی خوش، بوی گل استعفا نداده باشد. آن آدمهایی که استعفا داده اند دیگر ما به آنها حرفی نمی توانینم بزنیم ، چون چاره نداریم قرآن می گوید که : از این یهودیان و مسیحیان غافل نشوید ، اینها درسته مسلمان نیستند ولی انقدر آدمهای خوب توی اینها است ، نگویید آقا چون تو مسلمان نیستی ، تو آن طرف جوب من این طرف جوب. تز قرآن این نیست ، می گوید یک کیسه پول بدهید به بعضی از اینها یک ریال درآن دخل و تصرف نمی کنند . همه را مثل یک امانت دار نگاه می دارند، راجع به یهودیان است این آیه ،ولی بعضی از آنها هم هستند یک قران هم به ایشان بدهید یک ناخنکی به آن می زنند. پس انسانهای خوب همه جا است، به قول حافظ : هرکجا آن شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگستان کنند هرکجا یک شاخه گلی شما دست یک کسی ببینید، هرکسی باشد هرچی باشد از بوی آن خوشتان می آید. ما چند روز پیش یک سفری داشتیم به جزیره زیبای کیش ، برای اولین بار بود ما تا حالا نرفته بودیم آنجا، احساس می کردیم اگر برویم کیش، مات می شیم و رفته بودیم یک سوغاتی بخریم برای بازماندگان ، یک کسی می گفت آقا صبح آدم شاد می آید بیرون و غروب شادروان بر می گردد، حالا ما داشتیم شاد روان بر می گشتیم ، گفتیم برای بازماندگان یک چیزی بخریم ، یک آقایی توی یکی از این فروشگاههای بزرگ کیش گفت آقا راستش را بگویم من خیلی دین ندارم ، ولی از بعضی از حرفهای شما توی تلویزیون خوشم می آید . این حرف من نیست ، این حرف دین است پس تو بدان که این دین جاذبه دارد ، تو هم اشتباه می کنی می گویی من دین ندارم ، دین داری ولی خود تو خبر نداری. فکر می کنم از این بحث بهداشت فردی چند نکته دیگر مانده که باید هفته آینده عرض بکنیم .راجع به نحوه لباس پوشیدن ، نحوه حتی گاهی استحمام ، استفاده از بوهای خوش ، برخورد با دیگرانی که با ما ارتباط دارند و بعد انشاء اله اخلاق اجتماعی را می گویم. 10 - سیره اخلاقی پیامبر در خانه و خانواده چگونه بود ؟ شما دیده اید خدای نکرده گاهی که انسان مریض می شود و دکتر می گوید باید از شما یک عکسبرداری شود ، آن صفحه عکسبرداری را روی یک صفحه نورانی می گذارد جایی که زیر آن یک لامپ مهتابی روشن است و آنجا نگاه می کند ، دقیقا این کاری است که ما باید با زندگی و سیره پیامبر انجام دهیم ، یعنی آن فیلم نقص ها و کمبود های خود را روی چهره نورانی پیامبر بگذاریم ، آنوقت بدی ها ، کاستی ها ، کمبودها ، زشتی ها و سلامت های ما معلوم می شود . بالاخره معمولا همه آدمها بخش سلامت ایشان بیشتر از کمبودها است البته هستند آدمهایی که بخش نقائص آنها بیشتر باشد . در آن صورت می توانیم تطبیق بدهیم وگرنه در تاریکی نمی توان دید. بعد هم باید دکتر ببیند ، یعنی اگر ما این فیلم را به یک شخص عادی نشان بدهیم و بگوییم بیماری ما چیست هر چقدر هم در نور بگیرد که نمی فهمد و می گوید الحمد اله همه چیز شما خوب و سالم است و شاید دو روز بعد هم ما بمیریم . پس هم باید در صفحه نور دید و هم یک متخصص ببیند ، پیامبر هم خودش نور بود و هم طبیب ، و واقعا اگر کسی بخواهد آن سلامت را پیدا کند هیچ چاره ای جز این ندارد . مپندار سعدی که راه وفا توان رفت جز در پی مصطفی اسم ما انسان است و انسان نیز از کلمه نسیان به معنی فراموشی می آید ، یکی از اسمهای قرآن ذکر است و ذکر یعنی یاد آوری یک چیزی را ما قبلا می دانستیم به ما یاد آوری می کند . این مجنون یک روزی عاشق لیلی بود و بعد از سالها سوز و گداز مجنون غریب دل شکسته دریای زجوش نانشسته آمد برود به خانه لیلی ، شتر چموشی کرد و او را از آن بالا به پایین انداخت ، ضربه مغزی شد و همه چیز را فراموش کرد . حالا با این مجنون چه کاری باید کرد ، بزرگترین خدمت به مجنونی که حافظه خود را از دست داده است و ضربه مغزی شده چیست ؟ آیا جاهای مختلف ببریم و رفاه در اختیار او بگذاریم یا نه یک نشانه هایی کم کم از لیلی به او بدهیم تا کم کم به یاد او بیاید . قرآن گفته است ما در این عالم ضربه مغزی شده ایم : شما من را که فراموش کنید ، ضربه مغزی می شوید و همه چیز را فراموش می کنید ، یعنی آن چیزهای اصلی خود را فراموش می کنید، وگرنه اینکه اسم من چی است ، خانه من کجا است ، زن من چه کسی است و ... اینها را که فراموش نمی کنم . یا فراموش نمی کنم صبح که می خواهم از خانه بیرون بروم جلوآینه بایستم و به خود نگاه کنم اینها را که یاد من است . آن مسئله اصلی یاد من رفته است ، برای چه آمده ایم یا چکار داریم می کنیم . این مهمترین سوال عرفانی همه هستی است من چه کسی هستم و این جا کجا است ، اگر کسی این سوال یاد او رفت ، همه ی زندگی او هم طلا و نقره باشد فایده ندارد. مثل آن مجنونی است که فراموش کرده است، خدا این پیامبر و قرآن و ائمه (ع) را فرستاده است که از عهد اول یاد ما بیاورد . 11- رسول اکرم (ص) در منزل چگونه بودند و با خانواده چگونه رفتار می کردند؟ قرار شد ما از همین کتاب همنام گلهای بهاری که جناب آقا سیدی با استفاده از پانصد منبع شیعه و سنی و با تحقیقی گسترده و عمیق یادداشتهای خود را اینجا تنظیم کرده اند استفاده کنیم . در صفحه سی و نه عنوانی دارند بنام در خانه ، در خانه اش خجول تر از دوشیزگان بود ، ما امروز یک چیزی به نام حیا را کنار گذاشته ایم و اسم آنرا جایگزین کردیم با شجاعت یا زیر بار ظلم نرفتن در حالیکه مرزهای اینها متفاوت است ، یک کسی می رقصد می گویند نه نمی رقصد حرکات موزون انجام می دهد، مثلا رشوه همان است ولی اسم آن را عوض کرده اند گذاشته اند هدیه ای برای جنابعالی و این یعنی گول زدن . انسان خوب است با حیا باشد ، نگاه او ، سخن او ، نجابت و زبان او . از اهل خانه نه غذایی می طلبید و نه علاقه اش به خوردنی ها را ابراز می کرد ، چون وقتی من می گویم این را دوست دارم یعنی همه خانواده دست به دست بدهند و این را برای من درست کنند . اگر گفتم من از غذای با نمک خوشم می آید حالا اگر یک روز خانم یادش رفت نمک استفاده کند آن روز باید از خجالت عرق بریزد. " اگر غذایش می دادند می خورد ، آنچه می دادند می پذیرفت و آنچه نوشیدنی می دادند می پذیرفت و چه بسا خود برای خوردن و نوشیدن بر می خواست " . در زندگی امام خمینی است حداکثر می گفت آب اینجا نیست ؟ نمی گفت بروید آب بیاورید حالا اگر کسی هم دلش سوخت و آب آورد ولی نمی گفت بروید آب بیاورید خودش بلند می شد. چون به منزل می آمد وقت خود را به سه قسمت تقسیم می کرد ، بخشی برای خدا ، بخشی برای خانواده و بخشی برای خود ، آن ساعت را که به خود اختصاص داده بود نیز بین خود و مردم تقسیم می کرد . البته کسی مثل پیامبر که ارتباطات بیرونی و اجتماعی او خیلی زیاد است ولی خیلی ها این ارتباط را ندارند آنها دیگر در خانه هستند نمی گوییم که دیگر وقت را به این همسایه یا آن همسایه بدهند . خیلی از خانم ها یا بعضی از آقایان به من زنگ می زنند و می گویند همسر ما وقتی را که باید در خانه باشد فقط جسم او در منزل است یکسره یا تلویزیون می بیند یا با تلفن صحبت می کند نه به ما توجه می کند و نه به بچه ها ، این خیلی سخت و بد است . البته این را هم بگویم خیلی از مردها اینگونه نیست که به زن و فرزند خود بی میل باشند ، گاهی اوقات خانم ها می گویند همسر ما دیگر به ما توجه ندارد روزهای اول او روزی پنج بار به ما زنگ می زد ، روزی هفت بار به خانه سر می زد ، یا روزی بیست بار من را می بوسید اما حالا هیچ ، این تصور در خانم ایجاد می شود که شاید توجه مرد به جای دیگر معطوف شده است ، نه اینگونه نیست . اینها بخشی به طبیعت مرد بستگی دارد یک مقداری هم به خود خانم بستگی دارد که در بخش خانم ها عرض خواهم کرد . یک بخش دیگری تحت همین عنوان در کتاب در صفحه صد و پنجا ه وپنج است به نام تشکیل خانواده، یک جمله ای آنجا دارد که من اجازه می خواهم آن را بخوانم " پیامبر (ص) هماره مردم را به تشکیل خانواده تشویق می کرد و مردمان را از بی همسری بیم می داد ، می فرمود بیشتر دوزخیان بی همسرانند. " دیروز یک خانمی به من زنگ زد گفت آقا پسر من بیست و سه چهار سال دارد پرخاشگر است ، بی منطق است ، عصبی است در خانه ساکت است گفتم خانم ایشان ازدواج کرده است ، گفت نه، پولی ندارد در آمدی ندارد خانه را چکار کنیم ، گفتم یعنی بیست و چهار سال دارد هیچ کاری نمی کند گفت چرا تازه سر یک کاری رفته است و ماهی صد یا صد وپنجاه تومان به او می دهند . ببینید اولا چرا حالا سر کار رفته است در سن بیست و چهار سالگی ایشان سر کار رفته اند خوب اگر کسی می خواهد درس بخواند که برود دانشگاه که یک رشته تخصصی یاد بگیرد و از کنار آن استفاده کند یک چیزی. اما اگر کسی استعداد ندارد خوب سیکل خود را که گرفت سر یک کاری برود تا در سن بیست و چهار سالگی استادکار شود. یک باطری ساز یک آشپز یا یک تعمیرکار خوب بشود این پنج یا شش سال او خیلی کارها می توانست یاد بگیرد . دسته عینک من شکست آن را چند عینک فروشی بردم گفتند ما انجام نمی دهیم برو میدان ولی عصر در یک پاساژ طبقه چندم مغازه سوم کسی است که آن را درست می کند ، رفتم آنجا فردی بود بسیار از او خواهش کردم که این عینک من را درست کند . ببینید حضرت آیت اله یا حجت الاسلام یا دکتر یا رئیس جمهور باشید اگر دسته عینک شما بشکند یک کسی باید باشد که دسته عینک شما را درست کند ، این یک هنر و فن است و اگر شما یاد می گرفتید من امروز محتاج شما بودم و هرچقدر هم می گفتید می دادم . ثانیا به این خانم عرض کردم خانه شما چقدر ارزش دارد گفت مثلا صد و پنجاه یا دویست میلیون گفتم خوب به این آقا زاده بگویید ما این خانه را می فروشیم و مستأجر می شویم ، بجای آن برای شما زن می گیریم و خانه اجاره می کنیم ، خود من تا دو سال پیش مستأجر بودم یک آقایی به من گفت شما مستأجر هستید گفتم بله مگر مستأجرها را تشییج جنازه نمی کنند چه اشکالی دارد . خوب مگر مستأجر صاحب خانه نیست ؟ است همه خانه ها متعلق به مستأجر است صاحب خانه یک خانه دارد و مستأجر صد خانه . شما اگر این کار را بکنید فرزندتان نیز وقتی ببیند که پدر و مادر تا این حد برای او ایثار می کنند آرام می شود ، البته به او بگویید یک شرط دارد شرط آن این است که تو هم این بی ادبی و پرخاشگری را کنار بگذاری . بچه ها گاهی فکر می کنند پدر و مادر به فکر آنها نیستند پدر خودش زن دارد و شب به اتاق خوابش می رود مادر هم شوهر دارد و کنار همسرش می نشیند من این وسط باید لحاف و تشک را بغل کنم و بخوابم . اگراین بچه حس کرد پدر او به فکر او است یک جایی برای او ایثار می کند ، یک جایی برای او هزینه می کند او هم درست می شود ، الانسان عبیدُ الاحسان . بعضی از مادران سفره را می اندازند آن قدیم ها که مواد غذایی کم بود غذا را مادر تقسیم می کرد آن گونه نبود که هرکس هر چقدر دل او می خواهد بخورد ، دو تکه گوشت برای این فرزند برای آن فرزند برای همسر و پنج تکه گوشت هم برای خودش می گذاشت همه می بینند که این مادر همه را برای خود بر می دارد. ببینید گاهی ما محبت می کنیم ولی کنار محبت نیش هم می زنیم آن نیش کار خود را می کند ، مثلا من پسرم عروسم یا دامادم صبح دیر از خواب بیدار شده است جوان است دیر از خواب بیدار شده است من می خواهم به او بگویم صبح بخیر اول یک نگاه به ساعتم می کنم و می گویم ساعت ده است خوب صبح به خیر این ساعت ده همان نیشی است که من زده ام ، خوب این داماد یا عروس وقتی در خانه خود بود دیگر مادر به او نمی گفت که ساعت ده است می گفت خوب خوابیدی دخترم یا پسرم نوش جون تو ، اما وقتی این ساعت ده را که گفتم مثل آن گاو نه من شیر است همه گاو ها سه من شیر می دهند اما این نه من می دهد بعد هم لگد می زند و همه خاک ها را درون ظرف شیر می ریزد یک استکان آن را هم نمی توان خورد فایده ندارد . ما یک وقت هایی اینگونه کار می کنیم و منت می گذاریم ، لا تبطلو صدقاتکم بالمن و ... اگر خدمت کردید دیگر منت نگذارید و آن کار روشن خود را تاریک نکنید و آن را خراب نکنید ، اما ما آن نیشی که زدیم، تندی که کردیم و آن کار بدی که در کنار آن کار خوب کردیم را نمی بینیم . مثلا این عمامه من سپید است اگر یک پر کاه روی آن باشد همه می گویند آقا عمامه شما کثیف است، به اندازه یک بال پشه اما به چشم می آید. شما اگر بیست نوع غذای خوشمزه زعفرانی و گلاب زده سر سفره میل می کنید ولی اگر دو تا پر پیاز بخورید همه می گویند آقا پیاز خورده اید ؟ این زشتی ها اینگونه است یعنی اگر شما هزار کار خوب بکنید ولی دو کار بد باشد آن را خراب می کند . شما یک قدح شربت درست کنید آن طرف آن یک مگس افتاده باشد این طرف آن را نیز حاضر نیستید بخورید. خانمهایی که سرویس ظرفهای چند پارچه می خرند اگر لب یکی از آنها پریده باشد کل آن را پس می دهند . آدم ها همینگونه هستند محبت کسی را من وقتی می پذیرم که در آن محبت سختی و ناخوشی نباشد آن زمان است که این محبت اثر می گذارد. اگر ما یک بار محبتی که می کنیم و سخنی را که می گوییم ضبط کنیم یا به کسی بگوییم که از دور نگاه کنید و قضاوت کنید اگر درست بود و باز هم آن شخص طلب کار بود بگوییم که شما خیلی قدر ناشناس هستید. ببینید من چقدر به شما محبت کردم آیا تا به حال به رخ شما کشیده ام و یا به شما گفته ام ، پیش دیگری گفته ام و آبروی شما را برده ام ، این بستگی به ظرافت برخورد ما دارد. می گفتم که یک بخش مربوط به اصل تشکیل خانواده است . پیامبر می فرمود دو رکعت نماز کسی که همسر دارد بهتر از هشتاد و دو رکعت نماز کسی است که بی همسر است و بعضی روایات گفته بهتر از هفتاد رکعت نماز بی همسر است . یعنی آدم بی همسر حتی اگر آدم خوبی هم باشد ارزش کارهای او پایین است . بیچاره است (سه بار گفته ) مردی که همسر ندارد . بر احوال این مرد باید گریست که دلدار او در کنارش نیست . گفتند : گرچه ثروت مند باشد فرمود گرچه ثروت مند باشد ، بیچاره است . بعد فرمود بیچاره است زن بی شوهر گرچه ثروت مند باشد . مثل اینکه آن روزگار نیز پول مثل روزگار ما بوده است که خیلی به چشم می آید اما به این صورت نیست که همه چیز با پول حل شود. وقتی مرد به همسر خود و زن به همسر خود می نگرد پروردگار مهربانانه به هردو می نگرد یعنی یک نگاه محبت آمیز باعث می شود نگاه محبت آمیز خدا نیز به انسان جلب شود ، آدمی پس از ایمان به خداوند به چیزی بر تر از همسری همدل دست نمی یابد . اله اکبر به این دین! چون خوب پیامبر می داند چه چیزی باعث آرامش دل ما است . ببینید شما وقتی به اصفهان می روید اصفهان یک میدانی دارد به اسم میدان حضرت امام دور تا دور این میدان که معمولا مسئولین سیاسی هم در این میدان برای مردم صحبت می کنند مغازه های قلم زنی دارد و صدای قلم زنی مثل یک موسیقی زیبا در آنجا شنیده می شود ، آنجا که شما می روید و یک سینی زیبا با یک نقش زیبا و دل انگیز به چشم شما می خورد می پرسید قیمت این سینی چقدر است چون اصفهانی ها خیلی زیرک و هوشمند هستند نگاه می کنند و به شما می گویند فروشی نیست. ما می گوییم چطور فروشی نیست فروشنده می فهمد که شما خریدار نیستید و همینطوری قیمت را می پرسید چون فوق العاده اصفهانی ها روان شناس هستند بعد که یک مقدار کلنجار می روید آخر می گوید پنجاه هزار تومان ، بعد می گویید آقا مگر مس اصفهان کیلویی چند است چقدر گران است فروشنده می گوید مگر این مس است نگفتم شما خریدار نیستید شما نمی فهمید نقشی که من در آن زدم چیست . ما یک صورت داریم و یک ماده ، بله ماده این سینی مس است که یک قیمتی دارد کیلویی دو هزار یا پنج هزار تومان و ... اما صورتی که به آن زده شده یک دفعه قیمت آن را صد میلیون بالا برده است . قرآن آیه ای دارد که مضمون آن این است: ما اول شما را از گل یا لجن خلق کردیم بعد یک صورتی بر آن زدیم ارزش پیدا کرد ، مسجود ملائک که شد آدم ز علی شد آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود وقتی چهره امیر المومنین را در آن آینه آدم زدند همه به سجده افتادند . این صورت مهم است که ما متأسفانه آن را فراموش کرده ایم . آن کسی که قلم زنی می کند این سینی یا مس را در مکان محکمی می بندد بعد روی آن قلم زنی می کند چون اگر تکان بخورد این همه نقش زیبا بر آن زده نمی شود ، دل ما نیز همین گونه است اگر ما بخواهیم نقش زیبایی بر دل خود بزنیم باید دل ما یک جایی آرام بگیرد و تنها چیزی که بعد از یاد خداوند دل ما را آرام می کند پیامبر فرمودند : یک همسر نازنین است . فرمودند : کسانی که بسان موریانه در کانون گرم خانواده ها رخنه می کنند و بنیان های آنان را با سخنان فتنه گرانه خود سست می کنند ، ( یک خانمی امروز به من زنگ زد گفت آقا من ازدواج کرده ام اما حس می کنم از همسرم خوشم نمی آید از تیپ او ، قیافه اش ، قد و بالاش و ... من چکار کنم وقتی او را دوست ندارم ؟ چگونه به او محبت کنم ؟ به او گفتم : خود تو انتخاب کردی و بله را گفتی ،چرا از اول فکرهایت را نکردی ؟ چرا آن موقع مشورت نکردی؟ ) اما یک اتفاقی که گاهی در بین خانواده ها می افتد فتنه انگیزان هستند که این جا گوش کنند و ببینند پیامبر چه گفته است ، ( گاهی یک خانم با همسرش بیرون می رود کسی او را می بیند و می گوید شوهر شما ایشان هستند یعنی مثلا غم آخر شما باشد ، تسلیت می گویم این چه شوهری است که شما دارید یعنی نگاه او و کلام او از هزار زهر افعی بدتر است ) پیامبر در این باره می فرماید : خشم و نفرین آفریدگار در این جهان و آن جهان بر کسی باد که میان مرد و زنی جدایی افکند و بر خداوند است که او را با هزار سنگ دوزخی بکوبد . یعنی سنگی که آتش است این سنگ چند هزار درجه باید داغ شود تا گداخته شود ؟ یعنی تو چرا این حرف را به آن آقا زدی چرا به او گفتی این چه زنی است که تو گرفته ای ، بعضی از مادر شوهر ها ی غیر عاقل مدام نیش می زنند : این قیافه که الحمد اله ندارد اصلا زن نیست ، استخوانهای او بیرون زده است بالاخره زن یک مقدار باید زنانگی داشته باشد مدام توی دل این پسر بیچاره را خالی می کنند که این فرد که روزی عاشق همسر خود بود کم کم نسبت به او بی میل می شود . این مادر ها بدانند روز قیامت جای ایشان در جهنم است بدون تعارف ، حتی اگر پیشانی ایشان جای مهر داشته باشد یا تسبیح بگردانند یا همیشه سر سجاده بنشینند . از طرف دیگر پیامبر فرمود : کسی که برای آشتی دادن زن و شوهری گام بردارد پروردگار به او پاداش هزار شهید می دهد که به راستی در راه خدا کشته شده اند . شما می دانید که پیامبر مبالغه آمیز حرف نمی زدند و برای بازار گرمی سخن نمی گفتند برای اینکه مثلا یک چیزی بگوید که مردم خوششان بیاید وقتی می گوید ثواب هزار شهید یعنی واقعا هزار شهید ، که روز قیامت معلوم می شود . در ادامه می فرماید : برای هر گام که بر می دارد و هر واژه ای که در این زمینه می گوید عبادت یک سال را به او عطا می کند . ( یعنی روز قیامت پرونده اعمال جناب عالی را می دهند شما می بینید چقدر اجر و پاداش به شما داده اند یک لحظه حس می کنید احتمالا اشتباه شده است بعد به شما می گویند نه پرونده خود تان است ، دو تا زن و شوهر داشتند از هم طلاق می گرفتند شما رفتید و بین ایشان آشتی ایجاد کردید یا خانمی از شوهرش بد گویی شنید ه بود ولی شما رفتید و گفتید نه خیلی مرد خوبی است اشتباه به شما گفته اند.) عبادت یک سال را به این فرد عطا می کنند سالی که روزهایش را روزه بوده وشب هایش را شب زنده داری کرده است . دوست داشتن همسران و آگاه کردن آنان از این محبت را مستحب اعلام کرده است . یعنی تنها ذکر گفتن مستحب نیست مستحب این است که ما به همسر خود بگوییم تو خیلی خانم خوبی هستی من خیلی تو را دوست دارم یا این لباس چقدر به تن تو برازنده است این گردنبند تو چقدر به گردن تو زیباست . امام حسین وقتی مثال می زند به گردنبند در گردن یک دختر جوان مثال می زند یعنی تشبیهات ایشان برای ما معنی دارد . می فرمود اگر مردی به زنش بگوید تو را دوست دارم هرگز از دل همسرش بیرون نمی رود . خدای نکرده اگر یک زندگی به طلاق بکشد ، پنج یا ده سال بعد که این زن کم کم پشیمان می شود فکر می کند اگر من صبر کرده بودم و یا این صبری را که با شوهر دوم می کنم با همان اولی کرده بودم خیلی بهتر بود چون به بدی های او فکر نمی کند می گوید او به من چند بار گفت دوستت دارم چون این کلمه هنوز یاد او است درست است یک جایی اخم کرد یا یک جایی دست روی من بلند کرد ولی گفت دوستت دارم . در ادامه می فرماید هرچه بر ایمان بنده ای افزوده شود بر محبت او به همسرش افزوده می شود . اگر دیدید هر چقدر سن شما بالا می رود بد اخلاق تر و بد خلق تر و بی ادب تر نسبت به همسر خود شدید بدانید که ایمان ندارید هر چند که هر سال سه بار مکه و کربلا بروید . اما اگر هر چقدر به همسر خود بیشتر ابراز علاقه کنید و از اموال خود مقداری را به نام او بکنید و بعد از مرگ همسر تو توانست با استفاده از آن راحت زندگی کند ایمان او افزوده می شود. اگر کسی مهریه همسر خود را ندهد پیامبر فرمود اگر کسی مهریه همسر خود را ندهد مانند کسی است که یک عمر زنا کرده است . 15 – پیامبر بیشتر به اخلاق اجتماعی اهمیت می دادند یا اخلاق فردی؟ اولا ما اخلاق فردی خیلی کم داریم اصلا اخلاق یعنی برخورد با دیگران، اخلاق فردی یک جاهایی داریم مثلا می گوییم شما نماز می خوانید لباس تمیزی پوشیده باشید ، عطر بزنید ، مسواک بزنید ، موهای خود را شانه بزنید ، با لباس نا مناسب نماز نخوانید ، یک آقایی می گفت من با زیر پیراهن رکابی نماز می خوانم اشکالی دارد گفتم آیا من به در خانه شما بیایم حاضر هستید با همان زیر پیراهن جلوی در بیایید گفت نه ، گفتم پس چطور می توانی پیش خدا با زیر پیراهن رکابی بروی ، نماز تو درست است ولی قبول نیست ، یک هدیه ای را یک کسی به خانه شما می آورد شما آن را در انباری می گذارید ، شما هدیه را پذیرفته اید ولی قبول نکرده اید . اما اینکه خدا هدیه را قبول کند مهم است . یک چنین جاهایی اخلاق فردی است . در حالات یکی از بزرگان دیدم که آمده بودند منزل ناهار بخورند خدمتکار ایشان گفت حاج آقا کسی نیست عبای خود را در آورید و راحت باشید ، فرمود کسی نیست یعنی چه خودم که هستم باید به احترام خودم هم که شده یک کارهایی را نکنم . بعضی ها برای خود احترام قائل نیستند و در خلوت خود کارهایی می کنند که واقعا زشت است . خدا روز قیامت کسی را به بهشت می برد که برای خود ارزش قائل بوده است . اخلاق اجتماعی یک پهنه وسیع و عریضی دارد که باید به تدریج به آن بپردازیم. 16 – امانتداری پیامبر را توضیح دهید . یک بخشی را از کتاب همنام گلهای بهاری برای شما می خوانم که نگاهی نو و تازه به زندگی پیامبر دارد ، ابتدا بگویم امانتداری بسیار وسعت دارد این نیست که من مثلا وسیله ای را منزل شما گذاشته ام شما هم خواهش می کنم بدون اجازه ما از این وسیله استفاده نکنید و آن را دوباره به ما برگردانید . در این روزگار ما خیلی در امانت ها خیانت می کنیم و درست عمل نمی کنیم . می فرمود : سه چیز است که آفریدگار اجازه شکستن آنها را به کسی نداده است یکی بازپس دادن امانت به صاحبش نیکوکار باشد یا گنه کار (هرکس پیش شما امانت گذاشت در امانت او خیانت نکنید)، دشمنانش در مکه حتی پس از اعلام پیامبری همچنان نفیس ترین اشیاء خود را نزد ایشان به امانت می گذاردند و تردیدی به خود راه نمی دادند که مبادا او اموال ایشان را مصادره و به نفع آئین خود خرج کند از همین روی پس از هجرت از امام علی (ع) خواست چند روز در مکه بماند و امانت ها را به صاحبانش پس بدهد و به مدینه برگردد . مریض در دست طبیب امانت است . ماشینی به تعمیرگاه می بریم نزد تعمیرکار امانت است . پارچه ای که نزد خیاط برده می شود امانت است گاهی خیاط لباس را خراب می کند تنگ یا گشاد می کند ولی می گوید نه خانم خیلی برازنده شما است این یعنی خیانت در امانت . حالا تا برسیم به حاکمان که مردم در دست ایشان امانت هستند . - چطور بفهمیم که خدا توبه ی ما را قبول کرده است ؟ ما نباید یقین بکنیم که توبه مان قبول شده است . زیرا حالت غرور به ما دست می دهد و مغرور می شویم . خدا می خواهد ما را بین خوف و رجا ء نگهدارد . کج دار و مریز نگهدارد که ما در دلمان شعله ای برپا باشد . در قرآن می گوید : عبادت کن تا به یقین برسی که یقین را مرگ معنی کرده اند . تازه به دوران رسیده ها میگویند : ما به یقین رسیده ایم ، پس عبادت دیگر تعطیل میشود . هرچیزی علامتی دارد . همین که با خدا آشتی کرده ای و یکسری کارها را کنار گذاشته ای ، دروغ می گفتم ، تصمیم می گیرم دروغ نگویم . غیبت میکردم ، تصمیم میگیرم غیبت نکنم . به پدر و مادرم تند نگاه می کردم ، بی احترامی میکردم ، حالا مهربان شده ام . خود این ، علامت پذیرش است . شما بذری را روی زمین می کاری ، بعد چند روز دیگر می بینی سبز شده است . میگویی : از کجا معلوم زمین بذر را قبول کرده است . بذر سبز شده است . باور کنید . شما شب قدر این بذر را کاشته ای و حالا دارد جوانه می زند . پس معلوم است توبه ات سبز شده است و غصه نخور . باید نگران شکستن توبه باشیم . 32- توبه می کنم و می دانم خدا می بخشد ولی دوباره گناه می کنم . دنبال راه نجات هستم . حافظ می گوید : به هوش باش که هنگام باد استغنا ، هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند . می گوید : مواظب باش غرور پیدا نکنی . یک وقت بادی می آید و باد استغنا است . گندم کاران و برنج کاران وقتی میخواهند برنج را از سبوسش جدا کنند ، به باد می دهند . حالا یک بادی می آید و همه چیزت را می برد . گریه های شب قدرت را از بین می برد . زیارت عاشورا و نماز شبهایت را از بین می برد . همه ی عبادات را به خودتان بر می گردانند . چون در آن کمی غرور بوده است . پس ما باید حالت خوف و رجاء را همیشه داشته باشیم . ما باید این را حفظ بکنیم . اینکه حالت ماه رمضان را بتوانیم نگه داریم ، کار سختی است . 33- چکار کنیم لذت شیرینی گناه از وجودمان برود ؟ اولا شیرینی باید باشد . اگر این شیرینی برود ، دیگر ترک گناه ثوابی ندارد . اگر یک خربزه تلخ و ترشیده باشد و بچه ای که این خربزه دوست دارد ، این را نخورد ، هنر نکرده است . یا بچه سرما خورده و خربزه را نمی خورد . خوب هنر کرده ؟ اگر خربزه شیرین بود و تو به دنبالش نرفتی و نخوردی خیلی مزه دارد . امیر المومنان در باب توبه می فرمایند : گوشتهایی که از گناه در تنت روییده ، باید آب بشود . یک نگاه نامشروع هم لذت دارد و گوشت تن من میشود . وقتی غیبت کسی را می کنم و آبروی او را می برم و دلم خنک میشود ، این هم گوشت تن شما میشود . اتفاقا غیبت هم نوعی خوردن است . یک دروغ و یک غیبت خوردنی میشود . منتهی این ها خوردنی کاذب است . این خوردنی ها مزه دارد و شکم را هم پُر میکند . خدا میگوید : این ها که خیلی مزه دارد ، رها کن . خدا با انسانهای عاقل صحبت میکند . چطور وقتی شما مریض میشوید به دکتر می روید و داروی تلخ دکتر را هم می خورید . چون سلامتی برایتان مهم است و در دوران پرهیز از چیزهایی که برایت بد است ، پرهیز میکنید . خیلی جاها ما از شیرینی های نامشروع دست بر می داریم . خدا میگوید : تو از این چشم بپوش ، ما چیزهای بهتری به تو میدهیم . بچه های خوب در میهمانی به حرف مادر گوش می دهند و با اشاره مادر چیزی می خورند . بعد که خانه می آیند ، مادر به او خوراکی بیشتری می دهد که آبرویش را در میهمانی حفظ کرده است . خدا می گوید : ما با انسانهای عاقل صحبت می کنیم . انسانهای بی عقل ، از حیوان بدتر هستند . سعدی حکایت شیرینی دارد . کسی آمد خربزه بخرد . قیمت را سوال کرد . فروشنده گفت : اینهایی که این طرف است ، دو تا یک دانگ و آنهایی که آن طرف هستند ، چهار تا یک دانگ میشود . گفت : فرقشان چیست ؟ فروشنده گفت : این ها که دو تا هستند ، از دسترنج خودم است ولی چهارتایی ها را بچه هایم دزدیده اند و آورده اند . طرف گفت : ازاین حرام تر و ارزان تر نداری ؟ حالا که من می خواهم حرام بخورم ، فرقی نمیکند چند تا باشد . یک فضله ی موش در یک لیوان شربت بیفتد ، همه را آلوده میکند . اگر ما بتوانیم با عقلمان به دین نگاه کنیم نه با احساساتمان و بتوانیم آن طرف تر را هم ببینیم ، قطعا گناه نمی کنیم . کسی به گوسفندی سبزی می داد و از آن طرف به او دست می زد که ببیند چاق شده است یا نه . من که شربت تلخ میخورم ، سریعا سلامتی نمی آید ، بعدا می آید ولی شربت تلخ نقد است و سلامتی اش نسیه است . کسی که می خواهد در دانشگاه قبول بشود ، یکسال همه ی تفریحات را بر خودش حرام می کند . او دارد نقد این شیرین را از دست می دهد به امید قبولی نسیه . چرا اینجا این کار را می کنیم ؟ در مورد دین هم ، باید همین کار را انجام بدهیم .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 13:52  توسط داود حمیدی
|
- نحوه تعامل پدرها و مادرها با جوانان در بُعد عبادی و اخلاقی
چگونه باید باشد ؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 13:50  توسط داود حمیدی
|
- چه می شود که پاکدامنی در جوانی شیوه پیغمبری می شود ؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 13:49  توسط داود حمیدی
|
سرمان به اصلاحات، اصولگرایی، فتنه، هدفمندی یارانهها، انرژی هستهای، فوتبال کثیف و هزار جور دغدغه و این آخریها هم به اختلاس یا به تعبیری فساد بزرگ گرم شده است و در این هیاهو اصلا متوجه ورود گربه شوم تهاجم فرهنگی به خانهمان نشدیم و نشان دادهایم که هیچ توجهی به جنگ نرم فرهنگی که مقام معظم رهبری سالها قبل به آن اشاره کرده بود، نداریم.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 13:43  توسط داود حمیدی
|
اشتباه در پرداخت يارانه نقدي كاهش نرخ سود بانكي خطرناك است تئوریسین هدفمندی یارانهها تحلیل کرد
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 13:41  توسط داود حمیدی
|
الف) مراقبت و مواظبت
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 13:40  توسط داود حمیدی
|
مقاله مديريتي : مدلهاي سرآمدي کسب وکار پاسخي است به اين سوال كه سازمان برتر چگونه سازماني است ؟ چه اهدافي ومفاهيمي را دنبال مي كند وچه معيارهايي بر رقباي آنها حاكم هستند . اصول و مفاهیم اساسی و بنیادین سازمانها جهت خودارزیابی و سنجش خود با دیگر سازمانها نیازمند ابزاری ویژه و مناسب و دارای ساختار مدیریتی میباشند که مدلهای تعالی دارای این ویژگی است .
ه) رهبران تحولات سازمانی را شناسایی و ازآن حمایت می کنند. معیار سه : کارکنان( People ) معیار چهار : شرکای تجاری و منافع ( Partnership & Resources ) معیار پنج : فرآیندها ( Processes ) معیار شش : نتایج مشتریان ( Customer Results ) معیار هفت : نتایج کارکنان ( People Results ) معیار هشت : نتایج جامعه ( Society Results ) معیار نه : نتایج کلیدی عملکرد ( Key Performance Results )
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 16:37  توسط داود حمیدی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 16:35  توسط داود حمیدی
|
هزینه یابی کیفیت نوعی روش هزینه یابی مبتنی بر فرایند است که در آن هزینه های فعالیتها با دیدگاه میزان تاثیر آنها بر کیفیت، دسته بندی و مقایسه می شوند. حسابداری کیفیت امکان کنترل بهتر هزینه ها را فراهم کرده و با ارائه اطلاعات تفصیلی در رابطه با انجام عملیات پیشگیرانه از بدی کیفیت و نتایج حاصل از آن در کیفیت خروجیها، امکان تصمیم سازی استراتژیک را برای مدیران فراهم می سازد. مدیریت پروژه زمینه ای است که در آن به دلیل ریسک بالا و ماهیت احتمالی فعالیتها و نتایج خروجی آنها، نیاز به روشهای دقیقتر و نوین احساس می شود. در این مقاله ابتدا به معرفی زمینه هزینه یابی کیفیت پرداخته می شود سپس با تعریف یک ساختار عمومی برای فعالیتهای پروژه ها، هزینه های مربوط به سرمایه گذاری برای تضمین کیفیت و هزینه های پیشگیرانه و همچنین هزینه های مربوط به عدم تامین کیفیت در هر مجموعه فعالیت شناسایی شده و درنهایت با دسته بنـدی این هزینه ها ساختار کلی هزینه های کیفیت در پـروژه ها معرفی می شود و در ادامه روش ترازنامه هزینه های کیفیت، تدوین و معرفی شده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 16:32  توسط داود حمیدی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 16:29  توسط داود حمیدی
|
مشارکت رکن اصلی نظام مدیریت کیفیت جامع که سبب اطمینان بهبود ارتباطات و وابستگی متقابل بین افراد سازمان می شود.علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید : لا ظهیر کالمشاوره یعنی هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست . Top of Form مقدمه : اسلام نظام مدیریت خاص خود را دارد نظام مدیریتی که عالیترین نعمات الهی دنیا واخرت را نصیب مردم خواهد نمود. ایه 38 سوره شوری اصل مشورت کردن در امور را مورد تاکید قرار میدهد .پیامبر گرامی اسلام که به عنوان الگوی تمام عیار برای ما معرفی شده در امور اجتماعی از آرا و نظرات مردم بهره می جست . چنانچه در فتح خیبر جنگ خندق و احد بسیاری از امور دیگر مبنای تصمیم گیری خود را بر مشورت قرار داده 1- باعث بهره گرفتن از توانمندی دیگران می شود . مشارکت یک مفهوم بنیادی در بررسی انگیزش است .قران می فرماید : ایات الهی را فصل فصل کنید تجزیه و تحلیل کنید به روش احسن باهم مجادله کنید فکرها واندیشه ها یتان را بکار اندازید تا بهترین روشهای مدیریت را بیابید .همچنین می فرماید ایات قران را به بهای اندک مفروشید . در دل ایات قران تفکر و تدبیر کنید تحقیق و پژوهش کنید از هر ایه قران خیرات کثیر بدست خواهید آورد. هدف نظام مشارکت کارکنان از دیدگاه اسلام : نظام مدیریت اسلامی که مبتنی بر فکرها و اندیشه ها و پیشنهادات مردم است درهای رحمت الهی را به روی جامعه اسلامی ما و تمامی جوامع اسلامی دیگر می گشاید و روز به روز و لحظه به لحظه نعمات بیکران الهی را نصیب مسلمین خواهد کرد نظام مشارکت بر مبنای پشنهادات کارکنان نظامی است بسیار ساده .پژوهشهایی که ساشکین در پشتیبانی از اثربخشی مشارکت از آنها یاد کرده در کارخانه هاتورن در شرکت وسترن الکتریک در سال 1930 انجام گرفت دست کم هفت دگرگونی در این آزمایشات دیده می شد: 1) کاری ساده تر با تنوعی کم تر 2) یک نظام پاداش 3) سرپرستی مشارکت جویانه و دلسوزانه 4) بکار گرفتن زمانهای راحت باشی 5) کاهش ساعات کار 7) بازخور موثر محققان این شرکت با بکارگیری فنون اماری به این نتیجه رسیدند که تنها بزرگترین یاری به افزایش بهره وری زمانی رخ دا د که دو کارمند کم انگیزه از یک گروه کاری برکنار شده و دو کارمند با انگیزه به جای آنها به کار گرفتند. و بین رضایت شغلی با بهره وری رابطه ای است که بهره وری به رضایت شغلی افراد بستگی دارد اگر افراد از کارکنان راضی باشند باعث بهره وری می شود مشارکت نیز کلید پدیدی اوردن خشنودی بسیار است.
بعداز جنگ جهاني دوم كه از كشور ژاپن ويرانهاي بيش نمانده بود و تنها اميد و دلبستگي اين كشور به مردم و مديراني بود كه بتوانند با رهبري و هدايت صحيح، ژاپن را به كشوري پيشرفته تبديل كنند. توصيههاي بزرگاني همچون دكتر دمينگ بسيار موثر واقع شد. بهطوري كه اجراي صحيح و به موقع 14 اصل مديريتي دكتر دمينگ سبب ايجاد مديريتي نوين و كارساز در ژاپن شد و باعث شد اين كشور در كمتر از 5 سال متحول گردد و آن چنان رشد فزايندهاي را طي كند كه در سال 1980 فيلمي از شبكهCNN آمريكا پخش شد تحت عنوان «اگر ژاپن ميتواند پس چرا ما نتوانيم». در اين فيلم مستند يكي از عوامل اساسي پيشرفت و توسعه ژاپن، اجراي 14 اصل مديريتي دكتر دمينگ معرفي شده بود. از اين سال به بعد، آمريكائيها هم كه به عناوين مختلف از توصيههاي اين انديشمند بزرگ آمريكايي استفاده نكرده بودند ادامه پيشرفت و توسعه خود را درعمل كردن به توصيههاي دكتر دمينگ دانستند و از سال 1980 اين اصول در آمريكا و ساير كشورهاي جهان نيز مورداستفاده قرار گرفت. اصل اول) بهبود محصول و خدمات را هدف ثابت خود قرار دهيد. هر سازماني داراي اهداف مختلفي است كه لازم است كاركنان درجهت رسيدن به آن اهداف تلاش كنند. اما آنچه مهم است اين است كه در دنياي رقابتي امروز براي بقاي سازمان و رقابت با ديگر موسسات بايد مهمترين و ارزندهترين هدف سازمان بهبود مستمر محصول باشد. در اين راستا لازم است سازمان موقعيت و جايگاه خود را در زمينه استانداردهاي جهاني شناسايي كرده سپس با تعيين بهبود مستمر محصولات به عنوان يك هدف ثابت و مشخص، بهترين راه رسيدن به آن را نيز شناسايي كرده و درجهت دستيابي به آن تلاش كند. كسي كه هدف را نشناسد نميتواند راه رسيدن به آن را بيابد و كسي كه موقعيت خود را نشناسد نميتواند هدفي را تعريف كند! اصل دوم) ايجاد فلسفه جديد مديريت در سازمان از آنجا كه مديران ما عمدتاً داراي تجاربي هستند كه براساس آنها ساليان سال است كه به امر مديريت مشغولند و مسلماً تغيير دادن اين ذهنيات هم كار سادهاي نيست لازم است بعداز مشخص كردن هدف اصلي سازمان (بهبود مستمر محصولات) فرهنگ صحيح اجراي اصول دمينگ در سازمان ايجاد شود تا مديران آمادگي لازم را براي پذيرش اين اصول پيدا كنند. اصل سوم) به منظور بهبود كيفيت به بازرسي اتكأ نكنيد بسياري از مديران براين عقيدهاند كه به منظور بهبود كيفيت بايد مراحل بازرسي را افزايش دهيم و با دقيقتر كردن بازرسيها، كيفيت محصولات را افزايش دهيم. اين طرز تفكر كه از دهها سال پيش بيان و اجرا شده است در سالهاي متمادي هم در كشور ما مورداستفاده قرار گرفته است و مشكلاتي همچون موارد ذيل را بهوجود آورده است. الف) اختلاف بين كاركنان توليد و بازرسي؛ ب) تباني بين كاركنان قسمت توليد و بازرسي؛ ج) افزايش هزينههاي همچون دوبارهكاري، ضايعات و غيره؛ د) اشتباه در شناسايي عامل يا عوامل اصلي ايجاد محصولات معيوب. به همين منظور لازم است بهجاي بازرسي صددرصد محصولات با اعمال نظارت و كنترل دقيقتر روي فرايند توليد از توليد محصولات معيوب جلوگيري كرد نه اينكه بعداز توليد با جداكردن محصولات معيوب از محصولات سالم سعي كنيم كه كيفيت آنها را بهبود بخشيم. اصل چهارم) برچسب قيمتها عامل تعيينكننده در انتخاب تامينكنندگان نيست گاهي اوقات بنابه دلايل مختلف همچون كمبود بودجه، كاهش دادن هزينه مواداوليه، عدم تخصص لازم در قسمت تداركات و غيره اقدام به خريد مواداوليه و محصولات موردنياز با قيمت ارزانتر ميشود. اين عمل اگرچه به ظاهر سبب كاهش هزينه مواداوليه ميشود ولي درعمل باعث كاهش كيفيت محصولات شده و نامرغوب بودن مواداوليه سبب افزايش ضايعات و دوبارهكاريها و درواقع افزايش هزينهها ميشود. به همين منظور توصيه ميشود تا حدامكان يك تامينكننده انتخاب شود تا بتوان با ايجاد رابطه صحيح و بيان نيازهاي واقعي، مواد با كيفيت و قيمت مناسب را خريداري كرد. همچنين درصورت امكان بهتر است از تامينكننده دعوت شود تا با بازديد از خط توليد و محصولات و نحوه استفاده از مواد خريداري شده، در زمينه كاهش هزينه مواداوليه با مديران سازمان همكاري كند. با اجراي اين اصل هنگام خريد فقط به قيمت كمتر توجه نميكنيم بلكه درجهت كاهش دادن قيمت تمام شده حركت خواهيم كرد و تلاش ميكنيم تا رابطه پايدار، همراه با اعتماد و وفاداري با تامينكنندگان ايجاد كنيم. صل پنجم) بهبود مستمر سيستم توليد و خدمات امديريت بايد تمام كاركنان را درجهت بهبود مستمر توليدات ترغيب سازد و دربين كاركنان اين ذهنيت را ايجاد كند كه هيچگاه به بهترين روش و بهترين كيفيت نرسيدهايم و همواره بايد درجهت ارائه روشهاي جديد، خلاقيتها و نوآوريها تلاش كنيم. در اين زمينه دكتر دمينگ چرخهاي را بهعنوان چرخه دمينگ يا (چرخهPDCA يا چرخه بابا) پيشنهاد ميكند و براين عقيده است كه همواره و در تمامي فعاليتها لازم است به ترتيب، چهار قدم برنامهريزيPLAN) )، اجراDO) )، بررسي(CHECK) و اقدامات اصلاحيACTION) ) را به اجرا درآورد و با تكرار آن بهطور مداوم عمل بهينهسازي و بهبود مستمر را انجام داد. (شكل 1) اجراي صحيح اين اصل سبب كاهش هزينهها و افزايش بهرهوري ميگردد. دراين حالت قيمت تمام شده كاهش و قدرت سازمان افزايش مييابد. شكل 1 - بهبود مستمر با استفاده از چرخه دمينگ باتوجه به پيشرفت فزاينده علم و تكنولوژي لازم است مديران امكانات لازم را براي فراگيري اطلاعات و علوم جديد فراهم كنند اما متاسفانه بسياري از مديران توجه به آموزش كاركنان خود نميكنند چرا كه نتايج آموزش غيرملموس و نامشهود است و نميتوان نتايج آن را بويژه در كوتاهمدت مشاهده كرد. و مديران نتيجهگرايي كه عمدتاً با آمار و ارقام كار ميكنند و هر فعاليتي را براي رسيدن به نتايج قابل ملموس آن انجام ميدهند، به آموزش كاركنان توجه لازم را مبذول نميدارند. اين درحالي است كه آموزش يك امر كيفي است و تبديل فعاليتهاي كيفي به كمي و اندازهگيري آنها بسيار مشكل است. درواقع آموزش يك سرمايهگذاري پنهان است كه نتايج آن در درازمدت مشخص ميشود و با ايجاد آموزش مستمر است كه علاوه بر ارتقاي مهارت و دانش كاركنان باعث افزايش انگيزه دربين آنها خواهيدشد. اصل هفتم) رهبري كنيد همواره سعي كنيد بر كاركنان خود رهبري كنيد تا كاركنان نيز خود را در رسيدن به اهداف سازمان مهم دانسته و بدون آنكه كنترل شوند و تحت فشارهاي مختلف قرار گيرند وظايف خود را انجام دهند، درواقع با رهبري كردن است كه كاركنان حتي بودن حضور مديران و سرپرستان سعي ميكنند وظايف خود را به بهترين نحو ممكن انجام دهند چرا كه به كار خود عشق ميورزند و شيفته آن شدهاند و اين بهخاطر آن است كه يك رهبر خوب توانائيها و استعدادهاي افراد را شناسايي كرده وهركس را در جاي مناسب خود قرار ميدهد. اين چنين رهبري اگر قرار باشد كسي را سرزنش كند هيچگاه خود شخص را سرزنش نميكند بلكه عملكرد نامناسب او را مورد سرزنش قرار ميدهد. اصل هشتم) ترس را در محيط كار ازبين ببرند ترس يكي از عواملي است كه در ظاهر باعث افزايش فعاليت كاركنان ميشود ولي واقعيت آن است كه ايجاد ترس نه تنها باعث افزايش فعاليت كاركنان نميشود بلكه با برهم زدن افكار كاركنان و مغشوش كردن ذهن آنها سبب ازبين رفتن خلاقيتها و نوآوريها ميشود. ترس باعث ميشود تا زماني كه عامل ايجاد ترس وجود دارد افراد به فعاليت بپردازند ولي به محض برطرف شدن عامل ترس، شخص به همان شكل دلخواه خود عمل ميكند. پس سعي كنيد همواره با ازبين بردن ترس و اعمال رهبري صحيح، كاركنان را به فعاليت بيشتر و توليد محصولات با كيفيت ترغيب سازيد، نه اينكه آنها را مجبور به فعاليت بيشتر كنيد. همچنين همواره به ياد داشته باشيد كه ملاك، تنها كاركردن بيشتر نيست بلكه مهم با فكر كاركردن است و هيچگاه نميتوانيم بااعمال ترس از كاركنان انتظار كار با تفكر صحيح و كيفيت بالاتر را داشته باشيم. پس سعي كنيد نگرانيها را از سازمان دور كرده و با ايجاد امنيت و اطمينان شغلي در سازمان، به كاركنان اجازه دهيد با فكري آسوده و به صورتي كارا و موثر در سازمان فعاليت كنند. اصل نهم) حذف محدوديتها و موانع موجود بين قسمتها هر سازماني از بخشها و قسمتهاي مختلفي تشكيل شده است كه اين بخشها درمجموع تشكيل يك سيستم واحد را ميدهند، براي آنكه اين سيستم بتواند به اهداف موردنظر خود برسد لازم است تمامي اجزاي تشكيلدهنده سيستم با يكديگر روابط منطقي و اصولي داشته باشند و با تبادل صحيح اطلاعات سعي در كمك كردن به يكديگر و رساندن سازمان به اهداف موردنظر را داشته باشند. اصل دهم) پرهيز از دادن شعارهاي بيمحتوا (صوري) بعضي از مديران با ارائه قول و وعدههاي بياساس و شعارهاي بيپايه و اساس سعي در كاهش تشنجها و تنشها ميكنند و با اين عمل سعي دارند نيروي لازم را براي فعاليت بيشتر كاركنان ايجاد كنند اما شعارهاي صوري با گذشت زمان نه تنها باعث افزايش فعاليت كاركنان نميشود، بلكه انگيزه لازم را هم از كاركنان سلب ميكند و سبب ميشود آنها نسبت به سازمان و مديرانشان بياعتماد شوند. لذا به مديران توصيه ميشود به جاي ارائه شعارهاي صوري عملاً درجهت موارد موردنظر گام بردارند و كارداني و لياقت خود را درعمل ثابت كنند. اصل يازدهم) حذف سهميهها و اهداف كمي بسياري از مديران براين باورند كه با تكيه كردن بر آمار و ارقام و اهداف مقداري ميتوان كارايي كاركنان را افزايش داد درحالي كه اين عمل بويژه در درازمدت نه تنها كارايي افراد را افزايش نميدهد بلكه سبب بروز مشكلات ذيل ميشوند: الف) ارائه آمار و ارقام غلط توسط كاركنان؛ ب) كاهش كيفيت محصولات به علت توجه بيش از اندازه به مسائل كمي؛ ج) ازبين رفتن انگيزه و اعتمادبه نفس كاركنان به علت بهاندادن به مسائل كيفي. لذا مديران سعي كنند توجه به كيفيت و اهداف كيفي را در اولويت قرار دهند و در مرحله بعدي مسائل كمي را درنظر بگيرند. و از بكارگيري شيوه مديريت برپايه نتيجه (مديريت نتيجهگرا) خودداري كنند. اصل دوازدهم) افزايش غرور و لذت از كار آنچه كه باعث ميشود كاركنان با حداكثر توان خود فعاليت كنند عشق و علاقه آنها نسبت به كارشان است. حال اگر مديران بتوانند اين علاقه به كار را در بين كاركنان گسترش دهند ديگر نيازي به كنترل و نظارت مداوم آنها نيست چرا كه كاركنان به خاطر اينكه كنترل ميشوند كار نميكنند بلكه به خاطر علاقهاي كه به كار خود دارند و لذتي كه بعد از انجام دادن آن برايشان حاصل ميشود، فعاليت ميكنند. براي اين منظور لازم است با فرد مطابق شخصيت و ذهنيات درونيش رفتار شود و با استفاده از مواردي همچون تشويق به موقع كاركنان، نظرخواهي كردن از آنها در امور مختلف، ايجاد شرايط مناسب در محيط كار، افزايش صميميت و احترام متقابل دربين كاركنان، ارائه آموزشهايي در زمينه افزايش اعتماد به نقش و خودباوري و غيره غرور و لذت از كار در بين كاركنان افزايش داد. اصل سيزدهم) برنامهريزي به منظور آموزش و خوداصلاحي كاركنان در اصل ششم درمورد اهميت آموزش و اجراي آن براي مشاغل مختلف توضيحاتي داده شد. اما در اين مرحله كاركنان بايد به خود اصلاحي كامل برسند و اين امر مستلزم آن است كه مديريت انگيزه لازم را براي كاركنان فراهم آورد تا هريك از آنها بنابر نيازهايي كه در محيط كار خود احساس ميكنند و با استفاده از روشهايي همچون استفاده از شبكه جهاني اينترنت، نوارهاي آموزشي، مطالعه كتاب و مجلات، حضور در كلاسهاي داخل و خارج از صنعت و غيره اقدام به پويايي و بهنگام سازي خود كنند. در اين مرحله است كه كاركنان بايد به اهميت آموزش و فراگيري علم و دانش با همه وجود پي برده باشند تا با افزايش مداوم آگاهيهاي خود اقدام به بهبود مستمر كيفيت محصولات كنند. در اين زمينه لازم است مديريت سازمان با فراهم كردن برنامه مدون آموزشي (طرح جامع آموزشي) كاركنان را بنابر تخصصي كه دارند و بنابر ضعفها و نقصانهايي كه در محيط كار ديده ميشود و با استفاده از نظرات و پيشنهادات خود آنها به صورت فراگير كاركنان را تحت پوشش آموزشي مداوم قرار دهد تا كاركنان به خوبي ثمرات لذت حاصل از آموزش را درك كنند. اصل چهاردهم) براي دگرگوني همه كاركنان را به كار بگيرند در اين مرحله است كه مديريت بايد نتايج حاصل از فعاليتهايش در اجراي 13 اصل قبلي را دريافت كند و درصورتي ميتواند به نتايج دلخواه خود برسد كه در پيادهسازي صحيح 13 اصل قبلي دقت لازم را كرده باشد. در اين مرحله، مديران بايد كاركنان را به نقطهاي از تفكر و انديشه برسانند كه همه آنها با تمام وجود قبول كنند كه دگرگوني درسازمان بهگونهاي كه درجهت اهداف سازمان و بهبود مستمر كيفيت محصولات باشد به نفع همه آنها خواهدبود و هركسي در هر رده و پست سازماني كه هست بايد سازمان را درجهت رسيدن به اهدافش ياري كند.
با توجه به اصولی که گفته شد سیستم پیشنهادات را در کشور ژاپن بررسی می کنیم: دولتی خدماتی تولیدی جمع شرح روند اجرای نظام پیشنهادات :
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 16:26  توسط داود حمیدی
|
مدیریت زنجیره تامین SCM چیست ؟ مدیریت زنجیره تامین تلفیقی است از هنر و علم که در جهت بهبود دسترسی به مواد اولیه , ساخت محصولات و یا خدمات و انتقال آن به مشتری بکار میرود . در زیر پنج بخش اصلی مدیریت زنجیره تامین می آید : 1 – برنامه ریزی – این بخش استراتژیک مدیریت زنجیره تامین میباشد . مدیریت منابعی که جهت برآوردن نیاز مشتری برای محصول و یا سرویس شما استفاده میشوند . نیاز به برنامه ریزی استراتژیک میباشد . بخش عمده برنامه ریزی , پیاده سازی مجموعه مقیاسهایی است برای نظارت بر زنجیره تامین بطوریکه , بهینه و مقرون بصرفه بوده , کیفیت و ارزش مورد نظر مشتری را تامین کند . 2 – منابع – تامین کنندگانی را که محصولات و خدمات مورد مصرف برای ساخت محصولات و خدمات شما را در اختیارتان قرار میدهند انتخاب کنید . روندهای قیمت گذاری , تحویل و پرداخت به این تامین کنندگان را مشخص کرده , مجموعه ای از مقیاسهای نظارت و بهینه سازی ارتباط با آنان را فراهم آورید . سپس روندهای مدیریت انبار شامل دریافت مرسولات , بازبینی وانتقال محصولات و خدمات را به خط تولید خود به علاوه نحوه اختیار دادن پرداخت به تامین کننده را مشخص کنید . 3 – تولید – فعالیتهای لازم جهت تولید کنترل کیفی , بسته بندی و آماده سازی جهت ارسال مرسوله را برنامه ریزی کنید . سطح کیفیت , خروجی تولید و بهره برداری کارگران و کارمندان را اندازه گیری کنید . 4 – ارسال – این بخش اکثرا" تدارکات نامیده میشود در این بخش شما باید دریافت سفارشات مشتریان را هماهنگ کنید , شبکه ای از انبارهای کالا آماده کنید و روشهای حمل کالا به مشتری و پرداخت را انتخاب کنید . 5 – ارجاع – بخش اشکالات زنجیره تامین شبکه ای را برای مرجوع ساختن کالاهای معیوب و تولید از طرف مشتریان فراهم آورید . نرم افزار مدیریت زنجیره تامین چه وظیفه ای دارد ؟ نرم افزارهای مدیریت زنجیره تامین از جمله متنوع ترین نرم افزارها در دنیا هستند . هر یک از پنج مرحله اصلی مدیریت زنجیره تامین که در قسمت قبل ذکر شده است , شامل دهها عملکرد مختلف میباشد که هر کدام میتواند نرم افزار خاص خود را داشته باشد . بعضی سازندگان نرم افزارهای بزرگ سعی کرده اند که این نرم افزارها را در کنار یکدیگر مونتاژ کنند ولی هیچ تولید کنند ه ای یک مجموعه کامل از این نرم افزارها نداشته و ندارد . اتصال این نرم افزار با یکدیگر میتواند یک کابوس بزرگ باشد. شاید بهترین روش برای ترسیم نرم افزار مدیریت زنجیره تامین بدین ترتیب باشد که آنرا به نرم افزاری که در جهت برنامه ریزی زنجیره تامین باشد تقسیم کنید . نرم افزاری که در جهت اجرای مراحل زنجیره تامین بکار گرفته میشوند . نرم افزار برنامه ریزی زنجیره تامین (Supply Chain Planning) از الگوریتم های خاص ریاضی در جهت بهبود روندها و کار این زنجیره و تامین و پایین آوردن موجودی انبار استفاده میکند . این نرم افزار کاملا" وابسته به اطلاعات ورودی برای دقت بیشتر میباشد . اگر برای مثال شما سازنده کالاهای مصرفی میباشید انتظار دقت عمل در سیستم برنامه ریزی منابع تامین خود را نداشته باشید , مگر اینکه بتوانید اطلاعات دقیق در مورد سفارشات مشتریان به خرده فروشان طرف قرارداد شما , آمار فروش خرده فروشان , توان تولید و محل کالا در اختیار آن بگذارید . نرم افزارهای برنامه ریزی برای کلیه مراحل زنجیره تامین وجود دارند . بطور حتم ارزشمند ترین ( و در عین حال پیچیده ترین آنها ) آنها نرم افزارهای برنامه ریزی نیاز مشتریان است که مشخص می کنند میزان مورد نیاز تولید کالا برای رفع نیاز مشتریان چه مقدار میباشد . نرم افزار اجرای زنجیره تامین (Supply Chain Execution) جهت اتوماسیون بخشهای مختلف سیستم زنجیره تامین بکار میرود . این نرم افزار میتواند به سادگی انتقال الکترونیک سفارشات از کارخانه و یا کارگاه شما به تامین کنندگان مواد اولیه مورد نیاز باشد . آیا نیاز به نصب نرم افزار مدیریت منابع سازمانی (ERP) قبل از نرم افزار مدیریت زنجیره تامین (SCM) میباشد ؟ این موضوع بسیار بحث برانگیزی میباشد . امکان دارد در صورت نیاز به نصب نرم افزار برنامه ریزی زنجیره تامین نیاز به وجود نرم افزار ERP بدلیل وجود نیاز به اطلاعاتی که قاعدتا" در نرم افزار EPR جمع آوری شده است , باشد . از لحاظ فرض علمی شما نمیتوانید اطلاعات مورد نیاز نرم افزار برنامه ریزی زنجیره تامین را از سیستمهای قدیمی موجود در شرکت به آن تغذیه کنید ( بطور مثال از صفحات گسترده Excel که در جابجایی سازمان وجود دارد ) ولی به جریان انداختن این اطلاعات با سرعت و دقت لازم از کلیه بخشهای سازمان در عمل بسیار مشکل خواهد بود . نرم افزار مدیریت منابع سازمانی (ERP) دژکوبی است که کلیه این اطلاعات را در قالب یک بسته نگهداری میکند و بدین ترتیب نرم افزار های برنامه ریزی زنجیره تامین میتوانند با اتکا به تنها یک نبع به آخرین اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشند . بیشتر مدیرانی که سعی کرده اند نرم افزارهای برنامه ریزی زنجیره تامین را در سازمان خود نصب کنند , اظهار داشته اند که از نصب ابتدایی نرم افزار مدیریت منابع انسانی (ERP) در سازمان خود راضی هستند . آنها به پروژه های ERP به عنوان نظم بخشیدن به اطلاعات درون سازمانی خود مینگرند. واقعیت این است که نرم افزارهای ERP بسیار گران قیمت و اجرای آنها بسیار دشوار میباشد , در نتیجه ممکن است منطقی باشد که اطلاعات مورد نیاز نرم افزار برنامه ریزی زنجیره تامین بدون نصب ERP برای آن فراهم گردد. نرم افزارهای اجرایی زنجیره تامین وابستگی بسیار کمتری به جمع آوری دقیق اطلاعات از بخشهای مختلف سازمان دارند و به این ترتیب مستقل از تصمیمات ERP عمل میکنند . ولی احتمال این وجود دارد که نیاز به تبادل اطلاعات بین این نرم افزارها و ERP باشد . این اصل بسیار مهم است که نرم افزارهای اجرایی زتجیره تامین حتما" امکان یکپارچه شدن با اینترنت , مدیریت منابع سازمانی ERP و برنامه ریزی زنجیره تامین SCP را داشته باشد . برای مثال اگر میخواهید یک سایت اینترنتی خصوصی برای ارتباط با مشتریان خود و تامین کنندگان مواد اولیه خود بوجود آورید حتما" نیاز به استخراج اطلاعات از نرم افزارهای اجرایی زنجیره تامین SCE , برنامه ریزی زنجیره تامین SCP و مدیریت منابع سازمانی و مدیریت منابع سازمانی ERP خواهید داشت که قادر به تبادل آخرین اطلاعات در مورد سفارشات , پرداختها و وضعیت تولید و تحویل کالا باشد . هدف از نصب نرم افزار مدیریت زنجیره تامین SCH چیست ؟ قبل از فراگیر شدن اینترنت مریدان نرم افزار زنجیره تامین عمدتا" به تقویت امکان پیش بینی نیاز مشتریان و روان سازی زنجیره تامین محدود بودند . ولی ذات ارزان و هم جا حاضر اینترنت به همراه استانداردهای ارتباطی جهانی و ساده خود امکانات وسیعی بوجود آورده است . در حال حاضر شما میتوانید زنجیره تامین خود را براحتی به زنجیره تامین . چه موانعی بر سر راه نصب نرم افزار مدیریت زنجیره تامین وجود دارد ؟ ١ – بدست آوردن اطمینان تامین كنندگان مواد اولیه و شركای تجاری اتوماسیون زنجیره تامین به این دلیل است كه پیچیدگی های آن از مرز سازمان شما فراتر میرود . نه تنها كارمندان شما نیاز به تطبیق روش كار كردنشان دارند , بلكه كارمندان هر تامین كننده ای كه برای شبكه می پیوندد نیز نیاز به تطبیق روشهای عملكرد خود دارند . تنها تولید كنندگان بسیار بزرگ و قدرتمند توانایی اجبار كردن دیگران در زنجیره تامین به اعمال چنین تغییراتی را دارند . برای اینكه بتوانید رضایت شركای زنجیره تامین خود را برای همكاری در این زمینه بدست بیاورید میبایست طبق توافقاتی انتظارات آنها را نیز بر آورده ساخت تا بدین ترتیب همه عناصر این زنجیره به نوبه خود سود ببرند . ٢ – مقاومت داخلی در برابر تغییر اگر قانع كردن دیگر سازمانها برای استفاده از سیستمهای زنجیره تامین دشوار است , قانع كردن افراد داخل سازمان هم به همان اندازه دشوار است . اگر نتوانید اپراتورها را قانع كنید كه استفاده از این سیستم در دقت آنها صرفه جویی میكند با توجه به اینكه سالها استفاده از روشهای قدیمی و عادت به كاغذ بازی را نمیتوان بسادگی فراموش كرد , به احتمال زیاد راهی برای دور زدن و استفاده نكردن از سیستم نصب شده پیدا خواهند كرد . ٣ – اشتباهات اولیه نحوه پردازش داده ها در سیستمهای مدیریت زنجیره تامین جدید نصب شده در سازمانها به گونه ای است كه برای آن برنامه ریزی شده . ولی نرم افزار در چند ماه اولیه نصب در سازمان نمیتواند از روشها , سنتها و تاریخچه عملكرد سازمان با خبر باشد . برنامه ریزیها و پیش بینی كننده ها باید متوجه این موضوع باشند كه اولین اطلاعاتی كه از اینگونه سیستمها دریافت میكنند نیاز به بررسی و كمی تغییر خواهند داشت . در یك مورد به عنوان نمونه یك كارخانه تولید قطعات خودرو درست پس از نصب یك سیستم پیش بینی زنجیره تامین سفارشی غیر عادی بزرگی از یكی از سازندگان خودرو دریافت میكند . سیستم بلافاصله فرض میكند كه درخواست بازار برای اینگونه قطعات بسیار بالاست ( با توجه به اینك از روند قبلی بازار بی خبر است ) . استفاده كوركورانه از اعداد و ارقام سیستم در این مورد خاص میتواند منجر به سفارش غیر منطقی مواد اولیه توسط این شركت بشود . شركت متوجه مشكل شد و این اشتباه جلوگیری كرد . بدین گونه كه برنامه ریزیها اطلاعات سیستم را دور ریخته از اطلاعات شخصی خود استفاده كردند . ولی این مشكل دیگری را بوجود می آورد , و آن عدم اطمینان برنامه ریزیها به سیستم نصب شده و استفاده از اطلاعات شخصی خود میباشد . شركت میبایست سیستم را تنظیم كند و در بوجود آوردن اطمینان كاركنان به سیستم كوشش كند . وقتی كارمندان متوجه شوند كه میتوانند تجربیات خود با دقت رو به رشد سیستم هماهنگ كنند , تكنولوژی را قبول كرده از آن استفاده میكنند . بسیاری از بازارهای الكترونیك B2B مجهز به نرم افزار مدیریت زنجیره تامین میباشند . آیا استفاده از این سیستمها بهتر است یا تهیه و نصب سیستم خصوصی ؟ بازارهای الكترونیك ( ارتباط چند به چند ) و خصوصی ( سازمان شما با دیگر عناصر زنجیره تامین ) با انواع ایده های بزرگ برای بوجود آوردن مزایده ها , مناقصه ها و صرفه جویی در خرید شكل گرفتند . ولی تولید كنندگن كمی وسوسه به شركت در آنها شده اند . بسیاری از این سایتهای اینترنتی در حال حاضر به حداقل كارآیی خود یعنی میزان نرم افزار مدیریت زنجیره تامین تنزل پیدا كرده اند . اینگونه سایتها منابع شركتهایی هستند كه خود توانایی خرید نرم افزارهای مدیریت زنجیره تامین را ندارند ولی بسیاری از سرویسهای ارائه شده از كارآیی لازم برخوردار نیستند . شركتهایی كه توان مالی بیشتری دارند میتوانند ارتباطات خود را بطور اختصاصی با شركاء تجاری خود برقرار كنند . ولی حتی این شركتها زمانهای امكانپذیر میتوانند از بازارهای الكترونیك عمومی بهره مند شوند . ساخت نرم افزار خصوصی در شرایطی كه كس دیگری آنرا قبلا” برای شما بوجود آورده توجیه پذیر نمیباشد . واقعیت این است كه عمق ارتباطاتی كه بین عناصر زنجیره تامین توسط بازارهای الكترونیك عمومی تعریف شود بسیار كمتر از ارتباطاتی كه بصورت خصوصی با چند تامین كننده خاص برقرار میشود میباشد . بدین ترتیب بیشتر تصمیم گیرنده ها بدین ترتیب عمل میكنند كه از بازارهای الكترونیك عمومی برای ارتباطات عام زنجیره تامین خود استفاده میكنند و برای ایجاد ارتباطات عمیق تر به عناصر خاصی در این زنجیره بازار الكترونیك خاص خود را بوجود می آورند . تصمیمات زنجیره تامین در چه حیطه ای هستند ؟ ما تصمیمات لازم در رابطه با مدیریت زنجیره تامین را به دو دسته كلی تقسیم میكنیم . تقسیمات استراتژیك و عملیاتی . همانطوریكه از نام آن پیدا است , تصمیمات استراتژیك معمولا” برای افق زمانی بلندی است و تا حد زیادی به سیاستهای طراحی زنجیره تامین را فراهم می آورند . در سوی دیگری تصمیمات عملیاتی بیشتر بر عملیات روزمره تمركز دارند. هدف این تصمیمات حركت موثر و بهینه تولیدات در زنجیره تامین تعریف شده استراتژیك میباشد
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 16:23  توسط داود حمیدی
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||